Reservoir Dogs

Reservoir Dogs

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Reservoir Dogs 1992 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Reservoir Dogs 1992 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 108
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

بذار بهت بگم قضیه «مثل یک باکره» چیه

همه‌ش درباره‌ی یه دختریه که از یه یارویی با یه کیرِ گنده خوشش می‌آد

کل آهنگ استعاره‌ست واسه کیرای گنده

نه، این‌طوری نیست. درباره‌ی یه دختریه که خیلی حساس و شکننده‌ست

چند باری بدجوری بهش ریدن

و بعدش با یه پسری آشنا می‌شه که خیلی بااحساسه

هو، هو، هو. یه لحظه استپ کن، داداش

این اراجیف رو برو واسه عمه‌ت تعریف کن

توبی؟ توبی دیگه کدوم خریه؟

«مثل یک باکره» درباره‌ی یه دختر حساس نیست

که با یه پسرِ خوب آشنا می‌شه

این قضیه‌ی آهنگ «آبیِ واقعی»ـه. قبول دارم، حرفی توش نیست

کدومشون «آبیِ واقعی» بود؟

«آبیِ واقعی» رو نشنیدی؟ از کارای خفن و پرفروشِ مدونا بود

من اصلاً این آت‌وآشغالای پاپ رو دنبال نمی‌کنم

ولی حتی منم اسم «آبیِ واقعی» رو شنیدم

اسکل، نگفتم نشنیدمش. پرسیدم چه‌جوریه، چی می‌خونه

ببخشید که بزرگترین طرفدار مدونا تو دنیا نیستم

شخصاً، بدون اونم می‌تونم سر کنم

قدیما از کارای اولش مثل «لب مرز» خوشم می‌اومد

ولی وقتی رفت تو فازِ «بابا نصیحت نکن»، دیگه بیخیالش شدم

شماها دارید رشته‌ی افکارم رو پاره می‌کنید

داشتم یه چیزی می‌گفتم. چی بود؟

آهان، توبی همون دختره چینیه بود

فامیلش چی بود؟ اون چیه؟

یه دفترچه تلفن قدیمیه که تو یه کتی که صد ساله نپوشیده بودم پیداش کردم

اون اسم چی بود؟

داشتم درباره‌ی چه کوفتی حرف می‌زدم؟

گفتی «آبیِ واقعی» درباره‌ی یه یارویی بود که، اوم

یه دختر حساس که با یه پسر خوب آشنا می‌شه

ولی «مثل یک باکره» استعاره از کیرای گنده بود

خب، بذار بهت بگم قضیه‌ی «مثل یک باکره» چیه

همه‌ش درباره‌ی این جنده‌ست که واسه خودش یه پا ماشینِ دادن بود

دارم درباره‌ی صبح، ظهر، شب و بعدازظهر حرف می‌زنم

کیر، کیر، کیر، کیر، کیر، کیر، کیر، کیر، کیر

این چند تا کیر شد؟ خیلی زیاد

تا اینکه یه روز با یه لاتی مثل «جان هولمزِ» پدرسوخته آشنا می‌شه

و اون‌جاست که می‌گه: «اوه، ایول بابا!»

این یارو مثل چارلز برانسون تو فیلم «فرار بزرگ»ـه

داره تونل می‌کنه

دختره حسابی داره با کیرِ یارو حال می‌کنه

و یه چیزی رو حس می‌کنه که قرن‌ها بود حس نکرده بود

درد. درد

چو؟ توبی چو؟

دردش می‌آد. دردش می‌گیره. نباید دردش بیاد

کُسِش الان دیگه باید مثل هلو نرم شده باشه، ولی وقتی این یارو ترتیبش رو می‌ده، دردش می‌گیره

دقیقاً مثل همون اولین بار دردش می‌آد

می‌بینی، درد داره به اون ماشینِ دادن یادآوری می‌کنه

که باکره بودن یه زمانی چه حسی داشت

واسه همین اسمش رو گذاشتن «مثل یک باکره»

وانگ

اون وامونده رو بده به من

چه غلطی داری می‌کنی؟ دفترچه‌م رو پس بده

جو، حالم از شنیدن این اراجیف به هم خورد. موقع رفتن بهت پسش می‌دم

یعنی چی موقع رفتن؟ همین الان پسش بده

دقیقه‌ست داری مخمون رو با این اسما کار می‌گیری ۱۵

«توبی»

توبی؟ توبی؟

توبی وانگ

توبی وانگ؟ توبی وانگ

توبی چانگ؟ چارلی چانِ فلان‌فلان‌شده

از گوش چپم داره کیرِ گنده‌ی مدونا می‌زنه بیرون

و از گوش راستم اون توبیِ ژاپنیِ نمی‌دونم‌چی‌چی

اون کتاب رو بده من

می‌خوای بذاریش کنار؟

هر غلطی دلم بخواد باهاش می‌کنم

خب، پس متأسفم چون مجبورم پیش خودم نگهش دارم

هی جو، می‌خوای مخ این یارو رو بیارم پایین؟

کثافت

اگه تو خواب هم به من شلیک کردی، بهتره بیدار شی و معذرت‌خواهی کنی

شماها داشتید گوش می‌دادید

به برنامه‌ی «صداهای برتر دهه‌ی ۷۰» کی‌-بیلی؟

آره بابا. خیلی معرکه‌ست

آهنگایی که پخش می‌کنن رو باورت می‌شه؟

می‌دونی اون روز چی شنیدم؟ «ضربان قلب، ضربان عشقه»

از تونی دِفرانکو کوچولو و خونواده‌ی دِفرانکو

از وقتی کلاس پنجمِ فلان‌فلان‌شده بودم این آهنگ رو نشنیده بودم

وقتی داشتم می‌اومدم اینجا

آهنگ «شبی که چراغ‌ها در جورجیا خاموش شدند» پخش شد

من... از وقتی که این آهنگ رو بورس بود، دیگه نشنیده بودمش

اون موقع که گل کرده بود، حتماً میلیون تریلیون بار شنیده بودمش

این اولین باری بود که فهمیدم

دختری که آهنگ رو می‌خونه، همونیه که به اندی شلیک کرد

نمی‌دونستی ویکی لورنس همونی بود که به اندی شلیک کرد؟

فکر می‌کردم اون زنِ خیانت‌کار به اندی شلیک کرده

آره، ولی اینو آخر آهنگ می‌گن

می‌دونم لعنتی. همین الان شنیدمش. دارم درباره‌ی همین حرف می‌زنم

لابد قبلاً اون قسمتش رو متوجه نمی‌شدم

خیلی خب. پول صورت‌حساب با من

شماها انعام رو بدید

نفری یه دلار می‌شه

و تو، وقتی برگشتم، کتابم رو می‌خوام

متأسفم. دیگه مال منه

هی، نظرم عوض شد

بزن این آشغال رو نفله کن، باشه؟

خب دیگه. هرکی یه پولی واسه این خانمِ گل سرفه کنه

یالا. نفری یه دلار بذارید

نُچ. من انعام نمی‌دم

انعام نمی‌دی؟

نه، بهش اعتقاد ندارم

به انعام دادن اعتقاد نداری؟

می‌دونی این دخترا چقدر کاسب می‌شن؟ هیچی، صنار سی‌شاهی

این حرفا رو تحویل من نده. اگه پولش کمه، می‌تونه کارشو ول کنه

من حتی یه یهودیِ فلان‌فلان‌شده رو هم نمی‌شناسم که خایه داشته باشه اینو بگه

بذار درست بفهمم. تو اصلاً انعام نمی‌دی، نه؟

من فقط چون جامعه می‌گه "باید" انعام بدی، این کارو نمی‌کنم

منظورم اینه که اگه کسی واقعاً لیاقتش رو داشته باشه، بهش انعام می‌دم

اگه واقعاً مایه بذارن، یه چیزی اضافه بهشون می‌دم

ولی این انعام دادنِ اتوماتیک، مسخره‌بازی‌یه

تا جایی که به من مربوط می‌شه، اونا فقط دارن وظیفه‌شون رو انجام می‌دن

هی، این دختره که مهربون بود. کارش درست بود

چیز خاصی نبود. خاص یعنی چی؟

ببردت اون پشت و واست ساک بزنه؟

واسه اون کار حتی بیشتر از ۱۲ درصد هم می‌دم

ببین، من قهوه سفارش دادم، درسته؟

ما یه زمان طولانیِ لعنتی اینجا بودیم. اون فقط سه بار فنجونم رو پر کرد

وقتی قهوه سفارش می‌دم، می‌خوام شش بار پرش کنه

شش بار؟ خب اگه خیلی سرش شلوغ باشه چی؟

کلمه‌ی «سرم شلوغه» نباید تو لغت‌نامه‌ی یه گارسون باشه

ببخشید آقای صورتی

ولی آخرین چیزی که تو بهش نیاز داری، یه فنجون قهوه‌ی دیگه‌ست

یا ابالفضل، این خانما که از گشنگی نمی‌میرن

اونا حداقل حقوق رو می‌گیرن

منم قبلاً با حداقل حقوق کار می‌کردم و اون موقع

اون‌قدر خوش‌شانس نبودم که شغلی داشته باشم که جامعه لایق انعام بدونتش

برات مهم نیست که اونا واسه زندگی روی انعام تو حساب می‌کنن؟

می‌دونی این چیه؟

این کوچیک‌ترین ویولنِ دنیاست که داره فقط واسه گارسونا می‌نوازه

تو اصلاً نمی‌فهمی داری چی می‌گی

اینا دارن کون خودشون رو پاره می‌کنن

این کارِ سختیه

کار تو مک‌دونالد هم سخته

ولی اونجا احساس نمی‌کنی باید بهشون انعام بدی، درسته؟

چرا که نه؟ اونا هم دارن برات غذا میارن

جامعه می‌گه: «به اینا انعام نده، ولی به اون یکی‌ها انعام بده.»

اینا همه‌ش چرت‌وپرت‌ه

گارسونی اولین شغل

واسه زن‌هاییه که تحصیلات دانشگاهی ندارن تو این کشور

کلاً تنها شغلیه که هر زنی می‌تونه داشته باشه و باهاش زندگی‌شو بچرخونه

دلیلش هم به خاطر همون انعام‌هاشونه

ریدم به همه‌ش

یا جد سادات

خیلی متأسفم که دولت به انعام‌هاشون مالیات می‌بنده. این واقعاً ریدمانه

ولی تقصیر من نیست

به نظر می‌آد گارسون‌ها یکی از اون گروه‌هایی هستن که

دولت مرتباً داره از کون می‌کنتشون

منظورم اینه که، یه تیکه کاغذ به من نشون بده

که بگه دولت نباید این کارو بکنه، من امضاش می‌کنم

بذاریدش به رای، منم رای می‌دم. ولی کاری که نمی‌کنم اینه که طبق بازی اونا پیش برم

و واسه این چرت‌وپرت‌های «بدون تحصیلات» هم فقط دو کلمه حرف دارم:

برو تایپ کردن یاد بگیر

چون اگه توقع داری من تو دادن اجاره‌خونه‌ت کمک کنم

سخت در اشتباهی، بدجوری

منو قانع کرد. دلارمو پس بده

هی

دست به اون دلارها نزن

خب دیگه رفقا، بزنید بریم

یه لحظه صبر کن. کی پول نذاشت؟

آقای صورتی. آقای صورتی؟

چرا؟ چون انعام نمی‌ده

انعام نمی‌ده؟

یعنی چی که انعام نمی‌دی؟

بهش اعتقاد نداره. خفه شو

آخه یعنی چی که اعتقاد نداری؟

یالا دیگه. یه دلار سرفه کن بیاد، مرتیکه‌ی خسیس

من پول صبحانه‌ی لعنتی‌تو دادم

خیلی خب، چون تو پول صبحانه رو دادی، منم می‌ذارم

ولی در حالت عادی عمراً این کارو نمی‌کردم

بیخیالِ اینکه در حالت عادی چیکار می‌کردی

مثل بقیه اون یه دلارِ وامونده رو بده

ممنون

این آهنگی از «خانواده پارتریج» بود

به اسم «مگه کسی هست که نخواد خواهان داشته باشه؟»

و بعدش هم آهنگ «عشق رشد می‌کنه» از ادیسون لایت‌هاوس

همون‌طور که برنامه‌ی «صداهای برتر دهه‌ی ۷۰» کی‌-بیلی

داره همین‌طوری می‌تازه

آره

دارم به مسیر پشت سرم نگاه می‌کنم

واسه یه لقمه نون

باید همون چیزی رو پیدا کنم که می‌خوام

وگرنه عقلم رو از دست می‌دم

دور از چشم بقیه تو شب

دور از چشم بقیه تو روز

دارم به مسیر پشت سرم نگاه می‌کنم

می‌خوام راه خودمو برم

دور از چشم بقیه تو شب

دور از چشم بقیه تو روز

دارم به مسیر پشت سرم نگاه می‌کنم

می‌خوام راه خودمو برم

دارم به عقب نگاه می‌کنم

آه

دنبال یکم خوشبختی می‌گردم

ولی انگار فقط تنهایی نصیبم می‌شه

می‌پرم به سمت چپ

می‌پیچم به سمت راست

بالا رو نگاه می‌کنم

پشت سرم رو نگاه می‌کنم

آره

دنبال یکم خوشبختی می‌گردم

ولی انگار فقط تنهایی نصیبم می‌شه

More Farsi Persian subtitles for Reservoir Dogs

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left