ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خوبه، آماده ام
=آنچه گذشت=
من ادامه میدم و ما از
رقص اغواکننده امسال چشم پوشي ميکنیم
متاسفم عزيزم اما اين تولد منه
و من واقعاً دوست دارم
رقص رو ببينم
کيسه آبم ترکيد- باشه-
دکتر کاتُفسکي هستم
دکتر اشنايدر سر جراحي آپانديس ِ
يک ساعت ديگه هم جراحي داره
عزيزم؟- يه چيز درست نيست؟-
ما سومين بچه رو از دست داديم، جک، من-
خيلي متاسفم
کدومش مال ِ توئه
اون دوتا- تبريک ميگم-
يه نفر تو ايستگاه من يه نوزاد رو رها کرده بود
نميدونستم بايد چيکار کنم براي همين آوردمش اينجا
سيگار؟
نه
زندگي عجيبه
دارم بهت ميگم، اين نتيجه ميده
آهنگ"مقيد" استيو واندر
عزيزم، اوضاع روبراهه؟
!اوه! آه
بهت گفتم اونا از استيو خوششون مياد- دارن لگد ميزنن-
حسش ميکني؟- اوه خداي من-
خارج از ديد
ميشنويش؟ سه بزرگ اونجا هستن
واو، ديوونگيه
از مقابل خط راه آهن
تنها پيراهني که من مالکشم چسبيده به پشتم
اما من مايه حسادت هر آدم تنهايي ام
چون در چشم دوست دخترم مثل سيبم
فرح
مثل ِ فاوست.باشه
آره در واقع از فرح خوشم مياد
بسيار خب
خدايا من تو رو
حامله دوست دارم
راسته؟- آها-
من عاشق حامله بودنم
چقدر دوست داري که حامله باشي؟
عاشقشم خيلي زياد
فکر کن ما يه پنج قلو درست کنيم
جک بايد بشاشم
باشه
بسيار خب آماده اي؟
يک، دو، سه
خوبه
از حامله بودن متنفرم
واستا
هيچ کدوم از کفشهام اندازه م نيست
واقعاً؟ آه، خب- نه-
...چرا ما از خونه بيرون نریم و
يه جديدشُ نگیریم
نه، شکمم نميتونه بزرگتر از اين بشه
جک، ديگه اونجا هيچ جايي نداره
فقط شش هفته مونده عزيزم، فقط شش هفته باشه؟
و اونا گفتن سه قلوها به زودي ميان. ما ديگه آخراشيم
!سه تا انسان درون ِ منه، جک
و سه تاشون صف بستن که بيان پايين
و ما هنوز هيچ کاري براشون نکرديم
ما تخت بچه داريم
...و ما
سه تا لباس نوزادي بزرگ- ما تخت داريم-
درون يه خونه ي تقريباً تموم شده
که با جعبه هاي انتقالي کوچيک شده
من ميليون تا کار دارم که بايد انجامشون بدم
و من بايد کيسه هاي زباله رو ازهر چيزي که
به اين پاهاي ورم کرده مسخره نميخوره پر کنم
فهميدم- نه، نه، نه، جک-
از اين گفتگو در نرو
من هنوز حرفم تموم نشده- دارم به تلفن جواب ميدم عزيزم-
سلام؟
هِي، ميگِلم
فقط براي تبريک تولد تماس گرفتم
هي، ممنون مرد
خب، براي اين روز بزرگ شما بچه ها چه برنامه اي داريد؟- ...آ-
اون...وارد قسمت تاريک شده
آره، در واقع فکر کنم تولدمُ فراموش کرده
آره، خب، از اين اتفاقا ميُفته
چرا براي چند ساعت با من بيرون نمياي؟
شلي بچه ها رو با خودش برده جرسي يه کم به ربکا زمان بده
اين آخرين تولد ِآزادته
آره....جک
وقتي صحبتت با دوست دخترت تموم شد
ميتوني يه کم دستمال توالت بياري؟
هي ميگل، برام دعا کن باشه؟
باشه مرد- باشه-
اميدوارم فراموش نکرده باشي، هان
پيتر و بچه ها امروز ميان
نگران نباش، روزُ مرخصي گرفتم
بعداً ميخوام به يه مغازه برم و يه مقدار سرلاک بخرم
براي کوچولوها
ميدونم، ميدونم
براي دندوناشون بد ِ
اما اين چيزيه که دوست دارن
و من اگه خواسته ي ِ نوه هامُ ناديده بگيرم
اولين پدربزرگي ميشم که در تاريخ بشریت لعنت میشه
براي گناهاني که کردم منُ ببخش پدر
از آخرين اعترافم دو هفته گذشته
گناهانت رو بگو
به همسرم دروغ گفتم
اون از سيگار کشيدنم متنفره براي همين بهش گفتم کنار گذاشتمش
خب در واقع کنار گذاشتم
يه هفته سيگار نکشيدم
اما ديروز يه پاکت خريدم
فقط ميخواستم نگهشون دارم، ميدونيد؟
....بهتر ِ بهش حقيقتُ
بگي
...آ
آره، ميدونم
...مساله اينه که پدر، درواقع
اين اواخر براي مدتي
تو موقعيت عالي اي نبوديم واقعاً
اوضاع کسل کننده بود
متاسفم، پدر
چون بهترين لحظه ي ِ زندگيم صبحي بود که اونُ ملاقات کردم
اون از پشت بهم زد
کاملاً تقصير اون بود
براي اينکه سرش داد بزنم از ماشينم بيرون رفتم
اما وقتیکه صورتشُ ديدم
رفتم روبروش و عين يه احمق دستمو جلو بردم
و گفتم سلام جو هستم
نگران اتفاقي که افتاد نباشيد
ميتونم براي صرف يه قهوه دعوتتون کنم؟
براي همين هم واقعاً اينجام
از اينکه اينقد بي پروا باشم تعجب ميکردم
ازت درخواست يه معجزه کوچيک دارم
گرمه
خيلي گرمه، تو هم گرمته؟
...نه واقعاً- گرمه-
خيلي گرمه- آره-
هِي
چرا امروز نريم سينما، ها؟
!هوم- باشه؟ بریم يه بليط دوبل بگيریم-
اونا تمام روز پشت سر هم فيلم پخش ميکنن، اسنک، پاپ کورن
همشون باشه؟
ميخوام تنها باشم
صبر کن، تو چي؟
جک، کار خونه تموم نشده، آماده نيست
جعبه هاي وسايل همه جا هستن
تمام وقت ، دارم اونا رو اينور اونور ميکشم
خيلي مشکلات تو اين خونه هست ازت ميخوام که
تو يکي از اونا نباشي- ...عزيزم، خونه-
برو بيرون
واو
چيه؟
هيچي
اوه مي فهمم
خوبه، حالا من شدم زن ِ ديوونه اي
که زندگيتُ کاملاً به بدبختي کشونده
ها؟- ...من بدبخت نيستم، من فقط-
فقط دارم از استرس سرگيجه ميگيرم
هر وقت درباره ي ليست خريد يا هر چيز ديگه اي
با تو بحث ميکنم
سر هر موضوعي- ها-
اما.. تو بچه هاي منُ با خودت داري
و من تو رو تا بعدازظهر تنها ميذارم
مرسي عزيزم، هي، عزيزم؟
بله عزيزم
خيلي دوسِت دارم
دوسِت دارم
اما ديگه به اين خونه برنگرد
تا وقتي که يه تغيير رفتاري مهم داشته باشي
هي، خدا
ميدونم ما فقط موقع مسابقات حذفي با هم حرف ميزنيم
...اما اگه گوش ميدي
نگرانم که اجنه زنمُ تسخير کرده باشن
هي
بازم بابت سکس تو دستشويي فراگي
!ممنون، جک
اوه خدا
هوووم
من يه هيولام
بچه ها.. کِي بيرون مياييد
چقدر ديگه؟
خوبه
...يک، دو
من يه هيولام
ناتان؟
خوشحالم بيرون مي بينمت
اوه! سلام آني
اينا واقعاً دندوناتُ خراب ميکنن
ميدوني- ...آ-
...خب، پيتر با بچه ها ميادش، براي همين
...آ
آره، نميتونم درش بيارم
يا بهتر ِدر نياري
...بعد از، از دست دادن داني، من
خب، زمان ميبره، همش همين
آره
به نظر لاغر شدي
فقط پير شدم
اگه تو پيري پس من عتيقه شدم- اگه تو عتيقه شدي-
من مُردم
خب، بهتر بريم
آره
ناتان
No comments yet. Be the first to leave one.