De eerste 200 regels.
آنچه گذشت، در سریال وفاداری
پلاکها رو استعلام میکنم
گروهبان؟
داره مشروب میخوره. آره
ارتباطت رو با همکارت قطع کردی
تیمت کلِ بازداشتگاه رو فلج کرد
چون فکر میکردیم شاید کشته شده باشی
سابرینا
درحالیکه تو داری از شانسِ خوبت لذت میبری
توی نمایشِ تکنفرهت به اسم «پیروی از غریزه»
ایشون... کارآگاه سوهال هستن؟
کارآگاه مایر
کالایینی اینجا کلی ازت تعریف میکنه
اوه جدی؟ اوه، آره
واو. باحاله
میخوای دوباره بازی کنی یا از باختن خسته شدی؟
اوه، فقط به نظر میاد که دارم میبازم
دارم... دارم استراتژیک بازی میکنم
اوه، استراتژیِ باختنِ تویِ کلی بازی؟
خوشحالی که بالاخره با ما اومدی بیرون؟
میدونی چیه؟ واقعاً داره بهم خوش میگذره
«واقعاً»؟
تعریفِ سابرینا از خوشگذرونی
یه لیوان نوشیدنی و انجامِ کارهای اداریه
میدونی چیه؟ راستش مـ... من نمیتونم، چون
بیخیال! هووووو
هوووو
شوخی میکنم، شوخی میکنم
بزن بریم. خیلی خب، سلامتی
سلامتی. سلامتی، سلامتی، سلامتی
اوه، واو
اوم
یا خدا، اون چیه؟
دونفره؟
من و تو در مقابلِ «بکاستریت بویز»؟
اوه، جدی؟ باشه. خب
اونجوری میخوای؟ حله، هستم
مراقب باشین. قراره بدجوری ببازین
آره، من پایهم
ولی اول آب بخوریم؟
بله، لطفاً
هی. دو تا آب، لطفاً؟
اوه
هی، جلوی پاتو نگاه کن
ببخشید
هی اسد، اتفاقی بود
اوم، میخوام بیای امتیازها رو بشماری
اگه من ببرم
زک باید عکسِ باسنِ من رو روی صورتش تتو کنه
یا عکسِ صورتِ من رو روی باسنش تتو کنه
نمیدونم، یکی از این دوتا
رابطهی افلاطونی یا...؟
وای خدا، آره
مثلِ لب گرفتن از پسرخالهم بود
مؤنث، حدوداً ۳۰ ساله
یه دونده امروز صبح پیداش کرده
اوضاعش خوب به نظر نمیرسه. اون
بیهوشه
تقریباً روی تمامِ بدنش جراحتهای شدیدی دیده میشه
بیمارستان قراره آزمایشهای مربوط به تجاوز رو انجام بده
هی، من قبلاً این رو دیدم. دیشب اومده بود به بار
ناراحت به نظر میرسید. اسمی ازش داری؟
آه، کارت شناسایی همراهش نیست؟
نه، کیف هم نداره. یه گوشیِ خرد شده هم همون نزدیکیهاست
فکر میکنیم مالِ خودش باشه
هی، جیلیان؟
دارم عکسِ تتوی مقتول رو برات میفرستم
امکانش هست که
تتوکار رو پیدا کنی؟
با معجزهی جستوجوی معکوسِ عکس
آره، احتمالش هست. ممنون
نیروهای اونیفورمپوش هنوز دارن منطقه رو وجببهوجب میگردن، اما
اینجا یه پارکِ عمومیه، برای همین
چیزِ مرتبطی نزدیکِ محلِ حمله پیدا شده؟
تهسیگار
لنزِ شکسته عینکِ آفتابی
پوستِ شکلات و یه لنگه کفشِ بچه
این حجم از خشونت
شبیه به سرقت نیست
موافقم
چرا به جای دزدیدنِ گوشیش، اونو خرد کرده؟
با توجه به شدتِ جراحتهاش
به نظر میرسه قضیه شخصی باشه
چی، مهاجم رو میشناخته؟
یا اینکه انگیزهش نفرت بوده
هی جیل، گزارشهای اخیر رو چک کن
ببین حملهی خشونتآمیزی به زنها در نزدیکیِ پارک «برانینگ» گزارش شده یا نه
رفتم سراغش، اوه
و سابرینا، شاید یه چیزی پیدا کرده باشم
یه عکس پیدا کردم
با همین طرح روی شونهی یه مَرد
همین الان برات میفرستمش
آدرسِ استودیو تتو خیابان ۱۰۹، پلاک ۷۲۸۱ هست
عالیه. ما رفتیم سراغش
خیلی خب، تا وقتی اطلاعاتِ بیشتری به دست بیاریم
چند تا مأمور توی بیمارستان مستقر کنین
و مطمئن بشین که بهمون خبر میدن
به محضِ اینکه به هوش اومد
مفهومه
میبینم میتونم تصاویر دوربینهای مداربستهی بار رو بگیرم
و بفهمم دیگه کی ممکنه اونجا دیده باشتش
ممنون، وینس
سوهال؟
میدونی، دیشب که دیدمش
فهمیدم یه جای کار میلنگه
ترسیده بود، مضطرب به نظر میرسید
باید باهاش حرف میزدم
باید مطمئن میشدم که حالش خوبه
اما در عوض، فقط گذاشتم بره
هی
سابرینا، نباید خودت رو مقصر بدونی
بیا روی پیدا کردنِ کسی که این کار رو کرده تمرکز کنیم، باشه؟
هی، استو
وینس! هی
همیشه از دیدنت خوشحال میشم
چند وقتی بود ندیده بودمت گابینسکی
آره، سرم شلوغ بود
هی، اوم، دیشب سرِ کار بودی؟
نه
فیلمی داری که بتونیم چک کنیم؟
البته
ممنون
اوه. پیداش کردم
میشناسیش؟
شرمنده، نه
تتوش چی؟
اونو چرا، میشناسم
واسه چند تا از مشتریهام زدمش
صبر کن
یه ذره رنگورورفتهست، پس احتمالاً مالِ
حدوداً یه سال پیشه
پیداش کردم
اسمش ایمییه
نقدی حساب کرد. فامیلیش؟
شرمنده
«ایمی در حسابداری اسمیت»
باید با همکاراش صحبت کنیم
ممنون
ایمی بارنز تا دو هفته پیش منشیِ ما بود
اتفاقی افتاده؟
متأسفانه نه
دیشب به ایمی حمله شده
اوه، خدای من
حالش خوبه؟
توی بیمارستانه
دارن ازش مراقبت میکنن
چیزی هست که بتونین دربارهش به ما بگین؟
کسی که ممکنه بخواد بهش صدمه بزنه؟
نه
ایمی خیلی باهوشه، مهربونترین دخترِ دنیاست
همه دوستش دارن
اما کارش رو ول کرد؟
متأسفانه مجبور شدیم تعدیلش کنیم
منظورم اینه که خیلی دیر میاومد
هفتهای یک بار مرخصی استعلاجی میگرفت اما کسی
کسی که بهش حمله کرده ممکنه هنوز هم یه تهدید باشه
یه بار جلوی همه با مسئول آیتیمون
دعوای بدی داشت
قبلاً همیشه توی بخش پذیرش با هم گپ میزدن
اما فکر نمیکنم حسِ ایمی به اون متقابل بوده باشه
و بعد از دعواشون
اون مَرده فقط بدون توجه از کنارش رد میشد
این مالِ کی بود؟
چند هفته پیش
این مسئول آیتی امروز اینجاست؟
جیک کوپر؟ نه، امروز مرخصیه
میزش کجاست؟
ما آدرس و شماره تلفنهای
ایمی و جیک رو لازم داریم
و اگه عکسی از جیک دارین، اون رو هم بدین
ممنون
زیاد اهلِ نظم و ترتیب نیست انگار
زک؟
هوم؟
عکسهای ایمی
یه کراشِ ساده بوده که تبدیل به وسواس شده؟
ممنون
جیک توی خیابون ۱۰۲ زندگی میکنه
نزدیکِ همون باره
بگو نیروهای گشت برن بیارنش
ردیفش میکنم
به نیت زنگ میزنم و ازش میخوام سریعتر
حکمِ بازرسیِ خونهی ایمی رو بگیره
ایمی بارنز حضورِ پررنگی توی فضای مجازی نداره
نه شبکهی اجتماعی داره، نه عکسی
ما الان داریم میریم سمتِ خونهش
خیلی خب، از خانوادهش چه خبر؟
آه، هنوز دارم سعی میکنم باهاشون تماس بگیرم
حملاتی با شیوهی مشابه رو بررسی کردم
اما چیزِ زیادی دستگیرم نشد
یه نفر هست که زنها رو با چاقو تهدید میکرده
اما روی بدنِ ایمی جای زخمِ چاقو نیست
به نظر نمیرسه کارِ اون باشه
از وضعیتش خبری نشد؟
بیمارستان میگه برای پارگیِ طحال
زیرِ عمله
چندین شکستگیِ استخوان داره
ضربه مغزی شده. اون، اوم
تا مدتی نمیتونه صحبت کنه
خیلی خب، نتیجهی آزمایشِ تجاوز چی شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.