De eerste 200 regels.
.رئیس جمهور گرانت. باعث افتخاره
آقای پرایس. اینجا چیکار میکنید؟
.راستش، امید داشتم کمکم کنید
...تو کارای مربوط به مؤسسه، اما اگه الان وقت بدیه
.نه، ابداً
.راستش، همین الان دارم میرم
.کرتیس
.از آشنایی باهاتون خوشحال شدم، آقای رئیس جمهور
.منم همینطور
.هیجانانگیز بود
اینجا چیکار میکنی؟
.چیه؟ یه پروژه از مؤسسه است
...که من و مارکوس داریم راهاندازی میکنیم. امید داشتم بتونی
کمکمون کنی. کمکت کنم؟ تو دیوونهای؟
.پرونده دختران گمشده است. برام مهم نیست چه جور پروندهایه
.صدها دختر نوجوان که هیچکس دنبالشون نیست
.به خاطر رنگ پوستشون
.رئیس جمهور باشران تو شهره
.داریم یه اجلاس برگزار میکنیم. این دقیقاً کاریه که تو توش ماهری
.اولیویا. بود
.کار مورد علاقه من بود. این نیست
...تو نباید اینجا باشی. ما نباید
.تو چرا اینجایی؟ صد روز تموم شده
.سرم رو پایین انداختم، اما الان کار دارم. بیا
اگه ما بهشون کمک نکنیم، کی کمک میکنه؟
!اینو بده به کویین پرکینز. من کویین پرکینز رو نمیخوام
.اگه بتونه پیشرفتی داشته باشه، به ملی میگم بیانیه بده
.وگرنه... من تو رو میخوام
.خب، نمیتونی منو داشته باشی
.حالا، اگه اجازه بدید، منم کار دارم
.امروز روز مهمی در کاخ سفید است
.با حضور رئیس جمهور گرانت که قرار است ریاست یک اجلاس هستهای را بر عهده داشته باشد
.بین رئیس جمهور رشاد از باشران
.و نخست وزیر نظری از داکال این هفته
.اگه تجربه گذشته من با این مرد نشونهای باشه
.اون میخواد بدونه قدم بعدی چیه. چطور قراره اینا عملی بشه
.خب، به خاطر همینه که مذاکره امروز فقط یه نقطه شروع هست
.اگه قراره نخست وزیر نظری رو متقاعد کنیم
.که از این معاهده حمایت کنه و امضا کنه
.فکر نمیکنم مسئله "اگه" باشه، خانم رئیس جمهور
.نظری امضا خواهد کرد
.من و شما مطمئن میشیم
.- از طرز فکرتون خوشم میاد
.کاش مردم کشور منم همشون همین نظر رو داشتن
.- میدونم که با مقاومتهایی روبرو هستید. قطعاً جای تعجب نداره
.میخوام بدونید اگه کار بیشتری از دستم برمیاد
.هر چیز دیگه ای که نیاز دارید
.- از لطفتون ممنونم. البته
خب، هست؟
چیز دیگه ای لازم دارید؟
.اولیویا! بیا تو
.خانم رئیس جمهور، رئیس جمهور رشاد، صبح بخیر
.داشتیم آخرین نکات صحبت رو جمعبندی میکردیم
همه سر یک موضوع توافق داریم، اینطور نیست؟
.- فکر میکنم همینطوره. عالیه
.مشتاقانه منتظر مذاکرات هستم خانم رئیس جمهور
.منم همینطور، رئیس جمهور رشاد
.ممنونم
میدونستی فیتز تو شهره؟
.امروز صبح زنگ زد پرسید کی میتونه بچهها رو ببینه
.- از قبل برنامهریزی شده بود؟ نه، خیلی دقیقه نودی بود
.بهش گفتم هر کاری که میخواد میتونه انجام بده، به شرطی که اجلاسمون رو تحتالشعاع قرار نده
.اولین خودکارهای رسمی امضای معاهده من
.امروز داریم تاریخساز میشیم، لیو
.من و تو
.حسش میکنم
"یک کارمند قوه مجریه"
"فقط در صورتی میتواند هدیهای را بپذیرد که درخواست نشده باشد..."
.که همینطور بود
"و اگر ارزش هدیه ۲۰ دلار یا کمتر باشد..."
.- نقاشی چقدر میارزه؟ کمی بیشتر از اون
اون مرد اصلاً چی فکر میکرده؟
منظورم... چی؟
.اوه
.من... نه. هیچی
هانا؟
.خب، فقط اینکه باریستای هاتپات
.هر روز صبح سعی میکنه به من بیسکویت رایگان بده
.چون خودش میخواد
...خب، اون فکر میکنه من
.- برای بیسکویت؟ درسته
.برای همین من همیشه پول کامل رو میدم
.تا بهش پیام اشتباهی ندم
.در این مورد، پرداخت قیمت کامل گزینه ای نخواهد بود
.- پس مجبوری برگردونیش
.یعنی، مگر اینکه واقعاً بخوای پیامی بفرستی
.هانا
.میتونی بری
.دویست و نوزده دختر سیاهپوست گمشده
.که توسط رسانهها، پلیس، همه نادیده گرفته شدن
.- و این فقط تو همین یک سال گذشته است. این جنایته
.فیتز موافقه، ازمون خواست سر و صدا کنیم. اگه کارمون رو درست انجام بدیم
.همه دنیا میفهمن این دخترا کین
و دنبالشون میگردن. چقدر حقوق داره؟
.- چارلی! چی؟ ما یه عروسی داریم که باید خرجش رو بدیم
.- کارت دعوت رو که گرفتی، درسته؟ اولین چیزی که نیاز داریم یه چهره است
۲۱۹ تا چهره چطور؟
.دویست و نوزده دختر گمشده فقط یه ایدهست
.مردم میتونن یه ایده رو نادیده بگیرن. چیزی که ما نیاز داریم یه نفر، یه چهره شاخصه
.کسی که بتونه توجه عموم رو جلب کنه
مسئله اینه که... کی؟
.با امنیت بشرانی هماهنگ کردم
...هر کسی رو که به عنوان تهدید احتمالی برای رشید شناسایی کردن
الان تو سیستم ماست. اما برای اطمینان بیشتر،
.فکر میکنم وقتشه درباره استخدام چند تا مأمور صحبت کنیم
...هرچی بیشتر چشم و گوش تو میدون داشته باشیم
.ازت میخوام فیتز رو بررسی کنی
...اون برگشته. بدون اطلاع قبلی. پیداش میشه دم در خونهام و میگه
.یه پرونده داره که به کمک من احتیاج داره
و تو فکر میکنی این عجیبه؟
...مردی که حتی سه دقیقه هم نتونسته
.چه برسه به سه ماه بدون اینکه بخواد تو رو ببینه
ما یه تفاهمی داشتیم. اون تو ورمونت میمونه،
.تو کارای ملی و کارای من فضولی نمیکنه
.اگه میاد اینجا، با کاخ سفید هماهنگ شده
هیچ غافلگیریای در کار نیست. پرونده چیه؟
.مهم نیست. مسئله این نیست
.شاید هم مسئله همینه
.شاید این پروندهای باشه که واقعاً ارزش توجه تو رو داره
میتونم بپرسم از چی میترسی؟
.نمیدونم. تو نمیدونی
.حس خوبی نداره
.کلودیا لوپز، ۱۷ ساله از فورت مایرز
در طول استراحت ناهارش در گتیزبرگر ناپدید شد،
...جایی که کارمند نمونه ماه بود. از دبیرستان ترک تحصیل کرد
.بعد از اینکه به خاطر غیبتهای زیاد مردود شد
خب که چی؟ یعنی میگیم اون بیمسئولیته؟
.کارمند نمونه ماه. مهم نیست
.هر کی رو انتخاب میکنیم، سابقهش باید کاملاً تمیز باشه. بعدی
.هانا مارتل، ۱۶ ساله از گالوستون
.وقتی با دوستاش تو مرکز خرید بود، ناپدید شد
...بورسیه مدرسه خصوصیش رو بعد از کشیدن یه سیگار
تو یه رقص از دست داد. بورسیهش رو از دست داد؟
.من تو رقص مدرسه موقع سیگار کشیدن گیر افتادم و جریمه شدم
.باشه، بعدی
...کانیشا ترنر. دانشآموز ممتاز دبیرستان بیشاپ تو سینسیناتی
.ناپدید شد... به درد نمیخوره
!چی؟ شوخی میکنی؟ اون نمونه بارز عالیه
.مردم اسم "کانیشا" رو میشنون و دیگه گوش نمیدن
.ما به یه اسم نیاز داریم که "سفید" به نظر برسه
کس دیگه ای حالش از این همه بهم نخورده؟
...حال همه ما از این بهم خورده ولی این کاریه که لازمه
.تا مردم آمریکا رو متوجه کنیم
.دختر ما یه جایی اینجاست. باید باشه
یه پرونده؟ اینجوری میخوای دختر منو نجات بدی؟
.این یه آرمان والاست
...وارد کردن لیو یه فرصته تا بهش یادآوری کنیم
.که اون کیه، و چی براش مهمه
پس، اولیویا بهت کمک میکنه این دخترا رو پیدا کنی و در نتیجه، اون چی؟
شاخهای B6-13 رو با یه هاله نور عوض کنه؟
.موافقت کرده روش کار کنه؟ تیم قدیمیش رو برای این کار فرستاده
پس نه؟ میخوای چیکار کنم؟
محترمانه ازش بخوام B6-13 رو منحل کنه؟
.اگه لیو B6-13 رو ببنده باید ایده خودش باشه، نه من
.ما داریم اون رو توی یه قفس به دام میندازیم
.بیایید خیلی رک و راست باشیم. ما کاری نمیکنیم
.هر کاری که من میکنم به خاطر اینه که خودم میخوام انجامش بدم
.اگه قراره در مورد چیزی شفاف باشیم، بذاریم در مورد این شفاف باشیم
.میدونی چیه؟ بیخیال
.فراموش میکنی، من هم تو یه قفس بودم. اونا میگن من با فسیل فریب خوردم
.نه. این دختر بود که اون فسیلها رو جلوی من رقصوند
.اون پنیر توی تله من بود
.منظورت چیه؟ منظورم اینه که این پرونده طعمه نیست
.تو هستی. تو نقطه ضعف اونی
به همین دلیله که من همیشه با تمام وجود ازت متنفر بودم،
.و به همین دلیل فکر میکنم تو تنها شانس اون برای رستگاری هستی
.پرونده خوبه. پرونده توجهش رو جلب میکنه
.اما اگه میخوای درستش کنی، اون نمیتونه عاشق یه هدف بشه
.اون باید عاشق... تو بشه
.تو پنیری، آقای رئیس جمهور
.تو
.یادت باشه
.زوئی آدامز، ۱۵ ساله از بالتیمور
.رنجرت. آخرین بار تو تمرین رقص با گروهش دیده شد
.دانشآموز ممتاز
.هی، مارکوس، با رابطهای مطبوعاتیت تماس بگیر. داستان زوئی رو پخش کن
.هاک، چارلی، پیشینهش رو بررسی کنید
اون مدارک مدرسه رو گیر بیارید. پروندههای پلیس بالتیمور رو داریم؟
.انتظار ندارم خیلی مفید باشن. دیوید رو میندازم روش
!معاون رئیس جمهور بین
.چه لطف غیرمنتظرهای! یه لحظه
آقای گلکلند. هدیهام رو گرفتید؟
...آه
...آه، میشه... میشه
.آه، آها! آره. هی، بیاین تو. بیاین
.ببینید، هدیهتون... هدیهتون خیلی سخاوتمندانه بود
.نقاشی فوقالعادهست اما نمیتونم قبولش کنم
.البته که میتونید. من بهتون دادم
.آقای گلکلند... فنتون صدام کنید
.یا فنسی. تو امآیتی اینجوری صدام میکردن
فنتون،
مطلع هستید که قوانینی وجود داره که منو منع میکنه،
به عنوان معاون رئیس جمهور، از پذیرفتن هدایای با هر ارزشی،
.چه برسه به هدیه یه سزان صد میلیون دلاری
.آه، درست میگید
.خب، چه حیف. من واقعاً میخواستم شما اون رو داشته باشید
.من... من بهتون آدرس دفترم رو میدم
...و میتونید اون رو به اونجا برگردونید. ببینید، مسئله دیگه اینه
.من... من مطمئنم باید توسط یه باربر مخصوص منتقل و بیمه بشه
.و من نمیتونم پول اونو از بودجه دفترم بدم
No comments yet. Be the first to leave one.