ആദ്യത്തെ 16 വരികൾ.
،کلمات شيرين و کوتاه براي سکوت خلق شده اند نه صحبت کردن
،قلب جوان براي عشق ورزيدن خلق شده است نه غم و اندوه
گيسوان سياه براي تاب خوردن در باد خلق شده اند
نه به عنوان نقابي پوشاننده براي اين دنياي سرد
ببوس
تا زمانيکه خون در لبات جاريه
تا زمانيکه او برات آرامشي بي صداست
تا زمانيکه آغوشش براي تو دست نخورده و بازه
دستاشو بگير
تا زمانيکه مانعي در آنها قرار نگرفته
در چشمهايش غرق شو، تا زمانيکه هنوز بي بصيرت اند
عشق بورز تا زمانيکه شب، طلوع خورشيد غم انگيز رو پنهان کرده
اولين روز عاشقي هرگز باز نميگردد
دقايق شهواني هرگز تلف نميشوند
ويولن و دستان شاعر
هر نُت قلب تو رو با عشق مينوازنند
No comments yet. Be the first to leave one.