200 baris pertama.
سلام، بو - اینجا چیکار میکنی؟ -
ببخشید مزاحم شدم، میشه حرف بزنیم؟
من چیزی برای گفتن بهت ندارم
دوستت کیه؟
به تو مربوط نیست
واقعاً؟ ما هنوز زن و شوهریم
هنوز زن و شوهریم؟
واسه همین نصف شب پا شدی رفتی
و سه هفتهاس خبری ازت نشنیدم؟
نمیتونی برگردی اینجا و سوال بپرسی
...بو، فقط فکر کردم بیام اینجا و
من چیزی برای گفتن بهت ندارم
نمیتونی منو نادیده بگیری
واقعاً؟ پس ببین
!بو
خب، من جوآن هستم
زیرنویس از آرمان اسدی .: Arman333 :.
!پسر، اینجا رو ببین
وای، یه کولاک بزرگ داره به سمت ما میاد
نه، دارم دختر هواشناسی رو میگم
...یه سامانهی کم فشار داره میاد
به سمت شلوارم
آره، این تانیا شاورز هستش
یه بار توی رستوران چیلی دیدمش
.یه جملهی عالی بهش گفتم :رفتم جلوش و گفتم
100درصد شانس این رو داری که همین الان" "روستر به سمت جلوت حرکت کنه
چی گفت؟ چی گفت؟
اونم گفت: "جداً؟ این دوستپسرمه
مدافع تیم "کلورادو اولانچ" هستش
اوه
یه حرفهایی با هم زدیم و توافق کردیم که به هم کاری نداشته باشیم
و من ناچوم رو توی ماشین خوردم
هی، خبری از ابی نشده؟
نه. از منم قرار نیست خبری بشنوه
،نمیخواد با کنی به هم بزنه پس هیچی دیگه، همین و بس
خودشه. آدم همینطوری با دوستدختر تخیلیش به هم میزنه
هی، بابا، کولاک رو دیدی؟ خیلی بد به نظر میاد
معلومه که دیدمش
تو هم اگه به سمت شمال نگاه میکردی، میدیدیش
.داشتم به گاوها میرسیدم تمام صبح رو چیکار میکردین؟
تمام صبح؟
تازه 5 دقیقهاس که خورشید طلوع کرده
فکر کنم همهی پسرها تنبلن
تیکهی خوبی بود، بابا
آره، تیکه رو خوب سر جاش پروندی
میخواین آب و هوا رو بدونین؟ برین یه سر بیرون
،اینقدر به تلویزیون نگاه نکنین برین بیرون و کار کنین
اون تانیا شاورز هستش؟
،آره. اگه به پستم میخورد الان اسمش تانیا بنت بود
آره، چون من میگرفتمش
آره، چون من مطمئنم هنوز تو این فکره که
اون یارویی که توی رستوران چیلی" "شاشید به خودش کجاست؟
چند روز پیش توی فروشگاه لوازم بدکی دیدمش
این زن روغن موتور ماشینش رو خودش عوض میکنه
باید یهش احترام گذاشت
میخوای یکم ضدیخ توی تراکتور بریزیم؟
آره بعدش هم برو به شهر و نردهی برفگیر بخر
خانم
اوه، سلام
سلام
یه پیامک از طرف مامان گرفتم
".برگشتم به شهر. واسه دیدنت لحظهشماری میکنم"
آره، منم همین پیامک رو گرفتم
اول واسه من فرستاده
انگار من پسر موردعلاقهاشم
پسر، قبل از اینکه تو به دنیا بیای هم من پسر مورد علاقهاش بودم
واقعاً؟ اگه اینقدر دوستت داشت پس چرا بازم بچهدار شد؟
مطمئنم هر روز داره همین سوال رو از خودش میپرسه
هی، بعد از کار یه سر بریم به بار و ببینیم اوضاع از چه قراره
آره، خیلی خوب میشه بریم به دیدنش
میخوام بشنوم کجا رفت - آره، و چی کارها کرد -
...ضمناً، حالا که برگشته
آبجوی مجانی - آبجوی مجانی -
!اوه
بابا، خبر داری مامان برگشته؟
آره، خبر دارم
واقعاً؟ کِی؟
وقتی دیشب اومد اینجا
وایسا ببینم. اومد اینجا؟ چی گفت؟
گفت باید باهم حرف بزنیم
قبول نکردم
بابا، اگه نادیده بگیریش بازم برمیگرده
خودت نمونهی بارز همین حرف هستی
سلام، مامان - !مامان -
!سلام، پسرها
!خیلی خب
اولین بغل واسه پسر مورد علاقهات
تو رو بیشتر دوست ندارم، جیمسون، خودت که میدونی
شنیدی؟ یعنی منو بیشتر دوست داره
نه، اینطور نیست
پس فکر کنم منو بیشتر دوست داری
تلاش خوبی بود، هنک
فکر کنم واسه باز کردن درهای دلم همین نصیبم میشه
وای، خیلی از دیدنت خوشحالم، مامان
آره، دلمون برات تنگ شده بود
آبجو میخواین؟
اینجا آبجو هم میفروشین؟ آره، یکی میخوام
ممنون، مامان - خواهش -
میشه شش دلار
شوخیت گرفته؟
میخوای ازمون پول بگیری؟ این زیر پا گذاشتن حقوق کودکانه
.ماریا گفت از وقتی رفته بودم پول میدادین منم خوشم اومد
!حاک بر سرت، ماریا
خیلی خب، میدونی چیه؟
اگه قراره پول بدیم، میدیم
هی، مامان، میشه شش دلار بهم قرض بدی؟
دلم براتون تنگ شده بود
.منم همینطور هی، میدونم به من مربوط نیست
ولی جریان تو و بابا چیه؟
پیچیدهاس
وقت مردم نمیخوان بهت بگن، اینو میگن
خوبه، پس فهمیدی
ببین، مامان، ما نگرانتیم. فقط همین
خب، ازتون ممنونم
فکر نمیکردم وقتی رفته بودم دنبال کارهام باید یه پرستار بچه
واسه پسرهای گندهبکم میگرفتم
خیلی خب، میدونم داره شوخی میکنه
ولی چقدر باحال میشد اگه یه پرستار داشتیم
خب، باباتون راجعبه برگشتنم چیزی نگفت؟
آره. پیچیدهاس
...هی، هدر. چطور
میرم باهاش حرف بزنم
پسر، اگه نشون دادن انگشت وسط معنیش این بود "بیا باهام حرف بزن"
پس اونوقت کلی فرصت واسه حرف زدن با دخترها رو از دست دادم
خیلی خب، جریان بین بابات و جوآن چیه؟
ببین، جاسوسی خرج داره
اگه اطلاعات میخوای، واست خرج برمیداره
چیزبرگر، نیم پز
بدون پیاز، بدون صورتحساب
قبوله
خب، جوآن؟
روحمم خبر نداره
همراهش سیبزمینی با پنیر هم بیار، لطفاً
کولت پسر مورد علاقهامه
هی - هی، کولت -
دیدم یه نفر ماشینت رو خط انداخت. خیلی بد بود
ما با ماشین نیومدیم اینجا
وایسا، واقعاً؟
آره - تف توش -
خب، چی میخوای؟
من واقعاً متاسفم
خیلی خب. ممنون
خداحافظ
من یه احمق بودم
کولت، این حقیقت نداره
یه احمق نمیدونه داره چیکار میکنه
تو یه عوضی کلهتخمی آشغالی
خیلی خب، این دیگه... نه
باشه، هستم
میدونی چی خیلی بده، کولت؟
اینه که کلی باهمدیگه خوش میگذروندیم ولی حالا دیگه نمیتونیم
میدونم. میدونم. تقصیر منه
حق با تو بود
من درگیر دختر 15 سال پیش بودم که با یه پسر دیگه نامزد کرده
...و میدونم احتمالاً ازم متنفری ولی
فقط... میخوام بدونی که میدونم خیلی بدبختم
اگه عادلانه باشیم، فقط تو بدبخت نبودی
خودم هم درگیر یه پسری بودم
که هنوز درگیر دوستدختر دبیرستانش بود
پس فکر کنم اینطوری تو خیلی بدبخت حساب میشی
فقط میخواستم بگم متاسفم
خب. دیگه برم
کولت، وایسا
ببین، برادرت با مامانم قرار میذاره
هر دومون به تنها بار توی شهر میریم
...حداقل میتونیم
دوست باشیم؟
آره
آبجو میخوای؟
.آره، عالی میشه میرم دو تا بگیرم
،خیلی خب
:کی روی ماشینم خط انداخته و نوشته کولت رو گاییدم"؟"
هی
این بیرون چیکار میکنی؟ هوا خیلی سرده
خب، تو که نمیدونی چی میگم
ولی وقتی سخت کار کنی، بعضیوقتها گرمت میشه
،من لازم نیست سخت کار کنم (من مادرزادی داغم(جذابم
برادرت کجاست؟
دو تا حدس میونی بزنی
توی بار - درسته -
امروز نردهی برفگیر گرفتی؟
نه، چون همه تموم کرده بودن
باید جرأت به خرج بدی و اوضاع رو با مامان راست و ریست کنی
چی بهم گفتی؟
گفتم، یکم پیش کولت گفت تو باید جراأت به خرج بدی
و اوضاع رو با مامان راست و ریست کنی چون گفت میخواد باهات حرف بزنه
عالیه
کاش به جای تو تانیا شاورز جلوم نشسته بود
فکر کنم شانس هر دومون ریده
میخوای دیگه با مامان حرف نزنی؟
اوضاع بین من و مامانت به تو مربوط نیست
چرا، به من مربوطه
چون تو بابای منی، اونم مامانمه
:وقتی اون رفت، تو ازم پرسیدی
"چرا رفت؟ چه کار اشتباهی کردم؟"
حالا بالاخره برگشته و به خودت زحمت نمیدی اینا رو بفهمی؟
کارهات بگاییه، بابا
برو باهاش حرف بزن
...خب
خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.