لومړۍ 200 کرښې.
"مگی" - ...پدرم -
.میخواد "مگی" رو به زندگی برگردونه
.مگی"؟ هی، متاسفم"
خوبی؟ - ...من زندهم، پس -
بله؟
...یادته پرسیدی که
میتونیم جلوشو بگیریم یا نه؟
منظورم تمام شرارت موجود در دنیاست؟
.خب، شاید با "جک" بتونیم
.شاید تو راست میگی
اما بعدش چه کار کنیم؟
دین"؟"
!یه قراری داشتیم
."مایکل"
.به خاطر جسمت ممنون
.خیلی ممنون که دعوتمو قبول کردی
.من رهبر یه گله گرگینهـم
آخه یه فرشتهی مقرب چرا باید بهمون اهمیت بده؟
وقتشه نشده حق خودتونو بگیرین؟ - حقمون؟ -
...راههایی برای تقویت
.بیا بگیم استعدادهاتون وجود داره
...و این راهها
.به طور کامل آزمایش شدن
.آره
.اولش یه سری اشتباهات پیش اومد .خودم قبولش دارم
.اما تونستم رمزشو بدست بیارم
داری میگی ضد انسانها یه جنگ راه بندازیم؟
...چرا باید شکار بشین
وقتی میتونی شکارچی باشی؟
.سلام بچهها
...باشه، خب ما اینجا
.در "کلیرمور" دلپذیر، ایالت اوکلاهاما هستیم
اینطور که توی پست نوشته .درست از همینجا اومده
.به نظرم غول باشه
...به هر حال
.بزن بریم
:مترجم High bury
منطق کابوس
و جزییات مهمه، باشه؟
...میدونم تحقیق کردن براتون سخته، اما انجامش بدین
.تا آخرش برین
...هر چی بیشتر بدونیم، کارمون بهتر میشه، پس
همگی خوبن؟ سوالی هست؟
.باشه .بریم سر کار
.بهتون اون بیرون خوش بگذره بچهها
حتی حرفشم نزن. - چیه؟ - نه، خوبه؟ -
یه جورایی انگار .رهبر یه دسته پیشاهنگ شدی
.فقط مونده یه سوت برات بگیرم
اون چیه؟
...هیچی. فقط
.وضعیت شکارچیها رو چک میکنه
وضعیت؟ - .آره -
.چقدر ناز
میگم تازگیا اصلا استراحت کردی؟
ببین میدونم، رفیق که الان اوضاع خیلی بهم ریختهس، باشه؟
...خب، من
با شخصیت اصلی فیلمهای ...ترسناک محبوبم دست به یقه شدم
.اما همگی به یه خواب راحت نیاز داریم
دین"، الان 16 شکارچی" .دارم که دارن روی پروندهها کار میکنن
...تازه به غیر از "جک" و "کَس" در ساراسوتا
یا مامان و "بابی" که روی .روگورو"ـی تگزاس کار میکنن"
باشه، میدونی که این آدما از یه جنگ جون سالم به در بردن، درسته؟
.آره، اما جنگ با شکار کردن فرق داره
این آدما به اطلاعات، اسلحه ...و راهنمایی
...و پشتیبانی نیاز دارن
ببین، نگران من نباش، باشه؟
.من، من خوبم
چیه؟
.یکی از شکارچیها وضعیتشو گزارش نداده
کی؟
."مگی"
.زود باش بچه، تلفنو جواب بده
حالا مجبورشون کردی به خودشون دوربین وصل کنن؟
.آره، جدیدن
گفتم بهترین راه برای یاد .گرفتن تماشای شکار ـه
...باشه، پس - .مستقیم روی سرور آپلود شدن -
.در "کلیرمور" دلپذیر ایالت اوکلاهاما
...و اگر مشکلی پیش بیاد
.میدونی باید از کجا شروع کنی
.آره، اینم هست
.بزن بریم
.یه چیزی پرید روش
غول ـه؟
...دین"، اگر زخمی شده یا مرده باشه"
هنوز که مطمئن نیستیم، باشه؟
.هنوز هیچی نمیدونیم
.همون چیزی رو دیدی که من دیدم
یه غول دیدم، باشه؟
...و آره، حرومزادهها بدجور وحشین
.اما لاشخورم هستن
.معمولا از آدمای زنده تغذیه نمیکنن
آره، پس چرا بهش حمله کرده؟ - .نمیدونم -
اما شرط میبندم اگر ...بریم اونجا میفهمیم
.و ممکنه شانس بیاریم و زنده پیداش کنیم
خب، جریان چیه؟ - .نمیدونم -
.همون خانواده مالک کل اینجاست - .ها -
.گورستان خصوصی .حتما خیلی خوشگله
چی؟ - .کار رو راحت میکنه -
اما اینجا کلا چه خبره؟ ...اونا یه مشت
خلوچل شبیه خونوادهی "آدامز"ـن؟
.مگی" داشت روی یه سرنخ کار میکرد"
بچهها تو اینترنت گفتن ...داشتن درس میخوندن که
.از قول خودشون میگن: یه "واکر" سعی کرده کارشونو بسازه
زامبی ـه، از .سریال "مردگان متحرک" یاد گرفتن
."خودم میدونم "واکر" چیه "سم
درس میخوندن؟ - .آره -
.هی، اینو داشته باش
.یکی رو روی زمین کشیدن
...اما خبری از خون نیست
.که یعنی ممکنه "مگی" هنوز زنده باشه
.غولها کسی رو اسیر نمیکنن
...باشه، بیا بگیم غافلگیرش کرده
...بهش حمله کرده
و بعد بردش یه جایی تا بعدا بخوردش، درسته؟
.شاید هنوز کار رو تموم نکرده باشه
...به هر حال، میگم پیداش کنیم
.و بکشیمش - .آره -
سلام؟ کی اون پایین ـه؟
.باشه، داریم میایم بالا
!هی
.سلام - میتونم کمکتون کنم؟ -
.آره من، من آقای "هریسون" هستم .ایشونم آقای "برن" هستن
.ما از انجمن حفظ آثار تاریخی اومدیم
.اینجا ملک خصوصی ـه
.درسته. شهرداری ما رو فرستاده
...میخوان تمام این منطقه رو
.یه اثر تاریخی بکنن - .درسته. آره -
...فقط باید این اطرافو یه نگاهی بندازیم
.زمینهای رو بگردیم و بعد بریم سراغ خونه
.اگرم میشه با صاحبش صحبت کنیم
.دنبالم بیاین
...میدونستم! همیشه میگفتم
.اینجا اهمیت تاریخی داره
.خیلی هم اهمیت داره - .فکرشو میکردم -
.اوه، خواهش میکنم
.من متخصص نیستم
.مشترک مجلهی "ذوق معماری" ـم
جدی میگی؟
...مسئله اینه که
به چند نفر برای این کار لازم دارین؟
.به نظرم دو نفر کافی بود
دو نفر؟
همکاراتون؟
...خب، قبل از شما اومدن اینجا
.گفتن که اونام از طرف انجمن اومدن
واقعا؟
.حتما شوخیت گرفته
.سلام، پسرا
شماها اینجا چه کار میکنین؟
.اوه، نه اشتباهی پیش اومده؟
.نه اصلا
.هیچ مشکلی نداریم
..ما، فقط ای کاش
...با دفتر مرکزی هماهنگ میکردین
.قبل از اینکه این همه راه تا اینجا بیاین
...خب، برای دیدن خونهها که
.اجازه لازم نداریم
...به خصوص وقتی که دفتر مرکزی رو
.یه مشت کودن میچرخونن
...امیدوارم واقعا روی شانسمون
برای تبدیل شدن به یک اثر .تاریخی تاثیر منفی نذاره
میشه یه دقیقه تنهامون بذارین؟
خب، "نیل"، درسته؟
این خونه چند وقته که توی خانوادهـت بوده؟
.اوه، نه
.متوجهم چرا همچین فکری میکنین
.مایهی مباهات منه
.من صاحبش نیستم
.آقای "راولینگ" صاحبشه
.من پرستارشم
.اوه
.باید با اون صحبت کنیم
...اولین شکار انفرادیش بود
.و نگران و هیجانزده بود
...بابی" و من داشتیم راهنماییش میکردیم"
...بهش میگفتیم چه کار کنه و یهو
.دیگه پیامی نفرستاد
.نگران شدیم، اما بهتر بود تماس میگرفتیم
...نه
چیزی پیدا کردین؟
.آقای "هریسون"، بیا کارت دارم
...من اینطور فکر میکنم یا این یارو دقیقا
.نه، خودشه، تو فیلم بودش
،خب، اگر اون اینجاست مگی" کجاست؟"
.کمکم کنین
...یکی
...لطف
.کمک کنه
."آقای "راولینگ
.سرایدار همینطوری پیداش کرد
.سکته کرده
...تمام تلاشمو میکنم تا راحت باشه، اما
نیل"؟ میای کمک کنی؟"
!من اینجام
.ساشا"ـست" .دختر آقای "راولینگ" ـه
...ساشا"، اینا از طرف"
.انجمن حفظ آثار تاریخی ملی اومدن
هیجانانگیز نیست؟
چی؟
این خونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.