ആദ്യത്തെ 159 വരികൾ.
AmirH_Na زیرنویس از
چطوری، پیرمرد؟
آمادهای انرژی مصرف کنی؟
به کی گفتی پیرمرد؟
.انرژی من هنوز از مجموع جفتتون بیشتره
.احتمالاً راست میگی، جکسون .احتمالاً راست میگی
.از طرف خودت حرف بزن
راستی هنوز اون کتابه رو میخونی؟
.معلومه
.راست میگفتی
.از فیلمش خیلی بهتره
!در - .جزئیاتش خیلی بیشتره -
.داستانش خیلی زیباست
.با خواهرش رابطهی خوبی داشت - .بجنبید دیگه -
.بجنبید - …نمیدونم چرا -
.این کتابخوانیتون رو ببرید اونور
.بهطور عجیبی سکسی بود
.از اون زنای بزرگ بود .ولی چاق و تپل نبود
…من عاشق زنای چاقم
.همهچیِ اون بزرگ بود
،سرش، دستاش، پاهاش .بین دندوناش هم خیلی فاصله بود
.آره
.من عاشق زناییام که بین دندوناشون فاصلست
.فکر کنم عاشق شدم، داداش
.ریچارد
بله؟
.سرپرست میخواد ببینتت
.باشه. ممنون
.برام آرزوی موفقیت کن
.آخرین فرصت برای بهتساوی کشوندن بازی
حالتون چطوره، رفقا؟
…خب، ریچارد
فکر کنم بالاخره طبق درخواستت برات شغلی
.در روابط انسانی پیدا کردیم
.خبر خیلی خوبیه
شغلی در بخش ارتباطات .بهتازگی خالی شده
.خب من آمادهام
.خیلی آمادهام
راستش جدیداً مقالهای خوندم درمورد تکنیک درمان با کمکِ حیوانات
که به نظرم برای بعضی از زندانیا
و مشکل خشنتر شدنشون .خیلی مفید باشه
.ولی میتونیم آروم پیش بریم
.آره، بیا آروم پیش بریم
.خوش اومدی
تمام مکاتبات زندانیان .در این اتاق، از فیلتر تو رد میشن
باید در تمام نامهها .دنبال محتوای نامناسب بگردی
کالای غیرمجاز، تصاویری که ،الگوی خالکوبیان
،تصاویر مرتبط با موادمخدر، پورنوگرافی
.از اینجور چیزا
تو اجازه نداری نامهها رو کامل بخونی
،اما اگه نشانهای از تروریسم
قاچاق موادمخدر و خشونت ،در برابر یک زندانی و از اینجور چیزا دیدی
.ما باید مطلع بشیم
همین یه ماه پیش یکی مواد رو لِه کرد
.و روی کاغذ بخورش داد
.پس همیشه از اینا استفاده کن
حتماً تمام نامهها رو بهدلایل حقوقیای که
،نمیخوام الان توضیح بدم .اسکن و ذخیره کن و تو سامانهمون ثبتشون کن
.بفرما
.با اینا شروع کن
.ممنون
شغل جدیدت .مدیر ارتباطات زندانیان»ـه»
.مسئولیت خیلی بزرگیه
از اعتمادتون متشکرم .و نهایت تلاشم رو میکنم
.خوبه
.شروع کن
.این هفته نمیتونم برات پول بفرستم
.دستم تنگه
.اونجا هیچی نیست
.دوباره پیدام کردی
.تولدت مبارک، رِی
.امیدوارم بهت خوش بگذره
.برادرت، دَن
.مایکل
.کد مرسوله اشتباهه
با کد اشتباه نمیتونم وجه رو .انتقال بدم
.لطفاً کد درست رو بهم بگو
کریس، عشقم. من در تمام لحظات زندگیم .به تو فکر میکنم
حس میکنم تمام وجودم .داره تکهتکه میشه
انگار هزار تکه شدم .و بهتنهایی در ناراحتی مدفونم
.سالها دلتنگ تو بودم
امروز هم مثل بقیهی روزها سعی میکردم بوی بدنت
و احساس دستات رو روی پوست برهنهام .بهخاطر بیارم
.رُزیتا
.تولدت مبارک، ری
!تولدت مبارک، ری
!تولدت مبارک، گندهبک
.خفهخون بگیرید، احمقا
.تولدت مبارک، ری
.برای صف مرگ نامه آوردم
.باشه
.کریس، نامه داری
.هی، هی، داداش
.شنیدم تو اتاق نامهها بهت کار دادن
.آره. آره. من مسئول تمام نامههای مجموعهام
لطفاً یه لطفی در حقم بکن، باشه؟
میدونی که نمیتونم در حق کسی .لطف کنم، جکسون
.چیز دیگهای ازت نمیخوام
.قول میدم
.فقط ببین چی میگم
.لطفاً تو سامانه دنبال نامههای دخترم بگرد
.دو ساله که ازش نامهای بهدستم نرسیده
.آخرین نامهش تبریک تولدم بود
.باید یه جایی همون جاها باشن
.ما با هم دعوا کردیم
،فکر میکنه نمیتونم بهش بگم چیکار کنه
با کی بچهدار شه .و از اینجور چیزا
ولی به هر حال من پدرشم، مگه نه؟
ولی فکر کنم نفر قبلی .نامهها رو دستکاری میکرد
.از من بدش میاومد
.نامههام رو نگه میداشت - .نه. نه. نه. نه -
ما حقوق ارتباطات شما رو .بهشدت جدی میگیریم
.واقعاً داره نابودم میکنه، داداش
باورم نمیشه همینطوری .دیگه تصمیم گرفت برای پدرش نامه ننویسه
میفهمی که چی میگم؟
.لطفاً یه نگاه به قدیمیا بنداز
.نمیخوام التماس کنم، ریچارد
باشه. باشه. بذار ببینم .چیکار میتونم بکنم
باشه؟
.ممنون
.خب. خب. خب
«سطح امنیتی زندان را انتخاب کنید»
«مرور مکاتبات زندانیها»
«نوع مکاتبه را انتخاب کنید»
.ویلیام هِیس
.تولدت مبارک، بابا
میدونم خیلی وقته با هم صحبت نکردیم .«ولی امیدوارم حالت خوب باشه. «میدیا
.فقط همین یه نامهست
.متاسفم، پیرمرد
عشقم، مامانم ازم میخواد .در اعدام کنارش باشم ولی نمیتونم
خودت میدونی که نمیتونم، درسته؟
نمیفهمم چرا کسی رو .مجبور میکنن تماشا کنه
،میدونم با اینکه احتمالاً اعتراف نمیکنی
.خیلی ترسیدی، عشقم
،با اینکه بقیه میخوان بهخاطر کارِت بمیری
خدا میدونه که تو نمیخواستی .به کسی شلیک کنی
.بهزودی همهچی بهتر میشه
.رزیتا
نوع مکاتبه را انتخاب کنید» «داخلی - دریافتی - ارسالی
شبها میشنوی که اسمت رو صدا میزنم؟
وقتی خوابم حس میکنم .لمسم میکنی
.تو نفس منی
تو تنها تابشی هستی که .تا حالا به پوستم خورده
تصور میکنم با دستای گرمت .بدنم رو نوازش میکنی
در عرض چند ثانیه .حس دستات رو به خاطر میآرم
.بوی پوست گرمت به مشامم میرسه
.پوستت مزهی شوری داره
.حس میکنم به من میچسبی
.اقیانوسی در اعماق درونم رها میشه
.اومدم بهت سر بزنم
.سلام
خب همهچی مرتبه؟
.آره. خیلی خوبه
.عالیه
.ممنون. خیلی ممنون
.خیلیخب
.ادامه بده
.وای خدا
.یه نامهی دیگه داری
No comments yet. Be the first to leave one.