ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تـقـديـم بـه .شـمـايـي کـه درحـال ديـدن ايـن فـيـلم هـسـتـيـن
« اولين سايت پيشبينيِ ورزشي با آپشنهاي بينظير » ::. BPersia.Win | بيپرشيا .::
illusion مـترجم: اميرعلي
سلام. اومدي؟
.دارم قدم ميزنم
وقتي رسيدي پشت در .بهم زنگ بزن
.يه دقيقه ديگه ميرسم
.باشه .بهم زنگ بزن
آمادهاي؟
.آره
با همه خدافظي کردي؟
.آره
.باشه کار کارتنها تموم شده؟
آره، و تميزشون .هم کردم
.خيلي خوبه
.آره، درست رفتار کردم - .مثل هميشه -
.مثل هميشه
کت آبي پوشيدي؟
چي؟
کت آبي پوشيدي؟
.بله
با شلوار خاکستريت؟
.آره
و کيف قهوهايت؟
.آره
قضيه چيه؟
.بالا رو ببين
.بالا، بالا
.اينجا
.سلام
سلام. آخرين سيگار رو ميکشي؟
.آره
مياي پايين؟
در رو برات باز ميکنم .و تو کمکم کن
کار کادو تموم شده؟
کدوم کادو؟
.کادوي تو، هموني که براي بنياده
.دربارهاش برات نوشته بودم
.يادم رفت
.چيز خاصي نيست .بعداً بفرستش
.نه، دوباره يادم ميره
.يادت مياندازم - ببخشيد؟ -
فقط از بوئنوس آيرس .بفرستش
.ممنون ميشن
.نه، يه فکريش ميکنم
کي ميري؟
.الان
.به نظرم ايدهي خوبيه - زيادي ارزون نيست؟ -
نه، فکرکنم خوب و ساده .و شخصيه
.صميمي - .آره، ممنون ميشن -
ميتوني انجامش بدي؟ - .البته -
.بيا اينطوري انباشته نگهش داريم
بين دو تيکه شيشه .قابش بگيريم
.شايد گوشهها هم چندتا پيچ بذاريم
.يه شيء کوچيک کنجکاوکننده ميشه
ميتونن هرجايي که بخوان .آويزونش کنن
آره، ميذارنش روي ديوار کنار .بقيه
آدرسم رو که داري، درسته؟
.کارمن آسودو
،خيابان ريواداويا 3622 .آپارتمان 5بي، سي1204آآاو
،بوئنوس آيرس .آرژانتين
.بايد باهام بياي - آره، چرا که نه؟ -
.ميتونيم با هم باشيم - .لحظات خودمون رو داشتيم -
.بيا
.تو مسافر سريعي هستي
.آدرسم رو داري
.تو هم ميتوني بموني - .برميگردم -
.اين رو امضا کن
چي هست؟
يه برگه که ميشه کارت تموم شده و از سالي که
،در بنياد گذروندي راضي هستي
که تمام کارهات رو انجام دادي
.و چيزي براي شکايت کردن نداري
.تو خيلي حرفهاي هستي - .از شغلم خوشم مياد -
.ميتوني کليدها رو به من بدي
وسايلم کِي ميرسن؟
.دو هفته ديگه مشکلي نيست؟
ميتونيم سريعتر ارسالشون کنيم، فقط .بايد خودت پولش رو بدي
.دو هفته مشکلي نداره
.گم شدم. ببخشيد - .سلام. بيا داخل -
.اتاق بالا قفله
.وسايلم رو ميذارم اينجا
.ديگه خونهي خودته
.ممنون
.لوکاس کليدهاي قديميم رو بهت ميده
لوکاس که ايميل ميداد؟ - .آره، همون -
اين هديه رو ميفرستم که جايگزين .اوني باشه که گذاشتم
،براش نوشتم .ولي هيچوقت جواب نداد
اون يکي هديهام بايد .بياد پايين
اين چه هديهايه؟ - .يه نقاشي -
.مطمئن شو اون يکي رو بندازه بيرون
بايد هديه بذارم؟ - .آره -
بايد يه چيزي صميمي دربارهي وقتي که .توي بنياد بودي جا بذاري
صميمي؟ - .آره، صميمي -
چي براشون گذاشتي؟
وقت زيادي براي ،فکرکردن نداشتم
و الان از چيزي که گذاشتم خوشم نمياد که .اونجا به نام من آويزونش کردن
.من بودم نگران نميشدم .ترجيح ميدم عوضش کنن
تو ميشي نسخهي بهبود يافتهي .من
،بعد از من .تعجب کردم تو رو قبول کردن
خوب نبود؟ - .به نظر بقيه خوششون اومده -
.من هميشه به کمکهزينههاي تحصيلي مشکوک هستم
.ولي ميخواستم کارهاي تو رو دنبال کنم
.من رو عوض نکرد
و پروژهات چي؟ - .تقريباً آخراشه -
تمومش نکردي؟ - .نه -
حرفي نزدن؟ - .نه -
،وقتي تموم کردم .شايد احساس متفاوتي داشته باشم
.اميدوارم اونجا تمومش کني - .ترجمهها آسون هستن -
.تا وقتي حواست پرت نشه
برميگردم و تمرينها رو .شروع ميکنم
پروژهات نياز داره .برگردي
ميتونستم اونجا بمونم و تا آخر .بنويسم
.واسه من خيلي طولانيه
.يه سال واسه تغيير من کافي نبود
،هنوز مجردم، همون شغل قبلي رو دارم .دوستهاي قبلي، مشکلات قبلي
.ولي با افرادي آشنا شدي
.هيچکس علاقمند نيست
بهت خوش نگذشت؟
فقط دارم بهت ميگم .واسه من چطور بود
.من نزديک بود لغوش کنم - چرا؟ -
.اينجا راضيام پس چرا عوضش کنم؟
.ميتونم با نشستن همينجا ترجمه کنم
پس، چرا لغوش نکردي؟
.فکرکردم هيچوقت قبولم نميکنن
،وقتي قبولم کردن .حتي نميتونستم فکرش رو بکنم
،تازه داشتم با ليو قرار ميذاشتم .پس به نظر مشکل بزرگي نمياومد
ولي بين ايدهي جدايي و ،جدايي واقعي
.اوضاع با ليو جدي شد
،و وقتي ميخواستم لغوش کنم .ديگه دير شده بود
به هرحال، هميشه .پايهي تناقض هستم
.نگران نباش .برو و برگرد
،من اينکار رو کردم .و همه چيز مثل قبله
.خيالم راحت شد
.فقط با لوکاس مراقب باش
طبيعت متناقضت ممکنه .تو رو به سمت اون بکشه
.از آمريکاييها خوشم نمياد
.خب، منم همينطور
ولي همينطور از مسافرت خوشت نمياد .و امروز مسافرت ميکني
تو باهاش مشکل داشتي؟ - .نه، من بيشتر دروغگو هستم -
با لوکاس خوابيدي؟ - .نه -
خودت ميبيني به پسرهاي اينجا .شباهت داره
ميخواي پيغامت رو بهش برسونم؟ - .آره. بگو کادوي قديميم رو بندازه دور
.ببين، اين يه کادو از طرف ليوئه - .سوراخ دارن -
الان حس ميکنم اين لوکاس يکي از رسمهاي بنياده
.و نميتونم مقابلش مقاومت کنم
.و اون خيلي حرفهايه - .منم هستم -
زود پروژهام رو تموم ميکنم و .قبل از يه سال برميگردم
.يا دوباره حرف خودت رو نقض ميکني - .خواهيم ديد -
.مطمئن شو به موهاش دست بزني - .به ياد تو ميافته -
.و دو برابر خوشش مياد
.ليو دم دره .بريم
.بيايد شروع کنيم کاميلا، کجا بريم؟
.خونهي باربارا
و بعد از اون؟
.خونهي مادرم
.پس تو رو از خونهي باربارا سوار ميکنيم - .و بعد ميريم خونهي ماريانا -
.که يه تشک برداريم - .بعدش برميگرديم اينجا -
.و بعدش، ميريم فرودگاه
.بعدش براي شام بيا، ليو - .باشه -
.تو برون، کارمن
کليدها؟ - .توي وانت هستن -
.اگه چيزي لازم داشتي بهمون زنگ بزن - .باشه -
هي، سون جي؟ - بله؟ -
هنوز تقاضانامهات رو پر نکردي؟
کدوم تقاضانامه؟
.کاميلا
.يه پرتاب بکن
چي؟ - .يه پرتاب بکن -
.نه. ديگه کارم تمومه اينجا .ممنون
،زياد ميرم اونجا .که ترجمهام رو تموم کنم
.از کارنکردنت برام يه عکس بفرست
هرعکسي باشه؟
يه چيزي که نه توي خونه باشه .نه توي بنياد
چرا اون رو بخواي؟
.تا يه کار متفاوت انجام بدي
.باشه، قبول
امروز چيکارهاي؟
ميرم سر کار، بعدش .ميرم ديدن سرجيو و خواهرت
زياد ميبينيشون؟
.آره، ديروز بهم زنگ زد
.ديروقته
.بايد برم سرکار
.باشه
.خيلي بانمک شدي
.ممنون، عزيزم
.يه بوس بزرگ برات ميفرستم
.خدافظ - .عاشقتم
.خدافظ - .خدافظ -
.و کمکم ميکنه تمرکز کنم
من اينجا خيلي بيشتر از بنياد .کار ميکنم
فکرکنم بتونم قبل از اينکه انتظارش رو داشته باشم .به خونه برگردم
.باعث تأسفه
چرا؟ خوبه که .اينقدر خوب کار ميکنم
تصورکن اگه اين همه مدت ،حواسم پرت بود
مثل نقش توريست رو بازي کردن يا .با همه دوست شدن
.نميتونستم هيچکاري بکنم - مثل بعضي افرادي که ميشناسيم؟ -
کي؟ سون جي؟ - .نه، کارمن -
ولي اون يه رمان کوتاه رو اينجا تموم کرد، درسته؟
نميدونم. خونديش؟ - .نه -
No comments yet. Be the first to leave one.