لومړۍ 200 کرښې.
صبح بخیر آقا
صبح بخیر - خواهش میکنم، بفرمایید تو -
از این طرف لطفاً
صبح بخیر - ماریا، شناگر -
سایمون، روزنامهنگار، درسته؟
نلی، به مامانم خبر میدم
هی، چرا اینقدر عجله داری؟
...یه بوس بده. یه - نه -
مامان، اون اینجاست
اون الان اینجاست؟
20 دقیقه بیشتر وقت نداشتم؟
...بذار ببینم
چرا اینقدر اهمیت میدی؟
مصاحبه؟
سایمون چیس یه روزنامهنگار خارجی بسیار موفقه
موفق؟
موفق
چیه؟
خوبی؟
بله، من خوبم حواست به کارِت باشه
هی، بیا اینجا
تو چیزی هستی که واسه من مهمه
تو بخاطر حرکت مضطرب شدی، درسته؟
میدونم که این تغییر بزرگ در مدت زمان کوتاهی
فقط اینو درنظر بگیر
این میتونه یه فرضت عالی واسه تغییر اوضاع باشه
اشکالی نداره، مامان
امیلیا
از اینکه به خونهی اولین خانوادهی آینده
دعوت شدم، احساس افتخار میکنم
یا همونجوری که مردم میگن، تغییری که مکزیک به اون نیاز داره
سایمون، امتیاز مال منه
امروز، هرروز نیست که یه دور برنده جایزه پولیتزر داشته باشیم
باهام بیا
اشکالی نداره؟ - خواهش میکنم -
من یه ایده واسه تیتر دارم و میخوام نظرتو بدونم
فک میکنم یکمی مغرورانه ئه، نیست؟
پیشنهاد میکنم که یکمی تحقیق کنیم و ببینیم واقعیت داره یا نه
اوکی
چلا؟ - بله؟ -
وزن تاج
چلا. اوونی
و یوونتینو؟
بیخیال
!ژنرال من
امیدوارم اینجا باشی تا یه توضیحی به من بدی
ببین
بیاین احساسات پرخاشگرانه رو بذاریم کنار
بیاین منطقی فکر کنیم
خب میتونیم حرف بزنیم، باشه؟
خیلی خب
چه مدرکی واسه اثبات اینکه سازمان من، نه شما
مسئول فرار امیلیا اورکیزا ئه دارین؟
...سازمان من
نیروهای مسلح مکزیکه
نیروهای مسلح مکزیک
به نظر فوقالعادس
اما من میخوام ازت یه چیزی بپرسم
سربازای شما واسه چی میمیرن؟
بخاطر شرافت و افتخار؟
واسه چند سنت؟
چون حس میکنم که شما مشوق زیادی بهشون نمیدین، درسته ژنرال؟
مردان من سربازند
سربازای واقعاً کصخل بیچاره، ممنونم ازت
بذار من ازت بپرسم
فکر میکنی که به لطف این نیاز، ممکنه که
اونا بتونن خودشونو به پیشنهاد بالاتری بفروشن؟
کدوم پیشنهاد بالاتری؟
اگه اون چیزی که آلمادا میخواد
گسترش قدرت در سراسر کشور باشه
اون با موانعی روبرو خواهد شد
ارتش کُند، سنگین و بزرگه
هر قدمی که بردارند خیلی گرون در میاد
حقه
و اینجاست که بابام وارد میشه
درموردش فکر کردم
و هنوز چند تا چیز رو درک نمیکنم
ببین، من نمیدونم که چجوری و از کِی
اما میدونم که چرا
اگه بابام سرمایه گذاری کنه
بخاطر اینه که میدونه اون برنده میشه
جنگ یه بیزنسه
و واسه من واضحه که بابام فقط به دوتا چیز اهمیت میده
پول و ارثش
مجبورش میکنیم که اعتراف کنه
وایسا، امیلیا
اون کونی خان اومد دنبالت
تا بزنه خارتو بگاد
و حالا میخوای بری دنبالش؟
مجبورم این کارو کنم
اگه نرم حرف نمیزنه - صبر کن -
میخوای بری باباتو ببینی تا ببینی حوصله حرف زدن داره یا نه
تا شاااااید بتونی ازش اعتراف بگیری
اون وقت شااااید ازش باج بگیری تا بفمی دخترت کجاست
باشه، آره
اما در ازای علنی نکردن این اعتراف
ازش میخوایم که همهی شریکاشو تحویل بده همهشونو
من در مورد آلمادا صحبت می کنم
X-8 رهبر
... همون
کصمادر بیناموسی که دخترم رو گرفته
سرهاشونو بریدیم
دوباره رشد میکنن
خب یه راهی پیدا میکنیم که از ریشه بکنیمشون یدفعه
ببین، ژنرال
شما میتونین به امپراطور بازیتون یا استاد سیرک بودنتون
ادامه بدین، پرچمتونو به اهتزاز در بیارین و اون یونیفرم یکپارچهسازی با سیستمعامل کیری رو بپوشین
اشکالی نداره
اما واسه حفظ قراردادمون
قراردادی که به شما و سازمانتون اجازه میده سرپا بمونین
باید دست به کار بشین
میخواین توی همچین دنیای گرون قیمت و زشتی، خودتونو
بدون هیچ دوستی پیدا کنین؟
...اوکی، پس
همه چیز رو تحت کنترل بگیر، ژنرال من
و امیلیا اورکیزا رو پیدا کن
!حالا
احتمال اینکه کنگره به اندازهی کافی سریع تصمیم بگیره
تا پاسخ موثر باشه، خیلی کمه
حتی صفر
اما من یه رفیق توی سدنا دارم
اون به من گفت گروهی از ژنرال ها هستند
که از جنگ علیه قاچاق مواد حمایت نمیکنن
اون همچنین بهم گفت که در حال حاضر
تنش بین این ژنرال ها و آلمادا خیلی زیاده
فکر میکنم زمان خوبی واسه پیوستن به اوناست
کسی مدنظرته؟
ژنرال رائول مجیا
فکر میکنم که یه اتحاد خیلی مثبت بشه
یا ممکنه که یه جنگ شروع بشه
یکی دیگه؟
خیلی خب
لباساتو عوض کن
خوبی؟
خوبم
استراحت کن. بهش نیاز داری
بعداً واسش وقت هست
ایدهی خیلی بدیه
باید باهاش حرف بزنم
اون بابامه یه توضیح بهم بدهکاره
تنها چیزی که میگم اینه که تقریباً غیرممکنه که
فقط ما چهار نفر با دولت مواد مخدر مقابله کنیم
حداقل بدون اینکه در این روند به مقام والای شهادت برسیم
واسه همین دیروز گفتم اگه میخوای برو
برو
نه، اینطور نیست چلا
من میخوام پیشت باشم
و ما حالا به خونهی خونوادهی اورکیزا میریم
در حال پخش زنده از خانه توماس اورکیزا هستیم
دمنوش قدیمی به راهه
پدر امیلیا اورکیزای فراری
قاتل مدعی رئیس جمهور دیگو ناوا
ما منتظر پاسخهایی از پدرش
در رابطه با محل اختفای دخترش هستیم
وایسا
برگرد. برین کنار
آقای اورکیزا، کی به امیلیا کمک کرد تا فرار کنه؟
!دخترتون کجاست؟ آقای اورکیزا
دخترتون کجاست؟
!آقای اورکیزا! خواهش میکنم
امیلیانو، بیا اینجا
حالا
پدرم این نامه رو به من داد
و به عموت، مانوئل دادم
حالا مال توئه
چه اتفاقی قراره واسه مامان بیوفته؟
مامانت توی یه دردسر جدی افتاده
تقصیر هیشکی نیست، فقط تقصیر اونه
فهمیدی؟
بله
خیلی خب. ممه نون
در رو پشت سرت ببند سوز نیاد
با اون اینجوری خواهد بود؟
هربار که فکر میکنی اون بهت نیاز داره، همه چیز رو ول میکنی؟
در اتاق خواب باز بود
هرجایی که میخواستی میتونستی بری
گشنته؟ - نه -
رزا یه ساندویچ کالباس واسش بزن
گشنم نیست
فقط میخوام از این کونی خونه برم بیرون
شما مهمون مایین خواهش میکنم، این کمترین کاریه که میتونیم بکنیم
لطفاً صبحونتو بخور
!رزا - تقصیر اون نبود -
خواهش میکنم، بذار اون این کارو بکنه خودش میتونه این کارو کنه
بیا، به من بپیوند
من باهات جایی نمیام
رواله، تنهات میذارم
هی، میدونی چجوری میتونیم از اینجا بریم؟
اینو به من بسپار
راست میگه، خودم میتونم انجامش بدم میزنی خودتو کاردی میکنی
اونا این بار باهات واقعاً بد کردند
دمت گرم، چلا
اگه تو نبودی من مرده بودم
کانک بهم گفت که اون یارو خیلی واست مهمه
یوونتینو میدونست که میتونه اینجوری به پایان برسه
کانک. سوتونا آماده
اینجا. همینه
گلوله بیار - بله -
مکزیکو سیتی
خیابان سوتو 221
No comments yet. Be the first to leave one.