De eerste 200 regels.
ای ریدم تو این شانس. شل کن دیگه داداش
بابا، نمیرسیم. نه، ردیفه پسرم
از پسش برمیآیم. سه دقیقه وقت داریم
آهای، آهای.
موفق باشی پولی. رو سفیدمون کن رفیق
برنامههای زمانی، نقشهها، کوپنهای لباس فرم
خوب نگهشون دار. ممنون
اگه همین روز اول گند بزنی
باید خودت با اینا سر و کله بزنی. اوه، نه
کس دیگهای نیست، نه؟ فقط منم
ولی نگران نباش. از پسش برمیآم
یا شایدم برنیام؟ تظاهر کن که برات مهمه
هیچوقت از این تیکهاش خسته نمیشم
تازهواردهایی که مثل برههای نوزاد تشنهی دانش هستن
و با ولع دنبال سینهی مادرشون میگردن
و اون سینهها ما هستیم
آویزون و پر از شیرِ ناب
احمقِ واقعی اینجا تویی، باب. ممنون جولی، لطف داری
سلام خانم. کارآموز جدید هستم
شما چی؟ شما هم...؟ چکارهاید؟
منم کارآموز جدیدم. اوه. اوه، ببخشید
آخه به نظر میاد خیلی... چی؟ پیرم؟
نه، نه. خدا نکنه. فقط خیلی ضایع یه جور... اِم
سینه؟ حسِ جذبه و ابهت داری
تا همین ماه پیش مسئول سلف مدرسه بودم، واسه همینه
آهان، پس بگو. واسه همینه. آره
همونجا منتظر بمون
سلام. آفیا هستم. نه، من لِگوئم
لگو؟ مثل همون اسباببازیا؟
خب، یه سری برجستگیهای ریز هم دارم
باشه، بفرما
این خیلی هیجانانگیزه. این بدترین کابوس منه
دیدنِ من؟ همهی اینا. کابوسه
داری دو دل میشی؟
راستشو بخوای از اولشم فکری در کار نبود
شغل خانوادگیه. به زور آوردنم تو نظام
جنایته واقعاً
خوبی رفیق؟ آره
یه کم عرق کردم. ولی عاشق پلیسبازیام
افسر پلیس. این کلمهها اصلاً یعنی چی؟
اوه، طرف خیلی پرته، نه؟
خیلی زود با واقعیت روبرو میشید
قدرت. قدرت مطلق. همین الان به همهتون هشدار میدم
که دلتون نمیخواد با من دربیفتید
چون یه گوشم یه کم سنگینه
ها! شوخی نبود جوون
خب، به کالج نوربورن خوش اومدید و با تشکر از کلانتر اسپای
و کلانتر ویکز... خواهش میکنم
که تا چهار ماه و نیم آینده نقش پدر و مادر شما رو دارن
صبر کن ببینم، یعنی باید بریم باهاشون زندگی کنیم؟
نه. مطمئنی خوبی؟ جاتون امنه
آره داداش، خوبم. فقط... فقط خیلی خیلی هیجانزدهام
سخت کار کنید، طبق قوانین پیش برید و از همه مهمتر
تا روز فارغالتحصیلی جلوی چشم من آفتابی نشید
اوه! یکی غش کرد
سلام، میخواستم بدونم
آیا شامل هرگونه جابجایی، تغییر برنامه
تغییر مسیر، تخلیه یا دستکاری میشه؟
اِم، بله
پس جواب "نه"ئه. ممکنه خیلی ساده باشه
هیچچیزی ساده نیست. هیچچیزی. حالیت شد؟
بله. خوبه
ولی فکر کنم این یکی باشه. تو که همین الان گفتی حالیت شد
تمرین بدنی ساعت ۱۰:۳۰. فقط میخوام به جای گروه "ج"، تو گروه "ب" باشم
آها، آها، آها. ببخشید، اسمت چی بود؟
اِستِف. مخففِ اِستِفیتا؟
نه، استفانی. استفانی جکسون
بسیار خب، بهم بگو استفانی جکسون
که الان باید تو منطقهی ۱۴ باشی، اگه اون یکی کلاس پر باشه چی؟
خب، نمیتونی جای منو با یکی عوض کنی؟
اصلاً میدونی این کار یعنی چی؟
یه درخواست سادهست. هیچچیزی ساده نیست
باشه. حالا جامو عوض میکنی یا نه؟
آره، اگه یه وقتی وقتِ اضافه آوردم
بفرما. انجام شد
الان تو گروه "ب" هستی و خیلی خیلی خیلی خیلی خوششانسی
تو که فقط... یه دکمه رو زدی
خب. صبح بخیر
دیدن این همه چهرهی جدید اینجا خیلی خوبه، البته نه خیلی زیاد
اِم، ما معیارهامون رو پایین نیاوردیم یا همچین چیزی
بیاید بشینید. ممنون
امروز برای همه روز بزرگیه
تکتک شما قراره تبدیل به چرخدندهای در این ماشین آبی قدرتمند بشید
و من هم اون روغنیام که قراره بهتون مالیده بشه
و روغن من شما رو برای عملیات روان میکنه
همونطور که خودم روغنکاری شدم... خب، مقدمه بسه
بریم سر اصل مطلب؟ بله، بریم جلو
بیاین با یه بازی تداعی کلمات شروع کنیم
آهان، خب، اینجوریه که
اولین چیزی که با شنیدن کلمهی "پلیس" به ذهنتون میرسه چیه؟
بگید. شوکر
عضله. پدر و مادر
لاشخور... لایه... لایهی بالش
لحاف؟
دودول. همون جوابهای همیشگی
یه ساندویچ پنیر و خیارشور مشتی. منظورم تو نبودی
ببخشید، جالی... جیلی... جولی... جناب کلانتر
خب، یه چیز قبل از اینکه آموزشتون رو شروع کنید
و من اینو به همهی گروههای جدید گفتم، مهمه
آره، عاشق این تیکهام. این تیکهاش
در انجمنهای روم باستان
وقتی از سناتورها میخواستن سوگند یاد کنن
در حالی که بیضههاشون رو تو دست گرفته بودن این کار رو میکردن
واژهی "شهادت دادن" از همینجا میاد
حالا، یکی از ورودیهای جدید امسال به دلایل اشتباهی اینجاست
خیالتون راحت، میفهمم کیه. بوش به مشامم میرسه
پس، ازتون میخوام چشماتون رو ببندید
و به دلایل حضورتون در اینجا فکر کنید
آیا واقعاً از ته دلن؟
و این کار رو در حالی انجام میدید که بیضههاتون رو گرفتید
ببخشید قربان، ما باید چیکار کنیم؟ همونجاتون رو بگیرید
خب، بلند شید. زود باشید
چشما بسته
بیضهها
دلایل واقعیتون
چشماتون رو باز کنید. پایین رو نگاه کنید
یکی از شما میبینه که اصلاً به خودش دست نزده
تا آخر امروز اون آدم رو پیدا میکنم
و اون موقعست که از این دوره پرت میشه بیرون
بیرون، جوری که انگار اصلاً وجود نداشته
خب، آزاد
باب، دستشویی داری؟ اِم، آره، دارم
منظورش از دلایل اشتباه چی بود؟
نمیدونم. ببخشید، چرا داری به من نگاه میکنی؟
داشت به من نگاه میکرد. خدایی حق هم داره
من کاری نکردم، پس به من نگاه نکنید
من به کسی نگاه نمیکردم
فقط داره سعی میکنه همهتون رو به جون هم بندازه
همون روز اول؟ آره جون خودت
گوش کن، ننه بابای من پلیسن، خب؟
همیشه این کارو با من و خواهرم میکردن
و اونم الان به خاطر قتل تو زندانه. چی؟
نه، نیست! اصلاً من خواهر ندارم
یا شایدم دارم؟
حالت خوبه؟
نه، راستش زنهای مغرورِ یونیفرمپوش
واقعاً منو تحریک میکنن
اه! ممکنه یه مدتی زیادی هایپر باشم
اگه قرار شد یکیشون رو دک کنیم، میتونم بگم
"اخراجی"؟
نه. اِم، این چطور
"دلایلت برای حضور در اینجا جور درنمیاد
"و به همین دلیل، من کنار میکشم."
دانکن باناتاین سالهاست که دیگه تو برنامهی "دراگون دن" نیست
من فقط قدیمیهاشو میبینم. میدونی، اون موقع زنا کمتر بودن
اِم، جسارت نباشه
خب، شما اسکولا
من مربی معمولی نیستم
نکنه هولوگرامی؟ اسمت چیه پسرم؟
لِگو. وقتی اسمتو گفتی میذارم بری، جیگر
رایان لِگلند، قربان. بسیار خب، جناب رایان لِگلند
بیا از جای آسونش شروع کنیم، باشه؟
اگه فکر میکنی خیلی لاتیت پره، بیا جلو ببینم چه کارهای
سفت کردی؟
یه کم شخصیه. منو بزن زمین. هر چی بلدی رو کن
بیا دیگه زبوندراز، یه چشمه نشون بده. بوی سوسیس میدی
فیزیکی بیا. بیا دیگه ترسو خان. باشه
هه! اوه
واو
میبینی، یه نینجای واقعی میتونه بیضههاشو بکشه تو بدنش
به محض اینکه بوی خطر رو حس کرد
واقعاً راسته؟ نه احمق
بیضهبند بستم. اسکل که نیستم
خب، یالا. به صف شید
شما که گلهی تولهسگ نیستید
احتمالاً "دسته"ی تولهسگ. یا شاید "یه شکم" توله
اِم، من نیومدم اینجا سر صفتها بحث کنم، عزیزم
اسمهای جمع. اسمهای جمع
این یه کم بچگانهست
این و کسی میگه که نگران تولهسگهاست
من نگران تولهسگها نیستم.
نه، معلومه که هستم. برام مهمن
بسیار خب، پس باهاش کنار بیا
در اصل من یه کم کلهخرم
من یه پلیس کفِ خیابونم و شاید، قدیما
متهم شده باشم که یه کم زیادهروی کردم
اما ضربالمثل قدیمی رو که میدونی
"اونایی که میتونن، انجامش میدن. و اونایی که نمیتونن..."
"خب... اونا انجامش نمیدن."
اوه، پس چون فهمیدی نمیتونی انجامش بدی داری درس میدی؟
اوه، من خوبم بلدم انجامش بدم. رو دست ندارم عزیزم
فقط مجبورم کردن یه مدت استراحت کنم
چیکار کردی؟ آره، چیکار کردی؟
من کاری نکردم
خب! یکی یه خطر رو نام ببره
که ممکنه شب تو خیابونای شهر باهاش روبرو بشیم
عنِ سگ
من عدالت میخوام! این شعارمه
یه روزی یه سریال خفن
از روی زندگی من تو نیروی پلیس میسازن
یه دختر مسلمان که از یه زندگی ساده شروع میکنه
و با چنگ و دندون میاد بالا
با این همه تبعیض جنسیتی و نژادگرایی
نژادگرایی؟ آره، نژادگرایی
حاشا نکن گیتا. واقعاً وجود داره
باشه، باشه، باشه! ایول گروه ب
آره، کارِ راحتیه! عالیه
خب، من گروهبان مایکل گان هستم، معروف به مایکی گانز، خب؟
و وقتشه که با هم آشنا بشیم. من اینجا ترجیح میدم با اسم کوچیک صداتون کنم
برام مهم نیست جاهای دیگه چه خبره
No comments yet. Be the first to leave one.