لومړۍ 200 کرښې.
لعنتی!
لعنتی!
لعنتی!
وقت دارم.
دستیارم قرار بود جابجاش کنه.
نکرد.
پس بهتره بهش زنگ بزنی.
مامان گفت حق نداری قرار با منو عوض کنی.
تورو خدا، فقط همین یه بار.
لوس نباش.
لوس؟
من این هفته ۸۰ ساعت کار کردم. تو چی کار کردی؟
یالا بابا، وقت زیادی نداریم!
باید یه دیوار بسازیم که هیولا رد نشه!
مهمونی چایها چی شدن؟
دیگه دخترا مهمونی چای نمیگیرن؟
تو خندق رو بکن.
خندق رو قبل از اینکه هیولا بیاد بکن. سرعتشو کم میکنه.
مامانت وقتی بیدار شد نمیتونه خندق رو بکنه؟
من راستش برای هیچ نوع...
...خندق کندنی آماده نیستم.
عجله کن، وقت زیادی نداریم!
اِما!
من از این کارا نمیکنم... باشه؟
مامانت میتونه این بازیها رو باهات بکنه، باشه؟
من که هیچ وقت تو این چیزا خوب نبودم.
تو میتونی بابا.
اوه نه!
چی؟
داره میاد! برای خندق دیگه دیره! بشین بابا!
آه! منو گرفت!
آه! نجاتم بده بابا! نجاتم بده!
داره منو میکشه توی غارش!
خیلی زشته بابا!
منو گرفت. یالا نجاتم بده.
ازش دور شو، احمق گنده!
بگیرش بابا! اون کثافتو بگیر!
با دختر من دربیفتی، با من درافتادی!
قلعه! قلعه! برگردید به قلعه!
بشینید! بشینید!
موفق شدی بابا! گرفتیشون!
هی!
۲۸، ۳۷ و ۵۳.
پس شانس خوبی داشته باشید همه اونایی که دیشب لاتاری بازی کردن.
بابا؟
فکر کردم رفتی.
من به مراسم خاکسپاریت رفتم.
نه، نه، نه. من اینجام.
وقت خوابه، پرنسس مومبا.
وقت استراحت زیباییت رسیده.
علیاحضرت امروز این سرزمین رو با زیباییتون متبرک کردید.
ولی حالا ساکته و سفر فردا ادامه پیدا میکنه.
شورشیها به پایگاه نفوذ کردن!
بام! بوم!
سِر لورنس، سِر لورنس!
سریع سوارهنظام رو بفرستید!
سِر لورنس؟ سِر لورنس؟!
چی شدی؟
نه!!!
چرا؟!
چرا؟!
چراااا؟!
اون خیلی جوون بود!
اِما؟ تو که اون تو بازی نمیکنی؟
این یه خروپف خیلی واقعیه، ولی باید چراغتو خاموش کنی خانوم کوچولو.
ممنونم.
شب بخیر مامانبزرگ.
شب بخیر، پرحرف خوابالو.
کمک!
اون دوستاشو میخره.
اون اون بدن رو هم خرید.
بس کن!
در مورد من حرف نزن!
بس کن!
بس کن!
تو احمق!
تو احمق!
چطور میتونی اینقدر بیاهمیت و احمق باشی؟ الو؟
تو دقیقاً مثل باباتی!
اونم یه احمق بود.
تو چندشآوری! دیدنتم چندشآوره!
حتی بچههای خودت هم از بودن باهات خجالت میکشن!
همون دقیقهای که دیدمت اشتباه کردم!
باید میدونستم که چقدر بازنده میشی!
بیکار و بیپول!
چند شب دیگه میخوای این کارو بکنی؟
این باید تموم بشه.
نمیتونی همیشه غایب باشی.
تو یه زندگی کاملاً دیگه داری.
نه! نه!
پدربزرگ!
پدربزرگ!
پدربزرگ!
نه، دختره!
برو دنبال دختره!
کمک!
خب، این یکی از مورد انتظارترین عرضههای اولیه سال (IPO) هست.
"آپولو سیستمز"، پیشرو بازار در فناوری نوظهور سیستمهای تحویل سیار،
در مقطعی از این هفته یک متعهد پذیرهنویسی اصلی رو انتخاب خواهد کرد.
حرف توی بازاره که "هاناوی کپیتال"، "ونباسکرک بلک اند کمپانی"...
و همیلتون پارتنرز همهشون پیشتاز مناقصهان.
رقابت خیلی دیدنیای میشه و تصور میکنیم به زودی یکی از این شرکتها با یه اظهارنامه ثبت سر و کلهش پیدا بشه.
دیوید... تو...
جان!
نه، نه امروز صبح. لطفاً راجر، از اون قیافه متنفرم.
از اون قیافه پر از ترسِ مرگبارت بدم میاد.
چیه مرد؟ نمیخوام که بکشمت.
میدونی که تا صبح دووم میاری. ما اینجا حسابی تو فشاریم جان.
ما هیچوقت تو فشار نیستیم راجر، هیچوقت.
خبر رسیده که آپولو متمایل شده به همیلتون.
همیلتون دیشب اومد و قیمت پایینی پیشنهاد داد.
قیمت رو تا شیش و نیم درصد پایین آوردن. هی، هی، هی!
چی، چی؟ شیش و نیم درصد جان.
اونا زودتر زیر آبمون رو زدن.
همیلتون؟ برای آپولو؟
داری در مورد حساب آپولو حرف میزنی؟ آره!
همیلتون شیش و نیم درصد برای آپولو؟ اونا اومدن و زیر قیمت ما زدن.
اینو از کجا آوردی؟
از رابط کارل.
آره.
لعنتی کی بهشون اجازه داد این کارو کنن؟ خدا میدونه!
میدونی شخصاً فکر میکردم یه کم دور از ذهن بود، اما بعدش...
شرکت مزخرف لعنتی!
آپولو همیلتون رو میخواد؟
همیلتون هیچی بارش نیست.
همیلتون گور باباش! گور باباشون!
میخوان با بازی با درصدها مناقصه رو ببرن؟
باید بهتر از اینا عمل کنن. جان.
موفق باشی! متاسفم!
این از روی ناامیدیه، من این آدما رو خیلی خوب میشناسم.
این یه حرکت لعنتی از سر ناامیدیه.
گوش کن راجر.
اگه این معامله امروز صبح به هم بخوره...
با همین دستای خودم میکشمت.
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
ها! دو... سه... چهار
یاه! دو... سه... چهار
وا! دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... سه... چهار
یک... دو... اوه!
برنچ!
حرومزاده!
یک، دو، سه، برنچ... یک، دو، سه، برنچ!
سلام خاک. امروز چطوریم؟
نه.
قیافه یه جنگنده رو که نداریم، داریم؟
تو جیکوبی؟
اسم من آلاله.
بهم گفتن که باید کمکت کنم. میتونی به خاطر دختره کمک کنی؟
کی دزدیده شد... صبر کن.
تو همونی هستی که حسابی کتک خوردی.
چی؟ آره شرط میبندم که این زیاد باب میلت نیست.
البته که یه کتک مفصل به دل هیچکس نمیشینه.
داری مسخرهام میکنی؟
خیلی هم که زرنگی، نه؟
فهمیدم! فهمیدم! منم بازی میکنم!
نمیخوای خبر پخش بشه، مگه نه؟
چه خبری؟ در مورد کتک خوردنت!
آره، هیچکس نمیدونه که تو در واقع یه آدم لوسی. همهشون گول خوردن، ولی...
تو واقعاً یه آدم لوسی.
سیاست شما اینه که اجازه بدید دختربچههای ناز تو تاریکی شب ناپدید بشن؟
بسه دیگه! اوه!
به سیم آخر زد!
یه غفلتکننده از کودکِ گناهکار اینجا داریم؟!
اینم از اون!
جنگنده!
فقط میخواستم مطمئن بشم، میدونی.
البته که داره به یه آدم ضعیفتر حمله میکنه، ولی کی اهمیت میده؟
باز هم همدیگه رو دیدیم!
ببین، این شوخیه؟
تو واقعاً هدفی داری یا فقط حرف مفت میزنی؟
تو دختره رو گم کردی، درسته؟
نه، من دختره رو گم نکردم! حتماً، حتماً دزدیده شد.
هنوز وقت هست.
قبل از اینکه همه چیز از دست بره.
راهی برای ردیابیش داری؟
عمراً نه! کی میخواد؟ یادت که هست اون حسابی کتکت زد.
از اون طرف میریم. دختر جسمانی رو پیدا میکنیم.
و چی کار کنیم؟ حسابی تکونش بدیم!
حسابی تکونش بدیم!
بیدارش میکنیم.
چه عالی!
آخرین باری که چک کردم، راهی برای تأثیر فیزیکی روی اونا وجود نداره مگر اینکه یه... باشی.
یه راهیاب باشی.
آخ!
کمک!
کمک!
کمکم کن!
لطفاً!
No comments yet. Be the first to leave one.