ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« تسکین جانوران »
باکی، الهی که قرین رحمت خالقمان باشد
« طــلــب آمــرزش بــرای جــانــوران »
که هر مخلوقی را بهاسم میشناسد
و الهی که تو و کریستا از دورانتان با یکدیگر در عشق و آرامش لذت ببرید
آمین
خدافظ، کریستا
سلام، برایس. این کیه اینجا؟
اوه - دینگ-اِ-لینگ دیشب فوت شد -
ای جان
واقعاً متأسفام، برایس
خداوندا، دینگ-اِ-لینگ را در دستان آسمانیات نگه دار
،ما امروز برای برایس دعا میکنیم
و تمام خاطرات شگفتانگیزی که او و دینگ-اِ-لینگ با هم سهیم بودند را به خاطر میآوریم
آمین
خدافظ، برایس
خیلیخب. تونی کرتیسِ همستر
ما از سال گذشته خصومت داریم، ولی بااینحال براش طلب آمرزش میکنم
سلام، بابا. میتونم بهت ملحق شم؟ - هوم -
خود دانی
...آم... من و تریشا داشتیم صحبت میکردیم و
امسال پولی نیست که آدم استخدام کنیم، بابا
واقعاً متأسفام
...میدونی
تو و خواهرت چیزی رو اداره نمیکنید
...خب
تریشا پیشنهاد داد که از شرکت ترکیبی سفارشی استفاده کنیم
:(برداشت سفارشی محصول) custom combining ] روشی از برداشت محصول برای کاهش هزینهها با [ (استفاده از یک واسطه (شرکت
تریشا مزرعهدار نیست
درسته
...اون دلقکهای «کینلی» هر سال باهام تماس میگیرن. من
!من که وسعم بهش نمیرسه
...و بهعلاوۀ خرج مکان مادرت، من
...واقعاً در توانم نیست. منظورم اینه
یه فکری به حالش میکنم
...اوه، هی، جوئل! آم
میتونی آخر روز یه سر بیای دفترم؟
آره. باشه - باشه -
هی، اینجائی که
جوئل، گردنت عین لبو سرخ شده - هوم -
آره. فکر کنم کشیش دب از تمرین گروه سرود خبر داره
تُف
خب، مگه اون، یهجورایی جدید نیست؟
فقط بهش بگو کشیش قبلی گفت مشکلی نداره
...آره، نمیدونم. نمیخوام
دورتادوره؟ - اوهوم -
دورتادوره - اوه -
خوشحالام یه قرار دونفرۀ واقعی گیرمون میاد
سعی ندارم بیشعوربازی در بیارم. سم رو دوست - دارم، ولی ما هیچوقت... - سلام، بچهها
این قضیۀ کارکردن قبل از کارکردن واسه من کار نمیکنه
اوه، ببخشید. مزاحم چیزی شدم؟
نه، فقط داشتیم راجع به رفتن به «گاو و خرس» حرف میزدیم
گاو و خرس»؟ چندش»
البته، چرا که نه؟
اوه، بهگمونم... پس بهگمونم تعیین (قرار) شد
خیلیخب، رواله
اونجا میبینمت - باشه -
اون چشه؟
هیچی. تو چته؟
اه. بابام توی برداشت ذرت کمک احتیاج داره
پولی نداره، یه پای سالم
به خیالش چطور جواب میده؟ یا پیغمبر
...شاید فرد از دانشکدۀ کشاورزی بتونه کمکت کنه یا
اوه. فکر فوقالعادهایه. یادم رفته بود اونجا کار میکنه
میدونی که گردنت عین لبو سرخ شده، درسته؟ - هوم -
باید بری «دنیای وکس»، میندی رو ببینی
اون دومی نداره
...من میندی رو توی کلیسا میبینم. نمیخوام ببینه
بس کن
میدونی، من واسه کوپ انجامش نمیدم. واسه اون سر سوزنی اهمیت نداره. واسه خودم انجامش میدم
خیلیخب، تمام. اونیکی چقدر طول کشید؟ - ...اوه، آ -
پنج دقیقه و سی ثانیه
لعنت
خب، بهگمونم همۀ اینها رو باید امشب خونه تموم کنم
...میدونی، خیلی دوست دارم کمک کنم، ولی باید
،باید برم «مریان»، کوفتهها رو بگیرم
،)باید برم مشروبفروشی «رایتاسپات» (جای درست
...و باید «استرنو»ی بیشتری بگیرم، پس - نگران نباش -
من کاملاً میتونم از پس این بر بیام - !توی چنگته -
!توی چنگمونه، دختر - شب خوبی داشته باشی -
...اوه
!فرد
سلام - اینجاست که. سلام، بچه -
خیلیخب، نلسون، توی آزمایشگاه میبینمت
چندتا باکتری نیتراتساز واسه نشوندادن بهت دارم که ذهنت رو کجوْمعوج میکنه. خیلیخب، بزن به چاک
بعداً میبینمت، رفیق
...بچۀ نازیه. آم
...سلام
استاد... دکتر... فرد روکوکو
درسته. استاد دکتر فرد روکوکو
تا کلاس باهام قدم بزن. یه ثانیه فرصت دارم
...آ... ممنون که باهام دیدار میکنی. آم
...ببین، میخواستم بدونم یهجور
برنامۀ کشاورزی هست که بتونی بچهها رو بفرستی مزرعه، و مفتی کار کنن
همیشه میخوان مفتی از بچهها کار بکشن
خب، جوونان دیگه - میدونم -
خب، اولین فکرم تحقیقات میدانیـه، ولی مشکلش استاد جنکوفسکیـه
قضیۀ یارو چیه؟ - !عجب -
!باورم نمیشه همینجوری فرض کردی مَرده
...اوه
گُه بگیرن. تُف، ببخشید
خب، خوب حدس زدی
زنها بهطرز اسفناکی حضور کمرنگی در علوم کشاورزی دارن
یه لحظه گیرت آوردم، مگه نه؟
فکر کردی قراره به تخمم باشه - آره -
نگرانش نباش. یه نفس عمیق بکش - باشه -
سلام، استاد روکوکو
استاد دکتر فرد روکوکو
و قضیۀ جنکوفسکی؟
الدنگه، ولی یه راهحل موقت به فکرم رسیده
یه واحد درسی اختیاری برای دانشجوهای تحصیلات تکمیلیم
برداشتتون رو انجام میدن، من هم شرایط دنیای واقعی که کشاورزها باهاش مواجه میشن رو بهشون یاد میدم
هم به نفع پدرته، هم به نفع اونها
منظورم اینه، اگه بشه که فوقالعادهست. خیلی ممنون - آره؟ -
خیلیخب، پس عملیش میکنیم
خیلیخب، مقصد من اینجاست. زمانبندیم حرف نداره یا چی؟
آره - خیلیخب. خوشوقت شدم -
آره، همچنین. ممنون، فرد
بفرما، سم
شنیدم شنون داره واسه دانشگاه درخواست میده - !آره -
...آره، ریک سفارش جلوییت بود، پس - !ریک؟ -
!اوه، تُف. من باید برم - باشه -
عجله داری، کوننشور؟
...یعنی چـ
چه گُهی داره میخوره؟
تُف
حقه یا هدیه، ننههرجایی
چه وضعشه، ریک؟
این بیرون چیکار داری میکنی؟ - !چی؟ تو داری من رو تعقیب میکنی -
درسته. دستت رو خوندهام، داداش
از همهچی خبر دارم
!همهچی
تُف. نـ... لطفاً به تریشا نگو
!چه وضعشه، ریک
چیکار باید بکنم؟ به خواهرم نگم که شوهرش دلال مواده؟
...من... خـ... خب
اوه خدای من. چیه؟ «آکسی»؟ «فنتانیل»؟
!و الآن با دروغگفتن بهم توهین نکن، ریک
آ... احمقانه بود
...من فقط
دستپَرم خیلی تنگه، و باید هزینۀ دانشگاه شنون رو بدم
...و یه یارویی سر کار یه یارویی رو میشناخت - ...اوه، کون لقت. فقط -
...همین حالا تمومش کن! وگرنه - !قسم میخورم -
به جان شنون قسم، دیگه هیچوقت مواد نمیفروشم. قسم میخورم
خیلیخب، خوبه
ولی فقط بدون که چسبیدهام در کونت
پای چلاقت نلغزه - باشه -
حالا، ون واموندهت رو تکون بده - باشه -
و گریهزاری رو تموم کن. سوار ماشین وامونده شو
...یالا! منظورم اینه - باشه. باشه -
یا پیغمبر، مواد، ریک؟ چی توی مغز پهنیت میگذره؟
!قسم میخورم! قسم میخورم - !خدا -
باشه، ممنون
!اوه، دهن گشادت رو ببند، و فقط بزن به چاک - !ممنون -
!ریک جوری شده بود که انگار قراره برینه توی شلوارش
اوه، شگفتانگیز بود
من اساساً ازدواج خواهرم رو نجات دادم
نهکه روحش هم خبردار بشه. سلیطه
هی
سر میز... داره یهخرده خلوت میشه
میتونی بیای پیشم بشینی؟
جیش دارم. وایسا جای من
...وایسا، من
هی
این مفرحه، درسته؟ - آره -
،میدونی، ممکنه فقط زیادی حساس باشم
ولی، مثلاً، اینجا تنشی وجود داره؟
...چون یهخرده
،از میادین اجتماعی دور بودهام یا هرچی ...و، مثلاً، و اگه پا روی دم کسی گذا
خیلیخب
حولۀ کاغذی ندارن، پس نگهش میدارم
میدونی چیه؟ راستش من یهجورایی کوفتهام، پس میرم - بمون -
بیخیال، یه نوشیدنی دیگه؟
...آم
!بیخیال. آره - مطمئن؟ -
آره، خیلیخب. آره. کون لقش
برو که رفتیم - خوبه، بیاید مست و پاتیل شیم -
!هوم! اه
بفرما
اینها واسه میزـن؟
آره - ایولا -
من هی این خیارشورها رو میخورم، ولی میسوزونن، میدونی؟
کریگ؟
سلام. سلام - سلام، پسر. چطوری؟ -
خوبام - !خوبه -
از دیدنت خوشحال شدم
...میخوای
میخوای بهمون ملحق شی؟
آره. آره - !آره! آره، بیا بشین -
اوه، کریگ، این جوئلـه - سلام -
سلام - و... این هم سمـه -
سلام
اوه سلام، کریگ
کریگ تازگی یه جدایی سنگین رو پشت سر گذاشته
یهخرده بدبیاری آوردی - آره -
دنبال اینام برگردم روی روال
...اوه
بری توی کارش
...یه گیلاس بهت میدادم، ولی همهش رو رفتیم بالا، پس
اوه - خیلی قوی بودن. من مجبور بودم مال خودم رو مزهمزه کنم -
No comments yet. Be the first to leave one.