Beyond

Beyond

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Beyond-S02E04 - Knock, Knock WEB x264-TBS
Ulasan oleh Mostafa-p
Mostafa-p💗IMOVIE-DL.COM💗

Tag

web
x264
Diterbitkan pada: 2018-02-03
Muat Turun: 41
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

آنچه در ماورا گذشت

قرص های شیمی درمانی شوماخر

خوشحال میشم کمک کنم

از شنیدنش خوشحالم

با احتیاط ترتیبشو بده

خیلی خوبه که بالاخره یکی از دوستای هولدن ُ دیدم

خوشحالم که همدیگه رو پیدا کردید

به نفع هردومونه ، من و تو دایان

نیاز ی نیست به کریستین کمک کنی

فکر کردم اینجا تنهام - تنها نیستی ، من ویلام -

دوباره بگو چطوری باهم آشنا شدید ؟

شاید اشتباه بوده - شاید -

هولدن

! هولدن

بیا تو

فکر کردم تحت کنترل داریش

خودم همین فکرو میکردم یدفعه ... وحشت کردم

منظوری نداشتم

میدونم ، یه حادثه بوده

نه ، منظورم اون شب بعد از شامه

میخاستم بدونی منظوری نداشتم

واقعا خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای

فقط یدفعه ای شد

چی شده ؟

گمونم ... ترسیدم

این آشناست

مثل دیدار اول مون

یادمه

دلتنگت بودم

منم همینطور

مطمئنی ؟

تو چی ؟

بار اولته ؟

با من ؟

مطمئنم هست

خوبه ، منم همینطور

خوبی ؟

آره ، خوبم

تو چی ؟

اوه

... ببخشید من - عیب نداره -

... باید

آره

سلام - سلام -

شرمنده ... همش همینو میگم

.. ام

باید جواب بدم

... البته ... منم باید

آره - میدونی -

من بیرونم

خوبه

هی

بابام دنبالم میگرده - باید برم پیش پدربزرگم -

همه چی خوبه ؟

آره ، تو چی ؟

مشکلی نیست

میشه موقع رفتن درو ببندی ؟

البته ، بعدن صحبت کنیم ؟

البته

از کجا میدونی ؟

کارم اینه که بدونم

ماشین شمارش نداری ؟

خودم ماشینم

اگه بخاید میتونم با دست بشمارم

من از سال 1997 اینجا کار میکنم

دارم بهت میگم این 192 تاس

بشمارشون

چی میخوای ؟ - من ؟ هیچی -

بلیط ها همش مال تو

باهم بردیم ، باید پنجاه پنجاه تقسیم کنیم

هوم

یه فکری دارم

چطوره تو اسباب بازی منو برداری و منم مال تورو

قبوله ؟

قبوله

من اون یویوی آبی رو میخام

و منم اون دستبند قرمزُ میخام

هوم ؟

خوشت میاد بابائی ؟ - عاشقشم -

واقعا یویوی قشنگیه

حُقه تو رو کن ، آقا

اوه

معرکه ست

میشه فردا بازم بیایم ؟

یادت باشه من باید برم جائی

تو همیشه باید بری

ولی همیشه برمیگردم

منم میتونم بیام ؟

شرمنده عزیزم ، بابا کار داره

با کی ؟

به دیدار یه همکار قدیمی میرم

اون استادم بود

استاد چیه ؟

اون بهم کارمو آموزش داد

قول میدی زود برگردی خونه ؟

قول میدم

لعنتی

ممنون

چارلی ؟

دایانم ، مادر هولدن

سلام

من اون دایانی رو ترجیح میدم که بهترین لازانیای دنیارو درست میکنه

از دیدنت خوشحالم اینجا چیکار میکنی ؟

هولدن گفت تو در نیویورک درس میخونی

کالیفرنیا بود ؟

آره ، نه .. پارسال پرشی خوندم

یا هرچی که بهش میگن - خوش بحالت -

پس برای چی به فورت رید اومدی ؟

به دیدن یه دوست قدیمی اومدم

کجا اقامت داری ؟

یه مُتل .. میدونی ، اونطرف

یکی اون سمتی هست - باید مسیرش برات دور باشه -

تنها مُتل این اطراف 20 مایلی فاصله داره

آره ، احتمالا

بفرما

مخصوص رئیس

تو جاده های دور ممکنه مشکلی پیش بیاد

ولی امنیت نیاز به وسیله دفاعی داره

بلدی ازش استفاده کنی ؟

آره ، من تیرانداز خوبیم

همیشه دوست داشتم یاد بگیرم

میخوای یه نگاهی بهش بندازی یا نه ؟

... بله من - آره ف برو ، برو -

به کارت برس من باید برم

از دیدنت خوشحال شدم دایان با اون لازانیاهای عالی که درست میکنی

منم ازدیدنت خوشحال شدم ، چارلی

و هر وقت خاستی بهمون سر بزن کلی وقت برای گردش هست

عالیه

لعنت

دنبال همین میگشتی ؟

نمیدونم ، چقدر باید صبر کنم ؟

برای چی ؟

تا مطمئن بشم دیونه نشدم

یا اعتماد بنفسمُ بدست بیارم ؟

دیوونه ای ؟

نه

مطمئنی ؟

نه

پس مال تو میشه

خوشبحالم

نقدی بدم ؟

یه دوش سریع گرفتم شاید 5 دقیقه شد

. و وقتی رفتم سراغش رفته بود

کدوم گوری میتونه رفته باشه ؟

شاید فقط رفته قدم بزنه

کجا ؟ - شاید رفته غذاخوری -

اون دو روزه چیزی نخورده

فقط میخام کمک کنم

میتونستی با حواس جمعی کمک کنی

میرم غذاخوری

منم باهات میام - نه همینجا بمون -

شاید برگشت

آهای ؟

این پائینم

! بجنگ

اوه

رفیق

امروز سرکار چه اتفاقی افتاد ؟

بابا اینجا بود ، نه ؟

آره

گفت میخاد درباره اون " حادثه " حرف بزنه

حرف اونه نه من

ازش نقل قول کردم

اعصابش داغون بود ؟ - گفتنش سخته -

چقدر بده ؟

بطور تصادفی یه موتور هواپیمارو جزغاله کردم

زیادم بد نیست - یدفعه قاطی کردم -

و نزدیک بود همه چیرو به آتیش بکشم

حالا میخای چیکار کنی ؟

... من

نمیدونم

احتمالا اخراج میشم

بیخیال

بابا نمیزاره همچین اتفاقی بیفته

گرچه ممکنه بخای دنبال یه کار دیگه بگردی

که نزدیک قطعات تیز نباشه

آخ

اوه ، رایلی اینجا بود

ما لب گرفتیم

اینجا روی مبل ؟

حالم بهم خورد ، لوک

فکر کردم بین تو و رایلی همه چی تموم شده

آره ولی یکی یه چیزی ازش دزدیده

و میخام کمکش کنم

چرا ؟

چون آدما همینکارو برای هم میکنن

به هم کمک میکنن

فکر میکنی من به مردم کمک نمیکنم ؟

من کمک میکنم

. جون استیوُ تو انبار نجات دادم

آره بعد از اتفاقی که خودت باعثش بودی

نه لوک ، برای همین ما با هم فرق داریم

همیشه نیمه خالی لیوان ُ میبینی

... نه به لیوانی نگاه میکنم که باید توش آب ریخت و

. آتیشُ خاموش کرد

کدوم آتش ؟ - برای شروع ، آتش من -

منظورت رایلی ـه

اون گیر رفیق بدی افتاده ، گرفتی ؟

و میخاد تنهائی بره سراغش

نمیتونم بزارم اینکارو بکنه

More Farsi Persian subtitles for Beyond

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left