The Diplomat

The Diplomat

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

The Diplomat US S01E05 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM CMRG
The Diplomat US S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM CMRG
The Diplomat US S01E05 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-WDYM CMR
The Diplomat US S01E05 1080p NF WEB H264-CAKES
The Diplomat US S01E05 WEBRip x264-ION10
The Diplomat US S01E05 WEBRip x265-ION265
The Diplomat US S01E05 1080p WEBRip x265-RARBG
The Diplomat US S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Diplomat US S01E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Diplomat US S01E05 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentarz od AminNazario
💢 امین جلائی 💢 MovieCottage.com

Tagi

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
Opublikowano: 2023-05-05
Pobrania: 51
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫من به تازگی متوجه شدم ‫که رئیس جمهور ریبورن

‫که حمایت خودشون رو از مأموریت ‫نسبتا پیچیده نجات مردان و زنان ما در دریا

‫اعلام کرده بودن

‫صلاح دیدن که ‫نظرشون رو تغییر بدن.

‫ما با هر سرویس اطلاعاتی ‫روی نقشه صحبت می‌کنیم.

‫ما با اطلاعات ایران صحبت نمی‌کنیم.

‫باید رسما سفیر ‫ایران رو احضار کنی.

‫- اونا اطلاعاتی واسه‌مون دارن. ‫- واسه‌مون؟

‫وقتی ازم کمک خواستی متوجه ‫شدی که من بهت کمک می‌کنم؟

‫- سفیر حجار، ایشون... ‫- می‌دونم ایشون کی هستن.

‫- هیچ‌کس نمی‌دونه خانم سفیر اینجاست. ‫- به من دستور داده شده که یه اسمی رو بهتون بدم.

‫فردی که به‌نظر می‌رسه ‫این حمله رو هدایت کرده.

‫جناب سفیر، حالتون خوبه؟

‫به همراهش بگو بیاد.

‫نمی‌تونی اینجا باشی.

‫این روس‌های لعنتی هستن.

‫بریتانیا مورد حمله روسیه قرار گرفته.

‫- کجاش خنده داره؟ ‫- یه لیوان دیگه واسه‌م بریز.

‫- اوه، من یه احمق لعنتی‌ام. ‫- نه، اشکال نداره.

‫اگر با روسیه وارد جنگ ‫بشیم باید یه سگ بگیریم.

‫واسه محافظت؟

‫نه.

‫جنگ آمریکا و بریتانیا با روسیه؟

‫این موقعیه که آدم‌ها بچه‌دار میشن.

‫چون آخرالزمانیه.

‫بچه‌ها انگیزه‌بخش زندگی هستن.

‫- ازم می‌خوای که... داشته باشم؟ ‫- نه.

‫نه.

‫نکته همین‌جاست.

‫ما با بقیه فرق داریم. ‫ما بچه‌دار نمی‌شیم.

‫ولی یه سگ؟

‫ازم می‌خوای که باهات نقل مکان کنم؟

‫نه.

‫سگ می‌تونه نوبتی پیش من و تو باشه.

‫من یه ماهی می‌گیرم.

‫رئیس جمهور می‌خواد به چیونینگ بیاد.

‫- چی؟ ‫- کار روسیه بوده.

‫اونا نمی‌خوان برنامه‌ریزی ‫رو به گانون بسپارن.

‫نه، نه، نه.

‫کاخ سفید اینو یه حمله ‫غیرمستقیم به ایالات متحده می‌دونه.

‫اگر ریبرن بیاد، تروبریج هم میاد.

‫نکته اصلی اینه که

‫در سطح وزرای خارجه مسئله ‫روسیه رو حل و فصل می‌کنیم

‫وقتی که ردیف شد به ‫مقامات بالا ارجاعش می‌دیم.

‫سلام لیندزی.

‫میشه گوشی رو به کارن بدی؟

‫مرسی.

‫تو یه پدر عصبی میشی. ‫حتی با یه ماهی.

‫کارن، سلام.

‫گوش کن، رئیس جمهور ‫نباید الان بیاد اینجا.

‫ما گانون و وزارت خارجه رو داریم

‫این واسه اهداف سطح ۱ تو ‫این زمان و تو این موقعیت کافیه.

‫امن نیست، نه؟

‫می‌تونیم امنش کنیم.

‫لعنتی کمکم می‌کنی؟

‫حدس بزن کی اومده یه سر به دفترم بزنه. ‫صبر کن.

‫کارن؟

‫سلام، ایدرا پارکم.

‫می‌دونم، دیگه هیچ‌وقت ‫نمی‌بینمت. چطوری؟

‫جدی؟

‫کار، بین خودمون بمونه

‫اما قضیه سفیر ایران که ‫دیروز اینجا مرد رو می‌دونی؟

‫جواب آزمایش ‫سم‌شناسی هنوز نیومده.

‫یعنی نمی‌تونیم احتمال مسمومیت رو رد کنیم.

‫نه، وزیر خارجه اونو مسموم نکرده

‫اما شاید روس‌ها اونو قبل از رسیدن ‫به وزارت خارجه مسموم کردن.

‫صبر کن ببینم، واقعا؟

‫فقط میگم تا موقعی که ‫بدونیم چه اتفاقی افتاده

‫فکر می‌کنم اگر رئیس جمهور ‫تو واشنگتن بمونن بهتره.

‫آره.

‫تو بهشون گفتی این کار رو بکنن؟

‫چی؟

‫- اونا وسایلم رو بسته‌بندی کردن. ‫- آره، اونا بسته‌بندی‌شون کردن.

‫اونا...

‫اونا تامپون واسه‌م ‫بسته‌بندی کردن.

‫فکر همه جاشو کردن.

‫هشت‌تا فوق جاذب ‫چهارتا سبک، یه دونه ادویل.

‫اونا می‌دونن دقیقا تو چه ‫مقطعی از پریودی هستم.

‫روسیه نمی‌خواد با ما و ‫بریتانیا وارد جنگ بشه، درسته؟

‫نمی‌دونم اونا چی می‌خوان.

‫اونا واسه ایران پاپوش درست کردن.

‫اونا می‌خواستن که ما ‫با ایران وارد جنگ بشیم؟

‫اونا حیله‌گرن.

‫دوست ندارم کسی به وسایلم دست بزنه

‫ولی کارشون خیلی خوب بوده.

‫و این‌طوری شروع میشه.

‫چی؟

‫بهش عادت می‌کنی.

‫نه، نمی‌کنم.

‫خب...

‫اونا باید موقعی که ما رفته‌ایم وسایل تو رو بسته‌بندی کنن. ‫بعدش دیگه تو آماده رفتن می‌شی.

‫نگاهش کن. تو هم فکر همه جاشو کردی.

‫یعنی چی؟

‫هیچی.

‫باید با هم صحبت کنیم؟

‫نه.

‫- لعنتی. ‫- نه.

‫ممنون که باهام سکس کردی.

‫نه، فکر نمی‌کنم که این اتفاق

‫تغییر اساسی‌ای تو تداوم ‫زندگی‌مون داشته باشه.

‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم چیزی ‫تغییر کرده باشه، خب؟

‫خودخواهانه بود.

‫خب، اگر این چیزیه که ‫خودخواهانه به‌نظر می‌رسه...

‫- مجبور نیستی بیای اونجا. ‫- دست از خودخواهی بردار.

‫ما به آخر خط رسیدیم.

‫من یه همراه جذاب واسه ‫اولین عکسبرداری از توام

‫بعدش طبق برنامه‌ریزی‌ها ‫از اونجا خارج می‌شم.

‫این به اون معنی نیست که ‫نمی‌تونی هر از گاهی برگردی پیشم.

‫من فقط...

‫من نمی‌خوام همه چیز نامشخص باشه.

‫کاترین...

‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی

‫یه رابطه جنسی ایده‌آل رو که از خاکستر ‫یه رابطه مرده به‌وجود اومده، خراب کنی.

‫خیلی خب.

‫باشه.

‫این مخفیگاه وزیر خارجه لعنتیه.

‫نیازی نیست کسی بررسی‌اش کنه

‫باید سفیر رو به ‫موقع رسونیم اونجا.

‫آقای مک‌نب میگن که نمی‌تونیم

‫احتمال تهدید از داخل ‫خونه رو نادیده بگیریم.

‫ایشون از بابت دنیسون نگرانه؟

‫بهش بگو اگر نگرانی‌شون ‫بابت وزیر امور خارجه‌ست

‫خیلی دیگه زیاده‌رویه.

‫ما متحدان خودمونو بازرسی نمی‌کنیم.

‫میگن وزیر خارجه متحدمونه.

‫این چیزی نبود که گفتم.

‫آقای مک‌نب مجددا تأکید می‌کنن که ‫امنیت سفیر حوزه تخصصی ایشونه.

‫خودم اینو می‌دونم.

‫ایشون همچنین می‌خوان آخرین دیدار وزیر ‫خارجه با یه دیپلمات رو بهتون یادآوری کنن.

‫- اون دیپلمات کارش یه یه کیسه حمل جنازه ختم شد. ‫- فقط بگو...

‫تا زمانی که به نتایج آزمایش‌های ‫شیمیایی نرسیدیم، با احتیاط عمل می‌کنیم.

‫گوشی رو بده به من.

‫برت، این مزخرف محضه.

‫برت؟

‫- با وزارت خارجه تماس می‌گیرم. ‫- پیاده شو.

‫دنیسون اونجا بود.

‫در واقع منم آخر کار اونجا بودم.

‫پس تا زمانی که نفهمن دلیلش ‫نویچوک بوده یا فشار خون بالا ‫(نویچوک سمی کشنده که در حکومت شوروی ساخته شد و همچنان توسط روسیه استفاده می‌شود)

‫کاملا حق دارن که نگران باشن.

‫خیلی خب. من فقط...

‫نگرانی.

‫به هیچ وجه.

‫من با این قسمتش مشکلی ندارم.

‫اهل مهمونی‌ها تو باغ نیستم.

‫اما مذاکرات واقعی؟

‫می‌دونم. کاملا به ‫توانایی‌تون اطمینان دارم...

‫واقعا؟

‫آره.

‫فکر نکنم این‌طور باشه.

‫دستور کار رو خوندید؟

‫البته که خوندم.

‫واقعا طولانیه.

‫من هیچ‌وقت یه کتاب توجیهی ‫رو بدون یه برگ خلاصه

‫به یه سفیر نمی‌دادم.

‫فقط میگم نمیشه خوندش.

‫- به‌اندازه کافی کوتاه هست؟ ‫- بهتر شد.

‫- این دستور کار فرداست. ‫- باشه.

‫- روز شامل سه بخش میشه. ‫- اوهوم.

‫امروز شما با هیئت ‫بریتانیایی برنامه‌ریزی می‌کنید

‫که چطور از این سه بخش ‫بیشترین استفاده رو ببرید

‫تا بتونیم از وقت ملاقات ‫وزیر خارجه با وزیر خارجه

‫نهایت استفاده رو ببریم.

‫و یه استراتژی واسه روسیه پیدا کنیم.

‫چرا فقط اون کاغذو بهم نمی‌دی؟

‫- میشه راجع بهش صحبت کنیم؟ ‫- بذار ببینم چی نوشته.

‫یادداشت‌هاییه که خودم ‫نوشتم. زیاد کمکی نمی‌کنه.

‫بذار ببینم.

‫باشه.

‫- بغل کردن، تغییر نظر دادن، خرس. ‫- اوهوم.

‫درست گفتی.

‫شماره یک.

‫نمایش عمومی روابط ‫مستحکم ایالات متحده و بریتانیا.

‫طوری که روسیه بدونه که ‫ما هنوز یه جبهه متحدیم

‫مثل موقعی که اونا برای اولین ‫بار به اوکراین حمله کردن.

‫این همون بغل کردنه؟

‫- خودشه. ‫- جالبه.

‫- شماره دو... ‫- هی.

‫دلیل این وقفه چیه؟

‫بررسی‌های امنیتی.

‫اونا فکر می‌کنن دنیسون همون‌طور که ‫سفیر ایرانو کشت قراره تو رو هم بکشه؟

‫فکر می‌کنم، حتی به شوخی ‫باید از گفتن این موضوع

‫که مرگ سفیر ایران ربطی به ‫نزدیک‌ترین متحد ما داره، خودداری کنیم.

‫- خب روس‌ها. ‫- این کار رو نکن.

‫- همین الانش هم خیلی نگرانه. ‫- واقعا نیستم.

‫این اولین باری نیست که روس‌ها ‫یکی رو تو خاک بریتانیا مسموم می‌کنن.

‫- می‌خوام که به کارمون ادامه بدیم. ‫- لطفا ادامه بده.

‫- حتی بار دوم هم نخواهد بود. ‫- شماره دو دستور کار.

‫- آره. ‫- شماره یک چیه؟

‫بغل کردن.

‫- تغییر نظر در قبال ایران. ‫- تغییر نظر.

‫بله.

‫- حالا که فهمیدیم روسیه بوده... ‫- آه. سم؟

‫اونا با تو مثل یه مظنون رفتار می‌کنن؟ ‫باید این کار رو بکنن.

‫- برگرد تو ماشین. ‫- باید بشاشم.

‫همین‌طوره؟

‫با من مثل یه مظنون رفتار میشه؟

‫نه، یه شاهد.

‫ممکنه لازم باشه که ایدرا ‫امروز باهاتون صحبت کنه.

‫و همچنین پلیس شهری.

‫- باشه. شماره دو. تغییر نظر. ‫- بله.

More Farsi Persian subtitles for The Diplomat

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left