The Rainmaker

The Rainmaker

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Rainmaker S01E09 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 9 The Rainmaker 2025 زیرنویس فارسی سریال

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-11-19
ډاونلوډونه: 19
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

آنچه گذشت در "باران‌ساز"

برای بردن چی لازم دارید؟

باید جکی لمانسیزک رو پیدا کنیم

جکی؟

جکی، وایستا!

من وکیل دات بلک هستم، مادر دانی ری بلک

باورت دارم

متأسفم. نمی‌تونم کمکت کنم

از این‌جا برو، سارا

از آدمایی مثل لئو دور شو

مثل من

اون یارو بهترین شانس ما برای بردن این پرونده بود

من بهت اسلحه دادم و یه نفر مُرد

دوست‌ها برای هم همین کارا رو می‌کنن

ما پرونده رو کنار می‌ذاریم. همینقدر کافیه بدونی

نمی‌تونی این کارو بکنی

در واقع تصمیم تو نیست

ببخشید؟

دات با جی. لایمن استون قرارداد بست

اون تو رو اخراج کرد. با من قرارداد بست

فکر می‌کنی عرضه داری تنهایی این کارو بکنی؟

می‌دونم که داره

ببین، ما اوضاعمون خوب میشه. باشه؟ پرونده خوبی داریم

این اشتباهه

پرستارش یه قاتل زنجیره‌ایه... نمی‌تونیم اینو تو دادگاه ثابت کنیم

که پرستار دیگه دانی ری رو دزدید

ما شاهد نداریم. سوابق هم نداریم

حداقل دو نفر دیگه رو کشته

تا مدرک رو به دست بیاره... نمی‌تونیم اینو به هیئت منصفه ثابت کنیم

که اون پسر موکلمون رو به قتل رسونده!

دراموند درخواست مجازات می‌کنه

قاضی قبولش می‌کنه و ما می‌بازیم!

اونا می‌دونستن. بیمارستان می‌دونست

پنهانش کردن. رودی، نمی‌تونی اینو ثابت کنی

حقیقته

حقیقت مهم نیست!

چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟

بدون شهادت جکی... اون فقط می‌ترسه

هر چی تو اظهارات افتتاحیه بگی

رودی، باید بتونی تو دادگاه ثابتش کنی

ما نداریمش

ما پرونده‌های کمیته بافت‌شناسی رو داریم

پرونده‌ها فقط ثابت می‌کنه که جکی مشکوک بوده

که ملوین بیمارانش رو می‌کشته، باشه؟

کمیته اون رو باور نکرد

حالا اون مدرک رو داره. اون خودش مدرکه

بله، اما ما اون رو نداریم!

آره، ولی فقط سهل‌انگاری نبود، دک!

همین الان به من گوش کن. لطفاً، به من گوش کن

گوش کن

اظهارات افتتاحیه تو یک قرارداده با هیئت منصفه

که قراره چیزی رو که قول میدی ثابت کنی

اگه اون قول رو بشکنی

کارمون تمومه

کاش بروژر اینجا بود

رودی، می‌دونی که من رویای وکیل شدن رو داشتم

از وقتی ده سالم بود

می‌دونی وقتی بهت نگاه می‌کنم چی می‌بینم؟

ول کن بابا، چـ

مردی که همیشه می‌خواستم باشم

تو می‌تونی این کارو بکنی

نه، نمی‌تونم

خب، تو تنها کسی هستی که داریم

می‌دونی چیه؟ فقط

فقط یه لحظه بهم فرصت بده

وایسا، بده به من

نمی‌ذارم با یه جعبه مقوایی بری اونجا

می‌تونستیم به جاش بریم صبحانه بخوریم

نمی‌تونم چیزی بخورم

هر چیزی یه بار اولی داره

آماده‌ای آشغال‌ها رو ببری بیرون؟

مطمئن باش

باشه

داری چیکار می‌کنی؟ بیا دیگه

من آزمون وکالت رو قبول نشدم، پس نمی‌تونم وارد دادگاه بشم

گوش کن. من همین‌جا خواهم بود

همین پشت سرت هستم، باشه؟

می‌دونم

شما دو تا هنوز با هم دوستین؟

معلومه

روزهاست که بحث می‌کنیم

چی تصمیم گرفتین انجام بدین؟

شکایتی که تنظیم کردیم برای سهل‌انگاری پزشکیه

نمی‌تونیم قتل رو ثابت کنیم، نه بدون مدارک بیشتر

ولی

واقعاً تصمیم با شماست

شما موکل هستید

و شما وکیل من هستید

یه چیزی که در مورد تو یاد گرفتم، رودی

اینه که همیشه کار درست رو انجام می‌دی

بهت اعتماد دارم

سارا. هوم؟

امروز اینجا چی کار داریم؟

خونش رو رو زمین جاری کنیم

دختر کوچولومون داره بزرگ میشه، برد

لئو

لئو. خوشحالم که تونستی بیای

سارا. صبح بخیر، آقای کیلی

خوشحالم دوباره می‌بینمتون. همگی قیام کنید

دادگاه دعاوی عمومی حوزه قضایی نهم

جلسه شروع شد

به ریاست قاضی محترم لیزا مورداک

صبح همگی بخیر

صبح بخیر قربان. صبح بخیر قاضی.

روز قشنگیه برای شروع

یک نفر مرده، آقای دراموند.

پس متناسب باهاش عمل کنیم. حتماً، قربان.

متوجه شدم. هیئت منصفه رو بیارید داخل.

چرا انقدر عصبانی شدی؟

چون الان باید توی اون دادگاه باشم.

من یک قضاوت کردم.

واقعاً؟

خب، قضاوتت فرستادت زندان.

آره، قضاوت من فرستادت دانشکده حقوق.

ای وای خدای من!

چی داره میگه؟

گفت "یورش". لعنتی.

اف‌بی‌آی! حکم!

ما حکم بازرسی این محل رو داریم.

حتماً داری شوخی می‌کنی.

از دیدنتون خوشوقتم خانم استون.

کس دیگه‌ای تو ساختمون هست؟ فقط همین خودمونیم.

شماها واقعاً یه چیزی هستید.

صبح بخیر. اسم من رودی بِیلوره.

این اولین محاکمه‌مه.

همین چند ماه پیش بود که هنوز داشتم تو دانشکده حقوق درس می‌خوندم.

اونجا بود که دات بلک رو دیدم.

دانشکده یه کلینیک حقوقی رایگان داشت.

بیشتر هم پرونده‌های جزئی بودند.

اما دات با یه نوع مشکل دیگه اومده بود.

اون بود...

پریشان.

چون پسرش، دانی رِی...

در مراقبت بیمارستان "نورث سیتی" فوت کرده بود.

زیرمجموعه "گریت بِِنفیت".

حالا، اونا ادعا می‌کنن که اون بر اثر اُوِردوز مُرده.

من به شما ثابت می‌کنم که دانی رِی پاک بوده.

و بیش از یک سال پاک بوده.

من ثابت می‌کنم که بیمارستان و کادرش...

در مراقبت از دانی رِی سهل‌انگار بودند.

من ثابت می‌کنم...

و اینکه...

این اشتباهه. نکن.

چی شده؟

سخنرانی افتتاحیه من، قربان.

آقای بِیلور؟

این یه قرارداد با هیئت منصفه‌ست، درسته؟

دروغ گفتم.

فقط این نیست که بیمارستان سهل‌انگار بوده.

نه، خیلی بدتر از این بود، خیلی بدتر.

یه پرستار تو بیمارستان "نورث سیتی" پسر موکلم رو به قتل رسونده.

آقای بِیلور!

نباید اعتراض کنیم؟ اسمش مِلوین پریچِره.

آقای بِیلور.

و اون دانی رِی بلک رو به قتل رسوند.

و اون مرد همینجا... آقای بِیلور!

مدیرعامل ویلفرد کیلی و چندین نفر...

از مدیرانش ازش خبر داشتن و پنهانش کردن.

آقای بِیلور، کافیه.

یه پرستار دیگه، جکی لمانچِک...

اون به پریچِر مشکوک بود.

آقای بِیلور، صدای چکش رو نشنیدید؟

لئو، باید اعتراضاتمون رو برای تجدید نظر نگه داریم.

زحمت کشتن دشمنت رو به خودت نده...

وقتی خودش داره خودکشی می‌کنه.

دانی رِی بلک به قتل رسید. آقای بِیلور، دارم بهتون اخطار می‌کنم.

اونا ازش خبر داشتن. پنهانش کردن.

کافیه، آقای بِیلور.

صدای چکش رو نشنیدید؟ و این واقعیته.

وکیل، الان بیاید به اتاقم.

اولین دادگاه من پرونده‌ای علیه یه نانوا بود.

که کیک عروسی اشتباهی رو تحویل داده بود.

اولین پرونده شما، آقای بِیلور...

علیه یه شرکت بزرگ هست.

فقط می‌تونم استرسی که تحت فشارش هستید رو تصور کنم.

با این حال، عملکرد شما اونجا...

کاملاً دون شأن این دادگاه بود.

وقتی اون چکش رو می‌زنم، ساکت می‌شی.

طی جلسه رسیدگی به درخواست اجبار شما...

قاضی کیپلر از شما خواست شکایت‌تون رو اصلاح کنید.

شما و همکار اون زمانتون، خانم استون، نپذیرفتید.

بله، خب، مدارک جدیدی فاش شده، قربان.

مربوط به چیزی که شما ادعا می‌کنید چندین قتله.

و شما بلافاصله اونو به وکیل طرف مقابل ارائه نکردید...

و به این دادگاه اطلاع ندادید؟

اوه، در عوض، شما همه‌مون رو تو سخنرانی افتتاحیه غافلگیر کردید.

به خدا، این مدرک جدید دیگه چیه؟

اون، اِمم...

هنوز ندارمش.

ادامه بده، لئو.

چون، راستش، دیگه حرفی ندارم.

ما با این فرضیه کار می‌کردیم...

که داریم دفاع می‌کنیم...

علیه یه ادعای خطای پزشکی رایج.

که غافلگیر بشیم و موکلم جلوی هیئت منصفه بدنام بشه...

جلوی هیئت منصفه، بر اساس یه اشاره مبهم.

به مدرکی که ما ندیدیم

که آقای بیلور خودش اقرار می‌کنه که حتی نداره

در بهترین حالت، کار یه آماتوره

اگه همچین مدرکی وجود داره

The Rainmaker subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Rainmaker

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left