لومړۍ 197 کرښې.
یه لحظه صبر کن
مرد توی راهرو: چه مرگته؟ یه لحظه دندون روی جگر بذار لعنتی
مرد توی راهرو: هی، چه مرگته آخه؟
انقدر با خودت ور نرو لعنتی! درو باز کن
لعنت بهش، پسر. تو دیگه کدوم خری هستی، کاکا؟
کجا داری میری؟
پشت صحنه. تو مسابقه شرکت دارم. نمیتونی
مهر دارم رو دستم. از جلو برو
پسر، همین الان منو دیدی... من چیزی ندیدم
تو همین الان منو دیدی لعنتی. رفتم دستشویی
باهام مشکل داره. خفه شو بابا
ردیفه داداش، ردیفه
با توئه؟ آره
باشه. حله، فیوچر. ولی این رفیقت بدجور فاز گرفته
بیخیال. دیوونهای؟ میخوای با بادیگاردها دعوا کنی؟
طرف تابلویه با من لج کرده. میرم دستشویی
بیخیال این اراجیف شو
جیمی: یه لحظه صبر کن پسر
فیوچر: ریدی به خودت لعنتی؟ بیا اینجا
هی، ربیت. میدونم که آمادهای، ربیت
چدار: کجا میری؟ فیوچر: بالا آورده رو پیرهنش
بذار ببینم. بکش بیرون از من، چدار
داری چیکار میکنی آخه؟
بدو، وقت معاملهست
امشب که دهنشون رو سرویس کنی، اکیپ ما هم اسمی درمیکنه
من و جنین به هم زدیم
چی، باز دوباره؟ ماشینو گذاشتم براش
بیخیال ربیت
گفت حاملهست
اگه حامله باشه ماشین لازمش میشه
یه جا لازم دارم واسه خواب
میخوای بری پیش مامانت بمونی؟
میشه یه کم تنها باشم لعنتی؟
خیلی خب، بیخیال
شرمنده، داداش
اگه قراره اتفاقی تو این خرابشُده بیفته، باید همین الان بیفته
درکت میکنم. دقیقا میدونم چی میگی
خیلی خب، بیخیال پسر. حالت چطوره؟
خوبم. تو چی؟
مطمئنی؟ آمادهام
فیوچر: آماده، ایول. میخوام ببینم چجوری دهنشون رو سرویس میکنی، باشه؟
بذار این حرومزادهها بفهمن. فقط خودتی و خودت. تیری-وان-تِرد
شعرات مزخرفه انگار دارم یبوست میگیرم
کی گفت با پاپا داکِ گنده در بیفتی؟
واسه پا گذاشتن رو سِن، باید کلهت رو بکنم
زیاد نزدیک نشو وگرنه تیر میخوری
باید به مامانت زنگ بزنی بیاد ببرتت
اگه مامانت میشناختش، بابای کوتولهت هم با خودش میآورد
یه سوراخ تو کلهت درست میکنم مثل یه شاتگان
شبیه گروه کریسکراسی، گمشو از رو سِن بیرون
من یه مرد بالغم پسر، تیکهتیکهت میکنم
کاری میکنم مامانت آرزو کنه کاش تو رو سقط میکرد
فیوچر: تو این ۴۵ ثانیه آخر کلی کلکل و دشمنی دیدیم. میکروفون رو بدین به من
یه کم برین کنار. بذارین همه فیوچر رو ببینن
نظرتون درباره «شورتی مایک» چیه؟
یه جورایی متوسط بود؟
فقط در همین حد واسه شورتی مایک؟
خیلی خب، پاپا داک چی؟
خیلی خب پاپا، میری مرحله بعد
نفر بعدی رفیق خودم، بانی ربیت
و لیل تیک
بیاین بالا، تکون بدین خودتون رو. کل روز رو وقت نداریم
خیلی خب، تشریفات بسه
شیر یا خط؟ شیر
خط اومد. انتخاب کن
اول تو
لیل تیک، شروع کن. دیجی، ۴۵ ثانیه
بکوب بره
میخوام این یارو رو بکشم
از اوناس که تو دعوا از یه لزبین هم شکست میخوره
نمیخندن چون کارت داغونه، چون یه سفیدی که میکروفون دستته
تو مضحکه عامی، کی این خندهها تموم میشه؟
وقتی تو و اورلستِ عوضی تیر بخورین
تو یه سفیدبرفیای که واسه پول قافیه میسازه
ببین لیل تیک چجوری دخل این بانی ربیت رو میاره
سرِ خرگوش رو قطع کن و بنداز جلوی هیو هفنر
چون من شوخی ندارم، بگو کی از من شاختره؟
التی، درسته، اسلحه رو مسلح کن و بهت شلیک کن
ربیت رو تنبیه میکنم و فیوچر رو هم از رده خارج
پنجههای من عاشق دریدن امسیهاست
چون اون از یه فالگیر که کالر آیدی داره هم فیکتره
پس اون اراجیف رو بذار برای انبار
چون اینجا هیپهاپه، تو جات اینجا نیست، توریستی
چوب هاکی و باتوم بیسبالت رو بذار کنار
اینجا دیترویته، جاده ۱۶ مایلی اون طرفه
فیوچر: اوه، اوه، باشه، ۴۵ ثانیه، خیلی عالی
دمت گرم «لیل بیچی». یعنی منظورم «لیل تیک» بود. شرمنده
خیلی خب، نفر بعدی رفیقم بانی ربیت
هی، هر چی میخواید چرت بگید ولی من پشت این وامونده هستم
اون یه نابغه لعنتیه
بکوب بره. ۴۵ ثانیه. دیجی، شروع کن
هی، یو
بووو
این کاکا رو از کجا پیدا کردین؟
یالا ربیت
یالا ربیت! زود باش
تماشاگران: (با شعار) خفه شد! خفه شد
فیوچر: هی، جیمی
صبر کن
نگران نباش داداش. فردا بهت زنگ میزنم
باید برگردم تو
قوی باش برادرم
دفعه بعد دهنشون رو سرویس میکنی
آره. باشه. دفعه بعد
فعلاً، ربیت
چه خبره اینجا؟
اوه لعنت، ربیت. گرگ: اوه خدای من
خوبی عزیزم؟
فکر نمیکنی اول باید زنگی میزدی، دری میزدی یا یه چیزی؟
تلفن قطعه
میدونم ربیت
فردا باید برم مخابرات
سرم شلوغ بوده، میدونی که
گرگ: ربیت، اینجا چیکار میکنی؟
در زدن بلد نیستی؟
من و جنین تازه به هم زدیم
متاسفم عزیزم
فکر میکردم رابطهتون جدیه
با کسی دیگه میخوابه؟ نه
صبح باید برم سر کار، واسه همین
تو و فیوچر هنوز تو اون پیتزافروشی «لیتل سیزرز» تو وارن هستید؟
نه. الان تو کارخونه پرسکاریِ «نیو دیترویت» هستم. اوه
خوبه. چی؟
از پیتزافروشی اخراج شد
حداقل یه کار وامونده دارم. خیلی خب، تمومش کنید
فقط سوابقدارها و مامانای جیره خورِ دولت تو اون کارخونه کار میکنن
عزیزم
قراره یه مدتی اینجا بمونی یا چی؟
فقط برای چند هفته، تا وقتی بتونم پول جمع کنم و یه جا واسه خودم بگیرم
درست مثل باب زوروفسکی
همه رفیقات هنوز دارن تو خونه مامان باباشون زندگی میکنن، نه؟
عجب یه مشت بازنده لعنتیای هستین
جیمی: برو بابا! مشکلت چیه؟
جیمی: مشکلت چیه عوضی؟ به لباسام لگد نزن
درباره من قضاوت نکن لعنتی! چرا بزرگ نمیشی؟
استفانی: بس کنید! تقصیر اونه، نه من
من با آدمای گندهتر از تو هم دعوا کردم
آشغال عوضی. استفانی: بس کنید
هی، لیلی
سلام عزیزم. چرا هنوز بیداری؟
بیدارم کردی
آره، متاسفم عزیزم
من چیکار کردم؟
برو بخواب. واسم آواز میخونی؟
آره. حتماً برات میخونم. بیا اینجا
یه دختری رو میشناسم
اسمش لیلیه
و وقتِ خوابش
گذشته
اون میخوابه
و فقط خواب میبینه
و لازم نیست که
تو یه تریلر بدبو با من باشه
پس وقتی دلم میگیره
نمیدونم باید چیکار کنم
به تو نگاه میکنم
و فقط میگم
شب بخیر عزیزم. بخواب
اگه قراره اینجا زندگی کنی باید با گرگ کنار بیای
اون شروع کرد
نمیتونی اینو واسم خراب کنی عزیزم
اصلاً نباید این کارو بکنی. هر چی تو بگی
شیر نداریم
میتونی فردا صبح منو تا سر کار برسونی؟
ماشینت کجاست؟
گذاشتمش واسه جنین
میخوای ماشینو بهم قرض بدی؟
نه
کادوی تولدته
دو هفته دیگه تولدمه
میدونم
ولی تو هنوز ربیت کوچولوی منی، مگه نه؟
باید بخوابم
بانی! چه خبر داداش؟
درباره تو و جنین شنیدم
فکر کردم شاید برگشته باشی خونه. اینجا خونه من نیست
چرا انقدر زود بیدار شدی؟
بیدار؟ پسر، من هنوز نخوابیدم اصلاً. اومدم باهات حرف بزنم
الان وقت ندارم حرف بزنم. دیرم شده واسه سر کار
میتونی منو برسونی؟ ماشین دست مامانمه
جیمی: به کسی نگو من برگشتم اینجا زندگی میکنم پسر
وینک: دیشب چی شد؟ شنیدم حالت گرفته شد
مردم دارن حرفای خیلی بدی میزنن
آره؟ آره
چرا هنوز میری «شِلتر»؟
اونجا هیشکی نیست جز یه مشت دلقک که قراردادی ندارن و هیچوقت هم نخواهند داشت
باید بمونی خونه. میدونی که وینک هواتو داره
بیخیال پسر. دارم بهت میگم، دارم راه میافتم
تو رو با خودم میبرم. تو آسِ منی پسر
آسِ تو؟ آره
دارم با یه اتوبوسِ وامونده میرم سر کار
ببین، همین الان داشتم با رفیقم روی داروشر تلفنی حرف میزدم
همون یارو که تبلیغات میکنه؟ آره
روی تو رادیو ۹۸ همه کارهست
خب اون چه احتیاجی به تو داره؟
چه احتیاجی به من داره؟ استعداد، پسر. میدونی که تخصص منه
من بودم که «بیگ او» رو بهش معرفی کردم
No comments yet. Be the first to leave one.