ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
استراحت تعلیقی قطع شد. آتشسوزی در بخش انجماد
استراحت تعلیقی قطع شد. آتشسوزی در بخش انجماد
تکرار میکنم. آتشسوزی در بخش انجماد
تمامی پرسنل گزارش بدن به
فضاپیمای نجات اضطراری
یه سفینه نجات سقوط کرده
برین پایین لب ساحل. ممکنه بقیه هم باشن
همین الان
باهام حرف بزن
بیا دیگه. زود باش
هی، فرانک. بیا دیگه. راه بیفت. راه بیفت
صبر کن
اینا به دردی میخورن؟
باشه
به همهی اینا نیاز پیدا میکنیم
آره، برو فرانک. برو اون تو. از مشعل استفاده کن
اوخ، یا عیسی مسیح
اه
بدجوری تموم کرد، نه؟
همینه
خیلهخب
حالت خوبه
اون سگ احمقت! از اینجا ببرش بیرون
چند نفر؟
نمیدونم. سه نفر، شایدم چهار نفر
هی فرانک، میشه یه کم عجله کنی؟ پنج دقیقه دیگه دما به ۴۰ درجه زیر صفر میرسه
باشه، باشه. بیاریدش
خودتونو جمع و جور کنید. بیاید دیگه. درسته
درسته. بفرمایید، آقای دیلون
خداوندا، به ما قدرت تحمل عطا فرما
ما میدانیم که گناهکارانی ناچیز در دستان پروردگاری خشمگین هستیم
بگذار این پیوند ناگسستنی بماند
تا روز موعود
آمین. آمین
ممنونم آقایان
این بخش کنترل شایعاته. واقعیتها اینان:
همونطور که بعضیهاتون میدونید
۳۳۷ یه سفینه نجات مدل
ساعت ۶ صبح اینجا سقوط کرد
تو نوبت نگهبانی صبح
یه نفر زنده مونده
دو تا کشته و یه اندروید که اونقدر داغون شده که قابل تعمیر نیست
بازمانده یه زنه
منم همینو دیدم
فقط میخواستم بگم که من عهد تجرد بستم
ما همهمون بستیم. شامل زنها هم میشه
آره. ما همهمون عهد بستیم
دهنتو ببند مورس. من میخوام بگم که شخصاً
از سیاست شرکت که به اون اجازه میده آزادانه
با زندانیها و بقیه کارکنان رفت و آمد کنه، خوشم نمیاد
منظور این برادرمون اینه که ما حضور هر غریبهای
بهخصوص یه زن رو، نقضِ آرامشمون میدونیم
یه تهدید برای وحدت معنویمون
ما کاملاً از احساسات شما در این مورد باخبریم
خوشحال میشید اگه بدونید که من درخواست تیم نجات دادم
امیدوارم تا یه هفته دیگه اینجا باشن
بیخیال بابا. و در اسرع وقت اون رو از اینجا ببرن
این اراجیف رو تحویل ما نده
وضعیت جسمانیش چطوره؟
به نظر نمیاد خیلی آسیب دیده باشه
بیهوشه. فعلاً نمیتونم تشخیص دقیقتری بدم
زنده میمونه؟ فکر کنم آره
ببینید، به نفع همهست که
این زن از بهداری بیرون نیاد
تا وقتی که تیم نجات برسه
و قطعاً بدون همراه جایی نره، درسته؟
قربان
آقایان، همهمون باید به کارهای روزمرهمون برسیم
و بیخودی جوگیر نشیم
درسته. مگه نه؟
خیلهخب. ممنون آقایان
بسیار خب
بهتره زودتر برسن وگرنه چیزی ازش باقی نمیمونه
این چیه؟
فقط یه معجون دستساز خودمه. یه جورایی آدم رو سر حال میاره
دکتری؟
اسمم کلمنسه. من اینجا پزشک ارشدم
۱۶۱ اینجا؟ فیوری
یکی از زندانهای دورافتاده شرکت ویلند-یوتانیه
متأسفم که این رو میگم
اجازه هست؟
این در واقع یه پایدارکنندهست
واقعاً باید سرت رو بتراشیم
ما اینجا مشکل جدیِ شپش داریم
وقتی حالت بهتر شد، یه ماشین اصلاح بهت میدم
تا بتونی به نظافت شخصیت برسی
چطوری سر از اینجا درآوردم؟
با یه سفینه نجات سقوط کردی
ظاهراً قبل از ورود به جو، از سفینه مادر جدا شده بودی
میدونی چند وقت تو خواب مصنوعی بودی؟
چون بیدار شدن به اون شکلی که تو شدی، شوک بزرگی به بدن وارد میکنه
آره، تا چند هفته حالم بده. واقعاً هم همینطوره
بقیه کجان؟
دووم نیاوردن. چی؟
زنده نموندن
باید برم سراغ سفینه
باید برم سراغ سفینه. تو اصلاً تو وضعیتی نیستی که بتونی بری
میخوای برام لباس بیاری یا همینطوری برم؟
با توجه به ماهیت ساکنین اینجا
پیشنهاد میکنم لباس بپوشی
هیچکدومشون سالهاست که یه زن ندیدن
در واقع، منم همینطور
اینجا قبلاً یه زندان پنج هزار نفری بود
اما الان فقط بیست و پنج نفر پرسنل نگهدارنده داره
چرا؟
برای اینکه شعله رو روشن نگه دارن. شعلهی چی رو؟
کوره ذوب. متان طبیعی
ما اینجا یه ریختهگری داریم، ستوان ریپلی
زندانیها برای مخزنهای زبالههای سمی، ورقههای سربی میسازن
اسمم رو از کجا میدونی؟
پشت شلوارت چاپ شده
کابل رو رها کن
جسدها کجان؟ ما یه سردخانه داریم
گذاشتیمشون اونجا تا تیم تحقیقات برسه
فکر کنم حدوداً یه هفته دیگه
یه اندروید هم بود. تیکهتیکه شده
هر تیکهش یه طرف افتاده بود
هر چی ازش مونده بود رو ریختیم تو زبالهدونی
سرجوخه توسط اون میله ایمنی بدنش سوراخ شد
اصلاً نفهمید چی به سرش اومد
و اون دختره؟
توی محفظه انجمادش غرق شد
فکر نمیکنم وقتی این اتفاق افتاد به هوش بوده باشه
متأسفم
چی شده؟ کجاست؟
تو سردخونه
باید ببینمش
باید ببینم چی ازش مونده
اوه خدای من، اینجایی
همهجا رو دنبالت گشتم. کجا بودی، هان؟
بیا اینجا
خوبی؟ بذار ببینم، اسپایک. بذار ببینم
خوبی؟ بذار ببینم
صورتت رو به کجا مالیدی، هان؟
بیا اینجا
کسی این کار رو باهات کرده؟
کدوم حیوونی با یه سگ این کار رو میکنه؟
دلیل خاصی داره که اینقدر اصرار میکنی؟
بله. باید مطمئن بشم چطوری مرده
ببین، دلم نمیخواد درباره یه موضوع به این حساسی تکرار مکررات کنم
اما کاملاً واضحه که اون غرق شده
دخترت بود؟
نه. نبود
اوم
میتونم چند لحظه تنها باشم، لطفاً؟
بله، البته
من رو ببخش
داره چیکار میکنه؟
خب؟
نه
باید کالبدشکافی کنیم
چی؟ بهت که گفتم
باید مطمئن بشم چطوری مرده
منم بهت گفتم، اون غرق شده
من چندان مطمئن نیستم. باید داخل بدنش رو ببینم
گیجی. هنوز بدنت به حالت عادی برنگشته
من یه دلیل خیلی خیلی خوب دارم
خب، شاید بخوای اون دلیل رو با منم در میون بذاری؟
احتمال سرایت بیماری
دقیقاً چه نوعی؟
وبا. وبا؟
دویست ساله که هیچ موردی از وبا گزارش نشده
خواهش میکنم
همه چیز سر جاشه
هیچ نشونهای از عفونت نیست
هیچ علائمی از بیماری دیده نمیشه. قفسه سینه
قفسه سینه رو باز کن
مواظب باش
ریهها
پر از مایعات شده
بنابراین، اون غرق شده
حالا، از اونجایی که من کاملاً احمق نیستم
نمیخوای بگی واقعاً دنبال چی میگردیم؟
آقای کلمنس
رئیس زندان
فکر نکنم با ستوان ریپلی ملاقات کرده باشید
چه خبره اینجا، آقای کلمنس؟
درسته قربان. چه خبره اینجا، آقای کلمنس؟
خب، اول از همه
خوشحالم بگم که حال ستوان خیلی بهتره
دوم اینکه، به خاطر سلامت عمومی
دارم کالبدشکافی میکنم. بدون اجازه من؟
خب، به نظر میرسید وقتی نداریم
اما همه چیز خوب پیش رفت
هیچ نشونهای از سرایت بیماری تو بدن نیست. خوبه
اما شاید بهتر باشه اگه ستوان ریپلی
جلوی زندانیها رژه نره
اونطور که شنیدم تو یک ساعت اخیر انجام داده
همینطور بهتره که
من رو در جریان هر تغییری تو وضعیت جسمانیش بذارید
یا انتظار زیادیه؟
باید جسدها رو بسوزونیم
مزخرفه. جسدها رو تو یخ نگه میداریم
تا وقتی تیم نجات برسه
تو یخ
مسئله سلامت عمومیه
ستوان معتقده که هنوز احتمال یه عفونت واگیردار وجود داره
فکر کردم گفتی هیچ نشونهای از بیماری نیست
خب، به نظر میرسه اون بچه غرق شده باشه
اما بدون آزمایشهای آزمایشگاهی دقیق
No comments yet. Be the first to leave one.