Heima

Heima

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Heima (Sigur Rós - Heima)
കമന്ററി എഴുതിയത് RAMINO
فقط آپلود کردم

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-11-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 15
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 114 വരികൾ.

ترجمه اختصاصی از حمید شهیدی ELEVIN 7tunes.eu

اهیما یعنی در خانه

پس از تورهای مختلف در سرتاسر جهان گروه به خونه برگشت تا یک سری اجراهای مجانی و اعلام نشده رو داشته باشه

وقتی تو ایسلند اجرا داری انگار تو یه دادگاهی

مهمه که مردم چی فکر میکنن

یکم اضطراب میگیرتت چون دوستات ، آشناهات و خانوادت تو جمعیت هستن

و خب فکر میکنم اجرا کردن جلوی کسایی که میشناسیشون کار سخت تری ه

من لذت میبرم وقتی برای مردم ایسلند اجرا میکنم

برای اینکه اونا خیلی دقیق در مورد کارها قضاوت میکنن

ما خیلی سفر در دنیا کردیم

و دوست داشتیم برگردیم به خونمون

و آخرین کنسرتمون رو اینجا اجرا کنیم

یه سری گروه های پاپ بودن که سابقا برنامه اجرا میکردن

میدونی مردم جمع میشدن

و کنار هم میرقصیدن اما تعداد این گروه ها روز به روز کم شد

به نظر میومد این چیزی که باید زودتر انجامش میدادیم

این ور و اون ور رفتن و اجرا کردن

برای مردم یه شهر کوچیک

این مردم همونایی هستند که خیلی هوامون رو دارن

و این برای ما عالی ه

میدونی این ایده ی ما بود

که یجوری برای این مردم جبران کنیم

هم تو زندگی شخصیمون و هم تو این جزیره

ما به اندازه کافی فضا داریم

برای اینکه یه اجتماع کوچیکه,

و من فکر میکنم مردم به صورت ناخودآگاه از اینکه فضای کافی

در اختیار شما هست خبر دارن

و من فکر میکنم باید این کار و براشون بکنیم

برای اینکه این تو روح ما وجود داره

برنامه بعدی یه گروه ایسلندی هستن که طرفدارها و منتقد های خودشون رو دارند

و خیلی احساساتی هستند نسبت به این آهنگهای زیبا و محسور کننده

اینجا هستن برای اجرای قطعه ای از موسیقی متن فیلم vanilla sky

خوش آمد بگید به "سیگا راس "

من خیلی جوون بودم ، خیلی ، 21 سالم بود

و یهو همه ی کمپانی ها میخواستن با ما کار کنن

پای پول در میون بود

میدونی این جور چیزی ها رو که

یه جورایی ترسناک بود

و یکم ترسیده بودم

تو توی یه گروه موسیقی هستی ولی همش کارهای مربوط به بیزینس رو انجا میدی

با وکیلا قرار بذاری رو از این کارا

میدونی این خیلی باحاله

تو همش به آینده اینها فکر میکنی

ولی بیشتر تبدیل شده بود به یه کار پشت میزی به جای موسیقی

پول در آوردن از موسیقی رو فقط خارج از ایسلند انجام میدادیم

ما خیلی دیرباور بودیم نسبت به همه ی اینا

من خیلی دوست دارم که هی مصاحبه کنم

عکس بگیرم با مردم امضا بدم

و همه ی اینکارو رو دوست دارم

و اگه بگم دیگه نمیخوام این کارارو بکنم

بعد مردم میگن اینا چرا اینجوری ان

گیج کننده ست

بعد از شما تو ذهن خودشون یه آدم عجیب میسازن

من فقط یه آدم معمولی ام دوست دارم احمق باشم

اما ما موسیقی رو جدی میگیریم

خیلی براش زحمت میکشیم

بعضی موقع ها بیش از حد براش وقت میذاریم

خیلی طول میکشه که نتیجه کار

مارو راضی کنه

وقتی همدیگرو میبینیم که سازمون همراهمونه

شروع میکنیم به آهنگ زدن

خیلی صحبت نمیکنیم - وقتی آهنگ میزنیم

تا موقعی که احساس کنیم یه چیزی داره اتفاق میافته

و شروع میکنم به شکل و فرم دادن به اون آهنگ

تا موقعی که اون آهنگ دلخواه مون بشه

وقتی سفر میکنی و تو این شهرهای بزرگ جلوی جمعیت خیلی زیادی اجرا میکنی

این خیلی حسه خوبیه که برمیگردی تو ایسلند

و یکم استراحت میکنی

اولش نمیدونستیم که اصن کسی میاد به کنتسرت هامون یا نه

پس با خودم فکر کردیم که یه جاهایی یک نفر هم عمرا نمیاد

داشتم با مردم محلی این نواحی صحبت میکردم

اونا واقعا خوشحال بودن از اینکه قرار بود اتفاق جالی تو دهکده شون بیافته

فکر کنم خیلی ها اومده بودن خودم شکه شده بودم.

اما خب این باید انقدر جلب توجه میکرد

منظورم اینکه کنسرت برگزار کردن کار آسونی نبود

ولی اومدن بهش برای مردم

راحت بود

تو وسطای کار ما این مقاله رو تو روزنامه ها دیدیم

در مورد برگزاری کنسرت

و اینکه چقدر باشکوهه بخاطر اینکه برای همه مجانیه

و همه ی این تلاش ها برای برگزاری کنسرت

باعث شده بود که روح مردم ایرلند به هم گره بخوره

پس همه ی مردم تونسته بودن تو یه چیز مثبت کنار هم باشن

همه سرحال به نظر میرسیدن

و خیلی خوشحال از اینکه تونسته بودن بیان به کنسرت

همه با خانواده هاشون اومده بودن

حتی پدربزرگ ها با نوه هاشون

خیلی دل گرم کننده بود

خیلی از مردم اومده بودن که شادی کنن

و جزئی از لحظاتش باشن

به نظرم این همه به اندازه خوده موسیقی باحال بود

ما کلا کارمون خیلی رو برنامه انجام نمیدیم

یعنی گروه سیگا رس کلا اهل برنامه ریزی نیستن

ولی همه اینها به ما یاد داد که چطوری کارها رو انجام بدیم

بدون صحبت کردن یا برنامه ریزی

هشت نفر هستیم که کنار هم خوب کار میکنیم

این مثل یک خانواده بزرگ میمونه مثل برادر ها و خواهر ها

این رابطه خیلی نزدیکه

اما اونقد ها نزدیک نیست

به جز موقعی که مستیم

پال اون یه هنرمنده

کنار این کوه ها یه سری سنگهایی پوسته ای شکلی هستن

اون میره و یه ضربه ای به اینها میزنه

و اونها یه صدایی تولید میکنن

و بعد یه ابزار موسیقی بره خودش درست میکنن

یه چیز خیلی باحال که فقط از سنگه

اون همه ی کارهاش با طبیعت سرو کار داره

تنها با مادرش تو حومه ی شهر زندگی میکنه

رو سنگها حکاکی میکنه

و یه آلت موسیقی ما چوب ریواس درست کرده

شما این کشتی بزرگ زنگ زدرو میبینید واون کارخونه بغلش رو

برای 2 سال ازش برای ماهیگیری استفاده میشد

یهو دیگه هیچ ماهی نبود و اون هم تعطیلش کردن

فقط 2 نفر اونجا زندگی میکنن در تمام طول سال

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left