De eerste 200 regels.
* *
هاتراد، سنگ امبرمون رو پس بده
شما دوتا هیچوقت تسلیم نمیشین؟
وایسا! من به سنگ امبر نیاز دارم
رابی، صبر کن
پیش خودت چه فکری کردی؟
هیچ جوره نمیتونی بهش برسی
اون نمیتونه همینطوری قدرتهای پرایم من رو ببره
هوی، مال منم برد
پس دیگه جلوی راهم رو نگیر
اه! خیلی رو اعصابی
دارم سعی میکنم بهت کمک کنم
ببین کجاییم
رابطمون قطعه و هیچکس نمیدونه اینجاییم
باید برگردیم خونه و نیروی کمکی بیاریم
زود باش
سریع! بیا اینجا
فکر کنم اینجا جاش امن باشه
بکش عقب
اوه... آره راست میگی
* *
رابی! مو! کجایین؟
ما کجاییم؟
اینجا... پراکسوسه؟
یه فاجعه توی شهر اتفاق افتاده
اوه، چقدر خوب که این رو گفتی. اینجا واقعاً افتضاحه
هنوز نمیتونم حضور رابی یا مو رو حس کنم
باید نوبت اول نگهبانی رو من میدادم
اصلاً نباید تنهاشون میذاشتم
شاید هنوز بتونیم با آپتیموس تماس بگیریم
اه. بیسیمها هنوز مختل هستن
چرا دنبال یه سرنخ نمیگردیم؟
هی بی، اون قدیما اگه بیسیمها قطع میشد
چطوری با هم هماهنگ میشدین؟
منطقه رو برای پیدا کردن امضای اسپارک اسکن میکردیم
این نزدیکیها اسکنری هست؟
آره، یکی توی پایگاه مخفیمون هست
از اینجا زیاد دور نیست
همونی که توی منطقه بستهبندی پولونیومه؟
باشه، پس بگو پایگاهِ نه چندان مخفی
راه رو نشون بده بی
اگه بتونیم با آپتیموس و بقیه ارتباط بگیریم
اونا میتونن برای پیدا کردن رابی و مو کمکمون کنن
این اصلاً شبیه اون چیزی نیست که توی کتابهای تاریخ نوشته
آدم با خودش فکر میکنه کی اینا رو مینویسه
نایتشِید. یه نگاه به اینجا بنداز
ردّ پا
مال یه سایبرترونیِ دو پا؟
توئیچ، انگار ترَش یه چیزی پیدا کرده
ردّ بات روی سایبرترون؟
این دقیقاً مثل یه فلش بزرگ نیست که بگه
«مو و رابی از این طرف رفتن.»
این اولین نشونه زندگیه که از وقتی اومدیم اینجا دیدیم
باید دنبالشون بریم
شاید این بات، مو یا رابی رو دیده باشه
یا بدونه آپتیموس کجاست
واقعبین باش ترش
نمیتونیم همینطوری دنبال یه سری رد پای رندوم بریم
ما با همون اسکنر پیش میریم
تو تنها کسی نیستی
که ایده داره آبجی. منظورم اینه که
آپتیموس قبلش داشت قشنگ سبک من رو تحسین میکرد
نقشههای تو هم همچین آش دهنسوزی نبودن
ترش
واقعاً میخوای الان این بحث رو راه بندازی؟
جلوی همه؟
بعد از اون همه حرفی که با هم زدیم؟
باشه، هر چی تو بگی. همون قضیه اسکنر رو پیش میبریم
اون چی بود دیگه؟
اون
نیاز داره که احساس کنه بهش نیاز دارن
* *
خب، اون کد مخفی چی بود؟
جاسوسهای من درجه یک بودن
خیلی خب
نگران نباش، رابی و مو رو پیدا میکنیم
اثری از آپتیموس نیست... یا هیچکس دیگه
اسکنر به جز ساختمونها چیزی رو نشون نمیده
باتها کجان؟ نمیدونم
امضای اسپارک اونا باید ثبت میشد
یه شهر دیگه رو امتحان کن. یه جایی باید باشن
اوه! اگه فقط یه سری رد پای واقعی بود
که میتونستیم دنبالشون بریم
الان نه ترش. بزرگترها دارن کار میکنن
اوه، پس تو به هدر دادن وقت باارزشمون میگی کار کردن؟
اه. باید یه کاری بکنم
هی بی؟ این چیه؟
اون یه کانال امنه
برای ارتباطات اتوباتها
ترجیح میدین اطلاعات من از دسپتیکانها
توی این شرایط حساس بدون استفاده بمونه؟
نه. معلومه که نه. فقط عجیبه
امتحان میکنیم. رابی؟
مو؟ آپتیموس؟
الایتا-وان؟
بیسیمهای معمولی قطعن، واسه همین دارم از یه کانال امن استفاده میکنم
الوووو؟
اون نقطه خالیِ بیرون شهر چیه؟
هوم، عجیبه. بذار محدودهش رو بیشتر کنم
تقویت سیگنال. عالیه
رابی رابی رابی! مو مو مو
اگه دارین این پیام امن رو میشنوین
در سریعترین زمان ممکن خودتون رو برسونین به جنوب پراکسوس
سریعالسیرِ فوری
دوستان، خانواده و کلی جایزه بزرگ منتظرتونن
فقط بیاین اینجا
و وقتی رسیدین به همه بگین
که به خاطر نقشه من بود
چون بعضیها فکر میکنن من نقشههای خوبی ندارم
خب همگی، من روی بیسیمهای امن فراخوان دادم
همین الاناست که برسن
میدونی، آپتیموس حق داشت که از رهبری من تعریف کرد
بدم میاد حرفت رو قطع کنم
ولی وسط آپلود فوقِ لاکپشتیِ این اسکنرِ کوچولوت
اگه با من کاری داشتین، من بیرونم
دارم پیروزمندانه به رابی و... خوشآمد میگم
تو که مو نیستی
یه گله از بیاسپارکها
باید عقبنشینی کنیم
اما اسکن هنوز تموم نشده
یه جای کار میلنگه
اونا قبلاً به هیچکس حمله نکرده بودن
چی میتونه باعث این اتفاق شده باشه؟
آخ
اسکن در چه حالیه؟
زمان بیشتری لازم داریم
میدونی، یه حسی بهم میگه
شاید من مسئول همه این اتفاقات باشم
هوم
اه. آب دهن زامبی
ترش، چه کار کردی؟
فقط یه دکمه رو زدم و حرف زدم
اسکنر
اوپس، اشتباه از من بود
ولی از لحاظ فنی اون زامبیه شکستش، نه؟
سرگرمشون کنین تا من دوباره راهش بندازم
دفعه اولت نیست که باید گندکاریهات رو جمع کنم
دلت خوشهها. ولی خوب تعمیرش کردی
حالا دیگه نمیتونی من رو مقصر بدونی وقتی نقشه اسکنرت
با شکست مواجه میشه
شاید الان وقت مناسبی نباشه
برای بحث درباره اینکه «نقشه کی بهتره»
حق با هشتگه. چون اصلاً بحثی وجود نداره
باورم نمیشه بالاخره اومدم سایبرترون
و حالا سیاره داره سعی میکنه من رو بکشه
وقت حرکت مخفی منه: سه-شش-صفر-براوو-براوو
همون بومرنگ قدیمیِ بامبلبی
تو چرا همه چیز رو درباره من میدونی؟
بیاین من رو بگیرین
بیاین دیگه
دنبالم کنین، دنبالم کنین
ایول
فیوو! آره
خب، داشتیم چی میگفتیم؟
اوه، آره، اسکنر
هیچ دادهای از اون نقطه کور به دست نمیاد
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
شاید کسی داره سیگنال رو مختل میکنه
حسم میگه همه اونجان
باید بریم و اونجا رو بررسی کنیم
رابی و مو بیرون با اون موجودات زامبیمانند تنهان
هوپ-هوپ-هوپ، ترمز کن توئیچ
اون چیه اون گوشه سمت چپ؟
شبیه دوتا دسپتیکانه
نشونههای واقعیِ زندگی
این همون چیزیه که باید بررسی کنیم
ما دنبال دسپتیکانها نیستیم
دنبال رابی و مو هستیم
که توی یه فضای خالیان؟ نبوغ بیداد میکنه
تو اینجا تصمیمگیرنده نیستی ترش
به اندازه کافی وقتمون رو تلف کردی وقتی به همه باتهای زامبی
توی کل منطقه خبر دادی که ما اینجاییم
خب، اگه ما رو نمیآوردی
به این سرزمین زامبیها
سراغ کندترین اسکنرِ کل جهان
بچهها. این کارتون هیچ کمکی نمیکنه
آپتیموس کلاً یه بار ازت تعریف کرد
و حالا فکر میکنی رئیس شدی. پس قضیه اینه
تو سوختی چون آپتیموس تیم ترش رو به تیم توئیچ ترجیح داد
اوه، بیخیال، همه میدونن
که تیم بدون تو خیلی قویتر میشد
آره جون خودت
اگه یه رهبر واقعی داشتیم خیلی قویتر بودیم
نه کسی که برای هر مسئله کوچیکی بیش از حد فکر میکنه
اِم، توئیچ، میدونیم که حس میکنی
تیم دیگه بهت نیازی نداره
ولی قول میدم که ما... بهشون گفتی؟
آه! دیگه باهات کاری ندارم ترش
کاش برادرم نبودی
وایسا، وایسا، وایسا. بچهها
همه خانوادهها با هم دعوا میکنن ولی این وضع باید تموم شه
بیاین همگی یه نفس تازه کنیم
موافقم
این ضربالمثل که میگه «آرامش همیشه پیروزه»
بیدلیل ضربالمثل نشده
به اون بگو. به این بگو
من دارم میرم سراغ همون خلأ مرموز
هر کسی که میخواد رابی، مو و آپتیموس رو پیدا کنه
میتونه با من بیاد
و هر کسی که ترجیح میده یه سرنخ واقعی رو دنبال کنه
No comments yet. Be the first to leave one.