لومړۍ 200 کرښې.
...جادوگران عجيب
.مرلين" واقعا اعتبار تخت شاهي بود"
...ساحران اسرار آميز
کارشون در واقع
ارتباط برقرار کردن با مقدسين و .برقرار کردن صلح در زمين بود
موجوداتي بهشتي
.با قدرتهايي خارق العاده
،آنچه که به عنوان جنگ جادو آغاز شد .تبديل به يک حمام خون شد
در دوران باستان
.جادو براي همه چيز به کار مي رفت
.از شفادهي، تا ارتباط با خدايان اما آيا جادوي واقعي، حقيقتا وجود دارد؟
در اينصورت، آيا ممکن است ريشه در منبعي غير زميني داشته باشد؟
ظاهرا بعضي از آدمها هستند که
اقتدار جهان را به شکلي راهبري مي کنند .که ما حتي نمي تونيم اون رو درک کنيم
مردم باستان معتقد بودند که ما
.جادو را از خدايان ياد گرفته ايم
و اين خدايان فرازميني بوده اند که .اين قدرتها را به مردم آموزش داده اند
ميليونها نفر در سراسر دنيا بر اين باورند که ما
در گذشته با موجوداتي فرازميني .ملاقات داشته ايم
اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد چطور؟ آيا غريبه هاي باستاني حقيقتا
در شکل دادن تاريخ، به ما کمک کرده اند؟ آيا ما مي توانيم
،"با کشف "جادوي خدايان آن را اثبات کنيم؟
غريبه هاي باستاني "S06E04"
"جادوي خدايان" مترجم: الهام کاشي تنظيم: م.ح لشگري
.شهر "لاس وگاس" ، ايالت نِوادا .سال 2009
استيو وايريک" جادوگر، جماعتي 40 نفره را"
"با ناپديد کردن يک اتومبيل "هامِر ...در يک چشم بر هم زدن
.پرده بالا
.بر جاي خود ميخکوب مي کند
.حالا همه دستهاي هم رو بگيريد
.بسيار خوب .چهل نفر دور اين هامِر جمع شدند
.حالا تماشا کنيد
...حالا
زياد شدن محبوبيت چشم بنديهايي مثل اين يکي
بحث يک شگفتي جهاني با کمک جادوست که
.ريشه آن به هزاران سال پيش مي رسد
ما علاقمند به اينطور ارتباطات فوق طبيعي هستيم
و ميتونيم براي چند ساعتي هم با پرداخت هزينه
.يک بليط شوي شعبده ، از اين لذت برخوردار بشيم
وقتي ما به سالن نمايش ميريم و ،يک شعبده باز روي صحنه رو مي بينيم
به خوبي ميدونيم که اين يک اتفاق فوق طبيعي نيست که داره جلوي چشم ما رخ ميده؛
.هر چقدر هم که ميخواد، طبيعي باشه
،تفکر ما در باره مردم دنياي باستان .اين هست که اونها مردم ساده اي بوده اند
.اونها در دنيايي لبريز از جادو زندگي مي کردند
واقعا هيچ فرقي بين زندگي عادي
.و پديده هاي غير طبيعي قائل نبودند
.هر دوي اينها کاملا با هم مخطوط شده بود
.اعتقاد به جادو کاملا جهاني بود
اين يک جور نگريستن به دنيا به صورت
مجموعه اي مرتبط با هم بود درست مثل يک تکنولوژي که با اون
ميشه باعث ايجاد رويدادها .در جهان مادي روزمره شد
جادو اين فرصت را به مردم ميداد تا
پيامد اتفاقات مهم را تحت الشعاع قرار بدهند و بتونند اراده خدايان رو درک کنند
.و مستقيما با اين خدايان در ارتباط باشند
در دوران باستان مي گفتند که
.جادو متعلق به خدايانه خداياني که به شکلي غير زميني
.و ماوراي واقعيت عادي بشر بودند
ظاهرا بعضي از آدمها هستند که
اقتدار جهان را به شکلي راهبري مي کنند .که ما حتي نمي تونيم اون رو درک کنيم
جادو در دنياي باستان
اصولا به عنوان يک اجبار
.تلقي شده
يعني اينکه مردم سعي مي کردند قلمرو ارواح را تحت کنترل در بيارند
.تا براي اونها کاري انجام بدهند
بنابراين، در حاليکه جادو در دنياي مدرن
،يک جور شعبده به حساب مياد ،اما در دنياي باستان
ارواح را وادار مي کردند تا
.مستقيما در زندگي افراد تغيير ايجاد کنند
اين کار ممکن بود از طريق اعتقادات اون فرد انجام بگيره
.و يا از طريق طبيعت
اما آيا جادو واقعا در دنياي باستان وجود داشته است؟
،آنهم نه به عنوان يک شعبده بلکه به معناي تقليدي از
قدرت خدايان؟
.ايالت "شانشي"، کشور چين ."قرن هفتم ميلادي. دامنه کوه "ژانگتيائو
بر اساس افسانه هاي چيني
ژانگ گو لا"، مرشد تائويي" ،در اينجا زندگي مي کرده
و ظاهرا توانايي ويژه اي در جادو .و درک عميقي از اسرار طبيعت داشته است
او يکي از کسانيست که آنها را به عنوان
.هشت فناناپذير" مي شناسند"
،هشت فناناپذير
.شخصيتهاي نيمه افسانه اي تاريخ چين هستند
اغلب اونها شخصيتهايي بوده اند که
،واقعا وجود داشتند و بعد با گذشت زمان .افسانه هايي پيرامون اونها شکل گرفته
شخصيت تاريخي "ژانگ گو لا" ظاهرا
در نيمه قرن هفتم و هشتم زندگي مي کرده
و به خاطر مهارتهاي جادوييش خيلي معروف بوده
.حتي تا به امروز
احتمالا "ژانگ گو لا" جالبترين شخصيت
.در بين اين "هشت فناناپذير" بوده ،او به شکل يک پيرمرد تصوير شده
،که ميتونه ناپديد بشه .و ميتونه روزها بدون غدا سر کنه
،بر اساس افسانه هاي چيني
ژانگ گو لا" با آغاز پيدايش خلقت به دنيا آمد"
،و در چنين هنگامه اي
.در هيئت يک خفاش سپيد، ظهور کرد
،مي گويند که او ذاتا يک کيمياگر،غيبگو .و ساحر بوده است
ژانگ گو لا" غالبا"
سوار بر يک قاطر سفيد تصوير شده
و نکته بارز اون اين هست که هميشه .وارونه روي اين قاطر نشسته
اين قاطر مي تونسته روي بادهاي مقدس سوار بشه
و هزاران مايل را ظرف يک روز طي کنه ،بدون اينکه حتي يک بار براي استراحت .در جايي توقف کنه
وقتي "ژانگ گو لا" به جايي ميرسيد که
،ميخواست شب را در اونجا بيتوته کنه
اين قاطر را تا مثل يک تکه کاغذ تا مي کرد
.تا حدي که به اندازه جيب آدم کوچک ميشد
بعد هم با آب ريختن روي اون
.دوباره ظاهرش مي کرد
اينجاست که بايد از خودتون بپرسيد آيا اين قاطر سفيد در واقع
يک جور تکنولوژي خارجي خارق العاده نبوده که به اون کمک مي کرده تا بتونه به اقصي نقاط چين سفر کنه؟
کاملا ممکنه که
آنچه اونها توصيف کرده اند
يک جور هواپيما بوده باشه .و احتمالا خود "ژانگ گو لا" هم يک فرازميني بوده
اما براي توضيح توانايي ها و تکنولوژي او
نياکان ما او رو به صورت .يک موجود جادويي تصوير کرده اند
حالا آيا ممکنه که
فرازمينيها تونسته باشند يک تکنولوژي را توسعه بدهند که
بشه هواپيمايي داشت که در مواقع ضروري
اون رو به اندازه دلخواه تا کنند؟
اين وسيله با نيروي محرکه پيشرفته اي کار مي کنه
.و مي شه با اون سفر کرد .قدش کوتاهه و فشرده است
و وقتي هم کارتون باهاش تموم ميشه اون رو تا مي کنيد تا کوچيک بشه
و به اندازه اي تبديل بشه که بتونيد ...اون رو توي دستتون نگه داريد
.يعني همه اين وسيله جمع ميشه
"آيا ممکن است که "ژانگ گو لا حقيقتا وجود داشته باشد؟
در اينصورت آيا ممکن است که قدرت خارق العاده دگرگون سازي او بر اساس نوعي
حمل و نقل فرازميني بوده باشد؟
نظريه پردازان فضانوردان باستاني بر اين باورند که شواهد بيشتر را مي توان
،"در 1,700 مايل دورتر، و در "پانتا .منطقه اي در هندوستان يافت
"اعتقاد بر اين است که در سواحل جنوبي "رود گنگ
و در اين شهر باستاني بوده است که
بوداي بزرگ" سفر عجيب خود را"
.در 483 پيش از ميلاد، آغاز کرد
گوتاما بودا" پيامبر فرزانه اي بود که"
حدود 500 تا 600 سال پيش از ميلاد .در "نپال" امروزي به دنيا آمد
او همان شخصيت اصليست که بعدها
.مذهب بودايي از اون نشات گرفت
،وقتي "بودا" متولد شد يک غيبگو به پدرش گفت که
.پسرت يک روزي معلم بزرگي ميشه
پيام بودا، يا همان تعليمات او .براي رفع مرارتهاي بشر بود
او مذهبي را پايه گذاري کرد تا با اون
.بشه امور ابتدايي زندگي را حل کرد
بودا به سرتاسر هند سفر کرد .و تعليماتش را منتشر کرد
.پيروانش در قالب راهب به سرعت زياد شدند
او به هيئت يک انسان بود
.اما انساني فوق طبيعي در روند دريافت آگاهي
به درکي رسيده بود که .منتسب به قدرتهاي فوق طبيعيست
او مسير پازل مانندي را
با قدرت خالص ذهن خودش در آسمان ساخت
.و براي يک هفته در اين قلمرو قدم ميزد
بر اساس متون کهن
بودا" در پايان زندگي" به همراه عده زيادي از پيروان خود
.تصميم به عبور از رود گنگ گرفتند .اما با طغيان رود مواجه شدند
ماجرا از اين قراره که
.فصلي از سال بود که رودها طغيان مي کردند
بنابراين رودخانه در بالاترين سطح خودش بود
،نه تنها خيلي عريض بود ،و در واقع عرضش به يک مايل مي رسيد
.بلکه خيلي هم شتاب داشت چيزي حدود 70 مايل در ساعت .سرعت داشت که مرتبا بالاتر هم ميرفت
او مردم را در آنطرف رود گنگ مي بينه که تلاش مي کنند تا
.قايقهاي ساده اي بسازند و از رود عبور کنند
...و کاري که او مي کنه اينه در کتاب اينطور آمده که: در چشم بر هم زدني
و فقط در مدت زماني که يک مرد قوي بخواد دستش را دراز کنه
،يا بخواد دستش رو خم کنه
.بودا" اونطرف رود بود"
.هيچ قايقي در کار نيست .هيچ نوع وسيله حمل و نقلي در کار نيست
.مردم هم شاهد ماجرا هستند
آيا اين يک جور معجزه است؟
.معلومه که نيست پس آيا ما داريم در باره يک جور
تله پورت حرف ميزنيم؟ يک جور تکنولوژي که اون رو به معجزه تعبير کرده اند؟
آيا ممکن است که
شاهکارهاي برجسته اي که به دست کساني همچون ،بودا" و "ژانگ گو لا" انجام شده"
بر اثر برخورد با فرازميني ها در زندگي عادي بوده باشد؟
،در اينصورت، آيا ممکن است که اين امر الهام بخش همان چيزي بوده باشد که ما
امروز آن را به نام "جادو" مي شناسيم؟ شايد بتوان شواهد بيشتري را
با مطالعه حکاياتي از ساحر معروفي يافت
که قدرتهاي فوق طبيعي او کمک کرد تا .ملتي مقتدر پا به عرصه وجود گذارد
.جزيره "تين تَجل" ، انگلستان .سال 500 ميلادي
اينجا، و پنهان در امتداد ،"سواحل سخت و سنگي "کورن وال
،ورودي غاري اسرار آميز واقع شده است که گفته مي شود
.مأواي "مرلين" ، جادوگر بزرگ بوده است
،ما "مرلين" را در تاريخ
،و پيش از همه .در نوشته هاي "جفري مونماوت" مي بينيم
اون حکايت يک شخصيت خارق العاده اي رو نقل مي کنه که
.مشهور ترين ظهورش در دوران آرتور به وقوع پيوسته
به نظر من نيت اين بوده که او ،به شکل مردي با کلاه نوک تيز تصوير بشه
.که قدري باچاشني مسخرگي و کمدي همراه باشه
در حاليکه واقعيت اينه که "مرلين" حقيقي
.خيلي خيلي جديه و شخصيت بسيار مهمي داره
، طبق حکايات، شاه آرتور در حدود سال 500 ميلادي زندگي مي کرده
."و مشاور فرزانه اي داشته به نام "مرلين
"نقل شده که "مرلين .از قدرتهاي معجزه واري برخوردار بوده
.نقل هست که ميتونسته رعد و برق ايجاد کنه
.ميتونسته سنگها را در هوا معلق کنه
.مي تونسته آينده رو پيش بيني کنه .مي تونسته مِه را وادار کنه تا ميدان جنگ را در خودش بپوشونه
،به نظر مياد که "مرلين" با اين اوصاف
.يک "دروئِد " بوده
.دروئدها" شخصيتهاي مذهبي جوامع متعددي بوده اند"
بعضي وقتها اونها رو در رابطه با
کَلتي هاي جنگجويي( سَلتي) مي بينيم
.که ممکن بود نقش رايزنان شاه را داشته باشند
دروئدها ظاهرا جادوگر بوده اند و راههاي فراوان ديگري هم داشته اند که اونها رو
.در راه بهبود دنياي خاکي به کار مي گرفتند
No comments yet. Be the first to leave one.