ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
IMDb-Dl Proudly Presents
Translated By Elka The World at War S01E15
جبهۀ خانگی: یک اصطلاح غیر رسمی برای* توصیف پشتیبانی های داوطلبانۀ مردمی در طول .جنگ با دشمن گرایش سیاسی چپ:به مواضعی اطلاق میشود* که خواهان تغییرات تدریجی یا رادیکال در جهت .ایجاد برابری در توزیع ثروت و قدرت هستند
ائتلاف:به معنی اتحاد موقت نیروهای سیاسی* .که هدفهای معینی را دنبال میکنند .آکر:واحد اندازهگيرى زمين معادل 7404 مترمربع* ریاضتِ اقتصادی: طرحی که دولت برای کاهش* هزینهها و برای رفع کسری بودجه، به کاهش و یا .حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست میزنند
در زمان جنگ هنگام فیلمبرداری و عکس ،انداختن و سایر مراسم ها
،افرادی که میرقصیدند و حضور داشتند .ماسکِ ضدگاز میزدند
اما آلمانها هیچ وقت از گازهای سمی برعلیه .مردمِ انگلیس استفاده نکردند
،سلاحِ هیتلر بر علیه مردمِ بریتانیا .بمب و اینجور چیزا بود
بیشتر از 2میلیون خانه منفجر شدند و .آسیب دیدند و از بین رفتند
و همراه با لندن به همۀ شهرها .حمله شد
،آتش و انفجارهای سنگین
قدرت و سبک و روش زندگی مردم بریتانیا .رو امتحان کرد و تحت تاثیر قرار داد
در نوامبر سالِ 1940،آلمانها طرح و برنامۀ ،حمله به لندن رو تغییر دادند و
اولین شهری که به شدت بهش حمله کردند "(شهر "كاونترى (در بخش مركزى انگليس .بود
كليساى بزرگ و همچنین شهر مورد حمله .قرار گرفتند و ویران شدند
مردم و رهبرانشون بدلیلِ آتش سوزی و ،شلیکهایی که وجود داشت
.حیران و سردرگم شده بودند
روی کاغذ،مردمِ شهرهای "نانیتون" و بیرمنگام" و"
راگبى" باید به کمکِ شهرِ كاونترى" ،میومدند
.که در حقیقت همین کار را هم کردند
اما وقتی که داشتند به اینجا میومدند ،متوجه شدند که
کوپلینگ های ماشين های آتش نشانى ،با هم متفاوت هستند و
،با هم جفت نبودند و این بدین معنی بود که
عملیاتِ کمک و همیاری بطور کل کنسل .و منحل شد
علاوه بر این،360تا ترَک و شکاف بر روی ،لولۀ اصلیِ گاز ایجاد شده بود
که این امر باعثِ منحل شدنِ تمام خدمات میشد و خدمه و افراد هم از موقعیت خارج .میشدند
.تمام آب رسانی ها قطع شده بودند
هیچگونه چشمه و منبعی برای آتش نشانها .وجود نداشت تا بتونند از آبش استفاده کنند
پادشاهِ انگلیس به همراهِ مسئولانِ وزارت .کشور از شهرِ کاونتری دیدن کردند
.هم وارد شهر شد "Herbert Morrison"
افرادِ دولت قصد داشتند تا در شهر حکومت نظامی برپا کنند و کنترلِ شهر رو به نظام .بدند
ما همگی با این مورد مخالف بودیم .و در برابر این موضوع ایستادگی کردیم
من و عضو انجمن شهردارى :گفتیم که "Bill Halliwell" نه،تمامِ عملیاتها باید توسط شهر و" ".شهروندان صورت بگیره
فشارهایی که از نظام بهمون وارد میشد ،و من به همراهِ "Bill Halliwell" کمتر شد و
افسرانِ منطقه ای،تقریبا ازون لحظه به بعد .عملیات هارو اجرا و مدیریت کردیم
تقریبا 7هفته در شهر نظامِ دیکتاتوری .وجود داشت
هیچ درسنامه و کتابی در مورد دفاعِ ،مردم و غیرنظامی ها وجود نداشت تا
،به مامورینِ محلی نشون بده که
در مواقعِ ضروری و شرایط سخت چگونه ،رفتار و عمل کنند
شرایطی مثلِ چیزی که ما در صبحِ .15نوامبر باهاش روبرو شدیم
در تلاش بود تا با "Morrison" وقتیکه ساختنِ اولین نیروهایِ مسلحِ همگانیِ ،بریتانیا
،شرایط رو بهبود ببخشه
داوطلبانی،جبهۀ خانگی* رو که درحالِ .فروپاشی بود تقویت و پشتیبانی کردند
بچه ها با عجله طی یک عملیات ،از شهر خارج شدند
،و با وجود سختیها و دشواریهایی که بود .شهر به شهر رو طی کردند
:شهرهایی مثلِ "Portsmouth, Southampton,
Sheffield, Bristol, Glasgow"
پس از این جریانات،شدیدترین آسیب به بندر .پليموت (در جنوب غربى انگلستان) وارد شد
آسیبی که توسط 7حملۀ بزرگ در ماه های .مارچ و آپریلِ سالِ 1941،صورت گرفت
یک چهارمِ مردمِ این منطقه به همراه ،50.000مسافر
شبانه از شهر فرار کردند و در کوه ها و .تپه ها خوابیدند
فیلمِ این اتفاقات در دورانِ جنگِ بریتانیا .پخش نشد
نشریاتی که سانسور شده بودند فقط به هرج و مرجی که وجود داشت اشاره .میکردند
30.000نفر خانه هاشون رو از دست دادند و خیلی از مردم چیزهایی فراتر ازین رو .از دست دادند
،وقتی که صدایِ آژیر قطع شد :"bunt" خانمِ ،فکر کنم حدودا ساعتِ 9بود
.من با مادرم تماس گرفتم و وی اومد پایین
،رو میارم Raymond بهم گفت:"من ،رو میارم Sheila منم گفتم:"باشه منم
،تماس گرفتیم "Todd" بعدش با خانمِ ایشون خانمی بود که در طبقۀ بالا ،قرار داشت
.وی به همراهِ 3تا فرزنداش اومد پایین
بعدش رفتیم سمتِ قفسه ها و
من روی یک صندلیِ کوچک نشستم و ،رو کنارم گذاشتم Raymond
.هم بغل کردم Sheila و
.و بعد از اون،دیگه چیزی یادم نمیاد .نمیدونم چی شد
فکر کنم من با قفسه ها و کابینت ها برخورد :کردم،چون پدرم تو اون لحظه گفت
"اوه،فکر کنم مادرت وضعیتش خیلی بده"
:بعدش من گفتم "خوبه،اون تو بغلمه Sheila حالِ"
بعدش خواستم اون یکی بچم رو ،لمس کنم اما نتونستم
،بعدش شاید دوباره بیهوش شده باشم ،چونکه فکر کنم زیر آوار مونده بودم
بعد از اون قضیه،متوجه شدم که مادرم ،و بچه هام کشته شدند
که حامله بود به "todd" همچنین خانمِ ،همراهِ دوتا از فرزنداش
.کشته شدند
،که ملوان بود "Bunt" شوهرِ خانمِ
روز بعد از بمباران از مسافرت برگشت .و بسمتِ خونه رفت
،مادر زنم در اتاق نشیمن افتاده بود رو تخت
ما به اون طرفِ جاده یعنی منزلِ برادر زنم ،رفتیم
وی درموردِ دوتا بچه هام که کشته .شده بودند باهام صحبت کرد
.رفتم بالا....دیدمشون...بدنشون سرد بود
حتی یه زخم و یا خدشه هم به ظاهرشون ،وارد نشده بود
همون لحظه بود که من اعصابم خورد شد و
:گفتم به جای اینکه دست رو دست بذاریم" "و کلی پول خرج کنیم و خسارت ببینیم
باید به آلمانها حمله کنیم و همانطور که به ما صدمه میزنند بهشون صدمه .بزنیم
،بعد از این اتفاقات ،"Magee" آقای ،نظرتون در مورد اینکه
بریم برلین و همین بلا رو سرشون بیاریم چیه؟
.فکر کنم باید همین کارو انجام بدیم
باید بریم اونجا و خیلی بدتر ازین .بهشون حمله کنیم و آسیب بزنیم
نظر من هم همینه.باید بریم اونجا و ده برابرِ .این،بمبارانشون کنیم
من دلم واسه خانم ها و بچه های برلین ،میسوزه و براشون متاسفم
اما مردمِ ما چی میشن؟ این مردمی که بهشون حمله شده چی؟
این همون چیزی هستش که نشریات و خبرگذاری های انگلیس از بندر پليموت .نشون دادند
سخنرانی و حضور چرچیل،واقعا به مردم ،روحیه و قوت قلب داد
و در هیئت دولت،وی میدونست که چطور .کارهارو انجام بده
:هنری پنجم انگلستان میگفت ،حالا"
من در جریانِ امور قرار داشتم و میدونم که ،وضعیت خیلی دشوار هستش
ما نمیتونیم نیروی امدادی و پشتیبانی بگیریم و میزانِ تلفات و بیماری ها ،تغییری نمیکند
پایگاهی که در منطقۀ دشمن ایجاد شده به خاطر تاکتیک های پیاده نظام .خیلی کوچک و معمولی هستش
و به نظر من هیچ راهی وجود نداره .مگر اینکه با تمام قوا حمله کنیم
اما چرچیل اینطوری نبود و این نظر .و عقیده رو نداشت
:وی میگفت بیاید یکبار دیگه امتحان کنیم" "و مقاومت کنیم
.قدرتِ چرچیل خیلی زیاد بود
اما حرف ها و سخنانِ چرچیل دیگه .کمتر راست و درست بود
،تقریبا بدتر از بمباران ها
حمله های زیردریایی های آلمان به کشتی های انگلیس بود که خطوط .تدارکات و غذایِ بریتانیا رو قطع کرد
آلمان ها همه جارو به یغما و غارت کشیده .بودند
ما نمیتونیم بگیم که مسیر و سرانجامِ ،این نبردِ سخت به کجا میره و چی میشه
نبردی که بی رحمانه در حالِ گسترش .در مناطق میباشد
ما میدونیم که این نبرد خیلی سخت و .طولانی خواهد بود
ما هنوز نمیدونیم که چگونه و چه زمانی ،از این نبرد و وضعیت رهایی پیدا میکنیم
،اما ما مطمئن هستیم که
،هرگونه اثر و ردپا از هیتلر
،از بین خواهد رفت و پاک میشه
و اگر نیاز بشه،بهش حمله کرده و .نابودش میکنیم
ممکنه هیتلر مسیرش و قلمرو خود را افزایش ،دهد و به دورترین نقاط حمله کنه و
.مصیبت و ویرانی به جا بذاره
.ممکنه وارد آفریقا یا آسیا بشه
،اما ما مطمئن هستیم که در این کشور
.وی متوقف خواهد شد و از پا درمیاد
یک سالِ "Home Guard" سازمانِ دفاعیِ .قبل تاسیس شده بود
افرادِ این سازمان تمرینهای نبرد و مبارزه .رو انجام میدادند
شما لشگر و گروهی جدید هستید که .سنتها و روش های خاصِ خودش رو داره
،اما از قبل شعارتون مشخص شده ."شعار شما اینه:"آلمانی ها رو بکشید
،هنگام انجام وظیفه
شاید این شانس رو داشته باشید که ،با دشمن روبرو بشید
،اگر این اتفاق رخ داد،وظیفتون این هستش که
.بهشون شلیک کنید و بکشیدشون
،انگلیسی ها هنوز با ترس زندگی میکردند
نه تنها ترس از حملۀ آلمان،بلکه ترس از آلمانی هایی که در این کشور زندگی ،میکردند
همچنین ترس از جاسوس ها و
.اجنبی ها و خارجی ها
در تابستانِ سالِ 1940،نشریات اعلام کردند .که خارجی ها رو دستگیر کنید
،تقریبا همۀ افراد،آلمانی ها،استرالیایی ها
یهودی های پناهنده و تبعیدی های ،*گرایشِ سیاسیِ چپ
به کمپ ها منتقل شدند و در اونجا زندانی .شدند،کمپ هایی که شرایطش خیلی بد بود
،من هم بدونِ اینکه از قبل بدونم
.توسط پلیس همینطوری دستگیر شدم
.دوتا افسرِ پلیس اومدند و منو دستگیر کردند
این افراد برای انتقال و سوار شدن به ،کشتی
بسمتِ لیورپول راهی شدند،اگرچه ازین .موضوع اطلاعی نداشتند
مردم در خیابانها حضور داشتند و
بسمتمون تُف و سنگ پرت میکردند و .مارو جاسوس صدا میزدند
.وضعیتِ خیلی بد و وحشتناکی بود
همه فکر میکردند که مارو به بازداشتگاهی ،منتقل میکنند که مثلِ بازداشتگاه های اتریش
.و یا آلمان بود
.مارو سوارِ کشتی کردند
تعدادی از افراد قصد داشتند تا خودشون رو ،به داخلِ دریا پرت کنند و خودکشی کنند
.چونکه نمیدونستند چه چیزی در انتظارشونه
در "the Isle of Man" وقتی که به جزیرۀ (دریایِ ايرلند (ميان بريتانيا و ايرلند ،رسیدیم
ازمون عکس گرفتند و روش شماره هامون رو .نوشتند
بنابراین احساس میکردیم که انگار مجرمیم .و مثل اونا باهامون رفتار خواهد شد
.اما از اون لحظه به بعد،شرایط خیلی بهتر شد
افرادِ خوبی اونجا بودند که ازمون مراقبت ،میکردند
.و همچنین امنیت بیشتری داشتیم
اونقدر امنیت داشتیم که اطرافِ بازداشتگاه و .محلِ اقامتمون حصار و نرده نصب کرده بودند
اتباع خارجی این حق رو داشتند که وضعیتشون ،در دادگاه مورد بررسی و قضاوت قرار بگیره
.و تا سالِ 1941،خیلی از اونا آزاد شدند
اما تهدیدِ جدیدی در مورد آزادیِ افرادِ ،غیرنظامی نمایان شد
"2D" یعنی،مقرراتِ
به دلیلِ اینکه استالین هم پیمانِ ،هیتلر شده بود
حزبِ کمونیستِ بریتانیا با پیروزی در نبرد و .جنگ مخالفت کرد
"2D " طبقِ مقرراتِ روزنامۀ "the Daily Worker" .ممنوع و قدغن شد
،5ماه بعد،وقتی هیتلر به روسیه حمله کرد
چرچیل،خودش خواست تا با استالین .هم پیمان بشه
،حمله و پیشرویِ المان در شرق
از شدتِ حملات به انگلیس کاست و .این کشور رو از فشار خارج کرد
حالا وقت این رسیده بود تا بطور کامل به صنعت و اقتصادِ جنگ سر و سامان .بدند و تکمیلش کنند
،*اما در راس امور و در ائتلاف
،دوتا رقیبِ حسود حضور داشتند که
.از خارجِ پارلمان واردِ ماجرا شده بودند
شخصِ معمولی ای بود "Max Beaverbrook" ،که حالا وزیر تدارکات شده بود
هم شخصِ بانفوذ و قدرتمندی "Ernest Bevin" و .بود (TUC) در کنگرۀ تجارت و داد و ستد
مثلِ "Bevin" کارگرانِ صنعتی برای .مردمش بودند
دوستان،از وقتی که ما اداره و دفتر تاسیس ،کردیم
اصرار کردیم و تشویقتون کردیم که .سخت تر و بیشتر کار کنید
من تاحالا تو زندگیم هیچوقت از کسی .نخواستم که اینقدر سخت کار کنه
.اما باید اینکار رو انجام بدیم تا به پیروزی برسیم
همۀ ما با همدیگه با توانی بالا به کارمون ادامه میدیم و
،به هیتلر و موسیلینی نشون میدیم که
،ما فقط کار و جنگ نمیکنیم
بلکه هنگامِ انجام کار،خوشحال و مسرور .هستیم
،شخصی کاملا انگلیسی بود که "Ernie Bevin"
،کنترلِ اتحاديه و
.حزبِ کارگری رو در اختیار داشت
به نظر من این شخص مغرورترین فردی بود .که تاحالا دیده بودم
این ویژگی معمولا در افرادی خودساخته به وجود میاد.افرادی که در زندگی سخت .کار کرده اند تا به موفقیت برسند
،اما مهمترین چیز در مورد این شخص
این بود که هیچوقت از چیزی که گفته بود .صرف نظر نمیکرد و زیر قولش نمیزد
:یکبار در مورد چیزی با جدیت به من گفت "من بهت گفتم که انجام بدی،مگه نه؟"
.این یک موضوعِ خیلی فوق العاده بود .در اون موارد خیلی وفادار بود
.یک مرد خیلی دوست داشتنی
یک روز در مورد موضوعِ استخراجِ ،گندم و نان
بحث میکردیم و
اونا سعی داشتند تا استخراج رو به بالایِ .88درصد برسونند
:خیلی ناگهانی در کمیته اعلام کرد "Ernie" و
"من میگم وسط این نان غیر قابلِ هضم هستش"
"من نمیتونم اینو بخورم،بهت چی گفتم؟؟؟"
،چرچیل تحتِ تاثیر و ستایشِ
،"Bevin" خصوصیاتِ عالی و اساسیِ
و همچنین اهداف و
،تمایلات و ارادۀ وی در موردِ
سرکوب کردنِ افکار و نظریه های حزب های .سیاسی،قرار گرفت و استفاده کرد
.قدرتی که داشت خیلی زیاد بود
No comments yet. Be the first to leave one.