All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

All About Eve S01E16 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 16 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 80
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

همه چیز درباره ایو

قسمت ۱۶

آدرس؟

گفتم که این مرد اول منو زد!

پرسیدم آدرست چیه

راستش رو بگم

آدرس؟

منطقه آب‌کوجونگ، شهرستان گانگ‌نام

ووجین

ووجین!

ووجین خوابش برد

خانم سونگ

نباید اینطوری باشی

سون‌می

می‌ترسم

می‌ترسم ووجین رو اینجوری تباه‌شده ببینم

خانم سونگ

چیزی نیست

فقط یه کم از مسیر خارج شده

نباید اینجوری ضعیف باشی

تو تنها کسی هستی که می‌تونی نجاتش بدی

سون‌می، تو نجاتش بده. نمی‌تونی این کار رو بکنی؟

تو ووجین رو دوست داشتی

خانم سونگ

سون‌می، من می‌ترسم

ووجین چطور به این روز افتاد؟

چرا باید با یه دختر گدا آشنا می‌شد و به این روز می‌افتاد؟

نمی‌تونم ووجین رو ول کنم

ووجین الان داره عذاب می‌کشه

و خانم سونگ مثل مادرمه

نمی‌تونم همینجوری ولش کنم

گفتی دفعه آخر بود

وقتی ووجین و یانگ‌می رو فرستادیم انگلیس

ولی من فکر نمی‌کنم آخرین بار باشه

چی می‌خوای؟

دیگه به خاطر من دلت نشکنه

فقط منو ول کن و برو

به ووجین کمک کن

اگه تو تنها کسی هستی که می‌تونی، پس این کارو بکن

من فقط کمکش نمی‌کنم

اگه من... با ووجین ازدواج کنم

شاید این کارو بکنم

اونوقت

اونوقت من دیگه منتظرت نمی‌مونم

اما تا اون موقع، هر کاری بخوام می‌کنم

الان به ووجین کمک کن

و یه روزی، برگرد پیش من

به هیچ چیز دیگه‌ای فکر نکن. فقط هر کاری که می‌خوای انجام بده

همه مشکلات و نگرانی‌هات رو بنداز گردن من

هیونگ‌چول

چرا کاری میکنی اینقدر احساس خودخواهی کنم؟

من این کارو چون دوست دارم انجام نمیدم

اگه ووجین به همون اندازه که تو برام مهمی، برات مهمه

اون وقت من می‌تونم درک کنم

فقط یادت باشه که من همیشه منتظرت می‌مونم

خداحافظ

منتظرت می‌مونم

منتظر می‌مونم

من زودتر میرم

منم میرم

شکر خدا که یه روز دیگه هم تموم شد و میتونم برم خونه

دارم از کنار رئیس سنگدل و سرسختم میرم

و میرم به خونه گرمم

دارم از کنار زیردست احمقم میرم و میرم خونه

هر چقدر هم که گرم باشه، دست از مسخره‌بازی بردارین

ما داریم میریم خونه که از دست شما دو تا خلاص شیم

من رفتم

منم

مواظب باشین

خداحافظ، جوهی

حتما

منم دارم میرم

با رادیو چیکار کردی؟

ضبطش کردم

خسته نباشی. مواظب باش

بله

این اواخر با سون‌می مهربون شدی

مثل قبل نیست

شاید

سون‌می به عنوان یه گوینده خیلی کمبود داره

اما یه قلب مهربون داره

مهارت‌ها رو میشه با کار سخت به دست آورد

ولی یه قلب مهربون رو که نمیشه اینطوری به دست آورد، درسته؟

با مهارت تنها نمیشه گوینده شد

پس داری میگی "قبل از اینکه گوینده بشی، انسان باش"؟

وقت خبر گفتنت نیست؟

من الان میرم

باشه

تو اول برو. بهت گفتم کار دارم

چه کاری؟

میدونم کارت تموم شده

داری دوباره میری مشروب بخوری، درسته؟

سون‌می

ووجین

بریم، باشه؟

سون‌می

سون‌می

به مادرت قول دادم که نذارم لب به الکل بزنی

من نمی‌خورم

باشه، نمی‌خوری. پس بریم خونه

سان‌می، چی شده؟

برو بیرون!

کارگردان یونه.

اشکال نداره. بریم.

واقعا به خاطر تو...

مدت‌ها بود...

برای اولین بار بعد از مدت‌ها تونستم با پسرم برم بیرون غذا بخورم.

نمی‌دونم چی بهت بگم.

وقتی گریه می‌کردم چون...

بچه‌های دیگه به خاطر اینکه مادر نداشتم مسخره‌ام می‌کردن.

تو منو بغل می‌کردی.

اگه تو نبودی، به شونه کی گریه می‌کردم؟

رو کولت خوابم برد و تو منو نگه داشتی.

اونو نمی‌تونم فراموش کنم.

لطفا یه نوشیدنی بهم بده.

حتما. وایسا.

تو...

هر کاری رو که مامانم بهت میگه انجام نده.

اون تو رو گرفتار می‌کنه.

چرا؟

نباید اینو بگی.

مثل سابق بهت میگه که عروسش بشی.

راه خودتو برو.

وو جین، بیا.

بفرما، نوش جان.

در یک سالن عروسی در سئول، حدود ۱۰۰ زوج جوان...

بعد از یک سال و نیم هنوز عکس‌های عروسیشون رو دریافت نکردند.

زوج‌های جوان به خاطر این افراد بی‌مسئولیت در عذابند.

کیم جو هیونگ گزارش می‌دهد.

سان‌می، خونه نمی‌ری؟

آره، میرم. باید برم.

می‌خوای بری؟

وو جین، الان برسونش.

من الان میرم، خانم سونگ. باشه.

برو داخل. به هر حال نزدیکه.

با هم بریم سر کار. فردا صبح میام اینجا.

نیا.

به خودم مربوطه.

خوب بخوابی.

و الکل نمی‌تونی بخوری. فهمیدی؟

نمی‌خورم. تو خونه هم الکل نداریم.

می‌دونستی؟

اولین باره که بعد از مدت‌ها لبخند زدی.

وای، امروز خوش شانسم.

دارم میرم.

چوی جین سو.

وای، عالیه!

جین سو!

اوه، چوجی. خوشگلی.

خیلی خوشگل.

مسخره‌بازی رو بذار کنار!

ازت خواستم که از هر گونه گزارش سخیف یا افراطی پرهیز کنی.

پس این چه آبروریزیه؟

اگه به خاطر همچین چیزی رسوایی به بار بیاد، در وضعیت بدی قرار می‌گیریم.

رتبه برنامه بالاست.

اینو از زن‌های نیمه برهنه به دست آوردی؟

لطفا یه کمی بیشتر دقت کن.

ازت نمی‌خوام که بی‌نقص باشی.

اما باید اصول اولیه رو رعایت کنیم.

تو مهارتشو داری، پس مشکل چیه؟

بقیه نظرشون با تو فرق داره.

البته، تو در لندن زیاد درس خوندی.

اما برای پی‌دی‌هامون که بیش از ۱۰ ساله اینجا کار می‌کنند...

خب...

اونا فکر می‌کنند ایده‌های تو خیلی رادیکاله.

اگه برای رتبه بیننده باشه، اونا ترجیح میدن خودشون رو به آب و آتش بزنند.

اگه کاری که تو می‌خوای رو انجام بدیم و رتبه‌ها افت کنه...

ما بازنده‌ایم.

بله.

کارگردان یون هیونگ چوله.

بهش بگو بیاد داخل.

بفرمایید داخل.

ناهار خوردی؟

بله.

بفرمایید بنشینید.

چرا منو خواستید؟

رتبه کنسرت جوانانتون بالا بود.

تو بازاریابی رو خیلی خوب بلدی.

نیازی به خجالت نیست.

به هر حال همه چیز با رتبه‌ها سنجیده میشه.

حتما بابت این خیلی هیجان‌زده هستی، نه؟

گوینده هو یونگ‌می رسیده.

خانم هو یونگ‌می. بفرمایید داخل.

من صداش زدم بیاد.

بفرمایید بنشینید.

خیلی خوب به نظر می‌رسید.

ممنونم.

راستی، اپرا دوست دارید؟

درباره اون پروژه فرهنگی که من دارم، خبر دارید، درسته؟

این بار می‌خوام یه برنامه آبرومند بسازم.

خانم هو یونگ‌می، می‌خواید با هم همکاری کنیم؟

فکر می‌کنم این تصویر با برنامه صبحگاهی ایو تضاد پیدا می‌کنه.

باید بذاریم خودش تصمیم بگیره.

این یک فرصت خوبیه.

در زمان مناسبیه و بهش چهره خوبی میده.

این برنامه مثل یه برنامه جوانان نیست...

که مردم لباس‌های باز بپوشند.

ممنونم بابت این فرصت.

اما باید ردش کنم.

من مایلم در برنامه صبحگاهی ایو باشم.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left