Elementary

Elementary

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

elementary s02e07 blood is cker 720p web dl x264-mrs
د لخوا تبصره knighttt
هماهنگي: Sajad Filselfo زيرنويس : pury800

تګونه

web
x264
720p
720
په خپور شو: 2013-12-05
ډاونلوډونه: 51
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

قبل از اينکه جمع بندي کنيم بيايد يه بحث رو شروع کنيم

...من يه جورايي

موضوع متفاوتي تو ذهنم دارم

ديوانه کننده ترين افکار در مورد بيماري شما

ميدونيد منظورم چيه

ميدونيد که اونا ديوونه کنندن

ولي مدام به ذهنتون وارد ميشن

بعضي وقتا با خودم فکر ميکنم که من بايد يه زمان ديگه اي متولد ميشدم

ببخشيد، من شرلوک هستم و يه معتادم

سلام شرلوک

...من

...حواس من، بطور غير عادي

...خب، حتي ميشه گفت بطور غير طبيعي تيز هستن

و دوران ما، يک دوران حواس پرتيه

اين...يه صداي طبل طاقت فرسا

از چيزهاي وروديِ دائمي ـه

اين...اين صداي ناهنجار

...که همراه ما به خونه ـمون

و به رختخوابمون مياد

...و به درونِ

روحمون نفوذ ميکنه

.اگه بخوام واضح تر بگم

...براي مدت طولاني

فقط يک مرحم براي اعصاب نارس من وجود داشت

و اين...مصرف زياد مواد بود

پس در لحظاتي که کمتر مولد بودم

...به اين فکر افتادم که

اگه من زماني متولد ميشدم ...که اون بيرون

...يه ذره ارومتر بود

حتي در همون اول، تبديل به يه معتاد ميشدم؟

ممکن بود که بيشتر متمرکز بشم؟

يه شخص کاملا فهميده؟

يعني مثل يونان باستان؟

هيچ ميدوني در دوران يوناني

چه چيزي براي خدمات دندان پزشکي پذيرفته ميشد؟

...نه نه، من، اممم

من مقداري از شگفتي ها مدرن رو ميخوام

...قبل از اينکه همه چيز

وسعت پيدا کنه

مثلا چي؟

200سال پيش؟

مايکرافت؟

وبسايت گفت که يه جلسه ي ازاد برگزار ميشه

منم اومدم که برادرم رو حمايت کنم پس لطفا ادامه بده

اين...اين خارق العاده ست

...نه، من

من واقعا متاسفم

ببخشيد

هي، زودتر ميخواي بري؟

چيزي که اونجا گفتي واقعا جدي بود

يا فقط داشتي مسخرشون ميکردي؟

مايکرافت من اصلا چيزي نميگفتم

اگه ميدونستم که جلسه به خطر افتاده

!توضيح بده خدمتکارت گفت که رفتي بيرون

يه ذره رو مخش کار کردم تا بفهمم کجا رفتي

تو در انگلستان زندگي ميکني ميدونستي که اونا

يه حمل و نقل هوايي اختراع کردن که ميتونه مسافراش رو در مسافت هاي خيلي زياد

جابجا کنه

ها جون از ديدنت خوشحالم

اوه ببخشيد

اوه عزيزم

ام، خب، نيويورک چيکار ميکني؟

من قرار بود ماه بعد به اينجا پرواز کنم

ما داريم يه شعبه

از رستورانم "داياجنيس" در محله ي ترايبکا باز ميکنيم

قصد داشتم که بهتون

هشدارهاي لازم رو بدم، البته

ولي، شرايط منو زودتر به اينجا کشوند

شرايط؟

بله، يه دوست خوبمون

توي مقداري دردسر افتاده، شرلوک

ما هيچ دوست مشترکي نداشتيم

يک شخص اشنا، ممکنه راه بهتري واسه بيان کردن اين باشه

دوست دارم که سر شام

بهتون توضيح بدم اوه

خب، ما قصد داريم

هر شب قسمتي رو مخصوص رزرو کردن بزاريم

و بقيه ش رو با مشتري هاي گذري پر کنيم

ميخوام اينجا به طور غريزي لذت بخش باشه

خصوصيتي که تو بدون شک به حد افراط واسش خرج ميکني

اوه، فکر ميکنم اين خيلي مهيج ـه

ممنون وقتي که منو رو اماده کنيم

چند هفته بعدش ميتونيم باز کنيم

من در زماني که اينجا هستيم

چندتا سراشپز جوان رو ميبينم

ميخوام يه صداي جديد پيدا کنم

البته

"اشناي قديمي؟"

شوخيت گرفته؟

اره خب، فکر کردم بهتره

خودش توضيح بده

شرلوک هلمز، مثل هميشه خوش تيپي

وقتي تصميم گرفتي که پير شدن رو شروع کني، به من بگو، باشه؟

خب، به من نگفتن که تو اينجايي

جون واتسون، اين "نايجلا ميسون" ـه

اون نامزد سابق برادرمه

اوه...اوه

خوشوقتم

از ديدنت خوشحالم

ميشه ادامه بديم؟ بله

من گيج شدم

...تو و نامزد برادرت

چي؟ اميزش جنسي؟

درگير چندين مرحله سکس پر انرژي؟

اره اره، درسته

:ترجمه و زيرنويس pury800 & M.pirate

اين بشقاب ها جوري طراحي شدن که تقسيم بشن

ولي عجله نکنيد، باشه؟

اون پشت يه عالمه غذا دارم

ميدونم که امروز نوشيدني الکلي سرو نميکنيم

هيچ گونه محدوديت مربوط به رژيم غذايي وجود داره؟

من در همنشيني با

زنهاي بدکاره ي بي شخصيت اشتهامو از دست دادم

اه نه

ممنون، همه چي رديفه

من ميدونم که مقداري

چيزهاي زشت بين ما سه تا هست

من در مدت چند هفته مونده به عروسيت تو رو فريب دادم

و شخصيت واقعيت رو براي مايکرافت افشا کردم

نميتونم تصور کنم که چطوري راهت رو براي بازگشت به زندگيش

باز کردي

اين پيچيده ست، شرلوک

يه سال بعد از مشکلات من

با مايکرافت، من عاشق شدم و ازدواج کردم

"با مردي به نام "رابرت سافک

اون همچنين توسط لقبش شناخته شده ست

"مارکيِ "لودواتر

"مارکي؟"

اين يه اصالتِ ميان رتبه ايـه

بين يک "کنت" و يک "دوک" قرار داره

...اوه، پس اين باعث ميشه تو

مارکيزِ لودواتر، بله

من هنوز اين لقب رو دارم هرچند ديگه شوهرم رو ندارم

مارکي مشخص شد که

اونجور که ازش تعريف ميکردن نبود

هيچ علاقه اي به انجام سهم خودش

از نظر نکاحي نداشت اگه منظورمو متوجه بشيد

...خب

من در تنهاييهام به سمت "دالتون" رو اوردم

مردي که مسئول اصطبلِ اسبهاي مسابقه ايِ رابرت بود

با جزئيات حوصله ـتونو سر نميبرم

ولي بازپرس خصوصي استخدام شد

عکسهايي گرفته شد و زشتي هاي هميشگي به دنبالش اتفاق افتادن

بالاخره، اين لطف بزرگ رو

که من در حقت انجام دادم، ميبيني؟

زماني که من و رابرت درگير دادگاه بوديم

من کاملا عاشق يکي از اسب هاش شدم

يه اسب نر قهرمان "به نام "سيلور بليز

و با تشکر از کار زيرکانه ي وکيلم

من از ازدواجم خارج شدم با حفظ لقبم

.و مالکيت سيلور بليز

حالا، ميدونيد، اون ديگه نميتونه مسابقه بده

اون خيلي پيره

ولي درخواست مناسبي واسه خدمات جنسي ـش وجود داره

پس تو يه جاکشِ اسب شدي؟

چه مناسب! بايد پرمنفعت باشه

سيلور بليز الان در بخش "الستر" نگهداري ميشه

اون شب

دالتون ميره اصطبل

تا به اسب، داروهاي هميشگي ـشو بده

دوستِ دالتون توي ماشين بود و طبق حرفاي اون

دالتون ميرسه بالا سر مردي که ميخواست مخفيانه وارد اصطبل بشه

دالتون با سارق روبرو ميشه

و اون مرد بهش شليک ميکنه

اون سر صحنه مرد

من واقعا متاسفم

ممنون

اين وحشتناک بود

وقتي قاتل فرار کرد

اون يه کيسه ي تجهيزات جا گذاشت

پليس يه سرنگ پر از

پتاسيم غليظ پيدا کرد

و اونا معتقدن که قاتل دالتون

قصد داشت سيلور بليز رو مسموم کنه

پس تو از ما ميخواي که اونو پيدا کنيم و از منبع درامدت محافظت کنيم؟

و عدالت رو براي دالتون بدست بياريد

ببين، من ميدونم که اشتباهاتي در زندگيم انجام دادم

ولي من تلاش کردم تا خودم رو اصلاح کنم

و وقتي مايکرافت مريض شد

اون راهي پيدا کرد تا منو ببخشه

اه، نايجلا، لطفا

و فکر ميکنم تو هم ميتوني اين کارو بکني

اوه، تو نميدونستي که مايکرافت مريض بود؟

يه وضعيت سرطان خون

پيوند مغز استخوان

الان بهترم

سعي کردم راه هاي مختلفي پيدا کنم تا بهت بگم

ولي نشد ديگه

من صادقانه به خاطر مشکلاتت متاسفم

...ولي

اين يه موجود سمي و وحشتناکه

خوشبختانه، نيازي نيست دوباره باهاش بخوابم

تا از زندگيم خارجش کنم ميتونيم همينجوري برم

مارکيز

دنبال چيزي ميگردي تا حل کني؟

برادرم تو رو ناراحت ميکنه

وقتي اون نزديک ميشه حالت بدنت بطور دقيقي سفت ميشه

تقريبا مطمئنم که اينجوري نيست به اين مظنون بودم

که وقتي در لندن بوديم اون سعي کرد باهات بخوابه

اين اتفاقيه که افتاد؟ نه

More Farsi Persian subtitles for Elementary

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left