Piglets

Piglets

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Piglets S02E06 Till Death Us Do Part 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Piglets 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-30
Downloads: 6
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

داره می‌رقصه؟

تو کدوم دنیا این شبیه رقصیدنه؟

متالِ خشن؟ رقصِ مفهومی؟

همه‌اش تو حرکاتِ دستشه

نه سالم که بود، یه مدت کوتاه رفتم کلاس باله

خب، یعنی دارن دکش می‌کنن؟ نه، دنی خودش داره یکی رو دک می‌کنه

کی رو داره دک می‌کنه؟ جک، نامزدش رو

اونم دقیقاً یه روز قبل از عروسی

اوه! پس عروسی کنسل شد؟

ولی من می‌خواستم کلاه بپوشم. کلاهِ ایمنی که کلاه حساب نمی‌شه، رفیق

چیکار کرده مگه؟ اوه، ما نباید بگیم

عکس‌های ناموسی فرستاده. عافیه

مگه بده؟ واسه مامانِ دختره فرستاده

یعنی عملاً با یه منحرفِ اینترنتی نامزد بوده

که حداقل دو سال حبس داره

باید کاری کنیم؟

اوم

انگار تخلیه شد، آروم گرفت. اوم

یا شاید هم نه

داری چیکار می‌کنی باب؟ دارم اینو می‌دم به ملانی

خب، اونجا نیست که. خب، پس کجاست؟

تو حلقم! من از کجا بدونم آخه؟

من با این چیکار کنم؟ خب، همونجا بذارش واسش

اون... اون همیشه اینو از من می‌گیره

بعدش هم بهم یه بیسکوییت شکلاتی می‌ده که با قهوه صبحم بخورم

ای بابا، احتمالاً فقط رفته دستشویی

آخه همیشه وقتی می‌خواد از پشت میزش بلند بشه، بهم خبر می‌ده

شاید داره از دستت قایم می‌شه

خب آخه واسه چی... واسه چی باید از دست من قایم بشه؟

چرا نشه؟ کاش منم می‌تونستم قایم بشم

ملانی

مـ... ملانی

آه، چه خوب، قربان. فقط می‌خواستم یه کلمه درباره فردا باهاتون حرف بزنم

آه، بله

دارین لوسترهای کریستالِ ونیزی رو نصب می‌کنین، هوم

چه لحظات هیجان‌انگیزی

آره، نه، نه. درباره یه قرار ملاقات

قرار ملاقات؟ جولی، من یه مردِ متاهلم

نه، با پل هاگینز. اوه! اوه، خوش به حالت

جلسه اول بهش پا نده، مگه اینکه واست دسر بخره

اوه! ملانی، ملانی خداروشکر که اینجایی

اصلاً بدون تو نمی‌تونه زنده بمونه

کانینگهام؟ نه، باب

وقتی نیستی که پشتشو جمع کنی، کلاً وا می‌ره

مثل یه تیکه ژله‌ی بی‌مصرفه. منظورم اینه که از همیشه بدتر شده

فقط یه جوری ردیفش کن، تو رو خدا

خب، باشه. منم می‌شم بستنیِ کنارِ اون ژله

متاسفم، شنیدم چی شد

عالی شد، حالا دیگه همه می‌دونن نامزدم عکسِ آلتشو واسه مامانم فرستاده

خب، من این بخشش رو نشنیده بودم

نامزدم، اون... یعنی نامزدِ سابقم

داری حال می‌کنی، نه؟

نه، اینطور نیست. تو همیشه یه جورایی ضدِ جک بودی

خاله جک دیگه کیه؟

واسه تو همه‌اش یه شوخیِ بزرگه، مگه نه؟

ولی واسه من، یعنی آخرِ زندگی‌ای که می‌شناختم

بی‌خیال دیگه

درست می‌شه، می‌دونی که

تیکه‌اش کجاست؟ تیکه‌ای در کار نیست

حسِ خوبی به این ندارم. به چی؟

به اینکه تو انقدر با من راه میای

ببین، صرفاً چون دستم رو انداختم دورت، معنیش این نیست که گی نیستم

تو گی‌ای؟ فکر نکنم

ولی این دست انداختن ربطی به اون موضوع نداره

این یه... یه دستِ تسلی‌بخشه. دستِ تسلی‌بخش؟

آره. اصلاً احساس می‌کنی تسلی پیدا کردی؟

یه کم. خب، دیدی گفتم

خب، پولِ عروسی هم که پرداخت شده. هیچ پولی هم بهم پس نمی‌دن

کابوسه واقعاً

مگر اینکه... بتونی یه نامزدِ دیگه پیدا کنی؟

یه نامزد دیگه؟ آره، می‌تونی یکی دیگه پیدا کنی؟

نامزد؟ آره

خیلی طول می‌کشه. واقعاً؟

من که نمی‌دونم. خب، آره طول می‌کشه

نه، مشکلی نیست

ردیفه

من اینجام قربان. همیشه اینجام

ملانی، این... ملانی

قربان. اوم، نتایجِ دی‌ان‌ای که خواسته بودید

درسته، خب، ممنون ملانی

منفیه

منفی

نه، نه، نه! چیه؟ چی شده؟

موضوع چیه؟ نه. هیچی، نه. نه، نه

ایـ... این، اوم... واقعاً نمی‌تونم

واقعاً نمی‌تونم حسی که دارم رو توضیح بدم

ولی فقط

خب، نیازی نیست قربان

می‌دونم یه مدت جیم زده بودم ولی چیزِ بی‌اهمیتی بود

اون یه آدمِ نادونه

فقط خیلی، خیلی دلش می‌خواست بچه داشته باشه

بچه؟ یه بچه واقعی؟

خب، من فقط علائمِ اولیه یائسگی رو داشتم

اوم، تو گوگل سرچ می‌کنم. سرچ می‌کنم

هوم

اوه

اوضاع انقدر خرابه

نتایج امتحان اومده قربان؟ بله، اومده

انقدر بدن، قربان؟ آره، بدن. خیلی بدن

ببین، آدم امیدوار می‌شه، می‌فهمی که

و وقتی نتایج اونجوری که می‌خوای پیش نمی‌ره

می‌فهمی که اصلاً نباید حتی تو خواب هم می‌دیدی

که قراره اوضاع درست بشه.

و اگه یه... اگه یه رحم داشتی، الان تیر می‌کشید

دارم، و تیر هم می‌کشه. آروم باش! هول نکن، آروم باش

ما آرومیم. همه چی دوباره ردیف شد

اوم، کارِ ساقدوش بود. با گوشی جک فرستاده بود

دیشب تو جشن مجردی انقدر خورده بود که هیچی حالیش نبود

و جک هم اصلاً چیزی یادش نمی‌اومد

اوه، چه بهانه خوبی

دقیقاً واسه همینه که من جشن مجردیِ خودم رو دو ماه پیش گرفتم

که ساقدوشِ اصلیت

عکسِ جاهای خصوصیت رو واسه بابای جک نفرسته؟

خب، نه دقیقاً اونجوری. این سر و صداها واسه چیه؟

فردا می‌تونیم عروسی کنیم. خب، مـ... می‌تونیم؟

نه. منظورم من و تو نیست. من و جک

عروسی دوباره ردیف شد و همه‌تون می‌تونین بیاین

احتمالاً با اون قضیه پیامکا چند نفر نیان

مطمئناً همه نتایج که نمی‌تونه بد باشه، قربان؟

چی؟ اوه، این نتایج؟ نه، همه‌تون قبول شدین

با نمرات عالی. آفرین به همه‌تون

نمرات منم عالی بود؟

نه، مالِ تو یه افتضاحِ تمام‌عیار بود

هوم

چیپس لطفاً، خاله نوچ

لعنتی، ببخشید. چیپس لطفاً، هر کی که هستی

اوه، خودت رو کنترل کن پل. اونم امروز که انقدر مهمه

آره، حتماً. صبر کن، چرا امروز انقدر مهمه؟

فردا یه معامله بزرگ در پیشه

فرداست که واقعاً باید خودم رو کنترل کنم

باید سنگِ تموم بذاری، پُلی

تو رو مخصوص واسه این کار انتخاب کردن

نمی‌خوام فکر کنی چون خطرناک بوده کسِ دیگه‌ای قبولش نکرده

همچین فکری نمی‌کردم. خوبه

و برای ردیف کردن این، یه جلسه با پنج تا خانواده بزرگ گذاشته شد

اینو که می‌دونی. آره، یه چیزایی می‌دونم

این مورد خیلی بزرگه، پل

اگه بتونی از پسش بربیای، از اون دار و دسته جلو می‌زنیم

حالا که «آرتِ بزرگ» مرده، موقع تقسیم قلمرو

آرتِ بزرگ مرده؟ آره، بیماری کبدی

اوه خدای من. خب، آخه خیلی جگر می‌خورد

پس اگه بتونیم این محموله رو رد کنیم

به یکی از اون کله‌گنده‌ها، دیگه نونمون تو روغنه

تو می‌تونی، پل

وگرنه، دیگه باید با دنیات خداحافظی کنی

ولی من که هنوز چیپسَم رو نخوردم

آه

این صدای قدقدِ کدوم...؟ این دیگه چه صدای قدقدیه؟

این «مرغِ غصه» منه

می‌خوام آزادش کنم تا خودم رو از تمام غصه‌هام رها کنم

باب، این فقط یه شغله. ربطی به شغل ندارد

من یه پسر رو از دست دادم... یه چیزِ دیگه

وقتی ملکه مُرد هم یکی آزاد کردم

هوم. چه وطن‌پرستانه

نباید کبوتر یا یه همچین چیزی باشه؟

می‌دونی گیر آوردنِ کبوتر چقدر سخته؟ یا حتی یه بادکنک؟

نتونستم پیدا کنم. با این حال، مرغ تونستی پیدا کنی

بخشِ اسلحه‌ها تو میدونِ تیر داشتن

اونا... اونا بهم نگفتن واسه چی دارنشون

بگو «قدقدقدا، قدقدقدا»

خداحافظ، پسری که هیچ‌وقت نداشتم

عالیه، پیامم بهت رسید

اوه. چی؟

خب، دوباره شدی همون آدمِ کسل‌کننده. چه عالی

خب، نه، آره. بعداً می‌تونیم رو اون موضوع کار کنیم

ببین، یه چیزی هست که می‌خواستم بگم

یه چیزی هم هست که من می‌خوام بگم

همه‌چی تمومه. با من ازدواج کن

تو الان از من خواستگاری کردی؟

چی؟ نه، معلومه که نه

داشتم می‌گفتم... زانوی پشمالو

زانوی پشمالو؟ آره، یه زانوی خیلی پشمالو دارم

فقط همون یکی؟ آره

آره، اون یکی صافه. عجیبه، نه؟

پس تو نگفتی «با من ازدواج کن»؟

نه. نه معلومه که نه. اون... اون خیلی احمقانه می‌شد

ببین، معلومه که هر اتفاقی بین ما افتاده

حواسم رو از اهدافِ اون برداشتم و روی اهداف تو گذاشتم. درسته

و حالا دارم حواسم رو از رو اهدافِ تو برمی‌دارم و دوباره می‌ذارم رو اهدافِ اون

پس ما تمومیم

به دل نگیر. خب، راستش، یه کم بگیر

پشتت چی قایم کردی؟ هیچی

هیچی

درسته. خب، ممنون بابتِ خدماتت

مرخصی. فرم‌های مربوطه رو امضا می‌کنم

با زانو خوش بگذره

ای لعنت بهش

باید بهم کمک کنی. همین الان انگشتر نامزدیِ مادربزرگم رو قورت دادم

و نمی‌دونم باید چیکار کنم

نمی‌تونی فقط با دستشویی کردن بیاریش بیرون؟

من قرار نیست انگشترِ مادربزرگِ خدابیامرزم رو از اون راه دربیارم

یه کم احترام نگه دار

اوف

چـ... چته تو؟

شبیه یه لاک‌پشتِ عصبانی شدی

همین الان اینو از ملانی گرفتم. از ستاد فرماندهیه

عالیه. نه! عالی نیست

چرا؟ مگه چی نوشته؟

«می‌خواستیم عذرخواهی کنیم

«بابت اینکه نتونستیم مدیرِ جدیدِ آموزش رو منصوب کنیم

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left