ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خداحافظ مامان. بای عزیزم.
سلام. مریسا هستم.
اومدم دنبال پسرم، میلو.
میلو اینجا نیست. میلو!
اون اینجاست؟ نه!
باشه. قول میدم.
باشه؟ پیداش میکنیم.
خب، شما فکر میکردید میلو
قرار بود بیاد پلیدیت.
اون پلیدیت چطور هماهنگ شده بود؟
یه پیام از یکی از مامانا، جنی کامینسکی، دریافت کردم.
خانم کامینسکی رو چقدر میشناسین؟
میدونین زیاد تو اطرافم دیدمش.
ولی باهاش حرف نزده بودم تا حدودِ
یه هفته و نیم پیش تو مراسم مدرسه.
و اون عالی بود.
از عالی بودن خسته شدم.
دیگه نمیخوام عالی باشم.
کارآگاه آلکاراز میگه میلو رو بردن
توسط زنی به اسم کری فینچ. کری فینچ کیه؟
اون برای یه مادر دیگه به اسم جنی کامینسکی کار میکنه.
پس فکر میکنید کری پیام رو فرستاده و خودش رو جای من جا زده؟
اینطور به نظر میرسه.
حالا اون گوشی از دسترس خارج شده.
پس همش برنامهریزی شده بود؟
چرا فقط شماره رو چک نمیکنید؟
فقط چکش کنید، باشه؟
چون اون لعنتی الان اون بیرونه.
متاسفم. منظوری نداشتم.
شما یه مادر فوقالعادهاید. شما... شما بینظیرید.
شما بینظیرید.
واقعا متاسفم. واقعا متاسفم.
بالاخره خونه.
میخوای من بگیرمش؟
حالت خوبه؟ آره.
احساس سبکی سر یا سرگیجه نداری؟
نه عزیزم. کاملاً خوب شدم.
آره؟ آره؟ جدی میگی؟
باشه. هی.
خوش برگشتی خونه، میلو.
سلام.
اوه، عالیه، ممنون.
بفرما.
بفرما. دوستت دارم.
دوستت دارم.
دوستت دارم، رفیق.
شب میبینمت. بای.
هی. اوه، میدونم، میدونم.
نمیفهمم چرا نمیخوابی
وقتی بچه خوابه.
چون این تنها فرصت منه که کارامو انجام بدم.
ولی نمیتونم ادامه بدم. قابل ادامه نیست.
نمیدونم ازم چی میخوای.
پیتر، من به... به تلاش تو نیاز دارم.
میدونی، هزار تا راه مختلف هست
که یه بچه رو بیشتر از دو ساعت بخوابونی
شب... قنداق کردن، نویز سفید.
ای وای، حالت خوبه؟
شاید آموزش خواب.
باید قبل از اینکه به دنیا بیاد تحقیق میکردیم، باشه؟
و ازت میخوام که اینو اولویت اولت قرار بدی.
مشکلی نیست.
فقط بگو چیکار کنم و انجامش میدم.
باشه؟ رو من حساب کن.
حمله. ده یارد جریمه.
اون میخواد انگار توپ رو جر بده.
ام.
اوه، تو تمام شب خوابیدی.
آره. ام.
این چهارمین شبه که پشت سر همه، درسته؟
امهم.
آه.
اوه، انجامش دادی.
ام.
قسم میخورم تو از پس هر کاری برمیای.
دوستت دارم.
اینو ببین.
اون چیه، خرس کوچولوی من؟
آره، چیه؟
این رنگه؟
آره. بله.
هوم. میخوای نشونم بدی؟
رنگی توش نیست. معلوم نمیشه.
پس باید بازش کنیم.
خانم آروین، ممنون که منتظر موندید.
سلام. سلام. بله.
نه، من عکس رو قبلاً براتون فرستادم تا استفاده کنید.
و من بهش نیاز دارم برای پخش شدن در ترافیک صبح.
مردم باید عکس رو ببینن
تا خط ویژه رو بدونن و بدونن به کدوم شماره زنگ بزنن.
سلام بچهها. منم.
آها.
آره
آره، منتظر میمونم.
هی
خبری نشد؟ نه.
ممنون که اومدین. آره، البته. آره.
باشه، پس مراحل رو بهم بگو.
امروز چیه؟ بعدش چی؟
اووه، کنفرانس خبری تو مرکز شهر.
پلیس بیانیه میده. ما هم بیانیه میدیم.
و، اووه، ممکنه یه تماس برای باج بگیریم.
و اگه این اتفاق بیفته، اووه، اطلاعات رو میگیریم.
به پلیس میگیم و بعد اونا ما رو
برای مراحل بعدی راهنمایی میکنن.
باشه.
هی، انگار همه آمادهن.
باشه؟
و شما دارین همه کارای درست رو انجام میدین.
آره. ممنون.
هی، میلو کوچولو. میلو، حدس بزن چی شده؟
دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
آقای چیپس
میخوای صدای اونو بشنوی؟
اون ریخت... آره.
آب پرتقال.
آها، آب پرتقال ریخت، نه؟
درسته؟
کری.
اون تو رو میپرسته.
مطمئن نیستم پرستش باشه. کری.
شاید از شکر میلکشیکها باشه.
اوه.
شاید.
فکر کنم هم اینه هم اون.
نمیتونی منو بگیری.
این خیلی حال میده.
مامان، کری کجاست؟ سلام عزیزم.
کجاست؟
خب، کری قراره یه مدت نباشه.
کی منو میبره مدرسه؟
من. باحال نیست؟
پارک و شنا رو تو انجام میدی؟
همه اونا رو انجام میدیم.
باشه. هی، بچه.
میدونی به نظرم چی واقعاً باحاله،
اینه که تو و مامانت میتونین
وقت بیشتری با هم بگذرونین. خوب نیست؟
حالا، یالا. برو مسواک بزن.
پلیسا اینجا رو واقعاً زیر و رو کردن.
آره.
فکر نکنم چیزی پیدا کرده باشن.
فکر کردم تا حالا کارت تموم شده باشه.
امروز زنگ اول آزاده.
و فردا، آخرین کلاس تو ساعت ۲:۳۰ تموم میشه، درسته؟
آره. باشه.
خب، لی لوگان ممکنه بخواد بشنوه
اون ارائه رو فردا بعد از ظهر.
پس هنوز تایید نشده ولی
اوه، میخوای من برم دنبالش؟
خب، ریچی، این یه ارائه مهمه.
آره ولی فردا پنجشنبهست.
من کوئیزیکس دارم.
کوئیزیکس یه تیم مسابقه فیزیک برای نمره اضافیه.
آره، که برای بچهها مهمه.
این چطور قراره کار کنه؟ من، تو، جیکوب، و پرستار بچه هم نداریم؟
نمیتونی جدی جدی پیشنهاد بدی
که یه پرستار بچه دیگه استخدام کنیم وقتی تازه فهمیدیم
اون یکی یه روانی بوده.
من راجع به استخدام یه پرستار بچه دیگه حرف نمیزنم.
من راجع به امروز، فردا، جمعه حرف میزنم.
این همه کاریه که میتونم انجام بدم. پس چطور قراره کار کنه؟
عزیزم، حلش میکنیم.
نمیتونی همینطوری بگی حلش میکنیم.
باید واقعاً یه کارایی بکنی که کمک کنه حل بشه.
وایستا.
پس اسم واقعی اون حتی کری فینچ هم نیست؟
نه، متاسفانه نه خانم کامینسکی.
گواهینامه رانندگیاش جعلیه.
و اطلاعات تو رزومهاش
هم ظاهراً جعلیه. من... من با معرفاش تماس گرفتم.
من از آژانس پرستار بچه استفاده نکردم.
چون میخواستم خودم این کارو بکنم.
میگی این آدما بازیگر بودن؟
نمیدونیم کی بودن ولی شمارههاشون
همهشون قطع شده.
تو... تو وقتی باهاشون حرف میزدی نتونستی تشخیص بدی؟
نه، اونا مثل خانوادههای عادی به نظر میرسیدن که کری رو میشناختن.
و چیزای فوقالعادهای میگفتن.
باورم نمیشه هیچی حس نکردی.
شما چیزی حس کردین آقای کامینسکی؟
چی؟
وقتی با معرفای پرستار بچه حرف زدین،
چیز غیرعادی حس کردین؟
اوه، من... من با کسی حرف نزدم.
یعنی، اون بیشتر کار جنیه.
آهان.
پس چی میتونین راجع به برنامه روزانه کری بهمون بگین؟
اون کارهای صبح رو انجام میداد.
و بعد اونا یه کمی بعد از ساعت ۸ خونه رو ترک کردن.
آکادمی بیشاپز ساعت ۸:۳۰ شروع میشه.
و بعدشم کارهای خونه رو انجام میداد
تا ساعت سه که موقع اومدن دنبالش بود.
حالا میتونید بعدازظهر رو برامون توضیح بدید؟
از موقعی که میومد دنبال بچه؟
یا میاوردش همینجا یا میبردش
به هر فعالیت بعد از مدرسه دیگه.
تا وقتی که من ساعت ۷ میرسیدم خونه.
و بعدش من مسئولیتشو به عهده میگرفتم و میخوابوندمش.
No comments yet. Be the first to leave one.