ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.من بیشتر از یکساعته که اینجا منتظرم
اگه میخاستم به نصف مردانی که میخان برام مشروب ...بخرن بله بگم
. الان رو میزم انقدر پر بود که نمیتونستی بشینی
.شالیمار" تو الان در حال انجام ماموریتی
بله. ولی چرا اینجا؟
خوب .دانا" هنوز بی میله"
میخاستم بهش اجازه بدم یه محل .برای قرارش تعین کنه
این ماموریت بیشتر بدرد "برنان" میخورد .انجام بده که از من درخواست کردی
.اون بیشتر مایل بود تا با تو ملاقات کنه ...شاید بخاطر
.اینکه هردوتون اعضای انجمن خواهران وحشی هستید
پس من خواهر خوشبختی هستم که گذر ...رسیدن رو براش راحت میکنم
.در مخفیگاهمون
خوب ..وقتی که اینکارو قبول کردی میدونستی .خطراتی هم داره
بله . فکر کنم اون قسمت پرستاری کردنش .رو از قلم انداختم
...تو گفتی ساعت 9
.ببخشید که دیر کردم
کیفت تو ماشینه؟
.من وسائلم رو جمع نکردم
.نظرم عوض شد
.من نیازی به بودن در پناهگاه ندارم
دانا" ما یقین داریم که سازمان ژنوم داره .ردتو میزنه
.آره
.اونها فقط دنبال جهش یافته های جدید هستن
.که تو قطعا هستی
.گوش کن . من باید برم
.قرار عشقی دارم
.هی . تو قرار داری..بامن
آدام بمن گفش که ورود به پناهگاه .بطوری داوطلبانه ست
خوب؟
.از طرف من به آدام بگو برای همه چیز ممنونم
.از اون بابت هم نه . تشکر
..هی عسلی
ببینم به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟ .یا باید دوباره تلاش کنم
.باشه . ولی الان بزن به چاک
.ممکنه مست باشم . اما فقط بخاطر تو سرخوشم
هی . ندیدی یه خانم سبزه الان از اینجا رد بشه؟
.بله
.یه "بی ام و "سیاه بلندش کرد
.ممنون
حالا این صحبتت چقدر طول میکشه . "جک"؟
.یه پرده نمایش 63 سانتی
.اوه ه ه
.ده هزار دلار برای سیستم بی عیب
.بهتره که با هم سهمیم باشیم
..وو
یه احساسی بهم میگه من اولین دختری نیستم که .اینجا آوردی
.خارج از خونت ..برای تفریح
.شاید نه . ولی تو بهترینشون هستی
دانا" خوبی؟"
.فکر نمیکنم
.اگه مریضی ببرمت بیمارستان
.یکی این نزدیکیها هست
این دیگه چه کوفتی بود؟
جهش یافتگان قسمت چهارم. فریب عشق
Mostafa.p مترجم
من بهش اخطار دادم که اون هدف خوبی برای .سازمان ژنوم هستش
و با وجود موقعیتش درخواستت رو رد کرد؟
.آره . منظورم اینه گفت چیزی برای نگرانی وجود نداره
.این عدم پذیرشه
.ذهنش نمیتونه با واقعیت روبرو بشه
.مایل نیست وجودش رو درک کنه
آدام؟
آدام .نام "دانا" دوباره روی اسکن سازمان .ظاهر شد
.درسته . اونها برای دلیلی دنبال اون هستند
.هرگز نباید اونو اونجا تنها ول میکردم
.نه . ما نمیتونیم کسی رو به زور به پناهگاه بیاریم
.فکر کردم متقاعدش کردیم
...منم همینطور.برو دوباره ببینش. شاید
.این بار دلیلش رو فهمید
.من یه فرصت بهش میدم
"خانم"بل
.آقای ایکارت
.شما آزمایشی اینجا کار میکنید درسته؟
بله . قربان
.خوب . میخام بگم بهتره کمی از خودتون بگید
..اگه میخاهید به گزارش استخدامم نگاهی کنید
.می بینید که ابتکار زیادی در بازارهای کار داشتم
..بله . غافلگیر نشدم
.که چطور به ایمیل شخصی من دسترسی پیدا کردید
.احساس کردم که ریسک دور زدن رو پوشش ندادم
.برتریم رو بی درنگ اثبات کردم
و دقیقا چی کشف کردید؟
... در طول حسابرسی داخلی تصادفا به
چندین ناهنجاری متناقض بودجه ..تجهیزات
ثبت نشده در پردازنده مرکزی میزان .موجودی تغییر داشته
.همه به یک نتیجه گیری میرسه
."تحقیقات غیرمجاز آزمایشگاههای"ژنوم
.درسته
.این اتهام خیلی جدی هستش
پس متوجه شدید که چرا پیشینه ام رو برای .توجهتون ارائه کردم
.کاملا
و میدونیم چه کسی درگیره یا چه کاری انجام میشه؟
.من در حال تعقیب چند سرنخ هستم. آقا
.وقتی خاطر جمع شدم متهم دستگیر خواهد شد
.تلاش شما رو بدون اجر نخواهم گذاشت
.ممنون . آقا
.شلیک خوبی بود
چه خبر؟
.فکر کردم میتونم با شما تمرین کنم
"این یه تمرین بدنیه "اما .نه ذهنی
.خوب
.منم میتونم مثل شما تمرین بدنی انجام بدم
..وقتی که حرف خم کردن قاشق با ذهنت پیش میاد
.تو همه ما رو شکست بدی
..ولی
.ما فقط نمیخواهیم تو صدمه ای ببینی .همش همینه
باشه؟
.اوه
این برای چی بود؟
بزارید خوب امتحان کنیم..باشه بچه ها؟
.دانا" اینجا نیست"
.چند دقیقه ست که دارم زنگ خونش رو میزنم
. جواب نمیده
میتونی بری به آپارتمانش ببینی چی میتونی پیدا کنی؟
.مسله ای نیست
.
.خوبه
.بله اون تو کارش منظمه
.اونو با چندین مرد مختلف اینجا دیدم
یادت میاد دیشب اونو با کسی دیده باشی؟
.متاسفانه نه
اگه منو دیشب دیده بودی میتونستی بیاد بیاری؟
ببینم این گفتگو رو تصادفی انجام میدی؟
.امیدوارم
پس نتونستی نگاهی به راننده بندازی؟
..همانطوریکه گفتم اون چند دقیقه بیشتر اینجا نبود
.وقتی برگشت باهم رفتند
هی بچه ها. کارها چطور پیش میره؟
اینجا چیکار میکنی؟
.فکر کردم اگه پیداش کنید به کمک نیاز دارید
ممنون"اما" ولی فکر میکنم باید اینو به روش خودمون .انجام بدیم
خوب . حالا چی فهمیدید؟
.متصدی بار فردا وقت آزاد داره
.فقط درباره ماشین فکر کن. هرچیزی که دیدی
.ببین . قبلن به این آقایون گفتم
.میدونم
.خوب فکر کن
Qrf 592
شماره پلاک ماشینه . نه؟
.آره
کمکی کرد؟
بله . خیلی
.قبلن یه بازنده نبودم ولی میتونم بهش عادت کنم
اینجا تو آپارتمان دانا چیکار میکنی؟
.منم همین رو میخاستم ازت بپرسم
اونجا چه خبره؟
.در رو بازکنید والا به پلیس زنگ میزنم
ببینم اسمت چیه؟
"شالیمار
تو دوست "دانائی"؟
.کم و بیش
بگو کی هستی؟
.من و دانا با هم اینجا قرار میزاشتیم
واقعا؟
تو متاهلی؟
.نه . اینجوری که فکر میکنی نیست
.من در حال درمانش بودم
چی؟
.اوه . تو عالی هستی
.کاملا
.فکر میکردم میتونم امروز صبح اینجا ببینمش
و اگه خونه نباشه بخودت اجازه میدی بیای داخل؟
.نه . برای همینه که اینو بهم داده
نظری داری کجا میتونه باشه؟
.نمیدونم
.مثل اینکه غیبش زده
میدونستم میخاد شهر رو ترک کنه ولی نه قبل از .آخرین درمان
.بله
این درمان چی هست؟
.گفتم که به پلیس زنگ میزنم
.اونها در راه هستن
.ماشینم بیرون اینجاست
.موتور من پشت خونه ست
.ابروهاش از این تیره تر بود
.و یه فرو رفتگی زیبا داشت
.درست اینجاش
مثل این؟
.خودشه
حالا چی؟
...الان چهرش رو با مراجعمون تطبیق میدیم
و بانک های اطلاعاتیمون تا ببینیم .چی پیدا میکنیم
این پسره واقعن دلتو برده. نه؟
.مثل یه بمب میموند . یدفه چشمهامون رو بهم دوختیم
.جذب شدن در یک لحظه از خوی وحشی
.نه بیشتر از این بود
منظورم اینه که تو درباره عشق با نگاه اول چیزی شنیدی؟
.این یه واکنش شیمیائی مغزی بوده
و در مورد تو میشه گفت ..اشتراک جهشی
..باور کن آدام ..در مورد مغزم
.اینطوری که میگی نبوده
.البته که نبوده
تو خودت رو در یک وضع پیش بینی نشده .پیدا کردی
"ترشح "دوپامین" و "فنی لتامین .مغزت رو به واکنش آنی وادار کرده
.و یه رضایتمندی شدید بوجود آورده
"و در ادامش بطور همزمان "نوراپی فرین ...باعث ترشح آدرنالین خونت شده و
.باعث تحریک گونه های برافروخته و تنفس سنگین شده
..عرق کف دست از نشانه های دیگره
.و تصاحب سیستم "لمپاتیک"یکپارچگی رو افزایش داده
و در نتیجه احساس شیفتگی شدید .در تو بوجود اومده
.حالا هرچی هست
No comments yet. Be the first to leave one.