ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تـرجمه و زيرنويــــس فرشـــاد
هماهنگ كننده R_HURRICANE
آمادست؟
.آره
.خيلي خوشگله
.خوشگل بود
ميتوني بصورت راديواکتيو درش بياري؟
پس فکر ميکني اون چي بودش؟
.شوخي کردم
،آره، از عنصر سزيم 137 استفاده ميکنم .همونطور که ميخواي
چقدر طول ميکشه تا کامل آماده بشه؟
.48ساعت
.من تا 36 ساعت ديگه ميخوامش
داري ميگي در اين مورد ميدونستي؟
!آره! خودم پيداش کردم
کي؟ - .وقتي داشتم خونت رو پاک ميکردم -
.ليز"، اين واسه چند هفته پيشه" ديگه چي رو داري از من مخفي ميکني؟
چي رو ازت مخفي ميکنم؟
اين چه کوفتيه، چرا تو خونمونه؟
...يه تفنگ اينجاست، "ليز"، اين
...اين پاسپورتها با عکس من، اين اسامي
آنتون لوئيز" ديگه کدوم خريه؟" - ...انتظار داري الان باور کنم -
که تا حالا اينا رو نديدي؟
اين چقدر پوله؟ .منظورم اينه که خيلي زياده
در اين مورد جدياي؟
اين تويي؟ - الان داري منو بازجويي ميکني؟ -
"اين...اين عکس توئه زماني که تو "بوستون .در هتل "آنجل" بودي
آره، خب که چي؟
...اونجا با اين تفنگ يه قتل رخ داده
...و اسم مقتول "ويکتور فوکين" بوده
يه مامور روسي که ميخواسته پناهندهي ...سياسي بشه
.اما قبل از اينکه حرفي بزنه کشته شده
...يعني داري ميگي من
پليس مخفيه روسيه و يه پناهندهي سياسي رو کشتم؟ مگه "جيمز باند"ام؟
...داري ميگي من "تام باند"ام
و بين کلاس بررسي اجتماعي و وقت استراحتم ميرم بيرون مردم رو ترور ميکنم؟
،"اونجا واسه استخدام مصاحبه داشتم "ليز .دقيقا توي کافي شاپ
.ديگه کافيه
...تاريخ اين پاسپورتها
...باورم نميشه داري بهم اين تهمت رو ميزني
...چونکه شغلت باعث شد
!يه نفر بياد اينجا و منو تيکه تيکه کنه
.نه، 12 "مارس" سال 2011
.جشن آخرين شب مجردي - .تو "لاس وگاس" بود -
.هيچوقت عکسهاش رو نديدم - !نخواهي ديد -
!فقط 36 ساعت رفته بودم - .تو 19 ساعت ميشه رفت پاريس و برگشت -
...اينجا نميشينم و
...شغلت ...هر چيزي که خيلي بده
!نتيجهي کاريه که تو ميکني، نه کارهاي من
.عکس من که روي اين پاسپورتها نيست - !خيلي خب -
...اگه فکر ميکني من گناهکارم
پس چرا در اين مورد کاري نميکني؟
رو خبر نميکني؟ "FBI" چرا
.خوبه - .همين الان زنگ بزن -
فکر ميکني شوخي ميکنم؟ واقعا فکر ميکني شوخي ميکنم؟
.ليز"، من همون "تام"ام"
...نميدونم اينجا چه خبر شده
.اما مطمئنم که اين يه سوتفاهمه
.زنگ بزن
.اونا ما رو جدا ميکنن
.آمار جد و آباد هر جفتمون رو در ميارن
...اونا
.همه سر از زندگيه شخصيمون در ميارن
.چيزي واسه پنهان کردن ندارم
.بذار اينکارو کنن
.هويت و کد شناسايي لطفا
.مامور "کين"، کد 1212-654 خرس سفيد
واسه يه مشتري که الان ميخوام بيارمش .تاييديهي رسمي ميخوام
مشتري؟
."توماس وينکنت کين"
.همسرم
اين کار ضروري بود؟
."FBI" فکر کردم داريم ميريم
.کار نميکنم "FBI" من تو
منظورت از سلول سياه چيه؟
.متوجه نميشم الان کجاييم؟
."من اينجا کار ميکنم "تام
.آقاي "کين"، بايد با من بيايد
.صبر کنيد
.سريع باش
.چيزي نميشه
.فقط بهشون بگو چي شده .حقيقت رو بگو
.خيلي خب
کجا دارن ميبرنش؟
.اگه من جات بودم واسه خودم نگران ميشدم
...الان دارم بهش نگاه ميکنم
.خيلي قشنگه
چي؟ قسمتهاي آبي؟
...خب آبيها واقعا
.آبي رنگ هستن
.سبز و خاکستري، موجهاي عظيم اقيانوس
.مسحور کنندست
.نميدونم چرا دارم اينکار رو ميکنم
.اين نقاشي بايد تو "بوستون" باشه
.نه، ميدونم
..."آدمم تو بندر "دوبي
.گفته که پول هفتهي گذشته فرستاده شده
نقاشي قبل از عروسي به دست شخص .مورد نظر ميرسه
.آره
.حکيم"، سلام منو به همهي زنهات برسون"
چي شده؟
.در مورد مامور "کين" و همسرشه
...وقتي اين جريانات شروع شد
وقتي "ردينگتون" خودش رو تحويل داد و ...خواست تو رو ببينه
.شک کردم
.اما صادقانه بگم کارت خوب بوده
...ميتونم بگم وقتي اون خواست تو رو ببينه
.مثل ما تعجب کردي
.اما اين اتفاق
ميخوام بهم کمک کني تا بفهمم اينجا چه خبر .شده
.تفنگ، پول و پاسپورتها تو خونم بودن
.يه دريچه کف زمين
از اون تفنگ واسه يه قتل حل نشده .استفاده کردن
.درسته
.درخواست گزارش گلوله شناسي کردي
.تام" همسرمه"
آوردمش اينجا نزد شما تا بهم کمک کنيد و .جواب اين مسئله پيدا بشه
ميخوام بدونم کي مامور روسي رو کشته،حتي بيشتر از شما
...اگه بتونيم اين قتل رو حل کنيم
.تو کاري انجام نميدي
،تا زماني که اين مسئله حل بشه .ميفرستمت مرخصي
چي؟
.نه، "تام" اينجاست
..."مامور "کين
.برو خونه
.خيلي ممنونم
."ميرا ماليک"
."تام کين"
.اما فکر کنم ميدونستي
...ببين به انتخاب خودم اومدم اينجا
از کجا شروع کنيم؟
.ميخوام حقيقت رو بدونم
.در مورد قتل بهم بگو
مردم فکر ميکنن مهمه که کي اون خونه رو .اشغال ميکنه
.اما مهم نيست
شرکتها و مجرميني چند مليتي اين دنيا رو .اداره ميکنن
.فکر کردم اومديم اينجا در مورد "تام" صحبت کنيم
احتمالا در مورد جاسوسيه صنعتي و شرکتي ...شنيدي
...شرکتها سعي ميکنن همديگه رو منحل کنن
.تا اولين شرکت بشن و پول بيشتري در بيارن
اما اگه کشمکشها يه مقدار بيشتر بشه چي؟
..."سال 1982، هفت نفر تو "شيکاگو
.به خاطر خريد داروهايي تاييد نشده کشته شدن .داروهايي که شامل "سيانيد پتاسيم" بودن
.سهام شرکت از 35 رسيد به 8
...هيچوقت نفهميدن دارو چجوري سمي شده بود
اما به نظر من يه نفر واسه اين کار استخدام .شده بود
،فراخوان دريافت لاستيکها واسه بهبود تو شهر "چرنوبيل" در "اوکراين" رو يادته؟
اقداماتي عمدي توسط برخي از شرکتها ...صورت ميگيره
.تا از منافعشون دفاع کنن .هيچ چيزي اتفاقي رخ نميده
."واسه همين اومدم اينجا "ليزي
...چونکه يه خانمي هستش به اسم
."جينا زانهتاکُس"
.نميدونم کيه
.جينا زانهتاکُس" يه تروريست شرکتيه"
.رک بگم، کارش حرف نداره
ليزي"، اگه ميخواي حقيقت رو در مورد" ...همسرت بفهمي
.بايد "جينا" رو پيدا کني
چرا؟ "تام" رو ميشناسه؟
.چونکه معشوقهي "تام"ــه
متوجه نميشم که چجوري سوظنها در مورد همسرش روي قرارهامون تاثير ميذاره
.مامور "کين" رفته مرخصي
.پس خيليها کشته ميشن
...اگه بهتون يه تروريست رو تحويل بدم چي
يه تروريست واقعي نه يه آدم خيلي معمولي ...که شما ميشناسيدش
...يه مجرمي که با بقيه فرق داره
خيلي خطرناکتر از بقيه که نميشه به خوبي .پيش بينيش کرد
بذار يادت بندازم که تحويل دادن مجرمين به من .شغلته
شغلم کارهاييه که ميکنم و به خودم مربوطه ."هارولد"
.تحويل دادن مجرمين به تو، تفريح و سرگرميه
...سرگرمياي که ممکنه يه روز خسته کننده بشه
...در اينصورت هميشه ميتونيم اتفاق ناگواري که
.تو "کويت" افتاد رو به خاطر بياريم
داري منو تهديد ميکني "رد"؟
.آره
الان وقت اين نيست که بذاري اصول اخلاقي "جلوي پيشرفت و سير صعوديت رو بگيره مامور "کوپر
.واسه استخدام مصاحبه داشتم .يه معلمم
.کلاس چهارم
از طرف مدرسهي "راسول" تو "کمبريج" باهام .تماس گرفتن
کي تماس گرفت؟
."والتر بوريس"
.رئيس مدرسه هستش
گفتش که درخواست من رو ديده و ...خوشش اومده
.ميخواد همديگه رو ببينيم
...من و "ليزي" تصميم گرفتيم آخر هفته بريم
.واسه همين يه اتاق تو تفريحگاه "تلمي" گرفتيم
.جمعه شب رسيديم
...تو رستوران بغلي شام خورديم
و ميتونيد بررسي کنيد، چونکه از کارت اعتباريم .استفاده کردم
...روز بعد
.تو هتل "آنجل"، با "بوريس" ملاقات کردم
.تو مدرسه نبود
...نه، اون روز صبح تماس گرفت و گفت
...اومده مرکز شهر تا کارهاش رو انجام بده
واسه همين ازم خواست تو هتل همديگه رو .ببينيم
چه بد شانسياي، هان؟ - ببخشيد؟ -
...قرار ملاقاتت دقيقا
.به مکاني تغيير ميکنه که يه نفر ترور شده
به اين چي ميگي؟
.ديروز اسمش رو ميذاشتم يه اتفاق تصادفي
.ببين، من نبايد الان اينجا باشم
No comments yet. Be the first to leave one.