Pierwsze 200 wierszy.
:آنچه در "دکستر" گذشت
امشب از اون شبهاست
...و قراره دوباره و دوباره اتفاق بيُفته
بايد بيُفته
.ايناهاش خودشه
،حالا ديگه مال مني پس دقيقاً کاري که بهت ميگم بکن
بهتره پليس باشي
...نه .بخش تحقيقات
هيچ خوني نزديکِ جنازه نيست اصلاً
عجيبترين چيزيه که تاحالا ديدي
هيچوقت همچين گوشتِ مُردهي خشک و تميزي نديده بودم
چطور اين کارُ ميکنه؟ قاتل چهجوري از شره خون خلاص ميشه؟
،يکي از همين روزها بايد بهم بگي
قبلاً بهت گفتم خون شناسي همهي وقتم رو نميگيره
قرارت ديشب با "ريتا" چطوري بود؟
عالي
،اون عاليه چون "ريتا" هم
،از جهتِ خودش به اندازه من آشيب ديده
!چشمهات رو باز کن و ببين چي کار کردي
،لطفاً بايد درک کني
.باور کن کاملاً درک ميکنم
الو؟
الان چي کار ميکني؟
دارم يه پروژهي کوچيک رو تموم ميکنم ولي بعداً سر ميزنم
يه فاحشه ديگه پيدا کردن؟ - يکي ديگه؟ -
تو اين 5 ماه سوميشه
سومي؟ ...منظورت اينه که يه
قاتل سريالي داريم، درسته
دکس، کسايي هستن که کارهاي واقعاً بدي ميکنن
البته، بايد ياد بگيري ،چطوري شناساييشون کني
ولي ميتونم يادت بدم
قاتل پوست، گوشت رو کامل بلند کرده
چرا بايد اين کارُ بکنه؟
داره آزمايش ميکنه
سعي ميکنه راهِ درستش رو پيدا کنه
.مسلماً سطحش رو بالاتر برده !لعنتي
اين طرف کارش خوبه
اين قاتله يه هنرمنده
،کاري ميکني مور مورم بشه ميدونستي، دکستر؟
.آره، ميدونم شرمنده بابتش
،ولي الان يه جنازه چهارم داريم
و بُرشها فرق ميکنه
و اين يه داستان بهمون ميگه
آئين کارش داره تغيير ميکنه
دوست دارم بررسي کنم و ببينم
هيچ کاميونِ يخچال داري
.توي يه هفته يا بيشتر دزيده شده
فقط عجيب به نظر مياد
،خواهرت اين نظريهي کاميون يخچالي رو داشت
و الان اينجايي که پشتش رو بگيري
.کارش خوبه،ستوان بايد يه فرصت بهش بدي
به نظرم اين يه پيامه دوستانهست
"هي، ميخواي بازي کني؟"
و آره، ميخوام بازي کنم
جدي جدي ميخوام
خواب ميبينم
،تو رويام ميبينم که رو سطحِ زندگيِ خودم شناورم
،ميبينم که از هم باز ميشه نگاهش ميکنم
من اون خارجيـهم که به داخل نگاه ميکنه
!آره
ميخواستي بازي کني!؟ !بيا
!برو تو آب
.نگاهشون کن ميتونن بخندن و بازي کنن
.واسشون خيلي راحته
،حتي با اينکه من يکي از اونا نيستم
حتي با اينکه بعضي وقتها ...ميتونم واقعاً يه هيولا باشم
...امروز، من فقط
.يه هيولاي درياييام
...به زودي، بايد برگردم سره کاري که هميشه ميکنم
واسه همين از روزهايي مثل اين لذت ميبرم، وقتي دارمشون
فقط يه لحظه
قاتل کاميون يخچالي واسم يه سوغاتيِ ترسناک گذاشته
...توضيح دادنش ميتونه يه جورايي
.ضايع باشه
سلام
.کيک آوردم، برادر بذار بيام تو
از اين بيشتر هم ميتونه افسردهکننده باشه؟
چيزي واسه نوشيدن داري؟ بيرون مثل جهنم گرمه
پرتقالي؟
با يخ
خب، چي کارا ميکني؟
من خوبم
آره، اوضاع خوبه
،صبحونه، که چند دقيقه پيش خورم ... خوب بود، ولي
...منو ميشناسي .هميشه گرسنمه
خب،چه خبرا، آتيش پاره؟
...خيلهخب، اينو داشته باش
...ستوان داره هر مرداب، بيشه و بازار سياهي
.رو دنبال کاميون يخچال دار زير و رو ميکنه
،ولي اينجوري که من ميبينم
اون راننده کاميونِ خُل و چل يه سره بُريده شده پرت کرده سمتِ ماشينت
اينجوري نيست که بگيم خجالتي باشه
،به نظرت کاميونه رو تو ديد قايم کرده
ميخواد پيدا بشه؟
اگه "لاگورتا" نميفرستاد برگردم پيش فاحشههام ميتونستم جواب بدم
...بگردم دنبال يه شاهد
پيدا کردنِ اون کاميونه بليطِ طلاييت به بخش جناييـه
همين رو بگو
ببين،فقط چون "لاگورتا" گذاشته رو زمانِ خودش پيگيره فاحشهها باشي
... معنيش اين نيست که نميتوني بگردي دنبالش
!تو وقت خودم ...
اينا چيه؟
دادگاه دارم
چرا هيچوقت درمورد چيزهاي خواهر - برادري حرف نميزنيم؟
.بابامون پليس بود. تو يه پليسي من واسه پليس کار ميکنم
واسه ما، اينا ميشه چيزهاي خواهر - برادري
چشمهات رو خوب نشون ميده
،اول يه سر بُريده شده پرت ميکنه سمتم
،بعد اين بخشهاي عروسک رو برام ميذاره
.مثل تيکههاي يه پازل
پازل دوست دارم
ولي هيچي نااميد کنندهتر از اين نيست که پازل رو جور کني و بعدش بفهمي
همچنان معنياي نميده
لطفاً نام و شغلتون رو ذکر کنيد
،اسم من دکستر مورگانـه و متخصص تحقيقات هستم
در آناليز الگوي پخش شدگي خون
.براي اداره پليس ميامي
و چند مدته که آناليز الگوي پخش شدگي خون رو انجام ميدين؟
تقريباً 12 سال
پس در چندين پرونده شرکت داشتين
2,103
حدوداً ديگه
نه، 2 هزار و 103
پس ميشه گفت خون زندگي شماست
.ميشه گفت
،برخلاف بقيه بچهها تو اداره من دوست دارم بيام دادگاه و شونه به شونه بشم
...با مردمِ خوبِ ايالتِ هميشه آفتابي
.و همينطور پاگنده
،تو محيط دادگاه ...همه بهترين رفتارشونُ نشون ميدن
.انگار تحت نظرن
.و هستن
بعضيها به اين خانواده نگاه ميکنن
.و فقط تراژدي و دل شکستگي ميبينن
ولي من خيلي بيشتر از اينا ميبينم
من انجامش ميدم، باشه؟
من فرصت ميبينم
،الکساندر پرايس" تکليفش رو تموم کرده"
،مامانش رو بوسيده .رفته واسه دويدن
گفته به موقع برميگرده تا سطل آشغالها رو ببره بيرون
،اينم فقط يه شبِ ديگهست ...تا اينکه
تا اينکه متهم نه تنها با ماشين زيرش گرفته
،بلکه از صحنه فرار کرده
الکساندر پرايس رو ساعتها تنها و درحال مرگ رها کرده
.تا اينکه جنازهش صبح بعد پيدا ميشه
.از شنيع تا غيرقابل صحبت
"مردم ثابت ميکنن که نه تنها آقاي "چيمبرز
با الکساندر پرايس تصادف کرده و اون کُشته
.بلکه اين کارُ دوباره وقتي تحت اثر الکل بوده انجام داده
!تولدت مبارک، الکس
ممنون
بازش کن ديگه - چيه؟ -
آره - اميدوارم پول باشه -
آره، دعا کن
سورپرايز
.مرسي،بچهها بيرون 80 درجه حرارت داره
،ولي سال بعد اين موقع
مياييم تو دانشگاه "هاروارد" ببينيمت
تمام چيزي که هميشه برات خواستمه، الکساندر
مرسي، بابا
خيلهخب،احساسات بسه ديگه
دردشون رو ميبينم
،تا يه سطحي .حتي دردشون رو ميفهمم
فقط نميتونم دردشون رو حس کنم
... فقط بحث زمانه که ببينيم
.اشک تمساح "مت چيمبرز" تا کجا ميبَرَتش
،ولي تا اون موقع
... يه خورده از ميوهي گرمسيريـه موردعلاقم
بهترين خوراکيِ موقع رانندگي .در کناره ساندويچ گوشت خوک
تازه، ميتونم انرژيم رو واسه کاره روزانه بالا نگه دارم
.
.
.
!بازرس
سلام - سلام -
هويت رو داريم؟
اولين کسي که سر صحنه بوده کيفش رو زده
هنوز منتظريم
سلام، دکس
رئيس خواهرم، ستوان لاگورتا
،در کناره احساسِ کاملاً حق به جانب بودنش
يه جذب شدگي هم به من داره
اونوقت فکر کردم من عجيب غريبم
،با توجه به پارگي پوست و پخش شدگي ثانويه
.فاصله سقوط بايد 60 - 50 فوتي بوده باشه
باندِ شرقي فقط 40 فوته
...واسه اين مُدل صدمهاي کافي نيست پس
،بهترين حدس نقطهي شروع گذرگاهِ باندِ غربيه
!يه تيم بفرستين گذرگاهِ باندِ غربي
خوبه
اِينجل"، اينو ببين"
فکر کنم يه چيزي تو دهنشه
!دکتر
.فقط يه لرزهي بعدِ مرگ اون دنياست
بهتره دوستم هم يه نگاهي بکني
نميشه گفت اين بابا ممکنه چي خورده باشه
اين چيزيه که خورده
،"بگو ديوونهام،"اِينجل ولي به نظرم گوشتِ آدمه
ديشب با "شان" بودم
شاني که تو کاره کابله؟
خدايا، نه
No comments yet. Be the first to leave one.