Dark Winds

Dark Winds

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Dark Winds S01E05 XviD-AFG
Dark Winds S01E05 WEBRip x264-ION10
Dark Winds S01E05 WEB x264-PHOENiX
Dark Winds S01E05 WEBRip x264-XEN0N
Dark Winds S01E05 1080p WEB H264-GLHF
Dark Winds S01E05 720p WEB x265-MiNX
Dark Winds S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
Dark Winds S01E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Dark Winds S01E05 480p WEB x264-RMTeam
Dark Winds S01E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► هومن صمدی و مرتضی لک‌زایی ◄ T.me/RaylanGivensSubs

تګونه

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
1080
په خپور شو: 2022-07-10
ډاونلوډونه: 125
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

« ...آن‌چه گذشت »

خبر داشتی دارن محل حفاری رو باز می‌کنن؟

« «صنایع نفتی «درامکو »

« ورود بی‌اجازه ممنوع »

!ما چیزی نداریم که به دردتون بخوره

همه‌ش هست؟

تا قرون آخر

پیشکش رو آوردید؟

باید یه نگاه بندازی - پدر بنجامین سو -

قوم‌وْخویش دیگه‌ای ندارید که لازم باشه مطلع بشن؟

نه

می‌خواستم از ستوان لیپ‌هورن تشکر کنم

که پدربزرگ‌م رو دفن کردن

شما برای این مردم یه نعمت‌اید

به‌م بگو کی داشت به‌ت آسیب می‌زد

...فرانک ناکای

این اسم رو به‌م داد

فکر می‌کنه با روح تاریک مواجه شده

مطمئن‌ام مواجه شدم

چرا اومدیم این‌جا؟

دل اون‌هایی که براشون مهم‌ام، شور می‌زنه

فکر می‌کنن این پرونده زیادی برام شخصیه

« دو هفته قبل از سرقت از خودروی زرهی »

آماده - خیلی‌خب، برو بریم -

!بیا چندتا ماشین بفروشیم، عیسی

!حرکت

،هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست

منزول از پدر نورها

انجیل یعقوب، فصل 1، آیۀ 17

من معتقدم هر کرامتی بر روی این زمین ،بخششی از جانب پدر آسمانی ماست

و از ما می‌خواد که زندگی راحتی داشته باشیم

بیاید دعا کنیم

ای پدر آسمانی، به نام عیسی، ما شکرگزار این کالبد و همۀ برکات‌ش هستیم

،چرم داخلی‌ش، موتور 7/7 لیتری‌ش

و سقفِ بازشوی کنترل‌ازراه‌دورش

به نام عیسی، تو را شاکریم

آمین

آمین

:پس بیاید به «فروشگاه دنِ متعهد»، جایی که من به سه چیز متعهدم

یک، پروردگارمون؛ دو، زن‌م بتی که این‌جاست، و نعمت‌های کوچولوم؛

و سه، فروش یه ماشین باشکوه به قیمتی مقرون‌به‌صرفه به شما

!کات

گرفتیم‌ش - خیلی‌خب -

بسیارخب - گرفتیم‌ش -

آفرین

ممنون، بابایی - باریکلا -

ای جان، ممنون، عزیزم

عزیزم، اون بی‌کم‌وْکاست بود

می‌گم، گوش کن، من یه‌خرده کار دارم، پس امشب دیر میام خونه

باشه؟ - باشه. خیلی‌خب -

می‌بینیم‌ت - می‌شه بستنی بگیریم، مامان؟ -

بچه‌های خوبی باشید

مشق‌هاتون رو بنویسید

عزیزم، به‌ت گفتم که این‌قدر بستنی‌بستنی نکن

بیاید بریم. پیاده شید

خب چطور به نظر می‌رسیدم، هان؟ - عین ماه، باباخرسه -

از دست تو

« ماشین‌های کارکردۀ باکیفیتِ دنِ متعهد »

خیلی‌خب، امن‌وْامانه، عزیزم. یالا. بجنب

عاشق‌ش می‌شی

اسم این رو گذاشته‌ام دفتر جانبی‌م - اوه -

باشه، خیلی‌خب

من‌ام. همین الآن بیاید این‌جا

آره. الآن یه چیزی دیدم

ای وای من - !اه -

هی، چه وضع‌شه؟

چه خبر شده؟ چی‌کار دارید می‌کنید؟

این ملک شخصیه

ببرش داخل

چی؟ نه... هی - نه -

ول‌ش کن، بی‌خیال - !بزن بریم -

شما کی هستید؟

ارابه‌ها در کوچه‌ها دیوانه‌‌‌وار می‌تازند

در میان میدان‌ها به هر سو شتابان‌اند

نمودِ آن‌ها چون مشعل‌هاست

این دیگه چیه، یه‌جور رقص باران؟

کتاب ناحوم»، فصل 2، آیۀ 4»

کلام خداوند انتقام‌جوت

باشه، چی می‌خوای؟

می‌خوام روح‌ت رو نجات بدم، دن

بیش‌تر، می‌خوام برامون پول‌شویی کنی

و اون وانت... اون وانت رو برمی‌داریم

به‌قول معروف نیکوکاری، اون‌هایی که از لحاظ روحی مُرده‌ان رو زنده می‌کنه

این رو تولد دوباره‌ت در نظر بگیر

لعنتی

ک‍×ـر توم

مهم نیست. واقعاً برام اهمیتی نداره به مراقبت احتیاج داره یا نه، ولی باید ببینم‌ش

متوجه‌ام - فکر نمی‌کنم دقیقاً متوجه باشید -

خدمت شما، عزیزم

چیه، ما آدم نیستیم؟

،«ببین، من باید ناکای رو واسه بازجویی برگردونم «فلگستف

و این می‌گه که تا روبه‌بهبود نباشه، نمی‌تونه ترخیص بشه

این همسر منه

خب پس، شاید بتونی برام باهاش صحبت کنی

حتی اگه با من حرف هم می‌زد، باز هم این کار رو نمی‌کردم

روبه‌بهبود که بود باهام تماس بگیر

حکم داری؟

جرونیمو دیشب زنجیر پاره کرد وْ به یه مأمور «اِف‌بی‌آی» تیراندازی کرد، باشه؟

این حوزۀ قضایی فدراله

ممکن هم هست همین‌طور باشه، ولی درحال‌حاضر، اون شهروند «ناواهو» حساب می‌شه که تحت بازداشت منه

عصری برمی‌گردم

مطبوعات رو خبر می‌کنم

هی، یک بار هم شده خوش‌حال باش، مرد

آدم‌بده رو گرفتی

بالأخره

من دعوت‌ت نکردم این‌جا

می‌دونم

دارم از شهر می‌رم، و می‌خواستم خداحافظی کنم

خب، پس خداحافظ

همین؟

چیه؟ به چیزی که براش اومده بودی، رسیدی

باشه، مشکلی نیست

واسه همین کسی تابه‌حال پا توی اتاقک‌ت نذاشته

خیلی واسه آدم‌ها سخت‌ش می‌کنی

کون لق‌ت، چی

اقلاً من می‌دونم کی‌ام. می‌دونم مال کجام

آره

این‌جا چیزی برای من وجود نداره

من این‌جام

من این‌جام

ببخشید

فقط برو

،می‌دونی، محض اطلاع

قبیلۀ من «هوریچیدنی»ـه

ممنون

هی

در اسرع وقت باید به ناکای دسترسی داشته باشم

توی «آی‌سی‌یو»ـه

راه می‌تونه بره؟

نمی‌تونی ازش بازجویی کنی

بی‌هوشی خورده

تحت تأثیر مسکّنه

آره، ولی راه که می‌تونه بره؟

بله

خب، پس می‌تونه از بیمارستان در بیاد

تصادف ناجوریه

،روی یه دله‌دزد بومی همچین زخمی پیدا کردیم

ریموند بی‌گی

برآورد یارو پزشک قانونی اینه که با فاصلۀ کمِ‌کم سه هفته از هم کشته شدن

این رو هم نزدیک بانک جنوب پیدا کردیم

اوه، بذار حدس بزنم، کالیبرشون یکیه؟

بله

دیشب توی هوگانِ سو گیرش آوردیم

«خیلی‌خب، همراه این جنازه‌ها برگرد «فلگستف

ببین می‌تونی به پرتابه‌شناسی بگی اون حفره‌ها رو با اون پوکه تطابق بده یا نه

بله، قربان

مبارکه، چی

قربان؟

همون‌طور که قول داده بودم، درخواست انتقال‌ت به «واشینگتن» رو دادم

پنج‌هزار دلار پاداش و دفتر خودت

سه‌شنبه راهی می‌شی

ممنون‌ام، قربان

خب، کارـت این‌جا خوب بود، چی

گوش کن، بایستی هر چی که در رابطه با قتل‌های «بیگ راک» داریم رو جمع کنی

تا سروْکلۀ فدرالی‌ها پیدا بشه، چند ساعت بیش‌تر پیش‌مون نیست، باشه؟

چرا به‌م نگفتی چی مأمور «اِف‌بی‌آی»ـه؟

من می‌تونستم به‌ت بگم

فدرالی‌ها پروندۀ اَنا رو اون‌جا دفن کرده‌ان

این فرصتی بود که واسه یک بار هم که شده یه نفوذی داشته باشیم

این دروغ‌گفتن‌ت به من رو توجیه نمی‌کنه

به‌ت دروغ نگفتم

خب، چیزی هم نگفتی

از کِی تاحالا من باید همه‌چی رو به تو بگم؟

خب، به‌گمون‌م مجبور نیستی

ولی من رو با یکی همکار کردی که می‌دونستی به‌ش اعتماد ندارم، و با اون کار جون‌م در خطر افتاد

ببخشید

حق با توئه

می‌خواستم ازت محافظت کنم

من مأمور پلیس‌ام

محافظت تو رو لازم ندارم

احترام‌ت رو لازم دارم، ستوان

کجاست؟

شما دو تا کجا چپیده بودید؟

حدس می‌زنم «هالیدی این» نباشه

همچین جراحتی باید دردناک‌تر از موقعی باشه که رفیق‌ت تنهات گذاشت اون بیرون بمیری

اون می‌دونه من نامیرام

اون‌ها نامیرا نبودن

این چیه؟

اوه، خبر نداری

اون پدربزرگ شریک‌ته

...و اون

اون دختر از آشناهای منه

اوه، وایسا، به‌ت نگفت، مگه نه؟

شریک‌ت اون دخترک و پدربزرگ خودش رو کُشت

چشم‌های پدربزرگ‌ش رو از کاسه در آورد

این هم از نجات‌دادن مردم «ناواهو»، هان؟

تو هیچی از نجات‌دادن «دینِی» سرت نمی‌شه

تو حتی نتونستی پسر خودت رو نجات بدی

پسر من توی یه حادثه مُرد

حادثه؟

داری سؤالات عوضی رو می‌پرسی، ستوان

تو چی از پسر من می‌دونی، هان؟

چی از پسر من می‌دونی؟

بذار یه نگاه بندازم

وای

ماشین داغ کرده

امروز هوا خیلی گرمه

باید راحت ببرم‌ش با یکی از اون مدل‌جدیدها تاخت‌ش بزنم

ماشین قدیمیه، هان؟

برادرم یه «فورد پینتو»ی قدیمی داشت که داد جاش یه «بیوک» جدید گرفت

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left