Atomic

Atomic

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Atomic S01
د لخوا تبصره ehsan_kh

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-09-29
ډاونلوډونه: 34
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 25

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫این سریال دارای الفاظ رکیک ‫و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

‫که ممکن است برای برخی ‫از بینندگان آزاردهنده باشند

‫ ‫

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫به چی اعتقاد داری، کارلوس؟

‫نمی‌فهمم چی میگی. ‫انگلیسی بلد نیستم

‫خیلی هم بلدی

‫انگلیسی بلدی

‫خیلی هم خوب می‌فهمی

‫حرومزاده...

‫ها؟

‫من به عشق اعتقاد دارم

‫توی این دنیا تنها چیزی ‫که داریم، عشقه، رفیق

‫عشق بین دو نفر

‫اون ارتباط بین‌شون

‫چیکار می‌کنید؟

‫می‌دونید ما کی هستیم؟ ‫می‌دونید برای کی کار می‌کنیم؟

‫دهنت رو ببند!

‫برادر، لطفاً بسپارش به من

‫وقتش رسیده بری با خدات روبه‌رو بشی

‫انگلیسی هستی؟

‫میشه باهاشون حرف بزنی؟

‫بهشون بگو من برای کارتل کار می‌کنم. ‫از کشور گینه بیسائو

‫- این مسیر ماست! ‫- وقت مرگت فرا رسیده

‫بپذیرش

‫وقتش رسیده بری با خدات روبه‌رو بشی

‫دعا کن

‫من قاچاقچی مواد مخدرم، دعا نمی‌کنم!

‫و هنوز وقت مرگم فرا نرسیده

‫بیخیال، رفیق

‫اصلاً اهل کجایی؟

‫کی هستی؟

‫نه، نه، نه، لطفاً نزن! ‫خواهش می‌کنم! نمی‌خوام بمیرم

‫من رو نکش!

‫بذارشون توی ماشین! یالا!

‫عجله کن!

‫بذارشون عقب ماشین!

‫بزن بریم!

‫- سوار شو! ‫- باید یه چیزی رو بیارم

‫- بشین پشت فرمون! ‫- لطفاً. فقط یه عکسه

‫توی ماشینمه

‫اگه دروغ بگی، می‌کُشمت

‫می‌بینی؟

‫برو!

‫یالا! بجنب!

‫سوار ماشین شو

‫- حرکت کن! ‫- برم کجا؟

‫فقط حرکت کن!

‫« هـسـتـه‌ای »

‫« قـسـمـت اول: بـریـتـانـیـایـی »

‫ ‫

‫جعبه‌ها باید با قاطرها حمل بشن

‫کسی در این مورد چیزی بهم نگفته

‫دوتا جعبه‌ان

‫هیچکس به من نگفته...

‫چی توی این جعبه‌هاست؟

‫اسم من «اوکسانا شیروکووا»ست

‫اسمم برات آشناست؟

‫پس می‌دونی نباید هیچ سوالی بپرسی...

‫و فقط باید اطاعت کنی

‫گوش کن

‫یادت نره، باید همیشه ‫از هم فاصله داشته باشن

‫فهمیدی؟

‫ناامیدتون نمی‌کنم

‫اوهوم

‫دو روز وقت داری

‫می‌خواستی این محموله رو ببری کجا؟

‫بیروت

‫فکر می‌کردم قراره بری به لیبی

‫این موادها برای اروپان، درسته؟

‫معمولاً آره. اما امروز نه

‫از بیسائو حرکت کردیم، از مالی رد شدیم، ‫الانم که توی الجزایریم

‫بعدش می‌ریم به لیبی. ‫بعدش یه هواپیما می‌برم به بیروت

‫مثل سفرهای همیشگی نیست

‫برو به سمت لیبی، ‫اما به سمت هواپیمات نه

‫من رو ببر به بِنغازی ‫(دومین شهر پرجمعیت لیبی)

‫- نمی‌تونم ببرمت به بنغازی ‫- می‌بریم

‫چون تازه جونت رو نجات دادم

‫مدیونمی

‫اونا ژاندارم هستن یا مال ارتشن؟

‫فکر کنم ژاندارمن

‫می‌شناسی‌شون؟

‫کارتل به اونا هم رشوه میده؟

‫اگه از اینجا ردم کنی، ‫شاید بذارم یه‌کم از محموله‌ت رو نگه داری

‫از ماشین پیاده نشو

‫هیچی بهشون نگو

‫اگه من رو لو بدی،

‫از پشت صندلی بهت شلیک می‌کنم

‫می‌زنم دقیقاً وسط ستون فقراتت

‫سروان سِبتی

‫مکس هستم. از بیسائو

‫این چیه؟

‫این چیه، مکس؟

‫ماشینت کجاست؟

‫آم... ما...

‫ما... جلسه...؟

‫شبه‌نظامی‌ها. اسلامی

‫- شبه‌نظامی‌های اسلامی؟ ‫- آره

‫شبه‌نظامی‌ها بهمون حمله کردن

‫تق، تق، تق!

‫ماشین...

‫ماشین من...

‫داغون شد

‫مجبور شدم با این ماشین بیام

‫کارلوس همکارم...

‫مُرد

‫یه کابوس بود، رفیق

‫یه کابوس بود

‫خدمت شما

‫این خدمت شما

‫بذارید رد بشه

‫فکر کنم یه مشکلی دارید

‫چیه؟

‫اسمت مکسه، ها؟

‫آره. مشکلش چیه؟

‫هیچی

‫مکس

‫پس فکر می‌کنی مکس دیوانه‌ای، مکس؟

‫توی صحرا می‌چرخی،

‫مواد جابه‌جا می‌کنی، ‫کارهای دیوانه‌وار می‌کنی، ها؟

‫نه، اونطور فکر نمی‌کنم

‫اسم تو چیه؟

‫رانندگیت رو بکن

‫فقط مهمات کلاشینکف هست. کالیبر ۷.۶

‫یکی از جناحین تیراندازی کرده. ‫کار قاچاقچی‌ها هم نبوده

‫جهادی‌مون اینجا نیست

‫خیلی‌خب، شرلوک، معلومه که اینجا نیست

‫قاچاقچی‌ها رو کشتن، ماشین رو گرفتن،

‫وسایل رو دزدیدن، و بعدش فرار کردن

‫به همکارهای خودش شلیک کرده

‫بهتون گفتم. اون حرومزاده خود شیطانه

‫به هیچکس وفادار نیست. ‫یه آدم حیله‌گر عوضیه

‫فرار کرده به سمت شمال. شاید بنغازی؟

‫نزدیک بود بگیریمش

‫چندین ساله دنبال اون حرومزاده‌ایم

‫به زودی گیرش می‌اندازیم

‫خیلی‌خب، الان چیکار کنیم؟

‫یه نوشیدنی بخوریم

‫یه طوفان توی راهه

‫یکی از جعبه‌های روس‌ها بود؟

‫نه

‫برید! برید! برید!

‫خداروشکر. اون عجوزه همه‌مون رو می‌کشه

‫برو

‫مسیر رو نمی‌بینم

‫هواپیمات کِی پرواز می‌کنه؟

‫فردا شب

‫اگه به پرواز نرسی چی؟

‫می‌کُشنم

‫خوب نیست

‫تو یه جهادی هستی؟

‫تو حتی نمی‌دونی کلمه‌ی «جهاد» یعنی چی

‫معنیش رو می‌دونم

‫یعنی یه نفر که اعتقاداتش مثل ‫تو نیست رو پیدا کنی و بُکُشیش

‫نه

‫جهاد یعنی تلاش

‫می‌تونه هر چیزی باشه

‫کار کردن و پول درآوردن،

‫تشکیل خانواده

‫یعنی تلاش‌ها و کارهایی که انجام می‌دیم

‫وقتی خدا توی زندگی امتحان‌مون می‌کنه

‫پس اون یه امتحان از طرف خدا بود؟

‫وقتی به رفقات شلیک کردی؟

‫تصمیماتی که موقع اون امتحانات می‌گیری

‫مشخص می‌کنن که تو درستکاری ‫یا یکی از جهنمی‌ها هستی

‫چرا بهشون شلیک کردی؟

‫چون من یکی از جهنمی‌ها هستم

‫و تو...

‫تو یه پیک هستی

‫آره، می‌تونی برای آمازون کار بکنی

‫حقوقشون اینقدر خوب نیست

‫و یه پیک هم نیستم

‫قاچاقچی مواد مخدرم

‫یه پیکی، رفیق

‫حقایق رو بپذیر

‫فقط مواد قاچاق نمی‌کنم

‫نه؟

‫نه

‫عتیقه‌جات هم قاچاق می‌کنم

‫برای همین قراره برم به بیروت

‫چه عتیقه‌جاتی؟

‫مجسمه

‫مجسمه؟

‫ ‫

‫مجسمه‌های کوچیک. خیلی ارزشمندن

‫با این محموله پولشون رو میدی

‫برو به بیروت و مجسمه‌ها رو بگیر

‫بعدش ببرشون به مراکش

‫مراکش؟ چرا مراکش؟

‫چرا سوال می‌پرسی، مکس؟

‫فقط می‌خوام بدونم ‫دارم چیکار می‌کنم، دنی

‫کاری که بهت میگم رو انجام بده

‫باید مجسمه‌ها رو جداگونه حمل کنید

‫دوتا مجسمه‌ان

‫تو و کارلوس هم دو نفرید

‫چرا باید جداگونه حمل بشن؟

More Farsi Persian subtitles for Atomic

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left