لومړۍ 200 کرښې.
چیه؟
فقط یکم عجیبه همین
ما تقریبا دسرمون رو تموم کردیم
و تو یک بار منو متهم به چیز های ضد بشری نکردی
فکر کنم یکم پیشرفت کردیم
نه؟
میدونی من چی یاد گرفتم؟ها
من یاد گرفتم تو رو به چیز های بی معنی متهم نکنم
ابن منجر به بازی های کثیفی میشه
و تو کاری کردی دوستم آدم بکشه
پس بجای حرف زدن و شجاع بودن میخام
دختری که مادرم بهم یاد داد باشم
غذا مو بخورم ، کار هامو انجام بدم
و وقتی کارمون تموم شد برگردم خونه
و بلافاصله سعی کنیم همه چی رو فراموش کنم
تا یکشنبه آینده وقتی ما دوباره این کارو میکنیم
چقدر جذابه که فکر میکنی این میراثه مادرت
این شجاع و حرف نزدن ها
هر چیزی که تو هستی و فکر میکنی میخای
فقط به خاطر منه
فکر کنم باید بگی به رغم تو
دو طرف یک سکه عزیزم. ممنون
مثل
تبدیل کردن دوستت به یک قاتل
این چزی که خود هاک بدست اورد
اون منو ترک کرد من اون رو ترک خواهم کرد
جیک هم همینطور
شمامشون تموم شد اون تو راه خونست
گوه توش ، چقدر از رستوران دوره؟
سه دقیقه وچهار همراه با ترافیک
عالیه دقیقا مناسبشه تو باید بری
دارم میام سریع تر
واقعا؟ دلت میخاد تو خطر بیافتی؟
من دلم میخاد تو خطر بیافتم؟ نگاه ،من موقعیت الان رو می فهمم
منم جاسوسم میدونستی آره؟
نه اون کجاست؟ اون دم دره
چی ؟ خیلی برای ترافیک زیاد بود
من باید سیستم زنگ خطر رو دوباره راه اندازی کنم
فقط .. فقط یک لحظه
نمیتونم ، اون میفهمه که سیستمش غیر فعال شده
مفهمه که اون جایی لعنتی
سیستم خطر دوباره فعال شد. آزادی که بری
بدو ، بدو ،بدو فقط یکم مونده
گرفتیش؟
بدو بدو
گرفتیش؟
آره گرفتمش
این همون... آره همون میز مزاکرست
جان جان ازش فخاطر زیرچشمی نگاه کردن استفاده میکرد
چیز معرکه ایه - آقای برگر..
لیو ، شما میتونید منو لیو صدا کنید
این اصله؟ لیو..
انگار که اصله خدای من
لیو مطمعنم تعجب زده ای
چرا ما تورو این جا دعوت کردیم
داری ازم میپرسی که برم
به کمپین انتخاباتی رییس جمهور ملحق شم
آره ما تو و
اون تنفکر درخشان و استراتژیکیت و
البته میلتون برای چک کردن
یکی دو چیز توی هر لحظه میخایم
ما بهت این فرصت رو میدیم که توی مرکز قرار بگیری
همچنین با بهترین بودجه ممکن
و بهترین کمپینی که کشور تا حالا به خودش دیده
این کار خودته لیو
پس چی میگی؟
شاید این بهترین گفت وگویی بوده
بین من و تو سایرس
قطعا... - نه نه منم میخایم که ببریم
پس به من مثل زن اول نگاه نکن
من مثل یک فرد ساده از تیم نگاه کن
و توی این گفت و گو فیتز شوهر من نیست
او مرد ماست
باشه
آدمتون نقص خیلی داره
اون به دام پرشکی تزیین شده
اون زنده مانده یک اقدام تروریستی
پاهاش واقعا معرکن
ولی یک مشکل واقعا بزرگ داره
مشکل شخصیتش مشکل اعتبارش
مشکل زیر شلواریش که نمیتونه تو شلوارش نگهش داره
همچنین اون ....
یک مشکل ازدواج متاسفم
اما مشکل همسرش یک مشکل سرگردانه
همه نامزدها مشکلی دارند به همین دلیل مردم ما رو دوست دارن.
آره اما.. برای بازنده ها کار نمیکنه
بازنده؟ ما داریم درمورد قرار دادنش به عنوان رییس جمهور حرف میزنیم
سای من به مشکلات اون اهمیت نمیدم
من به شناختش اهمیت میدم اون به نظر
یک مرد ناراحت میاد انگار که محاصره شده
اون به چیز خوبی الان به نظر...
من معذرت میخام ولی با این زمان زیاد
اون بنظر یک بازندست
مردتون قلب نداره
تو میبازی
اشتباه نکن
من از نمایش بزرگ لذت می برم
دعوت نامه به دفتر قوانین.
که به نظر میاد هالوویینه
در حال حاظر پسرمون ناراحت به نظر میرسه
انگار جنگ نکسیون 74 که باختیم
من نمی بازم
باشه هر چی تو بگی
من فقط به خاطر این اینجام چون تو نابود شدی
رابطه ی تو با اولیا پاپ
ممنونم بخاطر دعوتتون ولی به خاطر این که من سطحهم بالا تره
برای دیدار با جوزی مارکوس در 20 دقیقه دیگه، پس ...
خوش شانس باشید
شما به نام تجاری نیاز ندارید خانم کنگره
شما به نظر فهم خیلی بالایی دارید
و اون کسی که هستید و بهش ایمان دارید..
من به خایه مالی احتیاج ندارم خانم پوپ
شما به نام تجاری نیاز ندارید شما به انظباط نیاز دارید
شما به جذبه احتیاج دارید
شما ریاست جمهوری را احساس نمی کنید.
من برای کد های هسته ای به شما اعتماد ندارم
تو مهربونی ولی خیلی زود فریب میخورید
شما تازه کارید و انگار بیتجربه اید
تو به نظر بچه دبیرستانی هستی
که میخای برای آخر هفته دانشگاتو ویزیت کنی
من میتونم عوضت کنم میتونم شمارو به حدی برسونم
که هر کسی در مقابلتون خم بشه
ممنونم خانم پوپ ولی این تنها زمانیه که ما داریم
اون استختامه
جوزی ما کاندید های دیگه ای هم داریم که ببینیم
لیو برنیگ بیرون منتظره (همون مرده که قبل داشت خودشو پز میداد) پس بفرستش خونه
و میتونی اتاق رو خالی کنی؟
من باید یک لحظه با خانم پوپ تنها باشم
معذرت کندی تو هم همین طور
خواهر من خیلی محتاطه
حالا حقیقت اینکه من زیاد به یک مدیر مبارزات انتخاباتی نیاز ندارم
پس چرا اومدی پیش من؟
چون تو مشکلات حل میکنی و من الان یک بزرگشو دارم
من یک بچه تو 15 سالگیم داشتم
رهاش کردم و هیچ وقت منصرف نشدم
چند نفر میدونن؟
مادر من ، خدا رحمتش کنه اون روی کار من سرپوش گزاشت
کندی هنوز نمیدونه
ولی من درموردش با پنج نفر دیگه صحبت کردم
که اگه بخوان میتونن فاشش کنن
شما نوجون بودین و یک انتخاب دشوار داشتید
توی موقعیت سختی بودین
ما میتونیم اینو با هر تعداد راه تغییر بدیم
پایه خودتون رو استوار کنید و حمایت زنان رو تقویت کنید
نه
این بچه الان یک زنه بالغه
اون یک جایی بیرونه و داره زندگیشو میکنه
و لیاقت حریم شخصیشه
من از این موقع برای دست آورد های سیاسی استفاده نمیکنم باشه؟
نه الان ونه.. خانم کنگره
حرف هامو شنیدی؟ مشکلمو گفتم
و حالا برو درستش کن
من به تو ، تو پرواز بعدی نیاز دارم
به رد اسپرین تو مانتانا
سکس عالی بود به نظرم بیشتر آدم ها باهاش خوش حال میشن
اونم دوبار تو صبح
من از این برای گول زدن دیوید استفاده نکردم...
من نمیخواستم بیدارت کنم
فقط می خوام یه مدت طول بکشه
اون همه چیزش وحشتناک رمز گزاری شدست
داری با کی حرف میزنی؟ هیچ کس؟
شام خبرنگاران؟ آره فکر کنم
نه من میرم
چرا ما وایسادیم؟ متاسفانه ما رسیدیم
فکر کردم ما سوییت رزرو کردیم
اینم یک سوییته بیاین بریم اون آدم ها رو پیدا کنیم
ساکتشون کنیم و از این خرابه بزنیم بیرون
به غیر از مادرش که چند سال پیش مرد
پنج نفر بودن که میدونستن اون حاملست
دکتری که مسعول اون بود
پرستار مراقبش دوست صمیمی دبیرستانیش
پسر عموش و پدر بچه هم فراموش نکن
بلی جوی لی، خدایی؟ بیلی جوی لی؟
اسم اولش کدومه؟
باشه ابی بزار اول با دکتره شروع کنیم
صبر کن ، پس من چی؟ مراقب هاک باش
بهش کمک کن تا پرستار رو ردیابی کنه
هاک؟
تقریبا نمیدونستیم برای پیدا کردنتون کجا بریم
کسی که 20 ساله ندیمش
و کسی که منو دور زد...
الان دقیقا همون جایی هستی که من تورو ترک کردم
توی سایه ها قایم شدن کشیدن رشته های من
تو اینو خیلی شخصیش میگیری
برای من خیلی شخصیه
چه کار با پیت فاستر کردی؟ پیت فاستر خود کش...
بهم دروغ نگو
تو از اول اون رو مرده میخواستی
و بلاخره یک راهی براش پیدا کردی
حالا بعدی کیه؟
کی باید بمیره تا از این راز محافظت کنی
این جا کسی هست براش؟
همون طور که ما داریم حرف میزنیم متخصصین کامپیوتر ما
آدرس آی پی رو ردیابی می کنند که دسترسی پیدا کرد ...
این پرونده ماموریت پیت فاستر توی نیروی هوایی
یکی داره مارو میپاد
چیزی گرفتی؟
فیلم جلسشون
بین فرمان و گلدونن
به نظر میرسه اون ها درباره ی رمینگتون حرف میزنن
No comments yet. Be the first to leave one.