See No Evil, Hear No Evil

See No Evil, Hear No Evil

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

See No Evil Hear No Evil 1989 720p BluRay x264-PSYCHD
Komentarz od hbk42
کاری از تیم ترجمه پارس مووی WwW.ParsMovie1.ir مترجمین : حامد ، امیر ، محمد

Tagi

BluRay
x264
720p
720
HD
Opublikowano: 2014-03-19
Pobrania: 49
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

مگه کری؟ برو کنار از تو خیابون بیا بیرون

کری؟ پشت سرتو نگاه کن

ترافیک درست کردی

از خیابون برو بیرون

میخوای چیکار کنم؟ بهش بگو

احمق بی شعور

دارم از اینجا رد میشم،‌احمق

اهل کجایی، اسکل؟

احمق

مواظب قدم هات باش- خودت احمق بی شعوری-

با منی؟- تو احمق بی شعوری-

با منی؟- والی، شروع نکن-

اون مرده یه چیزی میگه تو کونت

من این آهنگو قبلا شنیدم

میخوای داغونت کنم؟

بهم بگو داری با کی حرف میزنی؟

یه کلمه دیگه هم حرف نزن هیچ گهی نخور، بیا جلو

احمق کونی- هی، حرکت خوبی بود-

یالا، خودتو بهم نشون بده- ایندفعه داری باکی دعوا میکنی؟-

والی! والی، تمومش کن تمومش کن

بیا، بیا میریم بالا، پاتو بزار بالا

گاییدمت- میریم پایین-

چرا احساس میکنی باید با یه آدم بینا دعوا کنی، در حالی که خودت کوری؟

من یه همچین احساسی ندارم- داری-

این یه مرضه، که تو بخوای با سفید پوستا دعوا کنی

منظورت اینه که من سفید پوست نیستم؟- اوه، بشین-

این یه ننگه من سفید پوست نیستم؟

چرا اینو قبلا بهم نگفتی؟

تو تنها خواهرمی بشین، والی

باید خیلی اصلاحات انجام بدم

کلاس شنا رو کنسل کن بچه ها تو باشگاه چی میگن؟

من سفید پوست نیستم او، چه احساسی داره

ها، ها، آخ

نیکوکاری حق با توئه

خدایا، کمکم کن- بابا اینو میدونه؟-

بیست دلار روی میزه واسه شرط بندی رو هزار پا

خیلی ممنون اوه، به لحظه

تو گفتی اون همشه- ولی من 50 تامو میخوام-

میدونی چقدر به اون کتاب ساز بدهکاری؟

نمیخواد واسم سخنرانی کنی پنجاه دلارم رو بهم بده

این آخرین پنجاه دلاریه که به نام توئه، والی

میدونم، ولی 50 دلارو بده لطفا

سه دقیقه تا زمان ارسال سه دقیقه تا زمان ارسال

و 50 دلار رو هزار پا شرط میبندم

بجنب، هزار پا تو میتونی

!یالا‍! یالا

!یالا

تو میتونی

یالا، جنده

کی برد؟- هزار پا نبرد-

لعنت

تو نباید کارتو از دست بدی- اون مرد از کوری من سوء استفاده کرد-

خب یه نفر دیگه رو امتحان کن تو نمیتونی اینجوری ادامه بدی، والی

یه کار دیگه گیر بیار

آقای لاینز

به من چه ربطی داره؟ ...آه

آقای لاینز بازرس آتشنشانی

ازت میخواد کاغذها رو برداری

خیلی خطرناکه، آتیش زیاد

باید قبل از بستن مغازه جارو بکشی

آقای هادلستون، این خیلی کار زشتیه که میری همه جا شایعه پراکنی میکنی که من کرم

من کر نیستم این خیلی تحقیر آمیزه

پس بیا سعی کنیم دیگه تکرار نشه

اوه، احساس میکنم که احمقم

اون بازرس- نگران اون نباش-

اون همیشه میخواد رشوه بگیره

تو لب خونی نمیکنی؟ بهم گفتن تو باید لب خونی کنی

احساس یه کونی رو دارم

بخصوص تو آخرین پنجشنبه هر ماه

ببخشید

نمیتونم به چپ بچرخم باید اینجا دور بزنم

هوی، تو هیچ جا پارک نمیکنی

سرعت رو کم کن و همینجا بزن بغل

داری راجب چی حرف میزنی؟

من یه بچه نیستم و به پرستار بچه هم نیاز ندارم

فقط منو ببر سمت راست

ولت کنم؟ دیوونه شدی؟ آره

عصاتو بگیر وگرنه نمیتونی از خیابون رد بشی

...نه، عصا رو این چه...؟ بزارش پایین

من میتونم بشنوم، نمیتونم؟ همه چیزی که لازم دارم یه مو هست

من نمیخوام اینو ببینم

بگیر

ممنون

تو کارت موفق باشی

ببخشید، آقا روز خوبیه، مگه نه؟

خیلی طولانی، خیلی خوب

من میبرمت جلو ساختمون

یادت باشه، منتظر بوق باش

منتظر بوق باشم- آره، منتظر بوق باش-

حتما، ممنون چی؟

کمکم میکنی از خیابون رد شم؟

آره، آه، دستمو بگیر

بریم

هی، خواهر چطور پیش میرم؟

عالیه، خیلی خوبه

خیلی ازت ممنونم- لازم نیست ازم تشکر کنی،آقا-

از این به بعد این واسم جالب خواهد بود

مثل قدم زدن تو پارک میمونه

از اینطرف، اگه تو هر دردسری افتادی، فقط یه فریاد بزن

میتونم کمکتون کنم؟ من واسه آگهی تو روزنامه اومدم

خواسته ی فروشنده" "فقط حس خوشحالی

شما مالک مغازه هستین، آقا؟

داری با کی حرف میزنی؟

اوه، تو اینجایی، لعنت

اونجارو ببین، دوباره ارتباط برقرار کن میبینی؟

آه

من دنبال آقای دیوید لاینز میگردم

من دیوید لاینز هستم- از آشنایی تون خوش بختم، اوه شرمنده-

من آگهی شما رو راجب تایپ پاپیتال‌ تو روزنامه خوندم

قدبلند، سیاه پوست، خوش تیپ سه مورد از چهار مورد بد نیست، درسته؟

میتونی ببینی که عصبانی ام

واقعا این کارو میخوام، ولی من یه فروشنده جهنمی خوب هستم

من دیوید لاینز هستم چیکار میتونم براتون انجام بدم؟

اوه اوه. اووه، هه

اینجا تو پیچ و خم زمان گیر افتادیم؟ شاید نصف شبه؟

کسی از مریخ میخواد با آقای دیوید لاینز صحبت کنه؟

ها ها، خیلی آدم باحالی هستی، واقعا از اون آگهی تو روزنامه خوشم اومد

"فقط احساس خوشحالی " آدمای زیادی نیستن که بخوان اون کارو بکنن

من طرف حسابتم اگه منو میخوای، من اینجام

بهم میگی چی میخوای؟ سیصد و پنجاه

داری راجب چی حرف میزنی؟

سیصد، ولی این دیگه آخرشه

داری با من حرف میزنی؟- دویست و بیست و پنج-

گوش کن مرد، 225 دلار در هفته

باشه 200 تا، ولی کمتر از این دیگه نمیشه- داری با کی حرف میزنی؟-

دارم با تو حرف میزنم چی داری میگی؟

تو چشام نگاه کن بعد حرف بزن دلم میخواست اگه میتونستم

ولی نمیتونم، من کورم

تو کوری؟- بله، حالا میتونم این شغلو داشته باشم؟-

نظری ندارم،‌شرمنده

حالا میدونی میتونم شغل رو داشته باشم؟

تو واقعا کوری؟ آره، تو چته؟ مگه کری؟

آره من کرم- کر؟-

آره، من کرم- تو واقعا کری؟-

من واقعا کرم- از کجا میدونی من چی میگم؟-

چون لب خونی میکنم حالا این کارو میخوای یا نه؟

چون کورم؟ برو بچه کونی

من هیچ لطفی نمیخوام

پس برو خونه! برو بیرون راحتم بزار

با آدمای کور برو به جهنم فقط برو بیرون

این بهتره حالا مطمئنم سر 300 تا توافق کردیم

سیصدتا چی؟ داری راجب چی حرف میزنی؟

یه لحظه صبر کن، همچی رو نگه دار موسیقی رو نگه دار

تو هاروی والبنگر دوست داری؟ هاروی کی؟

والبنگر، یکی از دوستامه بعدا تورو باهاش معرفی میکنم

چون امشب دوست من، جشن میگیریم

بد نبود

زدم رو سیبل؟ نه زدی به دیوار، خیلی پیشرفت کردی

سه تا والبنگر، والی

وقت نوشیدنیه دوستت کجاست؟

اوه، خیلی زود میاد تو ازش خوشت میاد

به سلامتی تو، سالی سالی اینجا

و مخصوصا به سلامتی تو، لزلی ممنون به خاطر خریدن نوشیدنی ها

باعث افتخارمه

رفیقت چه شکلیه؟

هرگز ندیدمش ولی بوی واقعا خوبی داره

فک کنم اون جلو دره

دیو

دیو، هی

سلام- دیو-

اینجا- سلام، من اینجام-

سلام- دیو-

میخوام با دوستام آشنا شی

این سالیه- سلام-

چطوری؟- از دیدنت خوش بختم-

و این خانوم دوست داشتنی که سمت چپ من وایستاده، لیزیه

لزلی، سلام- لزلی سلام-

و این دوست خوب من دیوید لاینز هست

والی میگه که شما باهم کارو کاسبی راه انداختین

تبریک میگم والی چی گفته؟

هی، بیا الان راجبش صحبت نکنیم بیا راجب هاروی والبنگر صحبت کنیم

اون همونیه که ازم خواستی ملاقاتش کنم؟- آره! متصدی-

هی، کونی فک کردی کی هستی؟

دیوید لاینز، شما باید هاروی والبنگر باشین والی راجب شما بهم گفته

آره، واقعا مسخره ای از رو ژاکتم برو کنار

گوش کن،‌کس کش

مواظب خودت باش وگرنه خیلی زود میری خونتون

من نمیدونستم که رو ژاکتت وایستادم

تو چی هستی، یه ارتشی؟- دوست دخترت کیه؟-

اوه، فک کنم کلمه اصلی رو شنیدم همونجا وایستا

وایستادم- صبر کن-

فک کنم تو متوجه نیستی ... دوست من

یه قاتله، اون چیزیه که من هستم یه قاتل حرفه ای

اوه، نیروی ویژه

وقتی من تو ارتش بودم

کلاه سبز دخترونه تو واسه صبحانه میخوردیم

اینو بخور این یارو خشنه، والی

اگه صداشو بشنوم، میتونم بزنمش- اون میتونه کلتو سوراخ کنه

خب، حالا دیگه حرف نمیزنی، ها؟

یالا،‌دهن گشاد یه چیزی بگو بیا بزنمت زمین

یالا،‌دیشب با خواهرت بیرون بودم

باشه، کله کونی هی

حالت خوبه،‌قهرمان داره میاد

اولین ضربه رو میزنمت بجنب

داره میاد، والی داره میاد

پایین تر، دو اینج از تو پایین تره

ساعت دوازده بزنش

خیلی خب باشه، بریم، بریم

ساعت یازده

اووه

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left