De eerste 200 regels.
برادرم همیشه باور داشت که من یه فرشته نگهبان دارم
و من هم قبلاً به هیچی باور نداشتم
اما حالا دیگه زیاد مطمئن نیستم
خب، الان میتونی اون برفکهای تلویزیون یا نویزهای سفید رو
لبهی صفحه نمایش ببینی؟
نه
الان چی؟
نه
تغییری مثل این میتونه ترسناک باشه
اما دلایلی هم برای خوشبینی وجود داره
من زیر نظر یه چشمپزشک درس خوندم
که توی زمینهی «ایامدی» حرف اول رو میزنه
و فکر میکنم خیلی مشتاق باشه پروندهت رو ببینه
متأسفانه از پس هزینهی بخش خصوصی برنمیآیم
اون از دوستای منه
مطمئنم اگه ازش بخوام، قبول میکنه ببیندت
دستاوردهایی که توی این زمینه داشته، چیزی کم از معجزه نداره
یعنی چیزی که من نیاز دارم معجزهست؟
نه. تو به یه دوره تزریق نیاز داری
اون هم در سریعترین زمان ممکن
این حادترین موردیه که تا حالا دیدم
علائمی از آبمروارید هست؟ نه
معلومه. اون که دیگه خیلی ساده میشد
میدونی، کمکم دارم حس میکنم تو فقط وقتی میای
سراغم که یکی به کمک احتیاج داره
یه بهانهی عالی
فقط یه آدم منزوی به بهانه نیاز داره
تا دوست و استاد قدیمیشو ببینه
من منزوی نیستم
پس گوشهگیری. اون هم نیستم
خیلی خب
خب؟ انجامش میدی؟
باشه، انجامش میدم
عاشقتم
حتی نمیخوای یه نوشیدنی برام بخری؟
سلام، آقای «مو». اوه عزیزم
آقای مو؟
الو؟
الو؟
ام، سلام
سلام، خانم فارلو؟
بله. من کارآگاه هریس هستم
متأسفانه خبرهای بدی براتون دارم
در مورد برادرتونه
جسدش رو توی یه صومعه اینجا در اسکاتلند پیدا کردن
داریم روی احتمالِ قتل-خودکشی تحقیق میکنیم
چی؟
اجازه بدید اینجا رو خلوت کنم
بفرمایید بشینید
خب، ما هنوز اولِ تحقیقات هستیم
فقط داریم تیکهها رو کنار هم میذاریم
چای میل دارید؟ کی میتونم ببینمش؟
فعلاً پیش پزشکی قانونیه
میخوام ببینمش
سلام. کارآگاه هریس هستم
ببینید، من کنار خواهرِ یکی از متوفیها هستم
پدر مایکل. اگه ممکنه به من خبر بدید که
کی میتونه برای دیدن جسد بیاد، ممنون میشم
در این بین، چطوره برسونمتون به صومعه
و چیزهایی که تا الان میدونیم رو براتون توضیح بدم؟
خب، پدر کارول از رم به این صومعه اومده بود
جسدش رو در حالی که توی کلیسا به قتل رسیده بود پیدا کردن
شکمش رو پاره کرده بودن
جسد برادرتون هم همین نزدیکی روی صخرهها پیدا شد
پایینِ ویرانههای کلیسای قدیمی
بنابراین فرض فعلی اینه که اون پدر کارول رو کشته
و بعد به زندگی خودش پایان داده
برادر من هرگز کسی رو نمیکشت
خودکشی هم نمیکرد
میتونم بپرسم چطور برادرتون پاش به
همچین فرقه افراطیای باز شد؟
نمیدونم
خیلی وقت بود ندیده بودمش
منظورتون از افراطی چیه؟
اونها به یه تفسیر خیلی سختگیرانه از انجیل اعتقاد دارن
از اون متعصبهای دوآتیشه هستن
چند هفته پیش، یکی از راهبهها ادعا کرد که شیطان رو دیده
چشم خودش رو درآورد
داشت اون یکی رو هم درمیآورد که بیهوش شد
برادرم مؤمن بود، نه دیوونه
شما چی؟
من علاقهای به مذهب ندارم
فقط یک خدا وجود داره
و سایهاش
تو باید گریس باشی
من مادر مقدس هستم
نیازی نیست بهم بگی «مادر»
اگه باهاش راحت نیستی
همون «خواهر» کافیه
سلام
ما توی بدترین شرایطِ ممکن با هم ملاقات میکنیم
اما فقط با رودررو شدن با شیطانه که میشه
قدرتش رو روی خودمون ضعیف کرد
قبل از اینکه برادرت در تاریکی سقوط کنه
همه خیلی دوسش داشتن
سقوط در تاریکی؟
منظورتون چیه؟
اون یه شیطان بود، نه برادرت
که پدر کارول رو کشت
برادرت اونقدر قدرت ذهنی داشت که باهاش بجنگه
و متأسفانه توی این راه جون خودش رو گرفت
پس شما دیدید که برادرم خودش رو کشت؟
غیرمستقیم
یعنی چی؟
چشمهای خدا به همهی ماست
وقتی داری در مورد برادرم حرف میزنی، مزخرف نگو
گریس! مادر، معذرت میخوام. این
نه، از طرف من عذرخواهی نکن
لطفاً جایی که برادرم به قتل رسیده رو بهم نشون بدید
ممنون
خوب پیش رفت
از راهبهها خوشم نمیاد
آه. باشه
میدونی، مادر مقدس این حق رو داره که جلوی دسترسی پلیس رو بگیره
و کل این پرونده رو بفرسته رم
چطوری؟
این زمین متعلق به واتیکانه
از لحاظ فنی، ما الان حتی توی اسکاتلند نیستیم
جسدش رو... اون پایین روی صخرهها پیدا کردن
میشه یه لحظه تنهام بذارید؟
حتماً
فقط مراقب باش، باشه؟
اوه، چرا؟
گریس
اینجا امن نیست
عجله کن
گریسی، زود باش
دالی موشه
میبینمت
ممنون، خواهر
میتونی بری
سلام گریس. من پدر رومرو هستم
به خاطر این تراژدی، از طرف واتیکان اومدم اینجا
من کجام؟
توی بیمارستانی
چرا؟
توی سردخانه از حال رفتی
اون تمیز بود
مایکل تمیز بود. هیچ شنی روش نبود
اونها توی ساحل پیداش کردن
باید... باید روش شن میبود
بعضی وقتها برای کالبدشکافی بدن رو تمیز میکنن
نه، لای موهاش هیچ شنی نبود
باید لای موهاش شن میبود
پیگیریش میکنم
هی، داری چیکار میکنی؟
باید توی تخت بمونی. بهت آرامبخش زدیم
لطفاً، برگرد روی تخت
پدر، شما هم نمیتونید اینجا باشید
اون به استراحت نیاز داره. اه
همینه
تا وقتی سوابق پزشکیت برسه، استراحت کن
کسی هست که بخوای بهش زنگ بزنم؟
مثلاً از خانواده؟
مادرم مرده
و پدرم هم به خاطر کشتنش توی زندانه
براشون دعا میکنم
نه
دعا نکن
پس دعا نمیکنم
شاهد رو مخفی کنید
اونجا! اون بچه
همینجا
ممنون
میخوای منتظرت بمونم؟
نه
اگه نظرت عوض شد، من بهزودی دوباره از همین راه برمیگردم
عجله کن
سلام؟
کسی هست؟
میتونی من رو ببری پیش مادر مقدس؟
نه؟
فقط میتونی بهم نشونش بدی؟
باشه
یا عیسی مسیح
به کجا بگریزم از حضور تو؟
اگر به آسمان صعود کنم، تو آنجایی
اگر در هاویه ساکن شوم، اینک تو آنجایی
اگر در دورترین نقاط دریا مأوا گزینم
حتی آنجا هم دست تو راهنمای من خواهد بود
یقیناً تاریکی مرا فرو خواهد گرفت
یقیناً تاریکی از تو پنهان نخواهد ماند
و شب مانند روز روشن خواهد بود
وسایلم کجاست؟
نون تازه و گرمه و با عشق پخته شده
لطفاً، به ما ملحق شو
لباسهام کجان؟
این هدیهی خداست
شما مدرک جرم رو مخفی کردید، مگه نه؟
توی بیانیهتون دروغ گفتید. همهتون دروغگو هستید
فکر میکنی چی میدونی؟
برادرم قبل از اینکه سقوط کنه، به شدت آسیب دیده بود
و چطور به این کشف و شهود رسیدی؟
فقط میدونم
فقط میدونی. هوم
یه حسه، یا شایدم اون رو با چشم دلت دیدی؟
ما اینجا زندگی باانضباطی داریم و الان وقت ناهاره
لطفاً با ما همراه شو
ممنون
من گوشیام رو میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.