200 baris pertama.
خيلي وقت پيش در يک کهکشان خيلي خيلي دور
يک اميد تازه
در يک دوره ، جنگ داخلي بوجود امد.شورشي ها با سفينه از يک پايگاه مخفي شورش کردند انها براي اولين بار امپراطوري شيطاني را شکست دادند.در طول جنگ جاسوس هاي شورشي ها يه نقشه سرّي براي دزديدن اسلحه هاي قوي امپراطوري کشيدند
مرگ ستاره يک پايگاه مسلح بود که قدرت نابود کردن يک سياره کامل را داشت
سربازهاي امپراطوري پرنسس ليا را تا سفينه اش تعقيب کردند کسي که نقشه ها را دزديده بود مي توانست مردم را نجات دهد و ازادي را به کهکشان برگرداند
شنيدي؟
راکتور اصلي رو زدن
حتما مارو نابود مي کنن
ديوونه کنندست
داريم نابود مي شيم
الان براي پرنسس هم راه فراري نيست
اون چيه؟
کجايي؟R2-D2
اخرش
کجا بودي؟
دارن از اون طرف ميرن
داريم ميريم که چيکار کنيم؟
ما رو به معدن هاي فضايي کَسِل مي فرستن
فقط اونا مي دونن که چقدر زجر آوره
يه لحظه وايسا کجا ميري؟
نقشه هاي مرگ ستاره توي کامپيوتر نيست
اونا کجا به مخابره ها دست پيدا کردن؟
با نقشه هاي اونا چيکار کردي؟
ما کاري به مخابره کردن اونا نداشتيم
اين يه سفينه ست
ما توي يه ماموريت سياسي هستيم
اگه اين يه سفينه ست
پس سفيرش کجاست؟
فرمانده ، اين قسمت از سفينه رو تا وقتي که اون نقشه هارو پيدا مي کنين جدا مي کنه
برام اون مسافرهارو بيارين من اونا رو زنده مي خوام
اونجا يکي هست ، بي هوشش کنيد
حالش بايد خوب باشه
به ارباب ويدر خبر بدين که يه زنداني داريم
هي تو اجازه نداري که اونجا باشي اونجا محرمانه ست
مطمئنا به خاطر اين کار غيرفعالت مي کنن
منو فيلسوف بي مخ صدا نزن
بيش از حد روغن کاري شدي
حالا بيا بيرون قبل از اينکه کسي تو رو ببينه
ماموريت سرّي؟ نقشه ها؟
راجع به چي حرف مي زني؟
من نميام اونجا
از حرفم پشيمون شدم
يکي ديگه هم رفت
تيراندازي رو متوقف کن کسي اونجا زنده نيست
اون فقط يه مدار کوچيکه
جالبه ، خرابي هاي اينجا به اندازه بيرون بد نيست
مطمئني که اينجا در امان هستيم؟
دارث ويدر فقط تويي که مي توني خيلي جسور باشي
مجلس سنا به خاطر اين که بشنوه که
تو به ديپلمات ها حمله کردي جلسه نمي گيره
اينقدر هيجان زده نشو
تو الان توي ماموريت امني نيستي
چندين پيغام از طرف شورشي هاي اسپايز با اين سفينه مخابره شده
مي خوام بدونم که چه بلايي سر اون نقشه هايي که براتون فرستادن افتاده؟
نمي دونم که راجع به چي حرف مي زني؟
من يکي از اعضاي امپراطوري سنا هستم
در حال ماموريت ديپلماتي براي الديران هستم
تو يکي از شورشي ها و يه خيانت کاري
اونو ببريد
نگه داري اون خطرناکه
اگه اين اطلاعات بره بيرون
ممکنه که براي شورشي هاي سنا طرفدار پيدا کنه
من شورشي هاي اسپايز رو براي بدست اوردن اون دنبال کردم
حالا اون تنها سرنخ من براي پيدا کردن اسرار پايگاهه
اون قبل از اينکه به شما چيزي بگه مي ميره
اونو از من دور کنيد
يه پيغام بفرستين
و بعد به سنا بگيد که ما توي سفينه همه رو کشتيم
ارباب ويدر نقشه هاي ايستگاه هاي مبارزه
توي اين سفينه نيستن
و هيچ پيغامي مخابره نشده
يه محظه فرار در بين جنگ به بيرون پرتاب شده
ولي هيچ موجود زنده اي داخل اون ديده نشده
اون ممکنه که نقشه هارو توي اون محفظه فرار مخفي کرده باشه
يه گروه براي دستگيري اونا بفرستين به دقت انجامش بده
هيچ کس الان نمي تونه جلوي ما رو بگيره
بله ، قربان
چطور توي اين دردسر افتاديم؟
من که نمي دونم چطوري؟
به نظر مي رسه که زجر آور شديم
گروه ما الان زنده هستن
بعد از اون سقوط و جدايي بايد يه کم استراحت کنم
مفصل هام خشک شدن
چقدر اينجا وضعش خرابه
فکر مي کني که داري کجا ميري؟
خب ، من از اون طرف نميام
اون راه خيلي سخته
اين راه خيلي اسون تره
تو چي فکر مي کني
اونجا سَکَنه داره؟
اينقدر منو کم محل نکن
کدوم ماموريت؟ راجع به چي حرف مي زني؟
به اندازه کافي از دست تو دردسر کشيدم
از اون طرف برو
اخرش يه روز نقص پيدا مي کني
تو يه آشغال نزديک بين به درد نخوري
نذار مجبورت کنم براي کمک کردن دنبالم بيا
تو نمي توني گيرش بياري
بيشتر از اين ماجراجويي نکن
من از اون طرف نميام
اين خراب کاريا
همش تقصير اونه
اون منو انداخت توي اين راه
ولي خودش هم بهتر از اين گيرش نمياد
وايسا ببينم ، اون چيه؟
يه بارکش
نجات پيدا کردم
اينجام
کمک ، لطفا کمکم کنيد
R2?
اين تويي.توهستيR2-D2
يکي توي محفظه بوده
ردپاهاي اين طرف از بين رفتن
ببينيد ، قربان ، ادم ماشيني ها
وايساديم
بيدارشو ، بيدار شو
بدبخت شديم
فکر مي کني که اونا مي خوان ما رو ذوب کنن؟
تيراندازي نکنيد تيراندازي نکنيد
اين کارا نمي خواد تموم بشه؟
باشه ، خوبه ، بريم
لوک ، لوک
لوک به عمو بگو که يه مترجم بياره
مطمئن شو که مي تونه زبون باچي حرف بزنه
فکر نکنم که چاره ديگه اي داشته باشيم به هرحال بهش مي گم
اره ، اون قرمزه رو مي بريم
نه ، اون خوب نيست
فکر کنم که تو براي ارتباطات و معاشرت برنامه ريزي شدي
معاشرت؟ ، اره اون برنامه اول منه
من توي کاراي بازرگاني استادم
احتياجي به ربات معاشر ندارم
البته که نداريد، قربان
همينطور ، روباتهاي ديگه
اين دليليه که من براش برنامه ريزي شدم
روباتي که من بهش احتياج دارم روباتيه که زبان هاي
باينري و وَپوريتور رو بفهمه
وَپوريتور؟ قربان زبان باينري اولين کاريه که من براش برنامه ريزي شدم
با کمال احترام اين کار رو براتون انجام مي دم
مي توني زبون باچي حرف بزني؟
بله قربان اون مثل زبون دوم منه
باشه ديگه ، ساکت شو اين يکي رو بيار
لوک
اين دو تا رو به ببر به گاراژ
مي خوام قبل از شام اينارو برام تميز کرده باشي
ولي من داشتم مي رفتم به ايستگاه تاچي
تا مبدل برق بيارم
مي توني وقتي که کاراتو انجام دادي
با دوستات وقت تلف کني
حالا بيا و اينو بگير
باشه ، بيا
و اون قرمزه ، بيا
زودباش ، قرمز بيابريم
عمو آون
چيه؟
اين آر2 خرابه ، نگاه کن
چرا سعي کردي اونو به ما بندازي؟
ببخشيد ، اقا
ولي اون ار2 چيز خوبيه
عمو آون اون يکي چطوره؟
اون آبيه چطوره؟
اونو مي بريم
ببرش
داشتن اون خيلي راضي تون مي کنه قربان
اون توي همه جور شرايطي عالي کار مي کنه
من قبلا با اون کار کردم
داره مياد
باشه بيا بريم
حالا ، اينو يادت باشه
چرا همش بايد به خاطر تو توي دردسر بيافتم
بيشتر از اين در توان من نيست
ممنونم سازنده
اين حموم روغن واقعا احساس خيلي خوبي ميده
بد جوري خاکي و کثيف شده بودم
حالا راحت مي تونم راه برم
اين منصفانه نيست
بيگز داره حال مي کنه
من هيچ وقت از اينجا بيرون نميرم
کاري هست که بتونم براتون انجام بدم؟
نه توفقط مي توني سرگرمم کني
کارا رو سريعتر انجام بدي يا اونا رو بهم گذارش کني
من اينطور فکر نمي کنم قربان
من فقط يه ادم ماشينيم
من نمي تونم همه چي رو درک کنم
حداقل توي اين سياره نمي تونم
خوبه که بدونيد من حتي نمي دونم که از کدوم سياره اومدم
خب اينجا مرکز روشنايي دنياست
تو توي سياره اي بودي که خيلي از اينجا دوره
بله ، قربان
مي توي به من بگي لوک
بله ، جناب لوک
لوک خالي
من يه ادم ماشينيم که براي روابط انساني ساخته شدم
اينم همکارم آر2
سلام
تو زيادي انرژي داري
مثل پسرهايي که زيادي جنب و جوش دارن
با اين حال
بعضي وقتا من از شرايط خوبي که داريم کيف مي کنم
از اينکه شورش کرديم
مي دوني که شورش در برابر امپراطوريه؟
No comments yet. Be the first to leave one.