The Mighty Nein

The Mighty Nein

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Mighty Nein S01E02 Who Will You Be 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 The Mighty Nein 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 70
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 194 വരികൾ.

قبلاً در "ناین نیرومند"

پادشاه دوندال

مأموران امپراتوری شما از مرز دودمان "کراین" عبور کردند

و یک یادگار ارزشمند را دزدیدند.

چی باعث می‌شه فکر کنی اصلاً کسی از اون انفجار جون سالم به در برد؟

به خاطر این.

بوریگارد لایونت.

بیشترشون از رویارویی با یه "ول‌استراکر" کاملاً آموزش‌دیده جون سالم به در نمی‌برن.

من "کیلب ویدوگست" هستم.

ناتِ شجاع.

اون جادو بود؟

شاید بتونیم یه کم دیگه با هم سفر کنیم.

این جاییه که دوست دارم بعدش برم.

استاد "ایکیتون".

پادشاه احضارتون کردن.

ممنونم، "اوولیا".

فوراً یادگار رو برگردونید.

اما ملکه "برایت" داره فقط منتظر می‌مونه.

مردم دنبال شما میان، سرورم.

چون اگه نیان، ما کاری می‌کنیم که بترسن.

برای جنگ آماده شوین.

وای!

تو ترسیدی.

واسه همینه که افتادی زمین.

من بهت حمله کردم، مگه نه؟

هر پسر ترسویی می‌تونه حمله کنه.

یه مرد شجاع می‌دونه چطور صبر کنه.

حالتتو جمع‌تر کن.

اینقدر به من هدف نده.

یادت باشه، کنترل.

منتظر یه لحظه ضعف باش.

وقتی از یه حمله دارم به خودم میام.

وقتی پاهام تعادل ندارن.

هرگز دشمنت رو دست‌کم نگیر.

من هرگز تو این خوب نمی‌شم.

من دو برابر سن تو رو دارم.

و تو یه روز خوب نصف سرعت تو رو دارم.

پس چرا من نمی‌تونم ضربه‌ای بزنم؟

چون چه فکر کنی می‌تونی یا فکر کنی نمی‌تونی،

همیشه حق با توئه.

تو مرد خوبی هستی، "فیورد".

و پتانسیل یه کاپیتان بزرگ رو داری. یه رهبر.

فقط باید مانع خودت نشی.

یه رهبر؟

قلدرهای یتیم‌خونه، این خدمه،

اون "سیبیان" که همیشه باهاش دعوا داری.

تو اجازه دادی آدمای کم‌ارزش‌تر، هویت تو رو شکل بدن.

اما خودت چی فکر می‌کنی، "فیورد"؟ ترسو هستی؟

ضعیف، مثل همه‌ی اونا که میگن هستی؟

گذشته یه طناب داره دور گردنت.

طناب رو ببر وگرنه خفه‌ت می‌کنه.

بهم اعتماد کن.

اون منو پیدا کرد.

ما انتظار طوفان رو نداشتیم.

مهم نیست. اینجاست.

"رمی"، بار رو محکم کن!

چشم! "پیوتور"، سکان رو بگیر!

فوراً، کاپیتان!

"فیورد"، "سیبیان"، اون بادبان رو کنترل کنین!

محکم ببندش!

کشتی داره آب برمی‌داره!

آخ!

"سیبیان"، یه کمکی به من بده!

هان؟

"سیبیان"؟

تو چی...

کاپیتان تو رو برای این آموزش نداد، تازه‌کار.

چی کار می‌خوای بکنی، از ترس خودتو خراب کنی؟

نمی‌تونم بذارم این کارو بکنی، "سیبیان".

همه‌مونو می‌کشی.

و تو می‌خوای جلوی منو بگیری؟

نه، تو همونطوری می‌میری که زندگی کردی: رقت‌انگیز و تنها.

نه.

الان حتی "وندران" هم نمی‌تونه نجاتت بده.

ای بزدل بی‌فایده.

کاپیتان!

این دیگه چیه؟

"سیبیان"!

کاپیتان!

کشتی رو تخلیه کنین.

نفس بکش.

چی...

چطور من...

چی شد؟

کاپیتان...

کاپیتان؟

کاپیتان "وندران"!

تو چیزی تو من دیدی.

به من خونه، امید، یه هدف دادی.

قول می‌دم.

قول می‌دم اون مردی بشم

که فکر می‌کردی می‌تونم باشم.

رشد کن.

دوباره.

دوباره.

آره، واقعاً تو این محبت سخت‌گیرانه حرف نداری.

"ضربه خیره‌کننده" فقط برای اینه که بهت زمان کافی برای فرار بده، "بو".

و بهتره که سریع فرار کنی

قبل از اینکه "ول‌استراکر" به خودش بیاد.

اونا یه اشتباه رو دوبار نمی‌کنن.

بابا، مگه شکست‌ناپذیرن؟

بهتر شد، ولی باید خودت ادامه بدی به تمرین.

تنهایی؟ چرا؟

یه مأموریت داری. توی تروستن‌والد.

حالا به زینوت چی بگم؟

اون منو واسه همیشه گذاشته پشت میز.

من درستش کردم.

نامه‌های انتقالیت رو امروز صبح فرستادم.

به یکی از آرشیوهای دورافتادمون.

هوم. خب، کار چیه؟

زینوت یه مهره‌ی کوچیکه.

یه انفجاری که یه پادگان کامل رو نابود می‌کنه؟

این هرچی که هست، خیلی بالاتر از این حرفاست.

مخاطبم یه اسم رو بهم داد.

رئیس وول‌استراکر.

اسم خطرناکیه.

چرا حاضرن بفروشنش؟

تو بدبین و شکاکی. خوبه. بیشتر دوام میاری.

خبرچینم دلایل خودش رو داره.

یه پیک فرستادن، اسمش «دِد آی» (Dead Eye).

توی یه کارناوال تو تروستن‌والد می‌بینیش.

برای ورود به این نیاز داری.

شاه‌بلوطِ پشت رو بردار.

الان راه میفتی.

وایسا، یعنی... یعنی همین ال...

الان.

بو.

به هیچ کس اعتماد نکن.

هنوز ندیدیش؟

اوه، داره شروع می‌کنه.

فکر خیلی خوبی بود، تراولر.

تو امشب چقدر شیطون شدی.

چی؟ نه.

بعداً کلی وقت برای شوخی‌های بیشتر داریم.

بیا دیگه، داریم بهترین قسمتش رو از دست می‌دیم.

جستر، تو یه فرشته‌ی نجاتی.

اوه. ممنون، جسی.

هوپا! ممنونتم.

اوه، نه، باز یادش رفت؟ من برش می‌دارم.

ممنون، جستر.

آی، مامان!

ممنون. ممنون.

مامان، این بهترین نمایشی بود که تا حالا دیدم.

اوه، تو اینو هر شب میگی.

یاقوت کبود کوچولوی من.

و به محض اینکه پس‌زمینه‌ها رو عوض کنیم، میلیون‌ها بار بهتر میشه.

یه پس‌زمینه‌ی فانتزی خواهی داشت.

یکی با قایق کوچولو و کرم‌های شب‌تاب.

و، اوه، یه اقیانوسی هم هست که بتونی ایده‌ی پری دریایی منو انجام بدی و...

اوه، نه.

بلود بهت نگفت؟

چی رو بهم بگه؟

متاسفم، جستر، فردا نمی‌تونم باهات نقاشی کنم.

لرد شارپ کل عمارت رو برای بعد از سخنرانیش رزرو کرده.

اوغ، اون آدم علاف؟

همونی که اون ریش نوک‌تیز مسخره رو رو صورت مسخره و نوک‌تیزش داره؟

اگه کس دیگه‌ای بود، می‌دونی که کنسلش می‌کردم.

ولی اون، آخه... آره، آره، آره.

هرکی بهش نه بگه، میندازتش زندان.

فهمیدم، مامان. خب، یکم داری زیاده‌روی می‌کنی.

اون شهرمون رو امن و آباد نگه می‌داره.

برای بیشتر مردم، تحمل کردن یه همچین علافی ارزشش رو داره.

لطفاً از من عصبانی نباش.

به محض اینکه بره، پس‌زمینه‌ها رو دوباره نقاشی می‌کنیم.

نمی‌تونم صبر کنم تا طرحت رو برای تالاب پری دریایی ببینم.

اوه، مامان، خیلی قشنگه.

فقط خانم...

بانو تراف برای قرارش آماده‌ست؟

توی اتاق خواب افسون.

اوه؟ این دفعه خودش رو آورده.

برو، برو. خوش بگذره.

پس‌زمینه‌ها...

می‌تونن صبر کنن. فکر کنم.

هوم. هوم.

تراولر، چطوره کاری کنیم که لرد شارپ...

قرارش رو از دست بده؟

فقط برای امشب.

ما اتاق‌های قشنگ‌تری داریم.

مناسب‌تر برای خانم‌ها.

عالیه.

اخ

باید بریم اون ناخن‌های پا رو کوتاه کنیم.

اه، فایده نداره.

مثل علف هرز کوفتی رشد می‌کنن.

آخ. عجله کن.

اوه، می‌خوای بیای اینجا بالا؟

با اون انگشت‌های سوسیسی‌ت؟

وف. هوم.

بوی ملایم ادرار اسب واقعا دنجش می‌کنه.

پنج ستاره.

می‌دونی که پول یه اتاق رو نداریم.

آه. آهان، فهمیدم.

این یه جور کنایه غیرمستقیم و تنده به...

نه، نه. فقط می‌گم، دو بطری ویسکی

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left