لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه شده توسط امیر و محمد JEY, Adamak
دیوید؟
!دیوید
.اونا واسه من میان
.همه زن ها و بچه هارو ببر طبقه بالا ، همین الان
.برو
- .من باید جودی رو پیدا کنم -برو سیروس
آماده ایی برای فرمان ، قربان
وقت نمایشـه ، وقت نمایشـه ، وقت نمایشـه
گوش کنید. هیچکس کار احمقانهای نکنه. من میخوام برم بیرون
باشون حرف بزنم ، تا راست و ریستش کنم خیلی خب ؟ ادامه بده
!برو ،برو ،برو
.خیلی خب
آروم باشید !لطفا صبر کنید
.دستاتو بگیر بالا و بخواب رو زمین
!اینجا زن و بچه هست
.بیدار شو
- باشه - بریم
.ممنون
.بریم اینجا
.نمیخواستم مامانتو بیدار کنم
.اون تمام شب رو با بابی لین بیدار بود
- فکر کردم که یادت رفته - من؟
.یادم بره ؟ هرگز
- میتونیم صبر کنیم؟ - سیروس
.این افتضاحه
.باید به خودت فشار بیاری
.تو که خیلی سرحال بودی
.رئیس رئیس
،آره ، خب ... وقتی من همسن تو بودم
.پدرم پیشم نبود که منو سرپرستی کنه
.قدردان باش ، بیا
.بدو بیا ، یکم سرعتتو ببر بالا
خیلی خب ، فقط یکم سریع تر
.صبح با این احساس خنده دار بیدار شدم
.قشنگ رویه رودهام
و اون موقعه بخاطر من زمان گذاشتن تا رویه این یه اسم بزارن
فکر میکردم که چیز بدی خوردم ، اما اینطور نبود
.بعدش متوجه شدم که این چی بود
.شادی
اما چطور میتونم جایی وسط نا کجا آباد باشم؟
.بدون آب جاری ، بدون هیچی
...تویه این خونه قدیمی
وسط دشت های تگزاس؟ شادی؟
ببینید ، من درمورد شما ها نمیدونم ، اما من بیخیال شادی نشدم
.من شادی زیادی نداشتم
...اما حالا ، بعد از گذشت این همه مدت
چطوری انسان میتونه شادی رو اینجا پیدا کنه؟
.وین
.تو مدرک تحصیلی از دانشگاه هاروارد داری
این برای تو کافیه ، وین؟
.نه
.نه مایک
تو شرکت استخر خودتو مدیریت میکنی این واست کافیه؟
.مطمئنن نه
.مطمئنن نه
.استیو. پروفسور خدا شناسی
.جالبه
تو با همسرت ، جودی ، تویه بهشت زندگی میکنی
تویه سواحل هاوایی
- کافیه؟ - حتی نزدیک به کافی بوندم نیست
!نزدیکشم نیست ببین ، این یه ترفند بزرگه
هرگز کافی نیست، مهم نیست که چی کردی
پس چطور یه انسان میتونه اینجا شادی رو پیدا کنه؟
.بهتون میگم
.شادی از دست دادن چیزی نیست
.یا چیزی اتفاق بیوفته
.اون خودش میاد
.بیشتر از امروز میاد
خیلی خب ، بیاید بازشون کنیم
هر روز که من بیدار میشم .دنیای رو میبینم که داره از هم میپاشه
- اونقدرا هم بد نیست - ...شاید برای تو نیست
- اما واسه من تموم شده است - اقا ، آروم باش
به من نگو آروم باش
.ببخشید ، من فقط میخواستم به شما کمک کنم
کمکم کنی؟ هیچ راهی نیست
داره وقتمون تموم میشه اگر تو زود نیای بیرون
...اونا میرن
.ممنون ، تیم
- چیشد؟ - چیشد؟
خودشو کشت ... و بچه هاشو
.حاوی
.ارتباطا رو باز کن تا تنش رو از بین ببره
،توقف برای زمان ، انتظارات کمتر
.پالس رو پایی بیارید
.اما کلید واقعی گوش دادنه
FBI تو باید فکر کنی اگر کسی با مذاکره کننده صحبت کنه
.اونا بدترین روز عمرشونو دارن
.و صدای تو ، تنها چیزیه که زنده نگهش میداره
پس به یاد داشته باش ، اون چیزی رو که میگی همون چیز مهمی باشه که باید بگی
.برای امروز کافیه
گروه جدید کارآموزا چطوره؟
.هیچکدوم از اونا فورا استعدادشون بروز نمیده
.خدا به دادمون برسه
- کیفت باته؟ - .همیشه
- کجا واسم فرستادی؟ - رابی ریدج ، ایداهو
بخونش . این یه مردابه
میچ دیکر و اچ آر تی چند دقیقه پیش ازش خارج شدن
.در اسرع وقت بهت نیاز دارم
- بله قربان - موفق باشی
یک مامور فدرال در یک درگیری بهش شلیک شده و مرده
با فراری "رندی ویور" در شمال ایداهو
ویور توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر به دلیل فروش متهم شده
با یک شاتگان غیر قانونی به یک مامور مخفی
وقتی که پلیس مبارزه با مواد مخدر اونو برای دستگیر کردن ریور به خونهاش فرستاد
مامور فدرال و پسر 13 ساله ویور ، سمی
در یک تیراندازی کشته شدن
حالا از پلیس مبارزه با مواد مخدر دستور گرفته FBI
و خونه رو محاصره کردن
میچ دکر ، تیم نجات اف بی آی ما اینجا چی داریم؟
کابین 250 یارد تا تپه تقویت شده
داخله رندی ریور ، همسرش ، ویکی
سه تا دخترش و بقیه پسرا ، کوین و هریس
- درمورد ویور چی میدونیم؟ - بریت قدیمی سبز
جدایی طلبان و ضد حکومتی هارو تبدیل کرد
.بچه ها درمورد مواد منفجره آموزش دیدن
- تماس گرفتی؟ - نه
.اونا موبایل ندارن
چرا این جاده هارو نبستید؟
ما یه محیطی داریم. هیچ راهی وجود نداره که ویورس بتونه ازمون دور بشه
من بیشتر نگرانم که کسی داخل اونجا بشه تا بیان بیرون
وسط قلعه نژاد آریایی ایستادیم
اگر گروهی بشن که تصمیم بگیرم ما نباید تویه جنگلشون باشیم
اونقدر اسلحه دارم که این قضیه رو تبدیل به واقعه آلامو بکنن
تا فاصله یک مایلی میخوام که جاده رو ببندید
مطمئن شو که رویه تک تک مانع ها نشان پلیس مبارزه با مواد مخدر زده باشه
دلم نمیخواد کسی فکر کنه این آشفتگی کاره ما بوده
هی کجا میرید؟
میدونید که امشب برنامه داریم؟
مک ماهون واسه فردا یه جای اضافه تویه نمایشگاه آستین داشت ، که من پاول رو فرستادم
منظورم اینه منتظر مجوز نمی مونید؟
.چند روز پیش صادر شد همه چیز ردیفه
هـی ... سعی کنید چند تا از اون جلیقه هارو بفروشید
- میدونم که زیادم خوب نیستن - جلیقه هارو دیدی دیوید؟
.آره جلیقه هارو دیدم
آره وین . دیدمشون
- خیلی خیلی زشتن - زن ها به کارشون افتخار میکنن
پس فقط سعی کنید جابه جاشون کنید
و پاول رو یادآوری کن که اینکارو فقط بخاطر پول نمیکنیم
تویه این نمایشگاه اسلحه کلی آدم ناشناخته هست
- ماموریت مهم تره - اوه
- خیلی خب ، بعدا میبینمت - حله
اون جلیقه هارو هرگز نبرید
.به هیچ وحه
اما شنیدی که یارو چی گفت. باید سعیمون رو بکنیم
شاید پاول بتونه اونارو تو راه خونه بندازه داخل سطل آشغال
.با تخفیف
- استیو؟ - بله؟
- یه لحظه وقت داری؟ - البته
چه خبره؟
.من حاملهام
- مطمونی ؟ - اوهوم
دو مرد مسلح در دید منن.تمام
تکرار میکنم. دو مرد مسلح ، قربان؟
- منتظر دستورم - اگه دیدی میتونی شلیک کنی ، شلیک کن
دریافت شد
.بلند شو
.ویکی! ویکی، در رو باز کن
!ویکی ، در رو باز کن
تو خوبی؟ خوبی؟
...ویکی
تو خوبی؟
..هی ، هی
هدف از شلیک فرار کرد ، تمام
.صبر کن
رندی ویورس به دوستاش گفته که میخوان تنهاش بزارن
شمال آیداهو برای احساسات ضد دولتیه
دسته از هوادارای عصبانی حواسشون به تمام حرکات ماموران دولت هست
اگر ما ماشینای ضدشورش رو از سمت شمال بیاریم
تا گاز رو وارد کابین کنه چی؟
حداقل اونو بیرون میکشید؟
واسه یه حمله کمی بدون تاک تیکه ، اینطور نیست؟
اون پناه گرفته ، گری. بیرون نمیاد
بچه ها میشه یه دقیقه به ما وقت بدین؟ ممنون
.میچ میدونم پناه گرفته
.اما پسرش مرده
.و سه تا بچه دیگه هم اونجان
واقعا میخوای با اینکه چندتا بچه اونجان
باهاش درگیر بشی؟
نظر تو چیه؟
.یه شانس بده بم.بزار باش حرف بزنم
واسه همینه که اومدم اینجا ، درسته؟
- تو تاحالا کاستیلو رو دیدی؟ - نخیر
وقتی کسی که درامر نیاد واقعا واسه اجرا کردن سخته ، استیو
.حدس میزنم خودت باید یه کاریش بکنی
هـی مشکل چیه؟
.جودی حاملهاس
اوه
عالیه
هی درامر
الان بایستی جایی باشی؟
آه ، مطمئن نیستم ، باید باشم؟
منو نگاه نکن. دارم کار میکنم
.اون کار میکنه
- حدس نمیزنم - خب
درامر ما واسه اجرا نیومده
میخوای با ما بنوازی؟
نمیدونم . شما بچه ها کارتون خوبه؟
خب ، بیا بریم بفمیم ، باشه؟
.خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.