Pierwsze 200 wierszy.
کیش و مات
وزیرمو کیش و مات کردی، نه شاه رو
داریم شطرنج لزبینها رو بازی میکنیم، چون من لزبینـم
پس وزیر از شاه قویتره
- منصفانهست. بازی خوبی بود - هیس
میشه لطفاً آرومتر حرف بزنید؟
چرا انقدر اضطراب داره؟
دعوتنامههای مهمونی باستانشناسان امشب ارسال میشه
شخصاً میان به تکتک باستانشناسان درجه یک دعوتنامه رو تحویل میدن
وای، مهمونی باستانشناسان...
ویژهترین و جذابترین مراسم ساله
خب اگه دعوت بشم، تو هم میتونی بیای
دستیارها، همراهان اجباریان
پناه بر عینکم
این یه تیکهکلامه که دارم امتحان میکنم...
چون عینک میزنم
خب خیلی دلتو خوش نکن
شبکهی آرکیتیوی میگه اومدن من پنجاه پنجاهه
خب امیدوارم دعوت بشیم
- به نظر میاد خوش بگذره - من نمیخوام برم اونجا خوش بگذرونم
میخوام برم که بتونم...
چاپلوسی ریچارد لانگتوث بزرگ رو کنم
- کی؟ - مدیرعامل نوشیدنیهای انرژیزای اسپلانکـه
ریپ و بلا، یه زمان سخنگوی اونا بودن
- شماها اسپلانکگو بودید؟ - دقیقاً
و با هم اسپلانکگویان بودیم
کم پیش میاد که تبلیغات با هنر تلفیق بشه...
ولی توی کمپین تبلیغاتی ما، دقیقاً همچین چیزی ساخته میشد
میدونم که اگه فقط یه کوچولو با لانگتوث...
بتونم حرف بزنم، دوباره میتونم اسپلانکگو بشم
ممکنه دعوتنامه رو آورده باشن
شرمنده ریپ، فقط دارم زنگ در رو امتحان میکنم
باید هر سال این کار انجام بشه
سووپر، دیگه این کارو نکن
منتظر یه شخص خیلی مهمم
گفتم دوباره زنگ نزن
نزدم. خودش زنگ زد، چون خراب شده
دیدی؟ خوب شد امتحانش کردم
شرمنده، این دیگه کار خودم بود. این دفعه اتفاقی شد
شرمنده، یادم رفت که گفتی نمیخوای زنگ بزنم
تقصیر خودم بود
خیلیخب، این دفعه داشتم مسخرهبازی در میآوردم...
که وانمود میکنم زنگ رو میزنم...
ولی دستم خورد واقعاً زنگ زدم، پس میدونم که گند زدم
شرمنده، بازم اتفاقی شد
ریپ دیگمن، شما به مهمونی باستانشناسان دعوت شدید
ایول! ماهها بود که انقدر...
خوشحال نشده بودم
مترجم: Thetrueali Telegram: @Thetrueali
و برای مراسم، کتشلوار قهوهای تیرهام
یادته، عرق آلبالوی من؟
منو ببر پایین، ریپ
انگار که یه پنیر سوخاریام...
و زمین، سس ماریناراست
برو پایین
وای، دلم برات یه ذره شده
وای، کتشلوار توی کمد، آب رفته
احتمالاً به خاطر دمای معتدل بوده
بذار فقط...
آخ
نه. اتفاقی بود
امشب، بزرگترین شب باستانشناسیه...
و تمام ستارهها اینجا هستن
از شهردار مگوبل بگیر تا شخص زین تروی
عه، ریپ دیگمن. بگو ببینم، چه حسی داری...
که بعد از این همه سال واسه شوخی...
- به مهمونی باستانشناسان دعوت شدی؟ - شوخی؟
یعنی منظورت بهترین قسمت جوکه؟ حس فوقالعادهای دارم
و مثل همیشه، هیچکس خارج از مراسم...
نمیدونه اون داخل چه خبره
درسته، هاوارد
همونطور که میبینید، مهمانان دارن گوشیهاشونو تحویل میدن...
و قرارداد عدم افشاسازی امضا میکنن که بتونن وارد مراسم بشن
ولی میخواستم با برنامهی ساعتم بازی کنم
پس هرگز دقیقاً نمیفهمیم که چه اتفاقی توی این مهمونی میافته...
ولی میتونم تصور کنم که یه خروار مواد مخدر هست
انقدری کوکائین هست که توی تصوراتتون نمیگنجه
و احتمالاً یه اتاق سکس
یه اتاق سکس گروهی بزرگ...
که هر کسی انقدر میخوره و میکنه...
تا راضی بشه. هاوارد
ممنون، دورین، بابت این گمانهزنی دقیق
ولی افسوس، فقط میتونیم حدس بزنیم...
اون داخل چه عیش و نوشی برقراره
خیالتون راحت، هرچی که هست، حتماً خیلی باحاله
سلام به همگی. موقع رقص شافل باستانشناسان رسیده
- یالا، ریپ - نه، ممنون
از وقتی بلا مُرده، دیگه نرقصیدم
- ببخشید - خدای من
هماهنگیش فوقالعادهست
با چشمای تیز باستانشناسیم دید میزنم
آقای لانگتوث
عالیه. میتونم واسه خودشیرینی یه شعبده براش انجام بدم
قبل از اینکه بیاییم اینجا یه روبان بزرگ کردم داخل گلوم...
و دارم میمیرم که بیارمش بیرون
با کمال احترام...
این بدترین ایدهایه که توی کل زندگیم شنیدم
- این محترمانهاش بود؟ - آره
غیرمحترمانهاش میشد اینکه...
بدترین ایدهایه که توی تمام زندگیهام شنیدم
اگه به تناسخ اعتقاد داشتم...
که ابداً ندارم
بگذریم، تو باید بری...
- توی بخش دستیاران - ای بابا
باورم نمیشه این همه آدم اینجا دارن شامپاین میخورن...
در حالی که میتونن یه نوشیدنی انرژیزای اسپلانک بزنن به بدن و عشق کنن
عه، سلام آقای لانگتوث. ندیدمتون
توی کل دنیا منظرهای زیباتر از رقص شافل باستانشناسی هست؟
حقیقتاً خیرهکنندهست. عه، ریپ دیگمن
چند وقتی بود این حوالی ندیده بودمت
خب من برگشتم و حالمم خیلی خوبه...
و این منو یاد طعم موردعلاقهام از نوشیدنی اسپلانک میاندازه. اسپلانک با طعم توت
حقیقتاً رقتانگیزه
ریپ، خدایی سعی داری با یه سخنرانی...
خودتو اسپلانکگوی جدید اسپلانک کنی؟
چقدر مستاصل
آقای لانگتوث، دوست دارید یه شعبده ببینید؟
وای، چقدر روبان اون داخل بود
- گندش بزنن - میشه یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟
نوشیدنیهای اینجا رایگانه، ولی البته
سلام، همکاران عزیز، دستیاران باستانشناسان
نظرتون راجع به نسخهی جدید...
مجلهی دستیاران باستانشناس چیه؟
اینو میگن یه چیز درجهیک، نه؟
سلام. قبلاً این اطراف ندیده بودمت
خوشحال میشم اگه بخوای راه و چاه رو یادت بدم
میدونی، مربیت باشم
بزن به چاک، چندش
ببخشید خانم. ببخشید
سلام. من تریسکت هستم. جلیقهتو دوست دارم
ممنون. کمکم میکنه بدونم...
کجا بالاتنهام شروع و تموم میشه
راستی، عینک زدن توی محوطهی سرپوشیده...
که از اشعهی ماورابنفش در امان هستی...
چقدر خفن
- میخوای امتحانش کنی؟ - روی عینک خودم؟
- باشه - بهت میاد. از فازت خوشم میاد
واقعاً؟ مامانم همیشه میگفت سریع همهچیو به همه میگم
ولی به هر حال اون دیگه باهام حرف نمیزنه
بابامم همینطور. وای نه. دیدی؟ دوباره دارم همین کارو میکنم
نه، ردیفه. پدر و مادر منم ازم متنفرن
ظاهراً کسی که کونشو به ملت نشون بده...
دختر اونا نیست
وای، تو خیلی خفنی
میخوای بریم تو کارش پسر شجاع؟ من تنم میخواره واسه دعوا
جدی؟ مشت میزنم سر کیرت
بیخیال
- صبر کن ببینم. تو دستیار اونی؟ - صبر کن ببینم. تو دستیار اونی؟
سالتین، واسه چی...
با زیردست بزرگترین دشمن من رفیق شدی؟
- اون تریسکتـه. دوست جدیدمه - نه، نیست
اگه یه بار دیگه ببینم باهاش حرف میزنی، اخراجی
- ولی این منصفانه نیست - تو هم همینطور، تریسکت
- فسقلی احمق - باشه
ای بابا
تو رو خدا بگو که نمیخوای از اون بخوری
تریسکت، ما اجازه نداریم با هم حرف بزنیم
ممکنه اخراج بشیم
پس بیا بریم یه جا...
که ما رو نبینن
منظورت اینه که قانونشکنی کنیم؟
خیلیخب، خوشم اومد
همگی توجه کنید
من بیلی مت، رئیس مت هستم
و میخوام به همه خوشآمد بگم
هنوز غذا رو امتحان نکردم چون منتظرم...
زنم برام با چاقو ببُرتش، ولی بوی لذیذی میده
میخوام خبر هیجانانگیزی رو اعلام کنم
فردا کلنگ بخش جدید موزه رو میزنیم...
همهاش به لطف مبلغ سخاوتمندانهای که ریچ لانگتوث بهمون اهدا کرد
بخش لانگتوث به طراوت...
و هیجانانگیزی نوشیدنیهای انرژیزای منه که سازمان غذا و دارو تأییدشون نکرده
همه برید داخل معبد
چاشنی رو بزن
ما اومدیم جلوی توسعهی موزه رو بگیریم
که بتونیم آرکید زپر رو نجات بدیم
شرمنده که مهمونیتون رو خراب کردیم، پیرپاتالهای شپشو
میتونید هایاسکر صدام کنید (به معنی رکورد امتیاز)
چون رکورد امتیاز تمام بازیهای زپر دست منه
اینا هم بقیهی میزبانان امشب هستن
- بومباکس - ولوم بره بالا
- تامبوی - من یه دخترم که لباس پسرونه میپوشه
آلرژی
- اسلینگشات - تخما رو هدف میگیریم
دوجو دیو
- استرالیا - شانستو امتحان کن، عوضی
و بوبیترپ (تلهی انفجاری)
ما هر روز پاتوقمون زپرـه...
و اجازه نمیدیم چهارتا پیر خرفت...
خرابش کنن که موزهی مسخرهتونو بزرگتر کنید
پس قضیه از این قراره
شهردار مگوبل این فرم رو امضا میکنه...
تا آرکید زپر یه مکان تاریخی شناخته بشه...
که نشه تخریبش کرد
آقای شهردار، اگه چنین کاری کنی...
میبینی که قبل از انتخابات بعدی...
- کمکهای مالی به کمپین انتخاباتیت قطع میشه - نمیتونم امضاش کنم
یه خودکشی سیاسیه
هرجور راحتی. ولی اگه تا یه ساعت دیگه امضاش نکنی...
No comments yet. Be the first to leave one.