Consecration

Consecration

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Consecration 2023 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
Consecration 2023 1080p WEB-DL DDP5 1 x264-AOC
Consecration 2023 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Consecration 2023 1080p WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Consecration 2023 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Consecration 2023 1080p WEBRip x264-RARBG
Consecration 2023 WEBRip AMZN DDP5 1 x264-FLUX
Consecration 2023 WEBRip x264-RARBG
Consecration 2023 WEBRip x264-YTS
Consecration 2023 WEBRip x264-ION10
A Commentary by NimaAM
💢 NimaAM نیـما 💢 MovieCottage.com

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
TS
YTS
Published on: 2023-03-13
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫برادرم معتقد بود فرشته نگهبان دارم.

‫ولی من به هیچی اعتقاد نداشتم.

‫اما حالا، اونقدرا مطمئن نیستم.

‫می‌تونی برفک تلویزیونیِ لبه صفحه رو ببینی؟

‫نه.

‫حالا چی؟

‫نه.

‫همچین تغییری می‌تونه واقعا ترسناک باشه، ‫ولی میشه خوشبین بود.

‫من زیردست یه چشم‌پزشک آموزش دیدم که .برترین پزشکِ حوزه تباهی لکه زرده

‫شک ندارم با کمال میل پرونده شما رو میپذیره.

‫متاسفانه پول پزشک خصوصی رو نداریم.

‫اون، دوستمه.

‫مطمئنم اگه ازش بخوام، باهاتون راه میاد.

‫دستاوردهاش در این حوزه، کم از معجزه ندارن.

‫من به معجزه نیاز دارم؟

‫نه. باید در اسرع وقت، چندین تزریق انجام بدین.

‫این، شدیدترین نمونه‌ایه که تا حالا دیدم.

‫- خبری از آب مروارید هست؟ ‫- نه.

‫بله خب. اونجوری، زیادی راحت میشد.

‫دارم حس می‌کنم فقط وقتی میای ‫دیدنم که یکی به کمک نیاز داره.

‫بهترین بهونه ممکن.

‫فقط یه گوشه‌نشین برای دیدن .دوست و استاد سابقش بهونه می‌خواد

‫گوشه‌نشین نیستم.

‫- پس یه تارک دنیا. ‫- تارک دنیا هم نیستم.

‫خیلی‌خب.

‫یعنی انجامش میدی؟

‫انجامش میدم.

‫دوستت دارم.

‫نمی‌خوای یه نوشیدنی مهمونم کنی؟

‫سلام آقای مو. اوه عزیزم.

‫آقای مو؟

‫آهای.

‫آهای!

‫الو؟

‫سلام. خانم فارلو؟

‫- بله. ‫- کارآگاه هریس هستم.

‫متاسفانه خبر بدی دارم.

‫درباره برادرتون.

‫جسدشون اینجا در اسکاتلند، در یک خانقاه کشف شده.

‫احتمال میدیم یک قتل-خودکشی بوده باشه.

‫چی؟

‫اجازه بدین جمع و جور کنم.

‫بفرمایین.

‫هنوز در مراحل آغازین تحقیقاتیم.

‫داریم تکه‌های پازلو کنار هم میچینیم.

‫- چای میل دارین؟ ‫- کی می‌تونم ببینمش؟

‫الان پیش پزشک قانونیه.

‫می‌خوام ببینمش.

‫سلام. کارآگاه هریس هستم.

‫من با خواهر یکی از متوفی‌ها اینجا هستم.

‫پدر مایکل. هر وقت امکان دیدن ‫جسد بود، ممنون میشم بهم اطلاع بدین.

‫فعلا می‌خواین ببرمتون ‫خانقاه و براتون بگم چی دیدیم.

‫پدر کارول از رُم اومده بود از خانقاه بازدید کنه.

‫جسدش رو در نیایشگاه پیدا کردن.

‫سینه ایشونو پاره کرده بودن.

‫جسد برادر شما رو نزدیک سنگ‌های ‫زیرِ خرابه‌های کلیسای قدیم پیدا کردن.

‫فرض بر اینه که بعد از کشتن پدر کارول، خودکشی کردن.

‫برادر من امکان نداشته آدم بکشه.

‫خودکشی هم امکان نداشت بکنه.

‫میشه بپرسم برادرتون چجوری ‫با چنین فرقه افراطی‌ای قاطی شده؟

‫نمی‌دونم.

‫مدت‌ها بود ندیده بودمش.

‫منظورتون از افراطی چیه؟

‫اونا پیرو یک برداشت تند از انجیل هستن.

‫معتقد به عقوبت و دوزخ و این چیزهان.

‫چند هفته پیش یکی از راهبه‌ها .ادعا کرده که شیطانو دیده

‫یه چشمشو درآورده.

‫داشته اون یکیو درمیاورده، که بیهوش میشه.

‫برادرم معتقد بود. دیوونه نبود.

‫شما چی؟

‫من به مذهب علاقه‌ای ندارم.

‫فقط یک خدا هست.

‫و سایه او.

‫شما باید گریس باشی.

‫من مادر اعظم هستم.

‫اگه معذبت می‌کنه، لازم نیست صدام کنی مادر.

‫خواهر، کفایت می‌کنه.

‫سلام.

‫تحت شرایط ناگواری همدیگه رو میبینیم.

‫اما تنها با رویارویی با شرارت ‫میشه از حجم این تلخی کاست.

‫برادرت قبل از افتادن به ‫دام تاریکی، محبوب همه بود.

‫افتادن به دام تاریکی؟

‫منظورتون چیه؟

‫قاتل پدر کارول، یک اهریمن بود، نه برادر تو.

‫ذهن برادرت انقدر قوی بود که با اون مبارزه ‫کنه. متاسفانه در این بین، جون خودش رو گرفت.

‫پس شما دیدی که برادرم خودکشی کرد؟

‫غیرمستقیم.

‫یعنی چی؟

‫چشمان خدا به همه ما دوخته‌ست.

‫وقتی از برادرم حرف میزنی، کصشعر تفت نده.

‫خدای من. مادر روحانی. ببخشید.

‫نه. به جای من معذرت نخواه!

‫لطفا نشونم بده برادرم کجا کشته شده.

‫ممنونم.

‫خوب پیش رفت.

‫از راهبه‌ها بدم میاد.

‫آهان. درسته.

‫می‌دونستی مادر اعظم حق داره جلوی دسترسی پلیسو ‫بگیره و پرونده رو کلا بسپره به مقامات رُم؟

‫چطور

‫این زمین، تحت مالکیت واتیکانه. ما از ‫لحاظ قانونی، الان اصلا در اسکاتلند نیستیم.

‫جسدش روی صخره‌های این پایین کشف شده.

‫میشه یه دقیقه وقت بدی؟

‫البته.

‫فقط مواظب باش. خب؟

‫چرا؟

‫گریس.

‫اینجا امن نیست.

‫عجله کن!

‫گریسی، زود باش!

‫دالی موشه!

‫می‌بینمت.

‫ممنونم خواهر.

‫می‌تونی بری.

‫سلام گریس. من پدر رومرو هستم.

‫به خاطر این فاجعه، از واتیکان اومدم.

‫من کجام؟

‫توی بیمارستان.

‫چرا؟

‫در سردخونه از هوش رفتی.

‫پاک بود.

‫مایکل پاک بود. بدنش به شن آغشته نبود.

‫توی ساحل پیداش کردن.

‫باید تنش به شن آغشته میبود.

‫بعضی وقتا بدن رو برای کالبدشکافی تمیز می‌کنن.

‫نه. هیچ شنی توی موهاش نبود.

‫باید موهاش به شن آغشته میبود.

‫بررسی می‌کنم.

‫هی، چیکار می‌کنی؟

‫باید استراحت کنی. بهت آرام‌بخش تزریق کردیم.

‫خواهش می‌کنم بخواب.

‫پدر، شما هم نباید اینجا باشین.

‫- باید استراحت کنه. ‫- آخ.

‫خوبه.

‫استراحت کن، تا سوابق پزشکیت برسه.

‫کسی هست که باهاش تماس بگیرم؟

‫خانواده‌ای، کس و کاری!

‫مادرم مُرده.

‫پدرم هم به جرم قتلش تو زندانه.

‫براشون دعا می‌کنم.

‫نه. نمی‌خواد دعا کنی.

‫باشه، دعا نمی‌کنم.

‫شاهدو مخفی کنید!

‫- اوناهاش! ‫- بچه!

‫همینجا.

‫ممنونم.

‫می‌خوای منتظرت بمونم؟

‫نه.

‫دوباره برمیگردم این وری. اگه نظرت عوض شد بیا.

‫سریع‌تر!

‫آهای!

‫آهای!

‫می‌تونی منو ببری پیش مادر اعظم؟

‫نه؟

‫میشه اشاره کنی؟

‫باشه.

‫یا مسیح.

‫از نزد روح تو به کدام سو روم؟

‫گر به آسمان روم، هستی.

‫گر در دوزخ بستر بگسترم، باز هم هستی.

‫گر در دورترین قسمت دریا سکنی گزینم،

‫حتی آنجا نیز، دست تو هادی من خواهد بود.

‫یقینا تاریکی بر من مستولی خواهد شد.

‫یقینا تاریکی از تو پنهان نخواهد ماند،

‫و شب، به روشنیِ روز خواهد شد.

‫وسایل من کجان؟

‫نونش، گرم و تازه‌ست. با عشق درست شده.

‫خواهش می‌کنم به ما بپیوند.

‫لباسام کجان؟

‫این برکت خداست.

‫مدارکو مخفی کردین. مگه نه؟

‫شهادت دروغ دادین. همتون دروغگویین!

‫خیال می‌کنی چی می‌دونی؟

‫برادرم قبل از سقوط، بشدت آسیب دیده.

‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

‫حسم میگه.

‫- حست میگه؟ ‫- اوهوم.

‫حسه؟ یا شاید دیدی... با چشم بصیرتت.

‫ما اینجا، زندگیمون رو نظمه. الان هم وقت ناهاره.

‫لطفا به ما ملحق شو.

‫ممنونم.

‫گوشیمو می‌خوام.

‫تو رو، راننده تاکسی از دریا کشید بیرون.

‫گوشیت، به خوش‌شانسی تو نبود.

‫بفرما.

‫لباس‌هات دارن خشک میشن.

‫اونی نیستی که برادرت می‌گفت.

‫از من چی می‌گفت؟

‫می‌گفت آرومی.

‫منطقی و موقر.

‫خوشحالم که منو اینطور به یاد میاورد.

‫خیلی ازت تعریف می‌کرد.

‫البته از روگردونیت از مسیح، مایوس بود.

‫من، لفظ بی‌تفاوتی رو ترجیح میدم.

‫تو به معجزه اعتقاد نداری؟

‫نه.

‫یک زن دانش‌پژوه.

‫اوه، خواهران، بنشینید لطفا. شرمنده می‌کنید.

‫مادر اعظم.

‫آه، گریس. شنیدم باید دعای سپاس سر بدیم.

‫ترجیح میدم جواب بگیرم.

More Farsi Persian subtitles for Consecration

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left