ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دارم بهت ميگم "اِما" يه كم آفتاب
يه كم دريا و هواي مَشتي
زندگي رو بهتر از اين نميكنه
سلام؟ ببخشيد دير كردم اين كاراي وكالت و اينا
حسابي وضعش خرابش شده
چه خبره؟- به ساحل ويلر خوش اومدي-
جايي كه غريبه ها ازتون براي ماساژ دادنتون ازتون سوال نميكنن
يخ در بهشت مخروطي؟ يكي از اون خاصيت هاي برفك فريزر هست كه نبايد برفك رو دور بريزيش
...گوش كن
انتخاب و طمع هايي كه هستن
آبجويي
يا كچاپي
من مخلوطش رو پيشنهاد ميكنم
اوه ، فكر كردم ميخوايم بريم ساحل واقعي
ميدوني، جايي كه بتونم از غريبه بخوام پشتم رو ماساژ بده
ميخواستيم بريم ، متاسفانه بايد برم سركار
ولي گرمترين روزه سال هست
كدوم آدم احمقي اصلاً بيرون هست؟
كريسمس مبارك همگي
آماده هستين براي به جا اوردن
سنت خانوادگي ويلري؟
خيلي خب مسابقه كلوچه خوري
نخير، گرفتن عكسِ سالانه كريسمس
فكره هاپو جونمون"بن+جي" بود
ووووو عكسِ خانوادگي
نميشه از اين صداها هيجاني دربياريم
بله ، چون مامان مجبورمون ميكنه لباس گوزن كريسمس بپوشيم
و مثلِ احمقا بشيم
ميدونم ولي حالا كه "اِما" اينجاس
ميخوام لباس گوزن رو تنش كنم
و يه كاري كنم مثلِ احمقا بشه
آخي ، عاشق اون كارت كريسمس ـم
خيلي تماشايي بود
مرسي ، رايلي
...چسبونديمش به يخچال و آي خنديديم
براي قشنگيش هربار كه ميديديم
خوب ، خوشحالم دوست داشتي چونكه ايندفعه قراره تو عكس باشي
تو هم همينطور ، تاك اين عكس خانوادگي هست
و حالا هردوتون بخشي از خانواده "اِما"هستين
خوب ، خدا ميدونه كه به يكي احتياج داره
ازاونجا كه بابات يكي رو به فنا داده
اوه مخروط برفي
راستش تازه بُريدن سَر اون خيكي رو از
آلبوم عكسامون تموم كردم
ولي شما كه 3سال پيش طلاق گرفتين
آره ، يكي دوسال خواستم اونو خرابش كنم
و بعدش يه جورايي موفق شدم
هي ، تاك
به عنوان جديدترين اعضاي خانواده ويلر
ميتونم ازت بخوام ماشين مامانم
فردا ببري "جرسي" لباس هارو بياريشون
اوه ، ميدوني من رانندگي نميكنم
اوه ، من ميتونم، من رانندگي ميكنم ميشه اينكارو كنم؟
منم عضو جديد خانواده هستم
خوب ، چرا من نميتونم برم؟ چه شده؟
خوب ، ميدوني چرا كريسمس بدون بابانوئل
نميشه؟- ولي بابا هميشه بابانوئل بود-
و فردا صبح ميرسه اينجا
بابات مياد اينجا؟
كريسمس مبارك باشه
خب ، مامان بابا الانا ديگه ميادش
و التماست ميكنم كه- يه آخر هفته
يدونه عكس بدونِ جنگ و دعوا
هي ، من اون كسي نيستم كه بايد نگرانش باشي
بي خيالش شدم
ري ويلر" با سرعت خورد"
به ماشين من
منم بدم نمياد بكوبم به ماشينش
تلافيش دربياد- مام-
باشه
دني ، هوا منو داشته باش
رفيق ، يه مسائلي تو زندگي هست نميتوني حد وسطش رو بگيري
يه آبجو ، مخروط برفي يه زامبي و يه مغزِ سالم
و جنگ و دعواي مامان و بابا
باباس
مامان ، يادت باشه--
چطوري روحم رو آزرده كرد
و گذاشت كه بميرم؟
مالِ خيلي وقت پيشه ولش ، باشه؟
بابا- بن ، بن
اوه
اوه ؛ خيلي خوشتيپي مثلِ هميشه
سلام ، بابا- دن ، پسر بابايي
سريع عمل كن- اووواوووواوو-
اوه،اينجاس
اوه
سلام،سلام
فكر كنم بدونيم اين خوشگلي رو از كجا به ارث برده، نه؟
يه صدايي هست كه نشنيدمش
بچه رو بگير
باني
ري
واوو، ما رو ببين
يه خانواده بزرگ وخوب
خب بابا ، كار و بار چطوره
خوبه ، خوبه
سه پله پيشرفت كردم
اوه ، چه كنايه دار
فكر كردم تخصصت خرابكار كردن اوناس
فقط يه باري يه چيزي رو شكستم
بابا ، بيا گفتي كه ديگه از اين حرفا نميزنيم
كجا؟ وسطِ بحران جزيزه؟
خيلي ديره شنديم كه شهردار رو انتخاب كرديم
ميدوني بايد چي رو امتحان كني؟ يوگا
من دوبار در هفته ميرم
ميتونم انگشتامو احساس كنم
اوه ، خوب پس ميتونه كارا رو آسونتر كنه
تا جاهاي ديگه سرك بكشي
مام
چيه؟
نميدونستي كه تا كجا ميخوام پيش برم
كو-ن
خيلي خب ، شايد ميدونستي خيلي خب
واقعاً؟
كي 14تا جعبه لباس براي كريسمس داره؟
عيسي مسيح هم بود ميگفت گورباباش
خيلي خب ، پس يه كار مفيد كن
يه خوبشو پيدا كن
ميخوام خوشگل و خفن بشم
خيلي خب
يه جعبه ريش مصنوعي داريم
يه فرشته با لوازمات
اوه ، يه هاله
اينجا چي داريم؟
اوه ؛ يه جعبه پُر از وسايل مدرسه ي دني؟
....خب رايلي
وقتي گفتم "جعبه هارو نگاه بنداز"
منظورم اين بود "جعبه هارو نگاه بنداز"
اوه ، ببخشيد سرم شلوغ بود حرفتو نشنيده بگيرم
اوه ، ولي صبركن
چي چي اينجا داريم؟
دفتر خاطرات جناب آقاي
دنييل جي ويلر
اوه ، خداي من پروژه سال آخر دبيرستانمون بود
ميتونيم بخونيمش؟ كار بدي نيست؟
اوه ببخشيد ، داشتي حرف ميزدي؟ داشتم ميخوندم
تاكر ،اگه ميخواي به حريم شخصي يكي تجاوز كني
حداقل يه خورده نجابت به خرج بده با صدا بلند بخون
هي ، اينجا يه اتاق اضافه ديگه دارين؟
ببين ، ري ، متاسفم
ولي نميتونم تظاهر كنم كه از ديدنت خوشحالم
خوب ، ميتونم
ولي بايد بهم يه جايزه بدن
و بايد يه مطلبي بنويسم
و ميدوني كي وقتو داره؟
من فقط يه صحبتي ميخوام داشته باشم
هرچي هست نميخوام بشنوم
ميخوام معذرت خواهي كنم
خوب بنال بينيم
تو لياقتت بهتر از ايناس
خيلي مشكلات داشتم و همه چي رو رو سر تو خراب كردم
و متأسفم
ولي بايد بگم كه--از اينكه ميبينمت خوب موندي
باعث ميشه احساس بهتري داشته باشم
فكر ميكني خوب موندم؟
آره ، فكر ميكنم خيلي جيگري
ظاهراً يه هزار كيلومتردوري از من برات خوب بوده
نميدونم به خاطر اونه
يا برا اينكه بيشتر آب مينوشم
هي ، نظرت چيه يكم باهام كنار بياييم؟
ميدوني ، بدون بچه ها
هنوز خوشحالي دوتامون بهم زديم؟
لذت بخش ميباشه
ولي يكي قول داده
امشب من مراقب بچه هستم
و بهم نگفتن كه
ميتونم پسري رو دعوت كنم يا نه
پس دوست داري بياي؟
آره ، آره يه قرار هست
دلم برات تنگ شده بود باني
خب؟ بيا وسط ،چي شد؟
نميدونم
بگو كه ديوونه شدم ولي به نظر مياد بابات
ميخواد برگرده سراغ شهر باني جان:دي
اوه ، واسا ، واسا
فكر ميكنم بالاخره يه چي پيدا كرديم
يه بخش درباره عشق و عاشقي داره
به نظر مياد گنده بك عاشق بوده
اوه آره--نه
بهم اعتماد كن ، اگه چيزي باشه كه درباره دني بدونم
اينه كه هيچوقت عاشق كسي نبود
آره؛ پس به دخترخانوم به نام "ايكس" بگو
دختري به نام "ايكس؟ دختر "ايكس" كيه؟
حس ميكانم از اون كُد دار ها باشه:دي
چــي؟
آره ؛ فكر كنم هرروز تو زمين تمرين هاكي ميديدتش
عمراً من هرروز تو زمين هاكي بازي ميكردم
كلي حال ميكرديم توي تيم
صبر كن
تو در زمين هاكي تمرين ميكردي؟
بله
خيلي خب ، بقيشو بخون بايد سردر بياريم
اوه نه ؛ اين آخرش بود
وقتي گفتم بخش منظورم همين دو خط بود
بدش بينم
اوووه، اي داد
ببين چيكار كردي
حالا نميفهميم قضيه چي بود
شما ومامان...خب؟
ها؟ بيا وسط بگو بريز بيرون بينيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.