Running Point

Running Point

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Running Point S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Running Point S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-APEX
Running Point S01E03 1080p WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-Scene
Running Point S01E03 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 HEVC-YELLO
Running Point S01E03 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
Running Point S01E03 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Running Point S01E03 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
Running Point S01E03 720p NF WEB-DL H264-FLUX
Running Point S01E03 720p WEB H264-JFF
Ulasan oleh carelless_whissper
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | مریــــــم سهرابی ◄◄🟨

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-03-01
Muat Turun: 67
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫ما آماده‌ایم، خانم گوردون.

‫تو این یه هفته زندگیم کاملاً زیر و رو شده.

‫این دوتا برادرم کم مونده بود کله‌پام کنن.

‫هنوز باورم نمی‌شه که بخشیدمشون.

‫اینا کم نبود، ‫تازه فهمیدم یه برادر دیگه هم دارم.

‫این فسقلیه! آره...

‫خدا می‌دونه فازش چیه.

‫- چیز دیگه‌ای نمی‌خواید؟ ‫- نه، ممنون.

‫بابام همیشه می‌گفت اگه آبروریزی کردی،

‫برو تو تلویزیون درباره‌ش حرف بزن.

‫با خانواده‌ی گوردون ‫و عضو جدیدشون، جکی مورنو با شما هستیم.

‫از همه ممنونم که وقت گذاشتین.

‫از تو شروع می‌کنم، آیلا.

‫چی فکر کردی وقتی شنیدی ‫بابات، جک گوردون از خدمتکارش

‫یه بچه‌ی نامشروع داره؟

‫واقعا شوکه شدم.

‫راستش، ریچ، خیلی سخت بود.

‫ولی بعدش خوشحال شدم.

‫خب، خیلیا تو موقعیت تو

‫ترجیح می‌دادن پول بدن طرف گم بشه.

‫- نه، این راهش نبود. ‫- مخالف این کاریم چون جکی رو دوست داریم.

‫آیلا راست می‌گه.

‫برادر جدیدمون رو خیلی خیلی دوست داریم! ‫(به ایتالیایی)

‫از اَپ زبان‌آموزاستفاده می‌کنم.

‫و سندی، دیگه فرزند کوچیک خانواده نیستی.

‫آره، ولی مهم نیست، واقعاً مهم نیست.

‫من مدیرمالیم، ‫لازم نیست ته تغاری خانواده باشم.

‫آیلا، این قضیه دقیقاً تو بدترین زمان ممکن اتفاق افتاد.

‫برادرت، کم رفته مرکز ترک اعتیاد.

‫تیمی رو تحویل گرفتی ‫که بدترین شروع دهه‌ی اخیرشو داشته

‫و نمی‌دونم باخبری یا نه،

‫و لاس وگاس احتمال فروپاشی آیلا گوردون رو

‫سه به یک تعیین کرده!

‫خب...

‫درسته، ریچ. ‫ما سر یه دو راهی‌ایم.

‫ولی به نظر من، ‫جکی دقیقاً به موقع وارد این خانواده شد.

‫می‌دونی، ریچ، ‫می‌گن وقتی خدا یه برادرت رو می‌بره کمپ اعتیاد،

‫یه داداش جدید سر راهت می‌ذاره!

‫خب، جکی، برنامه‌ت چیه؟

‫فعلاً همون کارم رو ادامه می‌دم.

‫وایسا، می‌فهمی عضو یکی از پولدارترین ‫خانواده‌های لس‌آنجلس هستی،

‫و می‌خوای بازم برگردی بادوم زمینی بفروشی؟

‫و پاپ کورن.

‫دیگه فروشنده نیست، ‫قراره کارآموز من باشه.

‫کارآموزی؟

‫کارآموز نه. دستیار.

‫دستیار اجرایی!

‫دستیار ارشد اجرایی رئیس!

‫چه عنوان شغلی طولانی‌ای!

‫و با این پارتی‌بازی مشکلی ندارم.

‫تبریک می‌گم، جکی.

‫می‌بینی، چقدر خوبه.

‫پسر حرومزاده رو تو خانواده پذیرفتن.

‫تو اسلوونی، اینو می‌ذاشتن تو آلونک زندگی کنه!

‫وایسا ببینم،

‫این دیگه چیه؟ سفورا؟

‫اول که منو نمی‌فروشه،

‫حالا هم این چیزای دخترونه رو ‫باید روی لباسامون بزنیم؟

‫مارکوس، تو با این مشکلی نداری؟

‫تا وقتی پول میاد، آره.

‫من که اگه بفروشم، ‫می‌خوام رو اصول خودم بفروشم!

‫بعدش می‌خواد مجبورمون کنه چی کار کنیم؟

‫نوار بهداشتی بچسبونیم به سرمون؟

‫می‌دونی چیه؟

‫یه ماژیک بده.

‫می‌خوای چی کار کنی؟

‫:ترجمه و تنظیم مریــم سهرابی

‫وای!

‫جکی، چطوریایی؟ ‫برای روز اول کارت آماده‌ای؟

‫آره، ساعت ۳ صبح بیدار شدم که ‫وقت کافی داشته باشم آماده بشم.

‫- الان خیلی خسته‌م. ‫- آره، نگران نباش، عالی پیش می‌ره.

‫- حداقل میزت رو پیدا کردی. ‫- آره.

‫- خب، بعداً می‌بینمت. ‫- وایسا.

‫چیزی هست که باید بدونم، ‫مثلاً درباره‌ی دستیار بودن؟

‫راستش من تا حالا دستیار نداشتم.

‫ولی خیلی کم‌توقعم.

‫باشه.

‫وای، چه خبره؟

‫ای داد.

‫باید حرف بزنیم.

‫صبر کن، جکی، نمی‌تونی بذاری هر کی دلش خواست ‫همین‌جوری بپره تو دفتر من

‫چون ممکنه مشغول یه کار خیلی شخصی باشم.

‫مثل نگاه کردن به جوشای سرسیاهت؟

‫آره، دقیقاً، ممنون!

‫حالا می‌تونی بری. ‫راستی، یه وقت فیشیال هم برام بگیر.

‫- یه مشکل داریم. ‫- اینو ببین.

‫هوی، یارو، اسپانسر جدیدمون رو ببینین! ‫

‫ولی تنها رژ لبی که من می‌خوام،

‫اونیه که از لب دخترا روی اونجام بمونه!

‫عجب کثافیته.

‫این دیگه چیه؟

‫کشوی مواد کم.

‫یکی باید واقعاً اینارو جمع کنه.

‫- جکی. ‫- خوبی؟

‫گلوریا شاو رو وصل کن، ‫مدیر برنامه سفورا.

‫دوبار زنگ زده.

‫چی؟ چرا وصلش نکردی؟

‫بار اول نمی‌دونستم ‫چطوری تماس رو انتقال بدم،

‫تصادفی قطع کردم!

‫و همین الانم داشتی با نِس و سندی حرف می‌زدی،

‫گفتم فردا یا یه وقت دیگه زنگ می‌زنیم.

‫جکی، سفورا کلی پول به تیم ویوز میده.

‫اگه گلوریا شاو بخواد باهام حرف بزنه، ‫اگه تو عمل مغز هم باشم باید بکشونیم بیرون، فهمیدی؟

‫بله، بله، واقعاً معذرت می‌خوام.

‫خب، زود برو وصلش کن.

‫فقط یه چیز...

‫چجوری خط بیرونی بگیرم؟ ‫و اصلاً لپ‌تاپم چجوری روشن می‌شه؟

‫بی‌خیال، خودم زنگ می‌زنم.

‫گلوریا، کاملاً حق داری عصبانی باشی. ‫الان درستش می‌کنم.

‫وای وای وای وای...

‫سلام، چطوری؟

‫عالی.

‫یه زن از فهرست فوربز زیر ۴۰ سال ‫حسابی منو به باد فحش گرفت!

‫یعنی سفورا ویدیوی تراویس رو دیده؟

‫آره، و الان باید بکشمش.

‫وایسا، نقشه‌ت همینه؟

‫نه، قراره جلو همه سرش داد بزنم،

‫تحقیرش کنم، بعدم مجبورش کنم ‫علناً معذرت‌خواهی کنه.

‫خب، انگار روش بابات رو پیش گرفتی!

‫بابام با داد زدن خیلی جام برد.

‫آره، ولی وقتی اون داد می‌زد، ‫بازیکن‌ها ازش حساب می‌بردن.

‫اگه تو هم این کارو کنی، ازت متنفر می‌شن.

‫خب، دنیا جنسیت‌زده‌س، اینو که می‌دونم.

‫فقط دارم می‌گم، ‫من این پسرا رو می‌شناسم و می‌دونم چجوری‌ان.

‫می‌گی لبخند بزنم و تحمل کنم؟

‫نه، ولی این فصل نباید ‫هیچ اشتباه دیگه‌ای داشته باشیم.

‫می‌تونیم یه راه کمتر پرخاشگرانه پیدا کنیم ‫که همون نتیجه رو بده.

‫باشه.

‫می‌شه تراویس رو صدا کنی بیاد؟

‫حتماً.

‫تراویس!

‫تراویس!

‫- ذخیره. دخیره. ‫- یکی بره تو بازی!

‫چی شده؟

‫آره، تو چت شده، داش؟

‫خلاصه که حس می‌کنم شروع بدی داشتیم.

‫گفتم شاید یه کم بیشتر با هم آشنا بشیم.

‫- جدی؟ ‫- آره، جدی.

‫چطوره شام بریم بیرون. امشب آزادی؟

‫راستش امشب قرار بود ‫برم استودیو با اسموک‌پرپ یه ترک بزنم.

‫بعدم بد بیبی می‌اومد یه ورس بزنه.

‫ولی باشه، میام.

‫عالیه، تماس می‌گیرم. می‌بینمت.

‫وای!

‫لعنت. صورتت تخته شد.

‫- لعنتی! ‫- خوبی؟

‫خیلی تمیز بود.

‫یه کم کثیفش کنین یا یه چیزی!

‫صبح بخیر، تیم لس‌آنجلس وِیوز!

‫دفتر آیلا گوردون، ‫جکی مورنو صحبت می‌کنه.

‫چطور می‌تونم کمک کنم؟

‫خیلی طولانیه.

‫- فقط بگو دفتر آیلا گوردون. ‫- چشم.

‫یه رزرو شام برای خودم و تراویس می‌خوام. ‫یه جای خوب.

‫رو چشمم. ‫بوکا دی بِپو، یونیورسال سیتی‌واک.

‫چی؟ نه! ‫نمی‌خوام موقع شام به اپتیموس پرایم زل بزنم!

‫یه جای درست و حسابی، تو بورلی هیلز.

‫باشه، بدون اپتیموس پرایم.

‫بامبل‌بی چطوره؟

‫ایول.

‫اتفاقات جدید برای دفتر.

‫قبل از اینکه پر از میکروب شه، ‫یه نگاهی بهش بندازیم.

‫لعنتی!!

‫- وای وای وای! ‫- چی شده؟ خوبی؟

‫- گیر کرده! گیر کرده! ‫- باشه، صبر کن.

‫- وایسا، وایسا! ‫- آروم باش، من دکترم.

‫ولی جراح که نیستی!

‫- می‌خوای کمکت کنم یا نه؟ ‫- فقط بازش کن!

‫- نه، می‌ترسم! ‫- انگشتتو دربیار، بازش کن.

‫- اینم از این. ‫- مژه‌هام کنده شد؟

‫- کنده شد؟ ‫- آره، همه‌ش!

‫خیلی استرس داری. چی شده؟

‫اولین شامم با یه بازیکن ـه.

‫و اونم تراویسه، که از همه بیشتر رو مخه.

‫پس آره، یه کم می‌ترسم ‫یه وقت با چنگال نزنم بهش!

‫خب، بیا یه کم درباره‌ش حرف بزنیم.

‫بابات چی کار می‌کرد؟

‫دو تا استیک گنده سفارش می‌داد، ‫کوکائین میزد،

‫دو تا روسپی جور می‌کرد، ‫بعدم می‌رفت باهاشون خوش می‌گذروند.

‫خب، ولی تو اینجوری نیستی، ‫البته شاید به جز اون بخش آخر.

‫ببخشید، کارگر جنسی.

‫ببین، جای هیچ نگرانی نیست.

‫از نظر اجتماعی خیلی خوبی.

‫هفته پیش با دخترخاله‌م ‫۴۵ دقیقه درباره‌ی فروشگاه اتسی‌ش حرف زدی.

‫و اون واقعاً افتضاحه.

‫- آره، افتضاحه! ‫- کاملاً!

‫همه‌ش کارای بافتنی.

‫ببین، خودت باش، و مهم‌تر از همه...

‫- اسپاگتی نخور! ‫- یا هیچ نوع نودل بلند دیگه‌ای.

‫- چون اصلاً قشنگ نمی‌خوری! ‫- آره، دقیقاً.

‫هی، حاجی.

‫سلام، دیر کردی.

‫آره، شرمنده، دیر راه افتادم.

‫می‌تونم ویپ بکشم؟

‫ترجیحاً نه.

‫عصر بخیر، من سوملیه (مسئول نوشیدنی) هستم. ‫سؤالی دارین؟

‫اتفاقاً تابستون آینده می‌رم اونجا!

‫کجا؟

‫سومالی!

‫آره، قراره با کوداک بلک ‫و اسنایپر گنگ تور بریم!

More Farsi Persian subtitles for Running Point

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left