Brecht

Brecht

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Brecht 2019 Part 2 1080p BluRay x264-WEEDPOT
Brecht 2019 Part 2 720p BluRay x264-PL3X
Brecht 2019 Part 2 576p BluRay x264
കമന്ററി എഴുതിയത് 141
مترجم اپیکور ارائه ای از کانال تلگرام https://t.me/Cinema141

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-09-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 22
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

!نه! نه! نه! نه

!تمام چراغ‌ها رو روشن کنين

.نه، راه گريزي ازش نيست .پرنورترين چراغ‌ها رو روشن کنين

.پاسخ‌ها رو به تاخير بنداز

.با مترجمت صحبت کن

.از تمام سوالات سردرنمياري - .درسته، آقا -

.برتولت برشت 14 سال در تبعيد بود

وي براي فعاليت‌هاي ضدآمريکايي .به کميته واشنگتن ارجاع داده شد

اين در مورد نفوذ ادعا شده .در صنعت فيلم هاليوود است

آيا شما تا کنون عضو حزب کمونيست بوده يا هستيد؟

هيچ يک از شاهدين به .اين سؤال پاسخ نميدن

اين خلاف متمم پنجم قانون اساسي ...ايالات متحده هست

با يک وکيل خود را .براي بازجويي آماده مي‌کند

اگه جواب ندم، خطرش چيه؟ - .به خاطر بي‌اعتنايي به کميته به زندان ميري -

،همکار و ممعشوق دانمارکي او .روث برلاو به او کمک مي‌کند

.سيگار خودت رو بکش .بقيه آمريکايي هستن

.تو فاقد مليت هستي

اگه تنها کسي باشي که به اين سوال پاسخ .ميدي، اکثر مردم اون رو بد برداشت نمي‌کنن

!ولي من توي اين کشور يک مهمانم

.نمي‌خوام وارد يک مباحثه‌ي حقوقي بشم

.تو هرگز عضو حزب نبودي، هرگز

.نبايد در اين مورد دروغ بگي

.روز بعد، برشت آمريکا را به مقصد اروپا ترک کرد

در سال 1948 از بخش تئاتر آلمان در شرق برلين .در بخش جماهير شوروي، دعوتنامه‌اي دريافت کرد

نمايشنامه "ننه دلاور و فرزندان او" از برشت .بايد در آنجا به روي صحنه برود

.هلنه وايگل به عنوان نقش اصلي

کارگرداني توسط اريش انگل .و برشت انجام مي‌شود

.شانزده سال

...و نه فقط خونه‌ها نابود شدن

.اولين نمايش در يازدهم ژانويه سال 1949

مردم اينجا مي‌خوان مارو تماشا کنن؟

اين شکست باعث تشنگي کافي واسه چيز جديدي شده؟

وقتي داستان جنگ و دلاوري رو بهشون نشون .ميدم، اون‌ها منو تماشا مي‌کنن و بهم گوش ميدن

.اين براشون ناآشناست

مثل قبل از هر اولين نمايش .الان هم مضطرب شدي

.ولي اين اولين نمايش خاص و مهم هست

.فرار نمي‌کنن

.از اين بابت اطمينان ميدم

.در کل، داخل، گرم‌تر از بيرونه

!اون بزدل رو نگاه کن .فراموشش نکردن

اگه برشت بدونه چقدر وقت صرف تماشاي ...سفرش در اخبار کردي

.آمريکا، سوئيس و اتريش

.و حالا اينجا توي سالن تئاتره

در ميان تماشاچيان، دانشجوي کارگرداني ايگون .مانک و هنرپيشه ايزوت کيليان نيز حضور دارند

آذوقه‌رسان با دلاوري از ميان جنگ .سي ساله با ارابه‌اش مي‌گذرد

.سرنوشت او سرنوشت شخصي ساده است

.آذوقه‌رسان با جنگ دادوستد مي‌کند .او همه چيز را از دست مي‌دهد، حتي فرزندانش

.خيلي‌ها اون بيرون هم چيزهاي زيادي از دست دادن .الان حس قرباني بودن دارن

برو بيرون و بهشون نشون بده .چطور اين اتفاق افتاد

.مثل اين نمايش دلاوري، تقصير خودشونه

با بي‌رحمي! شايد فهميدن که .راه ديگه‌اي هم هست

.ممنون

،جنگ هم مانند تمام چيزهاي خوب .در ابتدا سخت است

.شکفتنش با سختي همراه است

،بعد مردم از صلح اجتناب مي‌کنند .همچون قماربازي از توقف

پس بايد آنچه از دست داده‌اند .را حساب کنند

.ولي در ابتدا از جنگ دوري مي‌کنند

وقتي نمايشنامه شروع ميشه، قبل از اينکه چرخ دلاوري ...به گردش دربياد، استخدام‌چي از جنگ و تجارت ميگه

به شيوه‌اي عجيب و بدبينانه که .واسه من کاملاً غيرعادي بود

فهميدم که آدم مي‌تونه در مورد کالاهاي مقدس صحبت .کنه مثل ملت و زندگي مردم و اينچيزها

.بعد آدم مي‌تونه بهش بخنده

.تمام نگاهم به زندگي تغيير کرده

.از طرفي، نمايشنامه خيلي عميق بود .هيچوقت چنين تئاتري نديده بودم

...مرگ آرميده است

...مرگ آرميده است

...و کساني که هنوز نمرده‌اند

.به قدرت‌هاي خود نياز دارند

...با يک سوسيس براي خوردن

...با بدني پر از شپش و کک

...بايد به سوي ميدان نبرد پيش برويد

.پوتين‌هاي خوب مورد نياز است

:بعد با خودم گفتم !بايد بهش وصل بشي

برشت تصميم به انتقال از سوئيس به بخش .اتحاد جماهير شوروي در برلين گرفت

.وي به يک عمارت در وايسنزي نقل مکان کرد

!وايسا! وايسا! وايسا

!خداي من - .آره -

.اينجا مکاني مناسب براي آغاز جديد او بود

.در سمت درست تاريخ، در لحظه مناسب

و در اينجا يک گروه با بودجه دولتي بود که او .مي‌توانست نمايشنامه‌هايش را امتحان کند

.ابتدا او ميهمان دائمي در تئاتر آلمان بود

.اما او به تئاتر خودش اميدوار بود

.تئاتر ام شيفباوردام بهترين خواهد بود

.شرارت چقدر خسته‌کننده است

جايي که او با اپرا سه پني خود .موفقيت جهاني را جشن گرفت

.بيا چمدون پرواز رو باز کنيم

.چمدون‌ها هميشه بالاي کمد بود

.واسه پرواز بعدي

!گاليله

.بايد کمي ديگه منتظر بشه

.کارار، پونتيلا، دايره گچي

چقدر وقت برام مونده؟

کي بهمون کمک مي‌کنه؟ .تنهايي از پسش برنميايم

.به طرفت ميان

انگار منتظر بودن ببينن برشت .هنوز زنده‌ست يا نه

،قديمي‌ها که زنده موندن .دوستاني مثل کاس، ايرينگ

.و جوون‌هايي که الان ابراز عقيده مي‌کنن

.کساني که با تئاتر گورينگ نابود نشدن

.و نهر از زوريخ مياد واسه پونتيلا

.و لوتز از بازل هم بهم قول داد که بياد

مخاطبان عزيز، مبارزه سخت است، اما .چشم‌روشني در حال آمدن است

.خيلي جوونه

.بايد ازش مراقبت کنم

!از همه‌چيز

.هيچي اونجا نيست

!هلي - !بله! بله! بله -

.برلاو جلوي در وايساده .چمدونش توي اثاث ما مونده

.لطفاً دوباره اميدهاش رو زنده نکني

.قراره اينجا زندگي کنه و توي گروه کار کنه .اينو قول دادم

.توي آمريکا فکر مي‌کرد باهاش ازدواج مي‌کني

.مي‌دوني منظورم چيه

.چمدونت - !برشت اينجاست

،برشت حسابي خسته‌ست .لازمه استراحت کنه

.من باهاش کار مي‌کنم

.آره، مي‌توني برامون عکس بگيري - .و ثبت نمايش‌ها واسه کتاب‌هاي مدل -

.تو حتي نمي‌توني يه متن رو بدون اشتباه تايپ کني

و خودت، هلي، مي‌خواستي .توي دانمارک خودت تايپ کني

.فقط به خاطر گرت استفين و برشت

!برشت

.اون موقع همچين دست‌هاي داشتي .همه‌ش باند‌پيچي شده

.و مديريت هم به من وعده داده شد

!برشت

،ما برگشتيم آلمان .اينجا دانمارک نيست

.اون موقع توي اسکوبوسترند غريبه بودين .توي تبعيد

.اون موقع براتون مفيد بودم

به خاطر تئاتر، ويزا، ماشين و .غذاي ويژه واسه برشت

.تو پول داشتي

.به خاطر برشت، شوهرم دکتر لاند رو ترک کردم

.برشت اين حلقه رو بهم داد

.توي راه، سوئد، فنلاند و آمريکا

.هميشه فکر مي‌کردم کنارش مي‌مونم .هلي، برشت منو دوست داره

.و من همسرشم

!برشت

!برشت - .روث، معقول باش -

معقول؟

!برشت هميشه از معقوليت ميگه

.قول دادي با هم زندگي کنيم

.به کارت توي تئاتر ادامه ميدي - !با تو -

!ما الان توي آلمان سوسياليست هستيم، روث

.ما در حال بازسازي يه جامعه جديد هستيم

خب، کي زندگيمون شروع ميشه؟

!بيا، مي‌رسونمت خونه

برا والدينتون نوشتين: همونطور که از باغ‌وحش به .فردريش‌استراسه مي‌رفتيم، فکر کردم بايد بالا بيارم

.قابل تصور نيست

.نماي خارجي خونه، چيزي پشت خودش نداشت

سنگرهاي بزرگ مثل .کشتي‌هاي در حال غرق

.اصلاً باعث نشد که عقب بکشم

.نه، همه‌چيز رو پذيرفتم

بدترين اتفاق ممکن بود رخ بده ...:و من هنوز مي‌گفتم

بدترين اتفاق و کار در تئاتر رو .به زندگي در خونه با آرامش ترجيح ميدم

برشت با گروه برليني جديدش، روي نمايشنامه .استاد دربار از لنتس کار مي‌کرد

.نمايشنامه‌اي متعلق به سال 1774

.رگينه لوتز نقش گوسچن را بازي مي‌کند

.فکر مي‌کنم خدا مرا خلق کرد

...با - .با تمام موجودات -

.رگينه، معاشقه رو با معلم کمي بيشتر کن

.يه دختر اشرافي اهميتي به کلاس ديني نميده

.اون زن يه هرزه‌ست، اين مرد رو بازي ميده

.اين جنبه ديگه‌ي گوسچن بي‌تکلفه .دوست داره با آتش بازي کنه

.و معلم نمي‌تونه متقابلاً بجنگه

برشت دوست قديمي خود کاسپار نهر را براي .صحنه‌سازي و همکاري در کارگرداني در آنجا داشت

!هانس - بله؟ -

به عنوان يه معلم سالانه 60 تالر .درآمد داري

.پس من فقيرم - !نه، تو يه بزدلي -

،ميشه تصور کرد که اين شخصيت تو هست .ولي اين جامعه‌ست که از تو يه بزدل ساخته

مانک، نشونش بده که روي نردبان .اجتماعي کجا ايستاده

.لسينگ به عنوان كتابدار سالانه 600 تالر درآمد داره

.تک رقصنده اپراي درسدن: 6000 تالر

.آشپز: ده تالر - و يه زن گله‌دار؟ -

.و يه زن گله‌دار سالانه يک تالر درآمد داره

و فاحشه پادشاه؟

!حالا بياين ادامه بديم

.معشوقه آگوست نيرومند: سالانه 100000 تالر

!آره .ببين، گاگلر

!اين شخصيت تو رو شکل ميده .به خاطر همين مقابل حاکميت کمر خم مي‌کني

.ولي همون موقع هم خشمت رو نشون ميده

.آره، يه خادم فرمانبردار .خادم فرمانبردار

!شيطان بايد تو رو تسخير کنه !شيطان بايد تو رو تسخير کنه

.فرانسوي‌ها سر پادشاهشون رو بريدن .آلماني‌ها بهش تعظيم مي‌کنن

.بدون انقلاب

.معلم واسه حفظ شغلش، خودش رو اخته کرده

.ما اينو بيرون مياريم .مي‌خوايم عوضش کنيم

!رگينه، دوباره اغواگري، لطفاً

.فکر مي‌کنم خدا مرا خلق کرد

!بله، درسته

و بعد من برمي‌گردم؟

!فرار مي‌کني

رابطه قدرت، عوض ميشه .دانش‌آموز، معلم رو مورد آزمون قرار ميده

.فکر مي‌کنم خدا مرا خلق کرد

.کاش نکرده بود

...با - .با تمام موجودات -

...جسم من - .جسم من و روح من -

همينطور جسم شما؟ - .چشم‌ها، گوش‌ها و تمام اندام -

.عقل و تمام حواس به من داده شد

ديگر چه؟ - .آن‌ها را سالم نگه مي‌دارد -

لباس و کفش، غذا و نوشيدني، خانه و مزرعه، همسر .و بچه، زمين، گاو و تمام کالاها را عطا مي‌کند

!آره !حالا داره دستش ميندازه

.اون يه دانش‌آموزه - ...اون يه زنه، و تو -

هفته‌ها و ماه‌هاست که يه .غده پر از مني داشتي

اينو فراموش نکن. جسم، شهوت ممنوعه .رو در تو ظاهر مي‌کنه

مي‌بيني، يه زندگي جنسي براي تو در اين دنيا معين نشده؟

Brecht subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Brecht

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left