ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
زیرنویس از: ..::" rz_a "::..
میدونم. بهم اعتماد کن
من برنامه ندارم که "ننسی درو" بشم
ولی من این داستان رو از وسط قشنگ جر میدم بازش میکنم
شرکت پدرش عملا داره از یه قتل فرار میکنه
و این قراره عوض شه
تا وقتی که تو جرئت داشته باشی و با داستان من پیش بری
اره البته که بهم میکروفون وصل شده
اره. من الان دفترش هستم
برام آرزوی موفقیت کن
این یه کارکانو مدل 91/38 هست
این اسلحه ای هست که کندی رو کشت
فکر میکردم اسلحه واقعی تو صندوق امانات کتاب تگزاس
به نمایش گذاشته شده
اون تقلبیه
و تو اینو داری چون...
لطفا بشین
ببخشید اگه بی ادبانه بنظر میاد ولی من شیفته شدم
میتونم بپرسم اصلا همچین چیزی چقدر قیمتشه؟
حتما از حد خارجه
خب، من حس میکنم تو برای درس تاریخ اینجا نیومدی
پس چرا همه اینهارو رد نکنیم
و تو اون میکروفون که بهت وصل هست رو بهم بدی
من میکروفون ندارم
اه... بیخیال
داخل سوتینته؟
داخل دامنت قایمش کردن؟
باشه. این چرته
خب، ببین اینطوریه
اگه باهام مثل یه احمق رفتار نکنی
خیلی راحتتر پیش میره باشه؟
این کازینو میلیاردها دلار درمیاره
ما بهترین تجهیزات ضداطلاعاتی جهان رو داریم
میکروفون تو از لحظه ای که ماشینت رو پارک کردی
داره سیگنال میفرسته
الان میشه میکروفون رو بدی؟
تو سوتین بود همیشه تو سوتینه
عالیه. چرا اینجایی؟
یه کلمه
باکواس
خب اون یه افسانه است از اون داستانهای سر آتش کمپ
خب، همه اون افرادی که داخل یا نزدیک ملک کازینو
گم شدن چی؟
میتونه ربطی به قاتل مرده متحرکی که
برای سالها تو این زمینهاست داشته باشه؟
قاتلی که الان تو کنترلش میکنی؟
ببخشید
الان به کلماتی که گفتی گوش کردی؟
قاتل شرکتی، کنترل ذهن؟ خیلی خنده داره. از اون چیزهای اسکوبی دویی
گفتی برای کی کار میکنی؟ نشنال انکوایر؟
دیلی میل؟
خانم هارت
این داستان با یا بدون رضایت شما اتفاق میفته
شما میتونید دیدگاه خودتون از داستان رو بگید
یا من میتونم بدون شما انجامش بدم
شخصا مایلم که دیدگاهتون رو بدونم
چی میگید؟
من میگم، دو میلیون چطوره؟
دو میلیون چی؟
البته که دلار
واو
شما واقعا پر از شگفتی هستید
این...
یه قرارداد عدم افشا ست
همه کاری که باید بکنی امضا کردن اینجاست
و تو با یه پول که میتونه زندگیتو عوض کنه از اینجا میری
تو نمیتونی با پول از این یکی قسر دربری
من پول خون تورو نمیخوام
نمیخوای؟
مطمئنی؟
مطمئنم
باشه
خب...
تلاشم رو کردم
اوه
سلام - بله خانم
اه آره
من خدمه نظافت و یه بدل لازم دارم
میتونیم چهره اش رو کامل کپی کنیم
البته. سریعا خانم
به چی زل زدی؟
اوه، اون...
اه
میتونم کمکی بکنم؟
اره. لطفا، و مرسی
چهل تا برای اولی
چهل تا برای اولی
اه، فقط همینها؟
سفر برگشتتون به رودآیلند ایمن باشه
اسمت چیه رفیق؟
ج... ج... ج... جری
خب، ج... ج... ج... جری من گ... گ... گیج شدم
چرا فکر میکنی دارم میرم رودآیلند
اوه، روی... پلاکت زده "رود آیلند."
چرا باید یه مردی
به قد و قامت تو به تخمش باشه که
من از رود آیلند میام یا دارم میرم اونجا؟
گم شو! بستیم!
حالا...
نمیخوام چیزی فرض کنم جری
اما، ام
همه مدت باید خیلی آدم
اینجا رفت و آمد داشته باشه
تو از تک تک اون آدمها میپرسی که
کجا دارن میرن؟
من ن... من ن... من نپرسیدم کجا
درست میگی!
خدا لعنتش کنه! حق با توئه تو نپرسیدی. میدونی چرا؟
چون تو از قبل میدونستی لعنتی
ن... نه
پلاکت نوشته رود آیلند...
پ... پ... پ... پ... پلاک
وایسا. اون چی بود؟
چی؟ چی چی بود؟
تفنگ
تو الان... الان به تفنگم نگاه کردی
نه. نکردم
اوه. ازش متنفرم
از چی؟
بازم تکرارش کردی
ن... نه. من...
برش دار
نه
برش دار
دوباره ازت نمیخوام!
اون لعنتی رو برش دار!
اوه! هی تکس
ماشه رو بکش
لطفا فقط برو فقط برو
فقط... فقط... برو
جری
بعضی افراد دنبال عظمتن
درحالی که بار عظمت روی افراد دیگه ای هست
حسش میکنی جری؟
اون عظمت داره خودش رو به سوراخ کونت فشار میده
حالا اون ماشه لعنتی رو بکش
اووه! اوه. یا مسیح جری
رو ضامنه
چی ، فکر کردی من یه احمق بی پروام، ها؟
این یه تفنگ دستیِ پُره ایمنی تفنگ خیلی مهمه
حالا دیگه خداحافظ
اووه!
ببخشید. من عاشق اینهام
تو یه جنده خوشگلی
میدونی من دوستت دارم
آماده ای بزنیم به چاک عزیزم؟
گاییدمت!
بابای من کلانتره!
اون پیدات میکنه و مثل سگ میکشدت!
داری خودخواه میشی
اووه، بنظر ترسیدی!
یه لطفی بهم بکن به باباجونت زنگ بزن
صورتت...
بابا!
بابا!
چیزی نیست. چیزی نیست
و ما میریم سر صحنه
ما همین الان یه خبر فوری داریم
همین الان میریم سراغ جسی مکفی که تو صحنه است
جسی
در حال حاضر مشخص نیست که
چرا جانی و کلاید
برگشتن به اوشن استیت
بازرسان فقط میتونن حدس بزنن که
چرا بعد از یکسال جرم پراکنی
قتل و خشونت
در سرتاسر کشور؟
پلیس گیج و سردرگم شده
که چرا بانی و کلاید امروزی
تصمیم گرفتن که به رود آیلند بیان
ما بطور مداوم این پرونده رو دنبال میکنیم
و همه اعمال و اخبار رو بهتون گزارش میدیم
اون لعنتیها برگشتن
بردار. بردار زود باش. زود باش
گفتم که فرار نکن
حرومزاده ی فراری
هرزه لعنتی
سلام
هی منم
اوه لعنت. نه لاک. اصلا
دیگه اعتبار نداری چوب خطت پر شده
لطفا رفیق تو متوجه نیستی
نه مرد. تو متوجه نیستی
تو هنوز از بار آخر بهم بدهکاری
تو نشانت رو از دست دادی
و من هم بخاطر تو کارم رو از دست دادم
اونها برگشتن
لعنت
خیلی خب
الان برنامه چیه؟
اوه اره! آدم خودمی!
خیلی خب
سریعا با جزئیات بهت خبر میدم
اینجا برای اونها به اندازه کافی سنگ نیست
تا بخزن زیرش
اما من پیداشون میکنم
پیداشون میکنم
خیلی خب. هواتو دارم
تو مرد خوبی هستی
اره
No comments yet. Be the first to leave one.