200 baris pertama.
.اسم من ابدانـه
.کسي که يکي از شواليههاي جهنمه
.من پادشاه تو هستم
...در مورد اون
.تو به من دروغ گفتي...دوباره
.من چارهاي نداشتم
خب که چي؟ ...تصميم گرفتي بهم کلک بزني
تا به وسيلهي يه فرشتهي رواني تسخير بشم؟...
.من ميدونم تو واقعاً کي هستي .گدريل
.من به عنوان فرد دومـت بهت ملحق ميشم
.اينم اولين اسم از ليست کارهايي که بايد انجام بدي
!نه
.من سم رو نجات ميدم، در عوض آزاد از اينجا ميرم بيرون
!کنترل خودت رو بدست بگير سم !اون رو بيرون کن
.اون جونت رو نجات داد
...فکر اينکه بازم يه نفر ديگه به خاطر من صدمه ببينه
.نميتونم باهاش کنار بيام...
.خون کوين رو دستاي منه
.من گدريل رو پيدا ميکنم و کار اون حرومزاده رو ميسازم
.اما تنها انجامش ميدم
.برو .من جلوت رو نميگيرم
!اون داره مياد
.محکم سر پستهاتون وايسيد .مهم نيست چه اتفاقي بيافته
.بايد از شواليه محافظت بشه
!آه
سوپرنچرال - قسمت يازدهم "بچهي اول" زمان پخش اصلي : 21 ژانويهي 2014
خب...اون لبخند مليح براي منه؟
.حداقل اول برام يه نوشيدني بخر
...گفته بودم دفعهي بعدي که ببينمت
.ميميرم .آره، يادم مياد
ولي بيا فعلاً سر گذشته به جون هم نيافتيم، ميشه؟
.اين رستوران تو رو به هيچ جا نميرسونه
.اون پيشخدمت هم برات چيزي به جز دردسر نداره
،و شکار جنابعالي، گدريل .اين ساختمون رو ترک کرده
.پس الآن ديگه وقتشه که از اون چيزا بگذريم و بريم سر چيزاي مهمتر
.مثل نابود کردن ابدان
.آره، موفق باشي
.شواليههاي جهنم همچين تو نخ مردن نيستن
.اما يه چيزي هست که ميتونه يه شواليه رو بکشه
سلاحي که فرشتگان مقرّب ازش .استفاده کردن تا اونا رو اعدام کنن
.اولين خنجر
.هيچوقت چيزي ازش نشنيدم
حالا ميتونم بکشمت؟
.من دههها دنبال اون خنجر بودم
زماني که از هميشه بهش نزديکتر بودم وقتي بود ..."که يکي از دوستام به اسم "اِسميتي
خبري از يه شيطانِ زيردست که... ...در خدمت ابدان بود به گوشش رسيد
.که ادعا ميکرد از جاي خنجر خبر داره...
...اما متأسفانه قبل از اينکه اِسميتي بتونه از طرف حرف بکشه
..."يه شکارچي به اسم "جان وينچستر...
.زودتر اون کار رو کرد...
...من اومدم اينجا تا ببينم چيزي
...در دفتر خاطرات جان وينچستر هست...
که بتونه ما رو به سمت اولين خنجر...به کشتن... .ابدان راهنمايي کنه يا نه
تو ميخواي شکار کني؟ با من؟
.من عاشق يه رفيق کمدي هستم
.اوه، آره، اينجاست
.آره، اون يه زيردست رو گرفت که با ابدان در ارتباط بود
.اما همهي چيزي که اينجا نوشته همينه
اون عددهايي که تو حاشيهي دفتره چه معنياي ميده؟
.به تو مربوط نميشه
ميخواي سنگ بندازي جلوي پامون؟
به نظرت ما براي اينجور مسخره بازيها وقت داريم؟
.يه رمزه...رمز يکي از انبارهاي بابام
.ممکنه يه چيزي در مورد اين پرونده اونجا گذاشته باشه
کنار عددها يعني چي؟ "T" و اون
.نميدونم
.خيلي خب
پس بيا بريم غار بابايي رو پيدا کنيم، ميشه؟
و من از کجا بدونم اين يه تله نيست؟
.تو...نميتوني بفهمي
.همينه که جالبش ميکنه
.هي
.مزهي...مولکول ميده
چي؟
چي داري ميگي؟
.ميدوني وقتي انسان بودم بايد هميشه غذا ميخوردم
.يه جورايي آزارم ميداد
.آره، خيلي از کارهاي انساني واقعاً آزار دهنده است
.اما...از مزهي غذا لذت بردم
.بيشتر از کرهي بادوم زميني با ژلهي انگور نه با مربا
.با مربا خوب نميشد
خب حالا چي؟
حالا نميتوني مزهي کرهي بادوم زميني با ژله رو بچشي؟
.نه، من...من مزهي هر مولکول رو ميچشم
يعني يه بخش کاملش رو نميتوني مزه کني؟
.واقعاً تحملش سخته
.حال بهم زنه
.دلم براتون تنگ ميشه کرهي بادوم زميني و ژله
.بايد به ترميم بدنت ادامه بديم
.ديگه تقريباً تمومه
چيه؟
.هيچي
.دروغگوي افتضاحي هستي
.درست نيست
.من يه بار تو و بردارت رو با هم فريب دادم و بهتون خيانت کردم
.باشه، منظورم اين نبود
کس مشکل چيه؟
.متوجه يه چيزي شدم
...اون آه .داره درونت رشد ميکنه
چي؟
.يه چيز فرشتهاي
باشه،...آه،...حالا اين يعني چي؟
.شايد بايد به دين زنگ بزنيم
.نه
.اون ميخواست بره و الآنم رفته
.ما خودمون به اين موضوع رسيدگي ميکنيم
همهي اينا واقعاً لازمه؟
.يعني، من توي بدن برادرت بودم
.ما تقريباً با هم خانوادهايم
.به من گوش کن
.ما خيلي خيلي از خانواده بودن فاصله داريم
فهميدي مرتيکهي کثافت؟
.اوه آره
حالا ميخواي شکار کني؟ .بيا شکار کنيم
.من همينجا منتظر ميمونم
حالا اسم اين دکور مزخرف رو چي ميذاري؟
دکور وسواسي دهاتي؟ دکور متوهّمين؟
.بفرما
...مثل اينکه بابام وقتي از حيوون دست آموز ابدان حرف کشيد
.داشت با يه شکارچي ديگه کار ميکرد...
.به جاي باباي افتضاح نباشه "T" فکر کنم اون
...به جاي
."تِرا"
.نميدونم کيه
.خيلي خب، مثل اينکه اونا از اون شيطان بازجويي کردن
.بعدشم که از بدن بيرونش کردن
.اما نه قبل از اينکه در مورد اولين خنجر بهشون چيزي بگه
.وقتي حق با منه خيلي دوست دارم
.آره، خب بقيه پرونده خاليه نابغه
چي؟
توي "هاگوارتز" شکارچيها بهشون نکته برداري ياد ندادن؟
.بيا بريم ببينيم هنوز تِرا تو کسب و کار شکار هست يا نه
.من...خب يه چيزي پيدا کردم
يه سري جزئيات در مورد زمانيه که .فرشتهها پوستهشون رو ترک ميکنن
.فکر کنم
به زبان "اِينوکيان"ـه .که ميتونه يه کم سخت باشه
...و ترک شده زنده ميماند"
"و زنده مانده تبديل به ترک شده ميشود...
...خيلي خب، پس وقتي يه فرشته يه پوسته رو ترک ميکنه
.يه تيکه از خودشون رو باقي ميذارن...
.مثل...آه، مثل يه اثر انگشت فرشتهاي
.اسمش رو ميخواي هر چي بذار
.اين تيکه از ترک کننده شامل هالهي اونه
صبر کن ببينم، يعني داري ميگي هالهي فرشته توي منه؟
.آره
.اما هر دفعه که ترميمت ميکنم ضعيفتر ميشه
باشه. اين خوبه يا بد؟
.خب، آسيبي بهت نميزنه
.اما خود هاله...ممکنه کمک کننده باشه
...با توجه به اين
...ممکنه بتونيم از هالهاي که درونت باقي مونده استفاده کنيم
.تا رد گدريل رو بزنيم... .اگه بتونيم هاله رو بيرون بکشيم
چطوري انجامش بديم؟
.خب...با درد زياد
...استادان متون اعتقاد داشتن که ميشه يه وِرد
.رديابي رو با هالهي بيرون کشيده انجام داد...
.اما هيچوقت نتونستن اين تئوري رو امتحان کنن
.خب اونا يه خوکچهي هندي نداشتن اما ما داريم
تو يه خوکچهي هندي داري؟
کجا؟
.من کس، من خوکچهي هندي هستم
.اوه
ميدوني اون کجاست؟
تِرا؟
.خودمم
ميتونم کمکتون کنم؟
.آره، اميدواريم
جان وينچستر چيزي رو به يادت مياره؟
.من پسرشم
تو سم هستي يا دين؟- .دين-
.خب، مثل اينکه تو هم مثل بابات خوش قيافه شدي
هنوز توي کار خانوادگي هستي؟
.آره، توش به دنيا اومدم و بزرگ شدم
.گوش کن، چندين سال قبل تو با پدرم روي يه پرونده کار کردين
...خب، من و اين...همکارم
...از بعد از سال 92 وقتي يه شيطان اين دور و برا باشه
.يه درد شديد توي چيزي که از زانوم باقي مونده حس ميکنم...
.شکارچيها، چقدر قابل اعتماد
.تا تو اين موضوع رو حل ميکني من ميرم يه فنجون قهوه بخورم
.تلهي شيطان زير فرش ايراني هست احمق جون
...تِرا گوش کن، اين همکار من
.دوست، در واقع دوستهاي جون جوني
.اين حرفت کمکي نميکنه- .براي من اصلاً مهم نيست-
.ببين من پادشاه جهنم هستم .اون يه وينچسترـه
.يه دليلي هست که چرا داريم با هم کار ميکنيم
.آره .بهش ميگن تسخير
.ديدي؟ من تسخير نشدم
باشه؟
.آره، حق با توئه
.اون يه احمقه، ولي داره تو اين مورد به من کمک ميکنه
رو چي بهت کمک ميکنه؟
...تو و پدر من يه شيطان پيدا کردين
.که يه چيزايي در مورد اولين خنجر ميدونست...
.ما بايد اون خنجر رو پيدا کنيم
.خب، به جهنم
.تو به اندازهي جان خوش قيافهاي
و به همون اندازه احمقم هستي که داري .دنبال اون عتيقهي زير خاکي ميگردي
.ما داريم يه شواليهي جهنمي رو شکار ميکنيم
.چرا؟ همهي اونا مردن
.يکيشون برگشت...ابدان
No comments yet. Be the first to leave one.