De eerste 200 regels.
حواسا جمع
بذارید یه چیزی بهتون بگم
اینکه استاکرِ پروندهدارم رو به عنوان طراح رقص آوردم
واقعاً برام معجزه کرده
نگه دارید، نه، نه، نه، نه، نه
اوه. اینجوریه: دا، دا، دا
باید ضربه بزنی، نه اینکه هیچی
من برای کورتنی هر کاری میکنم
و الان، این یعنی رسوندنِ تیمش به دیتونا
میتونم، انجامش میدم، باید بتونم
و طبق حکم عدم تعقیب، ۵۰ فوت دورتر بایستم
سف، بیا جاهامون رو عوض کنیم عزیزم
حتماً
خوبه. داره خوب به نظر میرسه
بسیار خب، بذارید از جلو ببینم
و یک، دو، سه، چهار
تمرکز، سی
پیچز
عالیه
آره، پیچز
زود باش، باید خودی نشون بدی. خب؟
یه نمایش کوچولو برای مردم راه بنداز
چیز خاصی نیست
اتفاقاً خیلی هم مهمه
پابند الکترونیکت رو باز کردی
و دیگه قراره برای همیشه باز بمونه، نه؟
آره. و اون دیگه زندانی نیست؟
اوهوم
بلندتر بگو اون تهیها هم بشنون
من دیگه زندانی نیستم
مچ پام یه جوریه، انگار لخت شده، میدونی چی میگم؟
و هنوز هر وقت مثلاً
یک مایلیِ خونمون هستم، صدای وزوز خیالی میشنوم
همین الان هم دارم حسش میکنم
از این به بعد روزی دو جلسه تمرین داریم
کلی عقبافتادگی داریم که باید جبران کنیم. آماده؟
و یک، دو، سه، چهار
سف. حله
شش، هفت، هشت
کورتنی بوی شامپوت خیلی خوبه، حتی از فاصلهی ۵۰ فوتی
موهام رو بو نکن، سف
چشم
آیا آدم کردنِ این بچهها راحت بوده؟
نه، ولی
من سعی میکنم به تیمم مثل نیمهی پر لیوان نگاه کنم
بیشتر به خاطر اینکه الان
چهارتاشون به خاطر آنفولانزای خوکی غایبان
اما آیا میتونیم برسیم به دیتونا؟
میتونیم، انجامش میدیم
اَه
یه خوک
خانم دات
خانم دات! میدونم صدام رو میشنوی
چرا یه خوک گنده
داره امروز وسط تمرین من میپلکه؟
نلسونِ کلهخوکی از زندان آزاد شده؟
خب، فکر کنم وقتشه برم به موهام برسم
نه، منظورم یه خوک واقعیه
اوه، خب، اینجوری که زیاد باحال نیست
دیشب اینجا مسابقهی نمایشِ خوک داشتیم
چون توی فرهنگسرا پنبه نسوز پیدا کردن
ورزشگاه ما شده فرهنگسرای جدید
خب، چرا من از این قضیه خبر نداشتم؟
اوه، نمیدونم، شاید چون یه نفر فکر میکنه
کلاسش بالاتر از اینه که توی گروه چت اساتید باشه
خب، همینجا مینویسم:
«نمیتونم سالن ورزشم رو با یه گله خوک شریک بشم.»
اوه، من اگه جای تو بودم این کار رو نمیکردم
چون هر نوع منفیبافی تخطی محسوب میشه
از قوانین جامعه
نظرت دربارهی کلمهی «تبانی» چیه؟
خب، اون که فکتِ محضه. جناب «خوکخان» افتضاحه
ببین، اگه با این قضیه مشکل داری
چرا فردا شب توی جلسهی شورای شهر مطرحش نمیکنی؟
و اون جلسه کجا ممکنه برگزار بشه؟
همینجا، توی فرهنگسرا
هماهنگ باش عزیزم
سلام عزیزم. هی، دیر کردی
گاسپاچو درست کردم
سرد شده، پس عملاً بهترین موقع رسیدی
خب، باز هم پشت اون چراغِ لعنتی موندم
شهر هدلستون میزبان
طولانیترین چراغ راهنماییِ آمریکای شمالیه
فاصلهی بین هر چراغ سبز، یک ساعت و نه دقیقه است
و این چراغ هم دقیقاً توی تنها جادهی ورود و خروج شهره
بنابراین در کنار کارخونهی پولکیسازی
بزرگترین منبع درآمد شهر محسوب میشه
هر جریمه ۲۱۴ دلاره
و من سه تا جریمه دارم
لعنتی، عزیزم
چیزی به اسم قاشق رو یادت هست؟
فقط اومدم یه چیزی بخورم انرژی بگیرم
باید اون همه راه رو مثل خر برگردم تا اونجا
تا شورای شهر، تا راضیشون کنم دست از سرِ باشگاه من بردارن
و ازش به عنوان فرهنگسرا استفاده نکنن
باشه، فقط اونجوری فاز «بچهشهری» برندار براشون
بون
کورتنی همیشه یه رگههایی از بچهشهری بودن توش داشته
منظورم اینه که سه جفت چکمه داره، چندین تا تاپ
انواع کتها و، شاید این زیادی اطلاعات شخصی باشه
ولی یه سوتین داره که مخصوصِ ورزشه
قرار نیست براشون فاز بچهشهری بیام، خب؟
فقط میخوام باهاشون منطقی حرف بزنم
عزیزم، نیویورکیت داره میزنه بیرون
میدونی چیه؟ منم باهات میآم
نمیذارم از خود بیخود بشی. باشه
میتونیم بازیِ کلانتر خوب، کلانتر بد راه بندازیم
صبر کن، چرا کلانتر؟
دیدی؟ واسه همینه که به من نیاز داری
باشه
یک بار دیگه تکرار میکنم، هیچکس زیر هفت سال
اجازهی رانندگی با تراکتور رو توی جادهی اصلی نداره
فقط دارم شکم زن و بچهام رو سیر میکنم
خب، نفر بعدی
خانمِ خستهکنندهای که ولکنِ بحثِ تشویقکنندهها نیست
ممنون، شهردار مِیکنات
فکر کنم منظورتون «پرشور» بود
و من اینجا نیستم که در مورد تـ... اون موضوع حرف بزنم
من اینجام تا در مورد پس گرفتنِ باشگاه برای تیمم حرف بزنم
ما پولی برای پاکسازی پنبه نسوز
از اون فرهنگسرای قدیمی نداریم
رد شد
خب، نفر بعدی
عزیزم، از مجسمهی آزادی هم نیویورکیتر بودی
بون، من که اصلاً حرفی نزدم
هدلستون یکی از پنج شهریه
که یه شرکت هوش مصنوعی داره برای
احداث مرکز دادههای جدیدش بررسی میکنه
حالا، اگه انتخاب بشیم، قول دادن که پول و منابع فراهم کنن
اما چند ماه پیش یه غریبه رو راه دادیم
و از اون موقع تا حالا، یکسره داریم در مورد تشویقکنندهها میشنویم
من
همه موافقِ پیگیریِ هوش مصنوعی هستید؟
مخالفین؟
هوی، هوی، هوی، هوی، هوی
صبر کنید، صبر کنید
هوش مصنوعی میتونه کار، پول و زیرساخت بیاره
پنبههای نسوز رو پاک کنه، به اسپانسرها فکر کنید
اسممون رو در سطح ملی بالا میبره
این واقعاً میتونه به شهر کمک کنه
و به تیم من
خب، الان این شد نیویورکی
دارم حرف میزنما
اینجوری حرف میزنن
هوش مصنوعی شهرهای کوچیک رو نابود میکنه
آب و برقمون رو ازمون میگیره
بشین سر جات، دهاتی
بسیار خب، امم
میتونم چیزی بگم، شهردار مِیکنات؟
و شما کی هستید؟
کلانتر پاتر
کلانتر؟ اوه
هوش مصنوعی واقعاً میتونه به این شهر کمک کنه
میتونه به معنیِ کار، پول و زیرساخت باشه
پنبههای نسوز رو پاک کنه
به اسپانسرها فکر کنید، اسممون رو در سطح ملی بالا میبره
این واقعاً میتونه به این شهر کمک کنه
خب، ممنون کلانتر
خواهش میکنم
نکات خیلی خوبی بودن
دارید شوخی میکنید؟
همه با ایدهی کلانتر پاتر موافقید؟
همه: آره
تصویب شد
خب حالا چطور شرکت هوش مصنوعی رو راضی کنیم بیان اینجا؟
من مدرک لیسانس اقتصاد دارم
با کمال میل یه فایل پاورپوینت براش آماده میکنم
یا اینکه یه مسابقهی استعدادیابی راه میندازیم
یه چی؟
همه: مسابقهی استعدادیابی
مسابقهی استعدادیابی
مسابقهی استعدادیابی! مسابقهی استعدادیابی
شما چیزی نمیگی، کلانتر؟
همه: مسابقهی استعدادیابی
مسابقهی استعدادیابی! مسابقهی استعدادیابی
حله مردم، مسابقهی استعدادیابی برگزار میشه
هورا
واقعاً ایدهی خوبیه
ایدهی خوبیه. ایدهی خوبیه
بسیار خب، نقشهها عوض شد
این هفته قراره کلاً در مورد
مسابقهی استعدادیابی باشه
کلمهی تَلنت فقط یه دونه لام داره؟
خدای من، چقدر عجیب به نظر میرسه
هجی کردن جزو استعدادهای من نیست
ولی تشویق کردن هست
و نقاشی کشیدن
پس من... میدونید چیکار میکنم؟
یه کلاه شعبدهبازیِ کوچولو میکشم
تادا
خب، به هر حال، نقشهی من
اینه که یه روتینی بسازیم که با استفاده از حرکات تشویقی
تمام ویژگیهای فوقالعادهی هدلستون رو نشون بده
تا بفهمن اینجا بهترین جا برای احداث مرکز دادههای هوش مصنوعیه
خب؟ و اینجوری پول سرازیر میشه
و در نتیجه من هم باشگاهم رو پس میگیرم
در واقع رسماً نبوغآمیزه
یه لام دیگه هم میذارم که خیالم راحت باشه
این نمیتونه درست باشه
خب، بخشی از تشویقکننده بودن
No comments yet. Be the first to leave one.