Piglets

Piglets

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Piglets S02E02 Cop Out 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Piglets 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-30
Downloads: 7
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

می‌دونی این کمدته، نه صحنه‌ی جرم؟

کمدها پر میکروبن. ممکنه مریضی بگیرم

اصلاً نمی‌خوام دمِ عروسی حالم گند باشه

آره، این حالِ گندو بذار واسه بعدِ ازدواج

اوه، داری ازدواج می‌کنی دنی؟ هیس! صداشو درنمیاره

فکر کنم نامزدش یه جا داره حبس ابد می‌کشه

راستش کارش فروش لوازم دستشوییه‌

دیدی گفتم. اوه

مدرک الف، یه تیکه از فویلِ یه کاندومِ شیاردار

سایزش هم معمولی

خوب تحقیقات کردی. فقط می‌تونیم حدس بزنیم

که نه خیلی بزرگ بوده، نه خیلی کوچیک

یه چیزی تو مایه‌های "در حدِ اعتدال"

می‌خوای مالِ تو رو هم تمیز کنم؟

این پیشنهادیه که نمی‌تونم رد کنم

آه، ملانی. ممم

می‌تونی بگی کلانتر ویکس و اسپری بیان؟

باید یه "مشورتِ قبیله‌ای" سریع بکنیم. فکر نکنم دیگه بشه از این اصطلاح استفاده کرد قربان

اوه، پس کی می‌تونم بگم؟ هیچ‌وقت قربان. نباید بگیم

خب، کی می‌تونه بگه؟ بومی‌های اصیلِ آمریکا

سرخپوست‌ها قربان. اومم

خب، هر روز یه چیز جدید یاد می‌گیریم

با این فاکتورها چیکار کنم قربان؟

بعضیاشون خیلی "قرمز" شدن

اوه، اونا رو بایگانی می‌کنم

حله. آخ

گندش بزنن. به عنوان نماینده‌ی لعنتیِ سال انتخاب شدم

چی؟! تبریک می‌گم

تو کلاً یه رأی آوردی آفیه

تازه قرار نیست به خودت رأی بدی

به خودت رأی دادی آفیه؟ معلومه که نه

خب، گیتا با اختلافِ فاحشی برنده شد، پس

اختلاف فاحش؟ یعنی همون قاطعانه؟

خیلی خیلی سردتره و املاشم فرق می‌کنه

هنوز نمی‌فهمم

منم همین‌طور. من اصلاً توی لیستِ رأی‌گیری نبودم

شاید اسم آفی... یه نفرو خط زدم و جاش نوشتم گیتا

آره، منم همین کارو کردم. منم همین‌طور

فکر کنم خیلیا این کارو کردن. چرا منو انتخاب کردین؟

فکر کنم چون پیری

باتجربه‌تر، عاقل‌تر. مثل یه جغد

انصافاً گیتا، قیافه‌ت به مأمورای اسکانِ شهرداری می‌خوره

تقلب در رأی‌گیری جرم خیلی سنگینیه

آفیه رفیق، ببین، باید بی‌خیالش بشی، باشه؟

با نتیجه‌ی ۲۰۲۶ به ۱ باختی

پل، این تاریخه؟

بله

این عادلانه نیست، همه‌تون تقلب کردین. من نکردم

توی خونه باید با دعواهای بچه‌ها سر و کله بزنم

حالا باید بیام اینجا لوس‌بازی‌های نوجوونیِ شماها رو جمع کنم

نه، زندگیِ من نباید این‌طوری باشه

ببین گیتا، همه‌ش برمی‌گرده به همون پیری

یعنی سنِ زیاد

سنِ خیلی زیاد

آه، کلانتر. کلانتر. بفرمایید بشینید

متأسفانه اوضاع اصلاً خوب نیست

بودجه‌مون رو قیچی کردن

ای وای، کی دلش میاد با یه پرنده‌ی بیچاره‌ی بی‌دفاع این کارو بکنه؟

"بودجه" باب. اون مرغ‌عشق نداره. اوه، من دارم

ولی کسی کاری به کارِ "بیانسه" نداشته. حالش خوبه

اوه، خداروشکر

نه، متأسفانه سفر کاریِ مهمم به باهاما

بیشتر از چیزی که فکر می‌کردیم خرج برداشته

امان از این پروازهای فرست‌کلاسِ لعنتی

علاوه بر اون، هزینه‌های رو به رشدِ لوازم اداری و خرت‌وپرت‌های دیگه

باید صرفه‌جویی کنیم

من مشکلی ندارم که بعضی مدل‌های بیسکویت رو حذف کنیم

مـ... متأسفانه به این سادگی‌ها نیست

نه، هیچ‌چیز به سادگیِ "بابِ بیسکویتی" نیست

واقعیت اینه که ما نیاز داریم پست‌هایی که الان

در اختیارِ شما عزیزان هست رو... ادغام کنیم

ا... ادغام؟ ادغام؟

بله، به عبارتی دو تا شغل، یه میز

مثل... مثلِ شراکتی؟

خب... این منصفانه‌ست؟

یعنی من لباس‌های اونو بپوشم؟ اون لباس‌های منو؟

هر دوتامون که تو یه یونیفرم جا نمی‌شیم

نه باب، منظورش اینه که داره دو تا شغل رو

یکی می‌کنه، یعنی یه نفر

آزاد می‌شه که بره دنبال یه کار دیگه

که به عبارت دیگه بهش می‌گن...؟ هوم؟

با "ت" شروع می‌شه... تـتـتـ

دسرِ رولتی. تعدیل نیرو

آه! چی؟

آره باب. داره تعدیلت می‌کنه. اون نمی‌تونه این کارو بکنه

قربان، شما نمی‌تونید منو "تعدیل" کنید

از نظر من، می‌تونم هر کدوم از شما دو تا رو تعدیل کنم

شوخی می‌کنید. آه! وقتِ عصرونه‌ست

اوه، دسر رولتی. ممم

ممنون کلارکسون. (صدای خنده‌ی کانینگهام)

حالا، کرمِ کاستارد رو فراموش نکن

اصلاً این دانشکده چه نیازی به تو داره باب؟

"ویژگیِ خاصِت" چیه؟ نمی‌دونم

فکر کنم یه جایی اون بغلِ کامپیوتر نوشته شده

چمدونت رو ببند باب. باشه، درسته

نه قربان، بذارش زمین

برش دار باب

قربان بذارینش زمین. برش دار

ما لازم نیست چمدونمون رو ببندیم

چمدونِ اون. اون لازم نیست چمدونشو ببنده

تابلوئه دیگه. "اون". هه هه! چیز خنده‌داری هست ملانی؟

خب، یکی از ما باید بره

و بیا صادق باشیم، اون یه نفر باید تو باشی

نه

نه، پیشنهاد من اینه که... در واقع "تو" باید زحمت رو کم کنی

توی تمام این سال‌هایی که با هم توی این دفتر بودیم باب

تو فقط جولیِ مهربون و بخشنده رو دیدی

مجبورم نکن نیمه‌ی تاریکمو نشون بدم

امیدوارم نری تو فازِ کارهای خاک‌برسری؟

اگه لازم باشه آره باب. اگه

نه، قرار نیست این کارو بکنم

آره خب، منم بلدم از این بازی‌ها بکنم

واقعاً بلدی؟ خب، نه

ولی یه بار توی اردوی مدرسه باسنمو نشون دادم، پس

خب حالا، شما نوزادهای پلیس که شبیه تخمِ قورباغه‌اید

یعنی دقیقاً مثلِ خودتون

و در واقع، اگر و زمانی که تبدیل به قورباغه‌های... بالغ شدید

باید به یه سری استانداردهای رفتاری پایبند باشید

یه "کد" وجود داره

اوه، باحاله، یعنی مثلاً... یک یعنی الف، دو یعنی ب؟

سه هم واسه یه چیز دیگه؟

عدد نه. یا نماد؟

مثلاً گاو یعنی الف، اژدها یعنی ب، یه زنِ لخت یعنی ج؟

نه عددی در کاره، نه نمادی

خب چطوری کد رو بشکنیم؟ هیچ‌وقت نباید این کد رو بشکنی

از کجا بفهمیم استانداردهای رفتاری چیا هستن؟

الان می‌خوام بهتون بگم. پس اصلاً چرا کد گذاشتین؟

چون این از اون مدل کدها نیست

پس واقعاً راز نیست؟ معلومه که راز نیست

هیچ‌وقت نگفتم رازه

خب همین الان گفتی که به صورتِ کده

ولی می‌تونم وانمود کنم که نگفتی

نه، کدی که ما بهش پایبندیم، "منشور اخلاقیه"

من توی "اِسِکس" به دنیا اومدم... منم همین‌طور

کجای اونجا؟ سمتِ رامفورد

اوه، منم... اگه شما

اگه به منشورِ اسکس... یعنی اخلاقی پایبند نباشید

اون‌وقت ممکنه از دوره اخراج بشید

سوءرفتار باید چقدر جدی باشه که طرف رو اخراج کنن؟

خب، سؤال خیلی خوبیه. مثالی داری؟

مثلاً دزدیدن یه مرغ؟ خب، مرغه توی خطر بود؟

آره. خب، به نظرم این قابل‌قبوله

اگه مرغه توی خطر نبود و من فقط یه کوچولو گشنه‌م بود چی؟

خب، اینم سؤال خیلی خوبیه، آفرین به تو

گیتا، اوم

راستش، هنوزم باید همین‌طوری صدات کنم؟

بگذریم، ببین من مشکلِ دستمال کاغذی دارم

حل کردنش وظیفه‌ی من نیست

اتفاقاً هست، چون شما نماینده‌ی سال هستی خانم

خب من نمی‌خوام باشم. خب دیگه، همینه که هست

باشه. ببینم چیکار می‌تونم بکنم. لطفاً حتماً بکن

چون اصلاً دلم نمی‌خواد این دستمال توالت‌های زبرِ شبیه کاغذِ پوستی رو

به خروجیِ مبارکم نزدیک کنم

پوستو می‌کنه. خروجیِ مبارک؟

لوله‌ی فاضلاب

شیپورچی. فهمیدم چی می‌گی

خالِ بدبو. گفتم که "فهمیدم"

راستش ترجیح می‌دم دستمال توالتم دولایه و پنبه‌ای باشه. باشه

نمی‌خوای اینا رو یادداشت کنی؟

خال بدبو، دولایه پنبه‌ای. ممنون

واقعاً نمی‌خوام از رأی دادن بهت پشیمون بشم، باشه؟

من از اینکه بهم رأی دادی پشیمونم

خب پس شاید نباید کاندیدِ نمایندگی می‌شدی. من نشدم

اوه، چه خوب که اینجایی. گیتا، می‌تونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

موضوع شکایته؟

من یه آبشار شکلات و یه دستگاه حباب‌ساز می‌خوام

توی اتاقِ استراحت

آخ

عاشق قهوه‌م

ممم

خب، مرحله اول، کنترل خشم

الان عصبانی هستی؟ بله

می‌تونی بگی چی باعث خشمت می‌شه؟

آره، تو

می‌شه اون "دستِ آقای عصبانی" رو بکشی عقب، لطفاً؟

بیا یه سری تکنیک‌ها رو تمرین کنیم که بتونی توی جلسات آموزشی ازشون استفاده کنی

تا کمک کنه کمتر احساسِ بدی داشته باشی

شاید شمردن بهت کمک کنه

مطمئنی این واسه عصبانیته، نه واسه بچه‌های دو ساله؟

بیا، بشمار. یک، دو

سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت

نه. آره، دقیقاً می‌خواستم بگم نه

خیلی خب، هر وقت "دستِ آقای عصبانی" این‌طوری پرید بیرون

ازت می‌خوام روی محیط اطرافت تمرکز کنی

و از حواس پنج‌گانه‌ت استفاده کنی

سعی کن اسمِ پنج تا چیزی که می‌بینی رو بگی

دهنت، ژاکتت، دماغت

دست‌های آویزونت، موهای احمقانه‌ت

ممنون. چهار تا چیزی که می‌تونی لمس کنی

چونه‌م، پام، اون یکی پام

دودولم

سه تا چیزی که می‌تونی بشنوی

صدای تو، صدای تو

و باز هم صدای تو. (صدای نامفهوم با تن بالا)

دو تا چیزی که می‌تونی ببوئی. (فین‌فین می‌کند)

اسپریِ بدنِت، و هر کوفتی که ناهار خوردی

و یه چیزی که می‌تونی مزه کنی

سوسیس. و الان چه حسی داری؟

خیلی سگی

گشنمه. می‌بینی؟

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left