Elementary

Elementary

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Elementary S02E10 720p WEB DL IFR
د لخوا تبصره knighttt
هماهنگي: Sajad Filselfo زيرنويس : pury800

تګونه

web
720p
720
په خپور شو: 2013-12-15
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ظاهرا شهردار ميخواد کمپين انتخابات مجددش رو

بر اساس هوشياري جديد در مورد کيفيت جرائم زندگي پيش ببره

پس حواستون باشه، وقتي اون بيرون هستيد کار واقعي انجام بديد

سروان؟

اين يارو اومد اينجا

ميگه بايد شخص مسئول رو ببينه

تو اربابِ اينجا هستي؟

"اون هي ميگه "ارباب

فکر کردم منظورش "سروان" ـه

تام گرگسون

ميتونم کمکت کنم

من شواليه هستم

اين لقب به من اعطا شد

الان من شواليه هستم

باشه

واسه همين مجبور بودم ملکه رو بکشم

تو ملکه رو کشتي؟

اين وظيفه ي من بود

مجبور بودم بکشمش

مجبور بودم

اسلحه ...اقا

اين وظيفه ي من بود هي

اگه اون اسلحه رو برداري

اين سريع و زشت تموم ميشه

من شواليه هستم

هلمز، عقب بمون، عقب بمون

اين لقب به من اعطا شد ...اقا، يه بار ديگه ازت

درخواست ميکنم از اون اسلحه فاصله بگير

ميتونم يه چيزي رو امتحان کنم؟

سريع امتحان کن

اون روسري روي مُچ ـت؟

...روي مچت، اون

...اون

همونطور که داشتم ميگفتم من فورا متوجه روسري شدم

اين يه داستان شديدا قانع کننده ست، اقاي هلمز

ولي من در مورد پرونده ي "جيمز ديلن" پرسيدم

واقعه اي که تو داري توصيف ميکني

به قتل "رادا هالينگزورث" مرتبطه

که بطور پيچيده اي، با داستان

جيمز ديلن مرتبطه

اگه ميشه فقط به سوالي که ازت پرسيدم جواب بده

من دارم به سوال جواب ميدم

فقط دقيق تر از چيزي که تو ازم خواستي

تو نميتوني يک واقعه رو بفهمي

بدون اينکه اول، ديگري رو بفهمي

...همونطور که داشتم ميگفتم

...روسري روي مُچت

يه لطف از طرف بانوي تو بود؟

بله، متعلق به ملکه ي من بود

پس اين بايد

به اون برگردونده بشه

قانون شواليه، چنين دستوري ميده درسته؟

تو بدش به من، من ميدمش به يک خدمتکار تا اينو به ملکه برسونه

...بيا

بهم اجازه بده، اقا

بخواب رو زمين

بخواب نه

قانون شواليه؟ اين چيه؟

يه سُنتِ گفتاري ـه

اين يارو مشخصا ...اسکيزوفرني داره، ولي

توهُم اون بر اساسِ...تاريخچه ي واقعيه

در قرون وسطي

يه شواليه اغلب يه يادگار از عشقش ميپوشيد

معمولا يه قلم لباس يه روسري

هيچ نظري داري که ملکه اي که اينو بهش داد کجا ممکنه باشه؟

نه، نه هنوز

يه دقه بهش فرصت بده، ميشه؟

اون يه ابزار شجاع و باهوش از عدالت ـه

تنها کاري که بايد بکنيم اينه از جلوش بريم کنار

و اون ما رو درست به حقيقت ميرسونه

من ميخوام روي اين حرف

کمي تأمل کنيم

حالا، من مدت زياديه که

تامي گرگسون رو ميشناسم

من حدس ميزنم اون

واقعا اينو نگفت

شايد از کلمات متفاوت ديگري استفاده کرد تا همين منظور رو برسونه

اقاي هلمز

يه لطفي به من بکن

از گزافه گويي خودداري کن

تو سوگند خوردي و اين سوگند حساب ميشه

اين يه دادرسي واقعيه که توسط يه قاضي واقعي اداره ميشه

...البته، عاليجناب

اين يه دادرسي اداري ـه

اين دادگاه نماينده ي قانون ايالت يا فدرال نيست

...بلکه اوامرِ

اداره ي پليس نيويورکه

پس، "قاضي واقعي" در حالي که در اصل غير دقيق نيست

به نظر مياد اغراقه

مسلماً

بيايد 100 درصد دقيق باشيم

من فقط نماينده ي اداره ي پليس نيويورک هستم

ما امروز اينجاييم چون تو گند زدي

..و پليس نيويورک به من اختيار داده

که به عنوان يک قاضي واقعي از نظر اصولي

مقدار اين گندِ مذکور رو مشخص کنم

و يک توصيه در مورد اينکه

تو و همکارت ميتونيد به رابطتون با شهر

ادامه بديد يا نه، انجام بدم

حالا، اين واسه تو

به اندازه کافي دقيقه؟

:ترجمه و زيرنويس .:: pury800 ::.

ما امروز اينجا هستيم به خاطر يک نقض ويژه ي مقررات

نقض فرضيِ مقررات نقضِ

فرضي مقررات

هرچند من کنجکاوم تو ميگي که اين واقعه جزئي از

يک الگوي بزرگتره؟

تامي جناب نماينده

خب، نظرت چيه اقاي هلمز؟

اين جزئي از يه الگوي بزرگتره؟

ببخشيد، متوجه نميشم

تو بطور عادي قوانين رو ميشکني

در حين انجام تحقيقاتت؟

اه، نه تا جايي که يادم مياد، نه

پس تو تا حالا قانون شکني نکردي؟

همه قانون شکني ميکنن، خانوم واکر

به عنوان مثال

تو براي تمام ملاقاتهايي که تا حالا داشتيم

دقيقا 7 دقيقه زودتر ميومدي

تو هر روز دفترهات رو

دقيقا به يک شکل مرتب ميکني

تو يه عکس کوچولو از يک مجسمه ي قرن يازدهم نگه داشتي

تا بتوني قبل از اينکه کارت رو شروع کني بهش نگاه کني

تو ميگي شخصي موظف به چنين عادت روزمره اي

مثل مورد تو، تا حالا

به خاطر حفظ برنامه ـش چراغ قرمز رو رد نکرده؟

من در مورد اين نوع قانون شکني حرف نميزنم

پس، درجه اي از جنايتکاري قابل قبوله

و بقيه ش محدوديت هاي قابل مذاکره ست؟

سوالات رو مستقيما جواب بده، اقاي هلمز

اگه به خاطر احترام به اين نهاد اين کارو انجام نميدي

به خاطر افسري اين کارو انجام بده که در بيمارستانه

به دليل اين اتفاقي که افتاده

من هرگز به روشي که خانوم واکر ميگه قانون شکني نکرده ام

ما اظهاراتي از چندين افسر داريم که ميگن

نميدونن تو و همکارت

چطوري وارد اين همه خونه ي شخصي

و محل کار ميشيد در حالي که هيچکس اونجا نيست

همه فکر ميکنن شما بطور غير قانوني وارد ميشيد

پس، شما قفل اپارتمان ويکتور ناردين رو دستکاري نکرديد؟

شما بطور غير قانوني وارد سردخونه ي برادران مکتيرني نشديد؟

چنتا از افسرهاي ما حتي فکر ميکنن

تو به همکارت ياد دادي که چطوري اين کارو بکنه

افسرهايي که اين چيزا رو بهت گفتن، گيج شدن

تو ميگي شما به اين مکان ها وارد نشديد؟

چون شما از مدارک داخل اون مکانها استفاده کرديد

نه، من و خانوم واتسون وارد اين مکان ها شديم

فقط نه بصورت غير قانوني

مطمئن نيستم متوجه شده باشم

اين مال خيلي وقت پيشه ولي اگه درست يادم باشه

در بيشتر اين موارد، درها باز بودن

در شهر نيويورک؟

درهاي جلويي ساختمان باز بودن؟

نه فقط قفل باز بود بلکه خود در باز بود؟

من هم تعجب کردم

در چندين مورد ديگه

ما فکر کرديم صداي فريادِ کمک شنيديم

بعد معلوم شد که تلويزيون بود

که صداش زياد بود

پس يه اپيدمي مردمي وجود داره

که تلويزيون ها رو روشن ميزارن؟

يه بار صداي گريه ي يه سگ کوچولو رو شنيديم

فکر کرديم يه بچه ست که تو دردسر افتاده

عاليجناب، اجازه بديد شکاکيت خودم رو ثبت کنم

ثبت شد ولي مگه اينکه

شاهدي داشته باشي که بتونه اظهارات اقاي هلمز رو

انکار کنه چطور ميتونه؟

من و خانوم واتسون تنها افراد حاضر بوديم

اوه، من از خانوم واتسون ميپرسم که چه اتفاقي افتاد

عاليه، اين همه چيز رو روشن ميکنه

خب، يه نفر با شاتگان

اومد به اداره ي حوزه ي يازدهم

...اين يه ربطي با واقعه ي جيمز ديلن داره

نه، اين همه جوره بهش ربط داره

بعد از خلع سلاح کردن شواليه

ما توجه خودمونو

به مشخص کردن هويت اون و ملکه متمرکز کرديم

تا حالا کسي تو رو چيزي غير از "شواليه" صدا زده؟

اين وظيفه ي من بود که ملکه رو بکشم

من به خلوتگاه او احضار شدم

و به من گفته شد که فقط با مرگ

روح اون از شياطين نجات پيدا ميکنه

...اين خلوتگاه

ميدوني کجاست؟

اين وظيفه ي قسم خورده ي بود

اين به جايي نميرسه

اون اسکيزوفرني داره در وسط يه واقعه ي روان پريشي قرار داره

اين روزها طول ميکشه

و يه عالمه "ريسپريدون" نياز داره تا عقلش بياد سر جاش

اين مدت زماني نيست که به نفع ملکه باشه

در صورتي که هنوز زنده باشه

خب، کف چکمه هاش خون هست

احتمالا مال اونه

دوتا رسيد، هر دو مال خريد قهوه در اول صبح

يکي 6:27 صبح يکي 6:36 صبح

هر دو از يه مغازه

در خيابان پنجم و بيستم غربي

خب، شايد اون در منطقه ي "فلت ايرون" زندگي ميکنه

به همراه صدهاهزار ادم ديگه

فقط يکي از اونا اسمش "سايلس کول" ـه

More Farsi Persian subtitles for Elementary

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left