200 baris pertama.
ما آمادهایم، خانم گوردون.
تو این یه هفته زندگیم کاملاً زیر و رو شده.
این دوتا برادرم کم مونده بود کلهپام کنن.
هنوز باورم نمیشه که بخشیدمشون.
اینا کم نبود، تازه فهمیدم یه برادر دیگه هم دارم.
این فسقلیه! آره...
خدا میدونه فازش چیه.
- چیز دیگهای نمیخواید؟ - نه، ممنون.
بابام همیشه میگفت اگه آبروریزی کردی،
برو تو تلویزیون دربارهش حرف بزن.
با خانوادهی گوردون و عضو جدیدشون، جکی مورنو با شما هستیم.
از همه ممنونم که وقت گذاشتین.
از تو شروع میکنم، آیلا.
چی فکر کردی وقتی شنیدی بابات، جک گوردون از خدمتکارش
یه بچهی نامشروع داره؟
واقعا شوکه شدم.
راستش، ریچ، خیلی سخت بود.
ولی بعدش خوشحال شدم.
خب، خیلیا تو موقعیت تو
ترجیح میدادن پول بدن طرف گم بشه.
- نه، این راهش نبود. - مخالف این کاریم چون جکی رو دوست داریم.
آیلا راست میگه.
برادر جدیدمون رو خیلی خیلی دوست داریم! (به ایتالیایی)
از اَپ زبانآموزاستفاده میکنم.
و سندی، دیگه فرزند کوچیک خانواده نیستی.
آره، ولی مهم نیست، واقعاً مهم نیست.
من مدیرمالیم، لازم نیست ته تغاری خانواده باشم.
آیلا، این قضیه دقیقاً تو بدترین زمان ممکن اتفاق افتاد.
برادرت، کم رفته مرکز ترک اعتیاد.
تیمی رو تحویل گرفتی که بدترین شروع دههی اخیرشو داشته
و نمیدونم باخبری یا نه،
و لاس وگاس احتمال فروپاشی آیلا گوردون رو
سه به یک تعیین کرده!
خب...
درسته، ریچ. ما سر یه دو راهیایم.
ولی به نظر من، جکی دقیقاً به موقع وارد این خانواده شد.
میدونی، ریچ، میگن وقتی خدا یه برادرت رو میبره کمپ اعتیاد،
یه داداش جدید سر راهت میذاره!
خب، جکی، برنامهت چیه؟
فعلاً همون کارم رو ادامه میدم.
وایسا، میفهمی عضو یکی از پولدارترین خانوادههای لسآنجلس هستی،
و میخوای بازم برگردی بادوم زمینی بفروشی؟
و پاپ کورن.
دیگه فروشنده نیست، قراره کارآموز من باشه.
کارآموزی؟
کارآموز نه. دستیار.
دستیار اجرایی!
دستیار ارشد اجرایی رئیس!
چه عنوان شغلی طولانیای!
و با این پارتیبازی مشکلی ندارم.
تبریک میگم، جکی.
میبینی، چقدر خوبه.
پسر حرومزاده رو تو خانواده پذیرفتن.
تو اسلوونی، اینو میذاشتن تو آلونک زندگی کنه!
وایسا ببینم،
این دیگه چیه؟ سفورا؟
اول که منو نمیفروشه،
حالا هم این چیزای دخترونه رو باید روی لباسامون بزنیم؟
مارکوس، تو با این مشکلی نداری؟
تا وقتی پول میاد، آره.
من که اگه بفروشم، میخوام رو اصول خودم بفروشم!
بعدش میخواد مجبورمون کنه چی کار کنیم؟
نوار بهداشتی بچسبونیم به سرمون؟
میدونی چیه؟
یه ماژیک بده.
میخوای چی کار کنی؟
:ترجمه و تنظیم مریــم سهرابی
وای!
جکی، چطوریایی؟ برای روز اول کارت آمادهای؟
آره، ساعت ۳ صبح بیدار شدم که وقت کافی داشته باشم آماده بشم.
- الان خیلی خستهم. - آره، نگران نباش، عالی پیش میره.
- حداقل میزت رو پیدا کردی. - آره.
- خب، بعداً میبینمت. - وایسا.
چیزی هست که باید بدونم، مثلاً دربارهی دستیار بودن؟
راستش من تا حالا دستیار نداشتم.
ولی خیلی کمتوقعم.
باشه.
وای، چه خبره؟
ای داد.
باید حرف بزنیم.
صبر کن، جکی، نمیتونی بذاری هر کی دلش خواست همینجوری بپره تو دفتر من
چون ممکنه مشغول یه کار خیلی شخصی باشم.
مثل نگاه کردن به جوشای سرسیاهت؟
آره، دقیقاً، ممنون!
حالا میتونی بری. راستی، یه وقت فیشیال هم برام بگیر.
- یه مشکل داریم. - اینو ببین.
هوی، یارو، اسپانسر جدیدمون رو ببینین!
ولی تنها رژ لبی که من میخوام،
اونیه که از لب دخترا روی اونجام بمونه!
عجب کثافیته.
این دیگه چیه؟
کشوی مواد کم.
یکی باید واقعاً اینارو جمع کنه.
- جکی. - خوبی؟
گلوریا شاو رو وصل کن، مدیر برنامه سفورا.
دوبار زنگ زده.
چی؟ چرا وصلش نکردی؟
بار اول نمیدونستم چطوری تماس رو انتقال بدم،
تصادفی قطع کردم!
و همین الانم داشتی با نِس و سندی حرف میزدی،
گفتم فردا یا یه وقت دیگه زنگ میزنیم.
جکی، سفورا کلی پول به تیم ویوز میده.
اگه گلوریا شاو بخواد باهام حرف بزنه، اگه تو عمل مغز هم باشم باید بکشونیم بیرون، فهمیدی؟
بله، بله، واقعاً معذرت میخوام.
خب، زود برو وصلش کن.
فقط یه چیز...
چجوری خط بیرونی بگیرم؟ و اصلاً لپتاپم چجوری روشن میشه؟
بیخیال، خودم زنگ میزنم.
گلوریا، کاملاً حق داری عصبانی باشی. الان درستش میکنم.
وای وای وای وای...
سلام، چطوری؟
عالی.
یه زن از فهرست فوربز زیر ۴۰ سال حسابی منو به باد فحش گرفت!
یعنی سفورا ویدیوی تراویس رو دیده؟
آره، و الان باید بکشمش.
وایسا، نقشهت همینه؟
نه، قراره جلو همه سرش داد بزنم،
تحقیرش کنم، بعدم مجبورش کنم علناً معذرتخواهی کنه.
خب، انگار روش بابات رو پیش گرفتی!
بابام با داد زدن خیلی جام برد.
آره، ولی وقتی اون داد میزد، بازیکنها ازش حساب میبردن.
اگه تو هم این کارو کنی، ازت متنفر میشن.
خب، دنیا جنسیتزدهس، اینو که میدونم.
فقط دارم میگم، من این پسرا رو میشناسم و میدونم چجوریان.
میگی لبخند بزنم و تحمل کنم؟
نه، ولی این فصل نباید هیچ اشتباه دیگهای داشته باشیم.
میتونیم یه راه کمتر پرخاشگرانه پیدا کنیم که همون نتیجه رو بده.
باشه.
میشه تراویس رو صدا کنی بیاد؟
حتماً.
تراویس!
تراویس!
- ذخیره. دخیره. - یکی بره تو بازی!
چی شده؟
آره، تو چت شده، داش؟
خلاصه که حس میکنم شروع بدی داشتیم.
گفتم شاید یه کم بیشتر با هم آشنا بشیم.
- جدی؟ - آره، جدی.
چطوره شام بریم بیرون. امشب آزادی؟
راستش امشب قرار بود برم استودیو با اسموکپرپ یه ترک بزنم.
بعدم بد بیبی میاومد یه ورس بزنه.
ولی باشه، میام.
عالیه، تماس میگیرم. میبینمت.
وای!
لعنت. صورتت تخته شد.
- لعنتی! - خوبی؟
خیلی تمیز بود.
یه کم کثیفش کنین یا یه چیزی!
صبح بخیر، تیم لسآنجلس وِیوز!
دفتر آیلا گوردون، جکی مورنو صحبت میکنه.
چطور میتونم کمک کنم؟
خیلی طولانیه.
- فقط بگو دفتر آیلا گوردون. - چشم.
یه رزرو شام برای خودم و تراویس میخوام. یه جای خوب.
رو چشمم. بوکا دی بِپو، یونیورسال سیتیواک.
چی؟ نه! نمیخوام موقع شام به اپتیموس پرایم زل بزنم!
یه جای درست و حسابی، تو بورلی هیلز.
باشه، بدون اپتیموس پرایم.
بامبلبی چطوره؟
ایول.
اتفاقات جدید برای دفتر.
قبل از اینکه پر از میکروب شه، یه نگاهی بهش بندازیم.
لعنتی!!
- وای وای وای! - چی شده؟ خوبی؟
- گیر کرده! گیر کرده! - باشه، صبر کن.
- وایسا، وایسا! - آروم باش، من دکترم.
ولی جراح که نیستی!
- میخوای کمکت کنم یا نه؟ - فقط بازش کن!
- نه، میترسم! - انگشتتو دربیار، بازش کن.
- اینم از این. - مژههام کنده شد؟
- کنده شد؟ - آره، همهش!
خیلی استرس داری. چی شده؟
اولین شامم با یه بازیکن ـه.
و اونم تراویسه، که از همه بیشتر رو مخه.
پس آره، یه کم میترسم یه وقت با چنگال نزنم بهش!
خب، بیا یه کم دربارهش حرف بزنیم.
بابات چی کار میکرد؟
دو تا استیک گنده سفارش میداد، کوکائین میزد،
دو تا روسپی جور میکرد، بعدم میرفت باهاشون خوش میگذروند.
خب، ولی تو اینجوری نیستی، البته شاید به جز اون بخش آخر.
ببخشید، کارگر جنسی.
ببین، جای هیچ نگرانی نیست.
از نظر اجتماعی خیلی خوبی.
هفته پیش با دخترخالهم ۴۵ دقیقه دربارهی فروشگاه اتسیش حرف زدی.
و اون واقعاً افتضاحه.
- آره، افتضاحه! - کاملاً!
همهش کارای بافتنی.
ببین، خودت باش، و مهمتر از همه...
- اسپاگتی نخور! - یا هیچ نوع نودل بلند دیگهای.
- چون اصلاً قشنگ نمیخوری! - آره، دقیقاً.
هی، حاجی.
سلام، دیر کردی.
آره، شرمنده، دیر راه افتادم.
میتونم ویپ بکشم؟
ترجیحاً نه.
عصر بخیر، من سوملیه (مسئول نوشیدنی) هستم. سؤالی دارین؟
اتفاقاً تابستون آینده میرم اونجا!
کجا؟
سومالی!
آره، قراره با کوداک بلک و اسنایپر گنگ تور بریم!
No comments yet. Be the first to leave one.