De eerste 196 regels.
آنچه در "وان تری هیل" گذشت
میلی راست میگفت، الکس دوپری انتخاب فوقالعادهایه
که چهرهی تبلیغاتی جدیدمون باشه
الکس، من میلیسنت هاکستبل هستم از برند Clothes Over Bros
به تری هیل خوش اومدی. ممنون
دلم میخواد وسایلت رو بیاری اینجا، باشه؟
از این به بعد این خونهی هردومونه، نه فقط مال من
کویین، واقعاً بین تو و دیوید چی شد؟
اون قدیما دنیا رو دقیقاً همونطوری میدید که من میدیدم
ولی دیگه اونطوری نیست
خانومها و آقایون، همسرم و عشق زندگیم
اون شب، بعد از بازی بزرگت مقابل ممفیس
همون پارتی رو گرفتیم
اون شب حسابی مست بودیم
خب که چی؟
خب، اون مال سه ماه پیش بود
اون سه ماهه بارداره، نیت
از جون من چی میخوای؟ ها؟ سلام نیتن
باید همین الان تمومش کنی، باشه؟
صدامو میشنوی؟ چرا داری با من این کارو میکنی؟
بروک، دارم ریشامو میزنم
باید برم، دیرم شده، امروز کلی کار دارم. دوستت دارم، فعلاً
«میکشمت، ماوث.»
«الکس؟»
خب، حداقل بیداره
الکس، یالا. باید بریم
وای خدای من
آرومتر
خیلی خستهام
«تمام شب بیرون بودی؟»
باید بخوابم. ولی دوش
باز گذاشتمش. صدای بارون رو دوست دارم
الان باید بخوابم. برو پی کارت
نه، نه. الکس، همین الان عکاسی داری
باید پاشی
صداتو نمیشنوم. خوابم
اوه، یه گوسفند
سلام، دارم گوسفند میشمارم
«خیلی بامزهای.»
خب، اونم از گوسفند شمردنت
با اون نیم میلیون دلارت
«خداحافظ.»
فقط میتونم بگم که ازت متنفرم؟
اهوم
«اوخ، چقدر سرده!»
نباید باز میذاشتیش، احمق
پسر، اون یارو عجب عوضیایه
آدم با برادرش این کارو نمیکنه
نه والا
نه که بخوای لخت بشی
و اون هیکلِ شُل و وِلت رو به نمایش بذاری
تو کل آپارتمان، اونش مشکلی نیست
با اون باسنِ لختت هر کاری میخوای بکن
ولی این دفعه دیگه خیلی زیادهروی کردی
این کارت سخیف و خبیثانه بود و پا رو از خط قرمز فراتر گذاشتی
خب، وقتشه مثل یه مرد رفتار کنی
وضعیت اضطراریه. مسئلهی مرگ و زندگیه
چیکار میکنی؟
چیکار میکنی؟
به کی زنگ میزنی؟
اهوم
هی، جیمی اسکات
به کمکت نیاز دارم
مکفادن
تو با نیتن اسکات دوستی، مگه نه؟
آره، دوستای قدیمی هستیم. چطور؟
خبری ازش هست؟ اتفاقی براش افتاده؟
خب، سالِ آخرِ قراردادشه
آره، حالا هر چی
یکی از دوستام دیروز داشت ناهار میخورد
میگفت انگار یه سوءتفاهمی پیش اومده
با یه خانومی توی رستوران؟
خب
شاید ارزش خبری داشته باشه
شوخی میکنی دیگه، نه؟
خب، منم دیروز موقع ناهار با "جری" دعوام شد
سرِ اینکه کی تیکهی آخر پای لیمو رو بخوره
این که خبر حساب نمیشه
تو هم دقیقاً آدمِ خبرسازی نیستی
ولی اون هست. پیگیرش باش
ماوث، اگه چیزی نباشه، خب نیست دیگه
ولی فکر کردم خودت دلت بخواد کسی باشی که ته و توی قضیه رو درمیاره
میدونی که من کاری نکردم، مگه نه؟
من نه باهاش خوابیدم نه هیچ کارِ دیگهای کردم
دستت رو انداختی دور گردنش
خیلیا ازم میخوان که باهاشون عکس بگیرم
توی یه پارتی دستت رو انداختی دورش
با یه آبجو و لبخند روی لبت
هیلی... درک میکنم نیتن
تو دوران دبیرستان ازدواج کردی
و موقع فارغالتحصیلی بچهدار شدی و وقت نکردی
که بری بیرون و با دوستات خوشگذرونی کنی و
با یه سری هرزهی مست که دندونای ردیفی دارن بپری
من فقط باهاش یه عکس گرفتم، همین
ولی ظاهرِ خوبی نداره، نیتن
اونم اونقدر باهوش هست که اینو بدونه
تو هم باید باشی
همون چیزی که مردم میبینن، میشه شخصیتِ تو
سرگرمی یعنی خبر
شایعه یعنی خبر
حرفِ مردم یعنی خبر
و حقیقت
خب، اون قابل مذاکرهست
شایدم نباشه
ببین، من میگم حقیقت مطلقه
من میگم حقیقت ترسی نداره
و حقیقت اینه که... تو یه قاتلی
تو یه قاتلی، این چیزیه که هستی! یالا بگو
حقیقت رو بهشون بگو دن! بهشون بگو چی هستی
تو فقط و فقط یه قاتلی
«شبها چطور خوابت میبره؟»
چطور میتونی توی آینه به خودت نگاه کنی؟
«قاتل! قاتل! قاتل!»
«کات بدیم، خانم اسکات؟»
«ریچل، کات بدیم؟»
نه
ضبط رو ادامه بدین
«آخه اون یارو بهش گفت قاتل.»
خب که چی؟ واقعاً هست دیگه
هی، خیلی خوشحالم که تونستیم این کار رو ردیف کنیم
هیلی کلی از کارهات رو بهم نشون داده و من واقعاً طرفدارتم
ممنون، بروک
میدونی، من خیلی از طراحیهای تو رو میپوشم
و واقعاً حس میکنم میتونم اون انرژیای که
توی این طرحهای جدید دنبالشی رو به تصویر بکشم
تازه، کلی هم هیجان دارم که از الکس دوپری عکاسی کنم
منظورم اینه که، اون چجور آدمیه؟
واو. اون... این شکلیه
ایناهاش
الکس؟ چه بلایی سرت اومده؟
پرواز... زده شدم
جتلگ کجا بود بابا؟ تو از نیویورک اومدی
خمارِ مستی دیشبی؟
من... فقط به قرصام نیاز دارم
چی گفتی؟ تو تازه از ترک برگشتی
اون چیه؟ چی انداختی بالا؟
ویتامینه؟ نه. نه! بدش من
ایش. اینا ویتامینن، عجوزهها
عجوزه؟ نیم میلیون دلار پول دادیم بهت
بشین
شاید بهتر باشه اول با
یه ذره پاککنندهی آرایش برای این هرزهی دروغگو شروع کنی
«این کرمِ جوانکنندهی ماست.»
واسه "جتلگ" معجزه میکنه، ولی یکم بوی بدی میده
هر چی. میدونی که گوزیدی
من نگوزیدم. حیف شد
چون من همین الان این کارو کردم
دوباره بگو ببینم اون موجود چه شکلی بود
اسم اون موجود جادویی چی بود؟
فکر کنم بهش میگن "پاف"
اژدهای جادویی؟
آره، دقیقاً شبیه همون بود، یه اژدها
ولی انگار قلِ شیطانیِ "پاف" بود
اوه پسر
چه جالب
ببین، "ماوث" میدونه که من از جونورا میترسم، مگه نه؟
واسه همینه که میدونم این کارو عمداً کرده
فکر میکنی بتونی بگیریش؟
ما میتونیم بگیریمش. تو میتونی بگیریش
فیلم جدید کامرون کرو، درسته؟ عالیه
باشه، ممنون که خبر دادی
سلام. قراره تو فیلم کامرون کرو کار کنی؟
نه، کلوپ ویدیویی بود. دارم یکی کرایه میکنم
قهوه گرفتم. موکا لاته دوبل، با کفِ اضافی
مرسی. موکا لاته دوبل، بدون کف
ممنون. و قهوه تلخ، با دو تا قند
به هیلی زنگ زدم
اوه، مرسی
جولیان. کویین
شما دوتا رو تخت من با هم عشقبازی کردین. هی
هی، شما هم همینطور
بابت اون قضیه معذرت
سلام؟
دستیار جذاب
سلام
اوه، تو باید الکس باشی
تو هم لابد خوردنی هستی. واسه من چی گرفتی؟
واسه تو شکلات گرفتم، که واسه این "مثلاً" جتلگت عالیه
شایعهاش پیچیده
و مجلات سرگرمی هم که به ندرت خونده میشن
ممم، ازش خوشم اومد
آره، خب
توی این مورد یکم رقیب داری
بیخیال، تو خیلی براش پیری
خب
دویست هزار تا میگیره و امضا میده
که این موضوع محرمانه بمونه
اون میره پی کارش و تو هم هیچ مسئولیتی در قبال اون بچه نداری
من همین الانشم هیچ مسئولیتی ندارم. اون بچه مال من نیست
چرا داره با من این کارو میکنه؟
چون تو پولِ زیادی درمیاری
و چون وسطِ یه مذاکرهی قراردادِ خیلی جنجالی هستی
با تیمی که خیلی روی وجههی خودش حساسه
و تنها تیمی هم هست که دلت میخواد براش بازی کنی
که منو به این نتیجه میرسونه
شاید بهتر باشه پولش رو بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.