Pierwsze 200 wierszy.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
.نگین که از در ورودی خونه من وارد شدین
.بگو لطفا .شنیدیم چی شده
.عقلتون رو از دست دادین
.خدایا! یه نگاه به خودت بینداز، بیلی .خیلی داغونی
...یه لحظه صبر کن - .پسرا، زود باشین. دیر وقته و مستین -
...قبل از اینکه کار احمقانهای انجام بدین
بهتره برید خونه و منتظر برادرتون باشین، باشه؟
رت و پری کجان؟ - !نمیخوام بشنوم -
.حالا برید خونه و آروم بشین ...باورم نمیشه
.هنوز معذرتخواهی نکردین
.ببخشید، خانوم ابوت - .خواهش میکنم، بیلی -
.ببین، لوک؟ باهوش باش
دنبال برادرت برو .تا بعد حرف بزنیم
باشه؟ .شب بخیر
.باشه پدرت کجاست؟
.میرم یه تیشرت بپوشم
پات چی شده؟
.نگران اون نباش
.داری خونریزی میکنی - .من حالم خوبه -
.باشه پس جسد کجاست؟
.نگو. نمیخوام بدونم
،اگه اوضاع خراب بشه .من هم مقصرم، رفیق
،اگه به اونجا برسه .من همهی تقصیرها رو گردن میگیرم
.پری، بسه
.همهمون مقصریم
...خیلیخب، رویال، ببین
،هر چی که فکر میکنی لازمه بدونیم .بهمون بگو
.نیست
.جسد نیست .تنها چیزی که باید بدونید، همینه
توی زمینمونه؟ - .نیست -
خب، بعدش چی؟
،برمیگردیم سرکار .بعدش اینه
.بابا - .این مزرعه باید مثل همیشه کار کنه -
پس یه جوری رفتار کنیم انگار هیچکدوم از اینها اتفاق نیفتاده؟
میخوای بهمون بگی چه کار دیگهای میشه انجام داد؟
،خب، اول از همه .یه زنی هست که توی زمین ماست
کدوم زن؟ کدوم زن، رویال؟
یه داف هیپی هست .که توی علفزار غربی چادر زده
از کی تا حالا؟ - .همین اواخر. هفته اخیر -
.خدای من - پس کی میخواستی این رو بهم بگی؟ -
...ببین - ...اگه اون چیزی دیده بود -
.ندیده - از کجا میدونی؟ -
.ازتون میخوام که بهم اعتماد کنید
هنوز اونجاست؟ - .نه. من پیداش میکنم -
هر چه زودتر از این زمین .بیرونش کن
...ولی صبر کن، ما باید بدونیم
.چیزی دیده یا نه
،باید پیداش کنیم .باهاش حرف بزنیم
من پیداش میکنم، باشه؟ .من میفهمم چیزی دیده یا نه
.آره، بهتره این کارو بکنی، رفیق
اگه ردپایی مونده باشه چی؟
مثل چی؟ - .مثل تیشرتت. وای، خدای من -
.گفتم که نمیدونم تیشرتم کجاست
مطمئنی؟
منظورت چیه مطمئنم؟
.با پدرت درست صحبت کن
اگه ازمون میخوای همهمون ،توی این ماجرا شریک باشیم
.پس باید اتفاق نظر داشته باشیم
داری چی میگی؟
.پات داره خونریزی میکنه
.من حالم خوبه، عزیزم
چرا از پاش خون میاد؟
امی، میشه چند لحظه تنهامون بذاری؟
...ببین، عزیزم - .باید قبل مدرسه صبحونه بخوم -
لوک بود یا بیلی؟
هان؟ - .اونی که بهت شلیک کرد -
.لوک بود
داری میگی که تو رو ندید؟
.نه. شانس آورد
.توی تاریکی به یکی شلیک کنی
به نظرت خدا ما رو به خاطر این کار میبخشه؟
.دارم سعی میکنم بفهمم
.رز، عزیزم، صبحونهت رو بخور
کی دائم بهت زنگ میزنه؟
لوک تیلرسون، میخواد بدونه .ترور رو دیدیم یا نه
.نباید شمارهم رو به اون خانواده میدادم
!ایول، فرد
.گهت بزنن، داغ بود
رت، حالت چطوره؟
.کلانتر جوی
.لعنتی
.زود باش
.یه سگکه
.مال تروره
آخرین شبی که دیدیمش .پشت کافهی ببین راه پیداش کردم
.خیلیخب
چه روزی بود؟ - .یک شنبه -
میخوای چیکار کنم؟
.تحقیق کن
.ببین، اونجا خون هست
خوب میدونی که اون .میتونه خون هر چیزی باشه
...و به عنوان کلانتر نمیتونم - .ادای کلانترها رو درمیاری -
ببخشید، این عنوان رسمیته، درسته؟
از وقتی برت مرد؟
،آره، موضوع اینه که
من نمیتونم چیزهایی که گفتی رو .به عنوان شواهد قبول کنم
،میدونم که نگرانی
ولی آیا میتونم بگم ...این اولین بار نیست که
ترور برای یکی دو روز غیبش میزنه؟
.باور کن
.ما حواسمون بهش هست
شنیدیم توی انتخابات برای کلانتر بودن .با ترودی کول در رقابتی
.باید بگم اون با من در رقابته
.این یارو یه سری طرفدار توی لندر داره
.انتخابات جالبی میشه
رای گیری کیه؟ - 28 روز دیگه -
.قبلا کلانتر سرخپوست نداشتیم
.یا همجنسگرا
.خب، دیگه وقتشه
چرا نمیگی چطور میتونیم کمکت کنیم؟
.و معذرت میخوام سر قضیه ترور ناراحتت کردم
،میدونی، واقعا نگرانشیم
.همین
.بذار یه چیزی بهت بگم
.بذار این رو ببرم اداره
اشکالی نداره این رو با خودم ببرم؟
.نه. برای خودت
.سلام - .سلام -
میشه یه جای دیگه حرف بزنیم؟
.نمیدونم. تا یه ساعت دیگه وقتم آزاد نیست
.باشه
باشه چی؟
.منتظر میمونم
اینجا؟ توی بانک؟
.آره، اصلا هر چی
.توی رستوران اون طرف خیابون میبینمت
.باشه
،همین بود
تا این که دیدم بابام .برندهی مسابقات گاو بازی شد
،از اون موقع به بعد فهمیدم
.جز گاو بازی کاری نمیخوام انجام بدم
.راستی، تبریک میگم
برای چی؟ - .برای پیشرفت کردن -
اون یارویی که مقامش از تو بالاتر بود .بخاطر مواد برکنار شد
.تو هفته بعد مسابقه داری
چی؟
جدی میگی؟
الان روی ابرهایی؟
....نه، امم
.خیلی به سودم شد
با من میای شام؟
.منظورم همین امشب نیست .هر وقت که شد
.یا اگه میخوای همین امشب - صبر کن، داری باهام قرار میذاری؟ -
آره - داری اسپانیایی حرف میزنی؟ -
.یه کمی
.باشه
.باهات میام شام
فقط بگم که معمولا .با آدمهایی مثل تو بیرون نمیرم
فهمیدی؟
...نفهمیدم، گفتی
فردا چطوره؟
.باشه. فردا خوبه
میخواستی همین رو بگی؟
.نه، یه چیز دیگه
،اون شب
.بابت کاری که با ترور کردم ناراحتم
منظورت دعوا کردنه؟ .عیب نداره
.هیچوقت ازش خوشم نمیومد
...نه، فقط
.خب، تیلرسونها رو که میشناسی
.اگه اشکالی نداره، به کسی چیزی نگو
.خیالت راحت
سلام؟
600 هکتار؟
...چندتا وکیل از طرف تیلرسونها
.بهم زنگ زدن و گفتن - .میدونم -
چرا من تازه میشنوم؟
،این اطراف اتفاقهای زیادی افتاده
.مگه این که ندیده باشی .ما کارهای مهمتری داشتیم
...خب من هم میگم علفزار غربیمون
.همون کار مهمتره
داری کجا میری؟
.دارم میرم تاد بارنی رو ببینم
.پری رو با خودت ببر
.باید بره سر کار
.نه، چیزی که نیاز داره پدرشه
مطمئن نیستم بتونه با .این قضیه کنار بیاد، رویال
.لطفا کمکش کن
.نمیتونم اینطور ببینمش
.باشه - .باشه -
.تصادف بود
.هر دو مون مست بودیم
.دعوا کردیم. خیلی زد و خورد کردیم
تصادف بود، درسته؟
.من دیگه به چیزهای تصادفی اعتقاد ندارم
داری در مورد ربکا حرف میزنی؟
.در مورد تقدیر حرف میزنم
.تقدیر
.آره
در مورد چه چیز تقدیر؟
فکر میکنی دنیا اینطور کار میکنه؟
.نمیدونم دنیا چطور کار میکنه
.خب اینجا مزرعهی شماست
.در سال 1878 ثبت شده
.و اینجا هم مزرعه تلیرسونه
.در سال 1872 ثبت شده
...حالا این دقلبازها ادعا میکنن
.شما 600 هکتار از زمینهاشون رو گرفتین .و این دلیلشه
No comments yet. Be the first to leave one.