لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه گذشت
اين زندگياي که داريم، تو واسش بهايي ندادي
ولي من دادم - ...نصرت خواست -
که طلاق بگيره يا تو و پدر خواستيد؟
...معلوم بود که طلاق عاقلانهترين راه دروغ ميگي
تو و پدر ميتونيد
کل قصر رو با اين جمله من مهمم خراب کنيد
من اينجا واست ميمونم. برگرد خب؟
...ولي اگه برنگشتي
ژنرال سعيد نمياد. هيچ کس نمياد
يعني چي کسي نمياد؟
جمال ژنرال سعيد رو دستگير کرده
بايد از اونجا خارج بشي
همسرم به کمکت احتياج داره
من ديگه نميتونم به کسي کمک کنم - تو يه بار کشتيش -
نميتوني يه بار ديگه دست رو دست بذاري و مرگش رو تماشا کني
بسام الفعيد هنوز زندهست
تو بخشيديش جمال
من رامي رو آزاد کردم که برادرت رو نجات بده
دارن خلافت رو شکست ميدن
دارن براي تو ميجنگن
تنها راه نگه داشتن مقاممون اينه که
مقام پدرت رو فدا کنيم
مردم خوب عابدين
با کمک خدا
و بعد از 3 روز مبارزه سنگين
نيروهاي ما همراه با گروه دست قرمز
نيروهاي خلافت رو از معان فراري دادن
شخص به اصطلاح رهبر اونها
ابو عمر خارجي از عابدين فرار کرده
و عروسک دستش، ايهاب رشيد هم دستگير شده
هدايت کشور تا پيروزي
متحد کردن ملت بزرگمون
يه نعمت بزرگ براي همهي ما بوده
مردم معان قدرداني خواهند شد
و اطمينان ميدم
که هرکاري براي بازسازي لازم باشه، انجام ميشه
...و تا وقتي که زندهام - سلام -
سلام - ...نخواهم خوابيد -
...و حتي استراحت هم - اين آشغال رو ديدي؟ -
نخواهم کرد تا وقتي عابدين تهديد بشه
آره - اين جواب چيه -
ما براي اون جنگ رو نبرديم
...خواهر من و مروان، رويا و عبدول
واسه اون، واسه هيچي نمردن
امکان نداره
نميذاري اين اتفاق بيوفته
من؟ ما. ما نميذاريم
ما اينکارو با هم کرديم
.نميتونيم الان بس کنيم تازه نصف راه رو اومديم
چي؟
ميخواي بري آمريکا؟
قرار نيست همينجوري کنار بکشيم درسته؟
اين چيزي نيست که ميگم
فقط نميدونم که ما ديگه چه نقشي داريم
متوجهم
...فقط
حسوديم ميشه. همين
هر چيزي که ما واسش مبارزه ميکنيم
يکي موقع تولد بهت داده
تو براي زندگي کردن يه دليلي داري
...من فقط
نميدونم اين يعني چي
من اون روز خيلي خوشحال بودم
انگار واقعاً يه چيزي رو برده بودم
ولي اينجوري نيست
هيچ وقت به اين سادگي نبوده
ميدوني پدرم زندهست
بسام الفعيد زندهست
که يعني جنبش هنوز زندهست
و يعني اميد اينجاست درسته؟
اوضاع تغيير خواهد کرد
تا وقتي تغيير نکرده، متوقف نشو
تا موقع مرگ توقف نميکنم
بسام خوشحالم اينجا ميبينمت
خيلي وقته اينجايي؟
متوجه نشديم اينجايي
چيزي نيست. ميدونم سرتون شلوغه
سرگرم سرويس دادن به مردم هستيم
صديق هم خيلي کمک کرده - زود حرفمو ميزنم -
دارم سمي رو برميگردونم آسيما
ميخواستم اگه ميشه يه ماشين ببرم
يا اينکه اجازه رد شدن
از ايستها رو داشته باشيم
البته
زود برميگردم
از برادرت خبر داري؟
تو داري؟ - نه مستقيماً -
فکر کردم شايد بخواي بدوني که
اتحاديه عرب از جمال ميخواد که کنار بکشه
هنوز بهش نگفتن ولي
از کجا ميدوني؟
اونها به از من و سالومون خواستن
که هر آشوب داخلي رو کنترل کنيم
خب با توجه به سخنراني امروز
کارشون تموم شده ديگه
اتحاديه جهاني مدرک جديدي داره
که ثابت ميکنه جمال دستور حمله شيميايي رو داده
از يه نفر داخل قصر
نميدونم کي
آقاي آواد و همکاراشون نماينده اتحاديه عرب هستند
بفرماييد
ممنون که خواستيد بيايم
همه متوجه هستيم که اينکار چقدر براتون سخته
خيانت به همسرم رو ميگيد؟
يا نشستن سر ميز با اتحاديه عرب
که کشورم رو رها کرد وقتي داشتيم با خلافت ميجنگيديم؟
...بانوي اول
هيچ کدوم از ما بدون نقص نيستيم آقاي آواد
هيچ کدوم
ولي من مصلحت گرا هستم
و سرهنگ القاضي گفت که ميتونيم به هم کمک کنيم
اميدوارم سرهنگ گفته باشن که
تحقيقات ما راجع به حمله شيميايي معان ادامه داره
ادامه داره؟ يا تو گل گير کرده؟
ببخشيد؟ - آقاي آواد -
اگه مدرکي عليه همسرم داشتيد
شک دارم انقدر براي ديدن من مشتاق بوديد
من عليه همسرم شهادت ميدم
اگه پسرم تو دولت بعدي سمتي داشته باشه
اتحاديه جهاني قبول کرده که شما هر دو رو بيگناه معرفي کنه
ولي براي تضمين کردن سمت پسرتون بايد بگم که
من فقط ميتونم پيشنهاد بدم
که همکارانم اين موضوع رو مد نظر داشته باشند
اتحاديه عرب
اگر اجازه اينکار رو نداشتيد، شما رو نميفرستاد
پس
اگه ميخوايد شهادت بدم
يه مقام براي پسرم پيدا کنيد
اما به نظر خوب بود
به نظر ميرسيد مدرسه خوب بوده
باهاش راجع به نقشههامون حرف زدي؟
که کِي ميريم خونه؟
هنوز نه
گوش کن اميدوارم مشکلي نباشه
اگه تو تالجيزا يه توقف سريع بکنيم
يه جورايي سر راهه
شما چه نسبتي با هم داريد؟ تو و داليا؟
سمي ما از يه جنگ با هم نجات پيدا کرديم
ما زندگي همديگه رو نجات داديم
در واقع
من اينجا نبودم، اون هم نبود
از اين لحاظ... به هم مربوطيم
حتي اگه ديگه نبينمش
هميشه مربوط خواهيم بود
درسته
زياد هم نگذشته
ببين چقدر بزرگ شدي
يه شاخص آفتابي ساختم و يه بز جديد هم داريم
ميخواي ببيني؟
الان نه قاني
برو به پسر خالت زياد بگو که واسه ناهار آمادهايم
من ميخوام شاخص افتابي رو ببينم
آره
عوض شدي
آره
ولي انگار هيچ وقت نرفتي
من نگرانش بودم ولي
انگار خيلي بهش خوش گذشته
آره
نسرين حسابي رو فرم نگهش داشته
داري ميري؟
دارم ميرم خونه برادر کوچک احموس
خونواده فکر ميکنه که من بايد باز ازدواج کنم
و قاني هم پدر ميخواد
البته
مولي و
اما چطورن؟
آره اما. اونها
خيلي خوبن
نميتونم ديگه منتظر ديدنشون باشم
باورم نميشه که اينجا وايساديد
يه چيزي واست دارم
اميدوار بودم
که اينها رو بهت بدم
فکر نميکردم بتونم
به عنوان تشکر
يه چيزي که منو يادت بندازه
يادت ميمونه ديگه مگه نه؟
چند سال ديگه چي؟
يه زن باديهنشيني بود که يه تابستون ميشناختيش؟
داليا
ديگه بايد بريم؟
آره
بري؟
سلام مولي
ليا اگزلي هستم
اگزلي؟ - بله -
ببخشيد اگه بد موقع تماس گرفتم
ولي ميخوام باهات صحبت کنم
رو در رو خيلي بهتره
چي؟ تو عابديني؟
دو طبقه بالاتر از تو ولي
.نبايد اينجا ميبودم خوب ميشد اگه ميتونستي بياي اتاقم؟
واسه مخفي کاري شرمنده
بيا تو
انگار زياد از ديدنم خوشحال نيستي
.ببخشيد. هستم از ديدنت خوشحالم
نه
اگزلي اينجا چيکار ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.